د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶۶
دارای متن همگام
استعاذه، بسمالله و افتتاح جلسه
لقاءاللّٰه ۶۶
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۱:۴۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۹ سرفصل
## استعاذه، بسمالله و افتتاح جلسه
۰:۰۰
## آیهٔ قرةٔ اعیان؛ آنچه در خفا مانده
۱:۰۰
## ظرفیت دنیا؛ لبخند حوری و قطرهٔ حمیم
۱:۲۰
## بیظرفیتی؛ شرح صدر
۲:۴۱
## فیض علیالدوام؛ حاج قاسم و سعهٔ وجودی
۳:۳۶
## تزکیه و تعلیم؛ راه سعهٔ وجودی
۴:۱۵
طهارت نفس.
۴:۵۶
ملا محسن دارد ترجمه — یا تفسیر انفسی — این آیه را میفرماید. اینجا بودیم:
۶:۱۴
## علم فکری یا عقل عملی؟ اخلاق خشک
۷:۳۰
## اعتراض ملائکه؛ مقدس نمیخواهم، آدم میخواهم
۹:۰۶
لذا بارها عرض کردهایم:
۱۱:۰۳
## گفتن از ما و عمل از مردم
۱۱:۵۴
## صوت استاد: دو ارتباط حق و خلق
۱۳:۱۴
## تمجمج در پیدایش کثرت؛ کَلَّتِ الألسن
۱۴:۳۲
## به حسب طاقت بشریه
۱۵:۲۲
## فصوص و قیصری؛ معنای ارتباط
۱۶:۳۷
## چشمروشنی لقاء؛ موتوا قبل أن تموتوا
۱۶:۵۸
کسی اینجا به این حقیقت رسید، مُرده است پیش از آنکه بمیرد.
۲۰:۱۴
## سعهٔ وجودی و درجات
۲۰:۳۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.
الحمدلله على کل نعمته و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله
و ربانی ایاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
شب جمعهست بعد از روضه و مناجات انشاءالله تطهیر قوای نفس صورت گرفته.
برای اینکه انشاءالله فهم بهتری از این حقایق
نصیبمون بشه در این فرصت بسیار کوتاه
صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهُم صَلّ عَلَى مُحَمّد
وَآلِ مُحَمّد وَعَجِّل
فَرَجَهُم. رسیده بودیم در باب لقاء الله به این فراز از کلمهی مکنونه
فرمایش ملا محسن فیض علیه رحمة
که و قال عز وجل فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ.
خدای منّان فرمودند خدای عزّ وجل فرمودند که هیچ کسی نمیدونه ما چی براش مخفی کردیم
که چشم روشنیش میشه.
چه چشم روشنیهایی براش مخفی کردیم،
نگه داشتیم در خفا.
اصلاً اینکه ما أُخْفِيَ لَهُم
اگرچه من قُرَّةِ أَعْيُنٍ روشنی چشمه،
اما اینکه أُخْفِيَ لَهُم هست چون این نشئه طاقتش رو نداره.
نشئه طبیعت طاقت و ظرفیت
و سعه و کشش
ظهور و بروز یک کدوم از نعمتهای بهشتی رو نداره.
بعد شده به اص-- حالا اون تازه انزل مراتبش که مثلاً لبخند حوری و عطر
بهشتی و سیب و گلابی که قبلاً عرض کردیم اگه بیاد این دنیا چه اتفاقی میفته عذابش هم همینطوره.
روایت داریم یک قطره
از حمیم جهنم اگر وارد این دنیا بشه همه عالم رو ذوب میکنه.
همه عالم، عالم نشئه، طبیعت، همه نشئه طبیعت رو ذوب میکنه.
چه خبره اونور. اینجا ظرفیتش رو نداره.
لذا میفرما چی؟ مَا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ.
خب باید ظرفیتسازی کنیم دیگه.
یکی از علل اینکه ما دستمون کوتاهه از حقایق عزیز دلم،
بی ظرفیتی ماست.
یکی از مهمترین دلایل اینه.
ما ظرفیتسازی نکردیم. قبلاً هم که عرض کردیم راه
سعهی وجودی چیست؟ یکی از بهترین دعاهایی که در حق خود،
زن و فرزند و دوستان و رفیقامون میتونیم بکنیم همینه.
