ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ شصت‌وششم سلسلهٔ «لقاء الله» حجت‌الاسلام بیات، شب جمعهٔ ۲۰ مهر ۱۴۰۲، بخش سوم سخنرانی است. از فراز کلمات مکنونهٔ ملا محسن فیض ادامه می‌دهند: آیهٔ «فلا تعلم نفس ما أخفي لهم من قرة أعين». چشم‌روشنی‌ها در خفاست چون نشئهٔ طبیعت طاقت نعمت بهشتی — و نیز قطرهٔ حمیم جهنم — را ندارد؛ باید ظرفیت‌سازی کرد. دست کوتاه از حقایق از بی‌ظرفیتی است؛ بهترین دعا شرح صدر است. فیض علی‌الدوام نازل می‌شود؛ همان فیض سر حاج قاسم سلیمانی و سر ما ریخت، او سعه ساخت و ما نه. راه سعه دو تاست: یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب والحکمة؛ تربیت بدون تزکیه پُز مدرک است. تفسیر انفسی فیض: این قرة اعیان معارف حقیقیه و حقایق الهیه است، نور سویدای قلب. اخلاق دانستن الفاظ و کتاب تهذیب و جامع‌السعادات و معراج نیست؛ اخلاق خشکِ مقدَّسات است. خدا مقدس نمی‌خواهد، آدم می‌خواهد که بداند و بچشد و عمل کند. تواصوا بالحق عقل نظری است و تواصوا بالصبر عقل عملی؛ هر دو ترک‌کردنی است. علامه شعرانی: گفتن از ما و عمل از مردم. سپس صوت استاد پخش می‌شود: موضوع عرفان و محور مصباح‌الانس دو ارتباط است — سریان حق در خلق و انتشار خلق از ذات. به حسب طاقت بشریه؛ فخر رازی تمجمج شیخ را عیب گرفت و خواجه گفت اینجا زبان عقلا کَلَّت. علوم حقّه همین دو چگونگی است و لقاء چشیدن آن است؛ موتوا قبل أن تموتوا. ظرفیت‌ها فرق دارد؛ پشت انسان کامل باید رفت.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و افتتاح جلسه
  • آیهٔ قرةٔ اعیان؛ آنچه در خفا مانده
  • ظرفیت دنیا؛ لبخند حوری و قطرهٔ حمیم
  • بی‌ظرفیتی؛ شرح صدر
  • فیض علی‌الدوام؛ حاج قاسم و سعهٔ وجودی
  • تزکیه و تعلیم؛ راه سعهٔ وجودی
  • تفسیر انفسی ملا محسن: معارف حقیقیه
  • علم فکری یا عقل عملی؟ اخلاق خشک
  • اعتراض ملائکه؛ مقدس نمی‌خواهم، آدم می‌خواهم
  • تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
  • گفتن از ما و عمل از مردم
  • صوت استاد: دو ارتباط حق و خلق
  • تمجمج در پیدایش کثرت؛ کَلَّتِ الألسن
  • به حسب طاقت بشریه
  • فصوص و قیصری؛ معنای ارتباط
  • چشم‌روشنی لقاء؛ موتوا قبل أن تموتوا
  • سعهٔ وجودی و درجات
  • خاتمه

