د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۰
دارای متن همگام
آغاز جلسه و استغاثه به حضرت حجت
جلسه پانزدهم سفره کرامت حسنی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۰۸:۰۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳۰ سرفصل
سه بار فریاد استغاثه به صاحبالزمان علیهالسلام را تکرار میکنیم؛ که فریادرس این زمان اوست:
۰:۲۶
## هدیهٔ امروز از همهٔ جلسات مهمتر است
۱:۲۴
## پیشتازان در معرض هجمه
۱:۴۸
## پویش پرچم سرخ و دعوت تحت لواء یا زهرا
۲:۰۸
## هشدار از سوءاستفاده در کانالها
۳:۱۳
## هوش مصنوعی باستانی: هوش جنی
۵:۱۳
همین آیه را که بارها برایتان قرائت کردهام. سورهٔ اعراف، آیهٔ دویستویک. میفرماید:
۹:۰۳
## ناس و فلق در جماعت؛ خنّاس جنی و انسی
۹:۴۴
## تعویذ از همزات و از حضور شیاطین
۲۰:۱۵
به ترتیب، از سورهٔ بقره میرویم تا مزمل.
۲۲:۱۶
## بهترین دستور برای شرّ شیاطین آخرالزمان
۲۶:۱۰
## آب باران در شهر صنعتی و بدلهای آن
۲۷:۵۹
## بازگشت به مشاهد الألوهیة و نصیحت ملاصدرا
۲۹:۲۶
و آنچه در کریمه آمده:
۳۰:۵۹
و حتی از این مرتبه نیز فروتر رفته، در مرتبهٔ جمادات. واقعاً در مرتبهٔ جمادات؛ چنانکه در کریمه:
۳۱:۱۹
## هیچ گناهی بیاثر بر نفس نیست
۳۲:۲۷
## صالحان بینور و کعبهٔ مقصود
۳۳:۲۸
## داستان درختچهٔ زیتون و کپک
۳۷:۱۱
## عصارهٔ اسفار و فتوحات در زبان عامهفهم
۳۹:۲۸
## مراتب اعوان وجود؛ ربّ عقول و نفوس جزئی
۳۹:۴۹
## تعارض ظاهری اصطلاح فلسفه و عرفان
۴۲:۰۸
## عقل مدرک کلیات است و قلب مدرک مشهودات
۴۵:۵۷
و این آیهٔ بسیار زیبا که فرمود قلبی دارم که با آن تعقل میکنم:
۴۸:۵۰
## اسم مصوّر؛ ربّ رتبهٔ خیال
۵۴:۱۲
## خیال میان جبروت و ناسوت؛ وصول از مقید به مطلق
۵۷:۱۸
## رتبهٔ طبع و بدن؛ کون جامع
۵۹:۳۷
## عبور از ماده و نیاز به مخرج
۵۹:۵۷
## ربّ عظیم و ربّ اعلی در نماز
۱:۰۰:۱۸
## سجده: خاک و اعلی؛ دریای توحید صمد
۱:۰۳:۵۲
یعنی همهجا را پر کرده. این در سجده اتفاق میافتد. الله اکبر.
۱:۰۷:۴۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایکا نعبد و ایکا نستعین.
الحمدالله علی کل نعمه و اسال الله من فضله.
المستغاث بک یا صاحب الزمان، المستغاث بک یا صاحب الزمان،
المستغاث بک یا صاحب الزمان.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمت الله.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا لثوابه فداه.
ان شا الله که عزیز زهرا هر کجا تشریف دارن حالشون خوب باشه و از صائگ هم ما رو دعا کنن.
صلواتی خط بفرمایند. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل
فرجهم. به فضل الهی
باز هم الحمدالله که شما رو دیدیم و زیارت کردیم و مجتمع شدیم در این مسجد باصفا
و از نفوس پاک شما ان شا الله بهره ببریم.
پیش از اینکه هدیه بسیار، بسیار، بسیار مهم امروز رو که
بتونم بگم در تمام این جلساتی که ما هدایایی گفتیم هیچ کدومش به اهمیت امروز نبوده و
جایگاهش به هدیه امروز نمیرسه.