خدا رحمت کنه از تهّلمر همیشه میفرمود خدا شرح صدرتون بده.
خدا به شما شرح صدر بده.
شرح صدر. رب اشرح لی صدری.
این انشراح، سعه،
انبساط، وسعت سینه، گشادگی.
این نیست در ما. ضیقه.
هممون متاسفانه دچار تنگی
و ضیغ وجودی شدیم.
آمادگی نداریم. لذا
حقایق آنفاً آن،
علی الدوام به نحو اطلاق
در حال انزال و تنزیلاند.
چه دفعی، چه تدریجی.
ما برای هیچکدوم خودمون رو آماده نکردیم.
لذا میاد به بغل دستیمون نصیب میشه، به من نمیشه.
همون فیضی که سر حاج قاسم سلیمانی ریخت سر من و شما هم ریخت.
اون استفاده کرد، ما نکردیم.
چرا؟ سعهی وجودی ایجاد کرد.
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ
يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ. این آیاتی که اون پیغمبر مبعوث شده که اومده اینها رو تلاوت کنه
که چی بشه؟ و يزكِّيهَمْ
تزکیه، طهارت.
وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ.
بارها عرض کردیم حضرت استاد فرمودند، تصریح فرمودند به
همین آیه که
راه سعهی وجودی این دو تاست.
تطهیر، تطهیر وجود،
تطهیر قوای نفس أَمَّا الظَّاهِرُ وَبَاطِن طهارت نفس به یک معنا و ادب آموزی.
يزكِّيهَمْ طهارت نفس.
يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ
ادبآموزی، تعلیم
که مجموعاً میشه تربیت.
تربیت بتونه بدون تزکیه فایده نداره.
میشه مثل کسی که میاد پز
مدرکش رو میده. آقای مردم بدونید من دکترای فلان رو گرفتم،
کارشناسی ارشد فلان رو گرفتم و
باورتون میشه تو هیئت ما هستن عزیزانی که
هیچکدومتون خبر ندارن مدار-- نداریم و ندارید
که اینها مدارک عالیه دارن.
مدارک عالیه حوزه و دانشگاه دارن.
در حد دکترا و ارشد و اینا.
ولی یک بار ازشون ما شنیدیم؟
نشنیدیم. ولی اون طرف تو سری بیظرفیت راه میفته آی
، خودش رو
متاسفانه بیظرفیتی خودش رو لو میده.
حالا این بحثیه خودش. یه بحثیه که بماند چون ما از این قسمت رد شدیم دیگه
رد میشیم. ولی جای بحث بسیار اینجا داره.
أي من حالا داره ترجمه میکنه که اینجا بودیم.
ترجمه یا تفسیر انفسي این آیه رو ملا محسن فرمودند أي من المعارف الحقيقية
والحقائق الالهیه التي هي قرة عين البصیره.
این معارف حقیقیه و حقایق الهیه همون علومه، علوم حقیقیه است
منظور. اینها همون
رو-- چشم روشنیاند بر اهل بصیرت.
این حقایق، این معارف، این علوم الهی، اینها
و نور صویداء القلب.
اینجا بودیم که جلسه پیش پیرامون اون گوشه گوشههای قلب و تاریکیهای کنج قلب سخن گفتیم
و ترسوندیم خودم و شما رو.
اینجا بودیم. حالا منظور از این معارف حقیقیه و حقایق الهیه
چیه؟ بالاخره
این علوم چیاند؟ چون فرصت نیست و من میخواستم
حداقل یه بیست، بیست و پنج دقیقه پیرامون این قصه صحبت کنم
بعد برسیم به سخن و جان کلامی که خود حضرت استاد فرمودند و
کامتون شیرین بشه به لسان
پربرکت ایشون. چون فرصت نیست فقط بیان استاد رو پخش میکنم.
براتون یه تکه چند دقیقهای کوتاه میگذارم.
ببینیم منظور نظر حضرت استاد
از این علوم و معارف الهیه در باب عرفان چیه؟
منظور اینها چیاند؟ علم فکریاند
یا صرفا عقل عملیاند؟
علم رو کنار بگذاری صرفا دنبال عملیات بندگی بری.