نکات کلیدی

  • آنچه خدا از قرة اعیان مخفی کرده در این نشئه ظهور نمی‌کند؛ طبیعت طاقت نعمت بهشتی را ندارد.
  • انزل مراتب بهشت اگر بیاید دنیا را دگرگون می‌کند؛ یک قطره حمیم جهنم همهٔ نشئهٔ طبیعت را ذوب می‌کند.
  • دست کوتاه از حقایق بیش از هر چیز از بی‌ظرفیتی است؛ باید ظرفیت‌سازی کرد.
  • یکی از بهترین دعاها شرح صدر است: رب اشرح لی صدری.
  • حقایق علی‌الدوام، دفعی و تدریجی، در حال تنزیل‌اند؛ گیرنده باید سعه داشته باشد.
  • فیض یکی است؛ حاج قاسم استفاده کرد چون سعهٔ وجودی ساخت.
  • راه سعه دو تاست: تطهیر قوای نفس (ظاهر و باطن) و ادب‌آموزی؛ مجموع تربیت است و تربیت بدون تزکیه بی‌فایده است.
  • پُز مدارک عالیه نشانهٔ بی‌ظرفیتی است؛ دارندگان مدارک حقیقی آن را به رخ نمی‌کشند.
  • تفسیر انفسی فیض از آیه: معارف حقیقیه و حقایق الهیه قرة عین البصیره و نور سویدای قلب‌اند.
  • اخلاق دانستن تعریف جود و کرم و عفو نیست؛ آن تعلیم الفاظ است نه تعلیم.
  • خواندن تهذیب‌الأخلاق و جامع‌السعادات و معراج‌السعادة و اخلاق شُبَّر اگر در لفظ بماند اخلاق خشک و اخلاق مقدَّسات است.
  • ملائکه تسبیح و تقدیس را ظرفیت خود دانستند؛ خدا فرمود من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید: مقدس نمی‌خواهم، آدم می‌خواهم.
  • آدم کسی است که اسماء را می‌داند و می‌چشد و می‌رسد و عمل می‌کند؛ جانمازتر کردن و پُز علم هیچ‌کدام آدم شدن نیست.
  • الرؤوف و الودود را دانستن وقتی یتیم بی‌تفاوت می‌گذرد به کار نمی‌آید.
  • تواصوا بالحق حوزهٔ عقل نظری است؛ تواصوا بالصبر حوزهٔ عقل عملی. ترک هر کدام چوب دارد.
  • علامه شعرانی: گفتن از ما و عمل از مردم. حرّاف شدن وظیفه را تعطیل موقت می‌طلبد تا حرف عادت نشود.
  • موضوع عرفان و محور مصباح‌الانس دو ارتباط است: سریان حق در خلق، و انتشار خلق از ذات باری.
  • این دو حرف تمام علوم حقّه‌اند و همان چشم‌روشنیِ مخفی و معنای چشیدن لقاء الله.
  • سخن از کلمات وجودی و پیدایش کثرت به حسب طاقت بشریه است؛ حتی کاملان اینجا به حیرت‌اند.
  • فخر رازی تمجمج ابن‌سینا را در شرح اشارات عیب گرفت؛ خواجه نصیر گفت زبان عقلا اینجا لال می‌شود. همین مقدار تمجمج هنر است.
  • لامِ مِلک انزل معنای ارتباط در نشئهٔ ماست؛ علامه از انزل تا اشرفِ معنای ارتباط را به دو ربط حق و خلق می‌برد.
  • فص آدمی فصوص و شرح قیصری (صفحهٔ ۹۳) این دو ارتباط را عنوان کرده‌اند.
  • آنکه اینجا بچشد، موتوا قبل أن تموتوا؛ آنکه نچشد در تکامل برزخی با همین حقیقت روبه‌رو می‌شود (جلسهٔ ۴۲ شرح مصباح‌الانس).
  • رسولان و عالمان درجات دارند؛ ظرفیت‌ها یکی نیست. دست به امام زمان نمی‌رسد؛ باید پشت انسان کامل و جامع‌الاطراف — مثل علامه‌ها — رفت تا بچشانند و برسانند.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله؛ قرة اعیان / قرة عین البصیره؛ أخفی لهم؛ نشئهٔ طبیعت؛ ظرفیت‌سازی؛ سعهٔ وجودی / ضیق وجودی؛ شرح صدر / انشراح؛ انزال و تنزیل دفعی و تدریجی؛ تزکیه و تعلیم؛ تربیت؛ طهارت قوای نفس (ظاهر و باطن)؛ تفسیر انفسی؛ معارف حقیقیه و حقایق الهیه؛ سویدای قلب؛ علم فکری و عقل عملی / عقل نظری؛ اخلاق خشک / اخلاق مقدَّسات؛ اسماء؛ الرؤوف و الودود؛ تواصی به حق و صبر؛ دو ارتباط حق و خلق؛ سریان حق در خلق؛ انتشار عالم از ذات؛ کلمات وجودی؛ پیدایش کثرت؛ تمجمج؛ کَلَّتِ الألسن؛ حیرت کُمَّل؛ طاقت بشریه؛ تخصیص اکثر؛ لام مِلک؛ موضوع عرفان؛ موتوا قبل أن تموتوا؛ تکامل برزخی؛ انسان کامل / جامع‌الاطراف.

آثار و منابع: کلمات مکنونهٔ ملا محسن فیض کاشانی (فراز فلا تعلم نفس… و تفسیر انفسی آن)؛ تهذیب الأخلاق ابن‌مسکویه؛ جامع السعادات و معراج السعادة نراقی؛ اخلاق علامه شُبَّر؛ نقل اساتید علامه در تفسیر «إنی أعلم ما لا تعلمون» (مقدس نمی‌خواهم، آدم می‌خواهم)؛ علامه شعرانی («گفتن از ما و عمل از مردم»)؛ صوت حضرت استاد از جلسهٔ ۴۲ شرح مصباح الانس ابن‌فناری؛ فصوص الحکم ابن‌عربی، فص آدمی، و شرح قیصری (صفحهٔ ۹۳)؛ شرح اشارات خواجه نصیر و اعتراض فخر رازی در مسئلهٔ پیدایش کثرت؛ حدیث «موتوا قبل أن تموتوا»؛ روایت قطرهٔ حمیم جهنم؛ ذکر حاج قاسم سلیمانی به‌عنوان نمونهٔ سعهٔ وجودی.

آیات و اذکار یادشده: فاتحه/۱؛ فاتحه/۵؛ سجده/۱۷؛ طه/۲۵؛ جمعه/۲؛ بقره/۳۰؛ بقره/۳۱؛ عصر/۳؛ بقره/۲۵۳؛ مجادله/۱۱؛ استعاذه از همزات شیاطین؛ لا حول و لا قوة؛ سلام بر داعی الله؛ صلوات و تعجیل فرج؛ الحمد لله رب العالمین.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.