پیش از اینکه این رو عرض کنیم
یه مقدمهای بشم. حالا من قبلاً...
خب معمولاً کسایی که
پیشتازن، جلو دارن، علمدارن یک
چیزی رو به ابتدا شروع میکنند
بیان کردن یا طرحی رو مطرح میکنند که کسی
قبلاً نکرده مورد هجمه
مخالفین و معاندین و اینها قرار میگیرن.
ما وقتی بحث احراز و ابراز رو شروع کردیم خیلی فحش خوردیم از خیلیها.
در حالی که ما چیزی نگفتیم جز از اهل بیت علیهم السلام و بزرگان.
اینقدر که برای مردم گفته نشده بود،
تأسفانه برای خیلیها عجیب اومد.
در حالی که شما حالا الحمدالله برای مؤید اون اوایل خیلی اذیت شدیم ولی الان یواش یواش بعضیا هم به صدا در اومدن.
اونها هم شروع کردن، هم صدایی کردن،
کمک کردن. مثل
پویش پرچم سرخی که الحمدالله کلید واژهاش تو همین جلسه خورد،
دعوتش از همین جا صورت گرفت کنار شهدا، همین لواسی
و الحمدالله تاثیرش رو در کل کشور حتی خارج از کشور دیدیم که تشیع آقامون
یکپارچه سرخ شد.
این برکت همین دعوت
تحت لواء یا زهرا بوده و نفوس پاک شما برکت داره.
این هم همین طوری الحمدالله داره برکت میخوره و خیلیها پیوستن.
لکن متأسفانه یه سری هم دارن سواستفاده میکنند.
مراقب این سواستفادهها باشید که حالا
تکثیری از صحبت بنده رو تو کانالها میگذارند، میگن به توصیه فلانی هرز نوشته میشه این قیمت.
الان فکر میکنن تحت نظارت ماست یا بنده دارم مینویسم.
اینها نیست. و
خصوصاً در واقع اون موضوعی که ما پیرامون هوش مصنوعی گفتیم.
حالا الحمدالله هی داره مؤیدهاش بیرون میاد.
بعضی از اون کلیپهایی میفرستن برای ما.
میبینیم که دقیقاً فهمیدن قصه چیه.
خدا حفظ کنه آقای عالی رو که
چقدر دوست داشتنیاند ایشون حجت الاسلام عالی که
موضوع لو رفتن جای فرماندهها رو وقتی گفتن توسط شیاطین جنی صورت گرفته بره، ایشون خندیدن.
متأسفانه دیندارها و
انقلابیون ما ایشون رو زدن.
این حرفهای بیخود چیشو هم میزنه؟
اینها در حالی که اینها بیخود میگفتن.
حالا مخصوصاً در خصوص هوش مصنوعی نانو بات
ما خیلی حرفها داریم که
حالا دوستانم دارن تحقیق میکنن،
رفقای ما و بعداً اطلاعاتش رو برای من هم میفرستن.
این پروژه ترابشریت هوش مصنوعی نانو بات رو حتماً مستحضر هستید که
کنترل در حقیقت خود انسانه.
خود انسان کنترل میشه به صورت که شما میدونید خود نانو باتها
توسط هوا،
دارو، آب، غذا میتونه وارد
بدن انسان بشه. علت اینکه من معمولاً دقت کنید حالا شما
به صراحتون فرق میکنه من دعوت از شما نمیکنم به این کار.
اما معمولاً من تو اجتماعات عمومی چیزی نمیخورم.
اگر طرف رو بشناسم مطمئن باشم ازش.
خیلی کارها میتونم بکنم. اینو که وقتی خوردی
بعد وارد بدن میشه.
دستگاههایی هست که حالا شما اون نقشه راهشون رو اگر دیده باشید، اون
نقشه رو جلوتون بذارید بالا انتها اون گوشه سمت چپ
یه عنوانی نوشته هوش مصنوعی باستانی.