ذکر و ورد بگی و نماز بخونی و روزه بگیری
یا نه صرفا علم فکری و ورزش فکری و کار علمی و کتاب و درس و بحث و
عمل خیلی نکنی یا دو تاش رو چگونه بردار-- اصلاً اخلاق چیه؟
اخلاق چیه؟ اخلاق ما فکر میکنیم یه مشت دانستنیهاست که آقا
مثلا جود اینه، کرم اونه،
عفو اونه، غض بصر اونه،
حلم اینه، صبر اینه.
خب اینا که دانستن لفظه.
به قول استاد یه کتاب در خصوص ترجمه الفاظ و کلمات و اسماء
بخونیم متوجه میشیم.
این که تعلیم نشد. اخلاق، اخلاق خشک
یعنی آقا کتاب تهذيب الأحوال مرحوم ابن مسکوی رو بردار بخون
یا مرحوم نراقی کتابش رو بردار جامع السعادات یا معراج النرا--
معراج السعادت رو بردار بخون.
کتاب اخلاق علامه شبر رو وقت بردار بخون.
این کتابهای اخلاقی رو بردار بخون
و بدان که چه خبره.
این اخلاق خشکه. اخلاق مقدسات.
اخلاق مقدسات. اما
اونجایی که ملائکه اشکال کردند به خدا
که چرا داری کسی رو
در زمین جعل میکنی که خون بپاشه و خون بریزه و فساد کنه و
"أتجعل فيها من يفسد فيها
و يسفك الدماء". در حالی که "نحن مقدسو مسبحو بحمدک و نقدس لك".
ظرفیت ملائکه در همین حد بود.
ما تسبیحت میگیم تقدیست میکنیم.
چرا آدم رو داری میاری؟ خدا چی جواب داده به نظر شما؟
"إني أعلم ما لا تعلمون".
من یه چیزی میدونم که شما نمیدونید.
حضرت علامه هر وقت این آیه رو قرائت میکردند میفرمودند اساتید ما اینجا
متعبره میفرمودند. میگفتند خدا
اینجا فرموده که من مقدس نمیخوام، آدم میخوام،
آدم. "وعلم آدم الأسماء كلها" آدم.
مقدس نمیخوام که جا نماز آب بکشه و
تسبیح دستش بگیره و بس بس کنه
یا نه صرفا کتاب بردارد و پز علم و دانش فکریشو بده.
نه. بداند و بچشد
و برسد و عمل کند.
عمل کنه به اونچه که میداند.
پیاده بشه. از من و شما بپرسند آقا
بفرمایید ببینم الرؤوف یعنی چی؟
الودود یعنی چی؟ میگیم به به!
خب ودود یعنی مثلا یتیم رو دیدی زانوت بلرزه، دستش-- دست بکشی به سرش.
نتونی مثلا محبت نکنی.
به شدت مهربان باشی به یه یتیم، به یه گرفتار، به یه فقیر.
خیلی مح-- محبت کنی.
خب، خب اینو میدانیم.
و ما وقتی یتیم از کنار ما رد شد بیتفاوت باشیم،
این به چه درد ما میخوره؟
در عمل به چه درد ما خورد؟
لذا بارها عرض کردیم "تواصوا بالحق"
این حوزه عقل نظریه "وتواصوا بالصبر" حوزه عقل عملی.
دو تاش باید با هم باشه. چوب میزنن به من و شما اگر بدانیم و عمل نکنیم
و اگر هم فرار کنیم از دانستن باز چوب میخوریم.
چون "تواصوا بالحق" هم داریم.
چرا نرفتی تواصی و توصیه به حق کنی؟
علم فکری برداری، ورزش فکری کنی؟
چرا از کتاب دور بودی؟
چرا از عالم قهر بودی؟
چرا از درس و بحث فاصله گرفتی؟
از اون طرف هم کسی که
"وتواصوا بالصبر" عقل عملی رو،
عملیات بندگی رو ترک کنه،
صرفا بداند، کتاب بخواند، درس و بحث و اینها برای دیگران بگه مثل من.
این هم چوب میخوره.
به قول حضرت علامه
میفرمودند که استاد ما حضرت علامه شهرانی
میفرمودند که گفتن از ما و
متعبره میفرمودند، گفتن از ما و عمل از مردم.
بعضیامون مثل من اینطوری شدیم دیگه عادت کردیم به گفتن.
گاهی اوقات حالا اونهایی که از راه
دور هم از فضای مجازی بهره میبرن از این مباحث که مال بنده هم نیست سر سفره علامه هستن
نوش جونشون. اونها بدون بعضی موقعها یه دفعه وقفهای میافته یعنی مثلا چند جلسه صحبتی نمیشه،
جلسات تعطیل میشه. اصلا وظیفه ما اینه که وقتی دیدم عاد-- من
دارم حراف میشم فقط دارم حرف میزنم، دارم عادت میکنم به حرف زدن مراقب خودم باشم.
قرار نیست آدم دائم فقط حرف بزنه که.
باید تعطیل کنه یه ذره تو خودش بره، دیگران هم براشون عادی نشه.
حالا بحث چی بود؟ در حوزه
چیستی المعارف-- المعارف الحقیقیه والحقایق الالهیه.
این علوم و معارف چیان در علم عرفان؟
در علم عرفان چیان اینا؟
اجازه بدید یه چند دقیقهی کوتاهی صوت خود حضرت استاد رو بشنوید.
به جانتون انشاالله احلی من العسل باشه.
تعالی من حيث دو ارتباط من حيث
ارتباطه بالخلق یک
و انتشال عالم منه
که ارتباط عالم از او انتش.
این دو، به این دو جهت.
خب البته که به حسب طاقت البشرية به اون اندازهای که
مقدورمون هست. دیروز نبودیم و
یه چند ساعتی اینجا به سر میبریم و
فردا از این نشره رخت بر میبندیم
به سوی عوالم دیگر.
درست؟ به همین طور عالم به عالم که
همونطور که اینجا داشتیم
بعدها به تکامل برزخی هم داریم
و در هر نشئه ای که انسان قدم میگذارد،
بله، در هر رحیمی که به سر میبرد، الان هم در این رحم دنیا به سر میبرد تا چند دازه میتواند که راجع به این کلمات
وجودی، ربط حق به خلق، نحوه پیدایش خلق
از حق تعالی، نحوه کثرت کلمات.
این مقدار حرف هم که زدن خیلی کار کردن خیلی هنره.
نظر شریف شما هست که یک جا
در این گونه مسائل پیدایش کثرت
در شرح اشارات فخر رازی به
شیخ اعتراض کرده بود که
چرا به من و من و به تمجمج حرف میزنی؟
چرا واضح حرف، بله، چرا حرف نمیزنی اینطور به تمجمج و به من و من.
بعد خواجه بهش فرمود آخه اینجا جاییست که
زبان عقلا همه کلت اللسان.
اینا همه لال شدن همه،
بله، دهن بستن،
خاموش شدن، به حیرت فرو رفتن.
خیلی آدم میخواد که این مقدار من و من و
تمجمج هم داشته باشه. اینطوره دیگه.
بله. خیلی کار هم کردن که این مقدار را پیاده کردن حرفش رو زدن.
اینه که به حسب طاقت البشرية این به حسب طاقت البشرية رو میخوندیم، خوندیم
در کتابها، در منطق کتابهای فلسفی دیگر
اینها خوندیم. ما حالا
بالا آمدیم، ورزشی فکری کردیم، تعمل کردیم، غور کردیم، حرف شنیدیم، حرف گفتیم.
الان تولید دیگری به حسب طاقت البشرية برای من و شما خودشو نشون میدهد این معنا.
چرا فرمودید به حسب طاقت البشرية؟
اسم منه از این علم الهی که الان گفتیم
اسم منه ما یتأثر معرفته.
بله منه حالا بعضی از این،
اونم چه بحث. بله که
بخواهیم بگیم که معلوم کدام هست
از محصولات بخواهیم جدا کنیم.
البته تخصیص اکثر لازم میاد.
حالا معلوم چقدر هست. اسم منه ما یتأثر معرفته
كما اونجاهایی که فيما
فيه حیرت الكمال.
اونها سر به گریبان حیرت فرو بردن.
بله اونا که الكمال سر به گریبان حیرت فرو بردن.