باستانی؟ هوش مصنوعی و یا قبلاً هوش مصنوعی وجود داشته؟
منظورش همون هوش مصنوعی
شیطانیه یا جنیه
که از طریق اینها هم این علوم داره منتقل میشه
هم اطلاعات پیرامون من و شما.
اونها یک دیتایی دارن از تک تک من و شما انقلابیها.
هرچی هم که مشهورتر باشه و اینا
اطلاعاتشون دقیقتره. اینو جدی بگیرید که از طریق اجنه اینها
هم این علم رو گرفتن هم اطلاعاتش، اطلاعات اشخاص و افراد رو
که وقتی اینو وارد
بدن میشه. حالا اطلاعات شما وارد یه ابری میشه توسط
هوش مصنوعی، سیستم عصبی شما، مغز شما تحت کنترل اونا قرار میگیره.
اگر دقت کنید اسکن چشم
یا، یا سیستمهای بیومتریک
یا از این چیزا مثلا اثر انگشت الکترونیکی پاس یا گذرنامه الکترونیکی سلامت امثالهم اینا حیدر باب میشه.
اینها در راستای همین شیطنتهای استکباره
که بعد از طریق اون هوش مصنوعی
دیگه حالا انداختن تو دم دست من و شما به صورت بچهبازی معذرت میخوام،
یه سؤال از هوش بپرسیم جواب بگیریم یا یه عکس نوشته برای ما بسازه و فیلم،
در سطح خودشون این کارا رو دارن میکنن.
بعد از طریق اون حالا
دستگاههای خاصی که دارن میتونن
عواطف ما، اضطراب ما، ترس نفس ما،
احساسات ما رو حتی فکر ما رو تض--
مدیریت کنن. کار به جایی میرسه که تو اصلاً دیگه تشخیص اگه تحت
سیطره اونها قرار بگیری دیگه تشخیص نمیدی این فکر، فکر
خام خودت بود یا فکر مصنوعی بود که توسط اونها به تو القا شد.
اینکه بسیاری از بزرگان اون دجال تک چشم آخرالزمان رو گفتن همین سیستم
موبایل و تلفن همراه و ماهواره و ایناست.
یه چشمه دیگه، تک چشمه. الان دارن یه سری باورشون میشه.
علمای بزرگ و ربانی ما، خیلی از ما جلوترها اینها رو گفتن.
خندیدن به ریششون. راه شناسایی خیلی از اشخاص و افراد هم از همین طریق است حتی عواطف و افعال.
حالا چه کنیم؟ یعنی واقعاً اونها به
جایی دسترسی پیدا کردن که اطلاعاتشونم واقعاً محرمانه بردن تو قطب جنوب، در سردترین جا
قرار دادن. خب به توسط اینها میتونن واقعاً افکار ما رو هم کنترل کنن.
یعنی من کجا خوشحال بشم، کجا احساساتم رو بیروز-- بیرون بریزم، کجا خشمگین بشم.
بله، بله.
از طریق هوش باستانی، هوش مصنوعی باستانی، باستانی منظور جنها از پیش بودن دیگه.
این هوش که از قبل نبود، جنها از پیش بودن.
همین آیه که من بارها براتون قرائت کردم.
سوره
اعراف آیه دویست و یک.
میفرماید «إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ إِذَا مَسَّهُمۡ طَآئِفٞ مِّنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ تَذَكَّرُواْ
فَإِذَا هُم مُّبۡصِرُونَ» میگه تازه اونایی که اهل تقوان
«مَسَّهُمۡ طَآئِفٞ» شیطان طایفهای از شیطان رو مس میکنه.
«تَذَكَّرُواْ» سریع متذکر میشن.
میرن تو مجلس ذکر، نماز میخونن، حواسشون هست، حرز دارن،
میرن زیر سایه احراز و اوذات و مسئول سازی میکنن.
آیه صد و دو سوره بقره «فَتَيَعَلَّمُونَ مِنْهَا
مَا يُفَرَّقُونَ بِهِۦ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوَجِهِ».