بله دیگران در معرفت اون امور چه بگویند؟
کلت اللسان. به این نحوه.
خیلی خب. بعد در فصوص راجع به همین بحث
خیلی به تفصیل شیخ در متن و شارح قیصری در شرح و شروح دیگر.
حالا چون شرح قیصری درسیه حرف
او زده میشه. ایشون عنوان فرمودن
این دو ارتباط را که
به عرض میرسوند. در فرش آدمی همین اولین فرش صفحه نود و سه.
حالا از اون شو اینو
به، به عنوان یادآوری دارم به عرض میرسانم که
لفظ چون نداریم ارتباط گفته شده
غرضم از خوندن این چند سطر این است که
معنی ارتباط پیاده هست.
دیگه تنبیهه. بله یادآوریه، تذکره اینطور.
ارتباط میدونیم که عرض رسوندیم، اشاره کردیم.
ما در دامنه این نشئه
بزرگ شدیم و الفاظ متداول در این نشئه برای ما عرصه
ارتباط خیلی وسیعه.
عرصه لهو، لام، لام ملک
بله به عرض رسوندیم.
حالا ما نه خوندیم بله مع-معنای
لام چهارم رو اونجا ابمل ملموسیم که اللام لل بله للملک.
حالا اینجا حضرت استاد میرن سراغ معانی انزل مراتب و
اشنخ مراتب
معانی مثلاً به عنوان نمونه لام
و اینو ربط میدن به
دو ارتباط که منظور از اون ارتباط چیه؟
ارتباط حق به خلق،
ارتباط خلق به حق.
این ارتباط که اول تا روشن کردن موبایلو دو تا ارتباط رو علامه فرمود.
می فرمود که اصلاً موضوع ار-- علم عرفان همینه.
که کتاب مصباح العنس محورش هم همینه.
ارتباط خلق به حق،
چگونگی سرایان حق در خلق،
این یک ارتباط. ارتباط دوم،
چگونگی ربط خلق
به حق. یعنی
چگونگی انتشار خلائق
از ذات باری.
این میشه موضوع چی؟ این علمی که
اینجا ملا محسن داره می فرماید که
المعارف الحقیقیه والحقائق الالهیه.
می فرماید آنچه که خدا
برای ما مخفی کرده که نور چشم ماست و در لقای او
این حاصل میشه، فهم و چشیدن این حقیقته.
چگونگیه. یعنی علوم حقه دو تا حرف بیشتر نداره.
چگونگی ربط
حق به خلق که سرایان پیدا کرده در
خلائق و چگونگی
ربط خلق به حق
که انت-- منتشر شدن از ذات ربوبی.
این، اون چشم روشنیست که خدا نگه داشته برای اهل ایمان.
چه بهتر که اینجا بهش برسیم و معنای لقاء الله هم چشیدن این حقیقته.
کسی اینجا به این حقیقت رسید موتو قبلا انت موتو.
کسی اینجا به این نرسید،
اون ور در، فرمود علامه اینجا در تکامل برزخی تو همین وویس که الان پخش کردیم بود.
اینم جلسه چهل و دوه، جلسه چهل و دو
شرح مصباح العنس مرحوم ابن فناری بود.
یه بخشی از ابتدای جلسه بود.
اونجایی هم که به قدر طاقت بشریه رو علامه فرمودن منظور چی بود؟
همون سه وجودی که قبلش من توضیح دادم.
این حقایق بالاخره در هر کسی نسبت به طاقت
و ظرفیت وجودیش نازل میشه.
تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض
والذین اوتوا العلم
درجات. آدما با هم متفاوتن، فرق میکنن، ظرفیتشون و طاقتشون فرق میکنه.
لذا فهمشون، درکشون و چشیدنهاشون هم فرق میکنه.
چه خوب که انسان پشت سر یه انسان کامل و جامع الاطرافی
راه بیفته. ما که دستمون به امام زمان نمیرسه.
پشت سر مثل علامهها راه بیفتیم خیالمون راحت باشه
که به ما بچشونن و ما رو برسونن.
انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات. اللهم صل على محمد وآل محمد و
عجل فرجهم.
جلسه قبل
جلسه بعد