ما بین زن و شوهرها جدایی میانداختن،
تفرق ایجاد میکردن
با این چیزی که یاد گرفته بودن از
سحر و جادو. یا همین
سوره معروفی که میگن که تو جماعت قرار گرفتی حتما کف دستت بخون بکش به صورتت ناس و فلق.
این اعوذ، اعوذ اینجا حکمش چیه؟
«مِن شَرِّ ٱلْوَسْوَاسِ ٱلْخَنَّاسِ».
این خناس کیان؟ «ٱلَّذِى يَوَسْوِسُ فِى صُدُورِ ٱلنَّاسِ».
اینا کیان؟ همین شیاطین که میتونن جنی باشن، انسی باشن.
هنوز که هنوزه با اینکه همه هر روز دارن آیات رو میخونن
باورشون نمیشه که موجودی به نام اجنه وجود داره و یه همچین
تواناییهایی دارن. البته عقلشون اما کوچیکتره اما خیلی توانمندند
و متأسفانه حتما ظهور آقا باید
نزدیک بشه، نزدیک بشه
برسه به جایی که دیگه مثل زمان حضرت سلیمان نبی که تصویر کرده بود همه ببینن اجنه رو باور کنن،
ارواح رو ببینن باور کنن.
چرا آخه اینطوری باید باشه؟ چرا ما حرفها رو باور-- قرآن داریم میخونیم.
غیر قرآن که ما نمیخونیم و آیه نود و هفت و نود و هشت سوره مؤمنون چی میفرماید؟
«وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِن هَمَزَٰتِ ٱلشَّيَٰطِينِ»
و اعوذ بکن باز تعویذ میگیریم «وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ».
من به تو پناه میبرم خدایا نکنه یه وقت اینا حاضر بشن.
أَن يَحْضُرُونِ. یعنی شیاطین میتونن
حاضر باشن ما در محضر حضور شیاطین باشیم.
بله، آیه قرآن داره میفرماید.
برای همین ما توی سیر بحث اصواتمون که گفتیم if بخوای شروع کنی از کجا شروع کن؟
احراز و اوذات. یعنی مسئول سازی کن اول.
اینم که امروز میخوایم هدیه بدیم.
حالا بخوایم یه زبونی استفاده کنیم که همه بفهمین یعنی چی ما بهش میگیم چو-- بهش میگیم که غول چراغ جادو.
تو بازی، بازی اوذات و احراز و اینا مسئول سازی و ایمن سازی خود و خانوادهات از آفات و بلیاست این،
این کاری که به به، بسم الله انجام بدید آقا.
حالا توضیحات دیگهای هم داشتم در اهمیت این موضوع بماند تا همین مقدار کفایت میکند.
خوب دقت کنید این خیلی با دقت
من اول به خدمت شما عرض کنم منبع این حرف کجاست که از خودمون که ما حرفی نداریم بزنیم
و توضیح بدم آثارش بر لسان خود امام معصوم.
سندش هست بحارالمرحوم مجلسی، مجلس نوزدهم.
صفحه، ااا جلد نود و دو،
صفحه دویست و هشتاد و هفت، به نقل از شیخ صدوق.
دیگه ببینید منابع چقدر موثقن.
شیخ صدوق به دعای امام عسکری علیه السلام هم رسیده دیگه.
ایشون از امام صادق صلوات الله علیه روایت میکنه که حضرت
امام صادق صلوات الله علیه، این امام به حق ناطق کشاف اوهایع عالم،
به نقل از جدشون امیرالمؤمنین میفرمایند که امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام فرمودند
من یه دسته آیاتی رو از پیغمبر عزیز عالم
تعلیم گرفتم که اونجا تو روایت
امام صادق میفرماید سی و هفت آیه است.
سی و هفت آیه است که
تعلیم گرفتم از امام فرمودند
که از وقتی که من اینها رو دیگه هر روز خوندم
هیچ آفتی به من اصابت نکرد و من دیگه محتاج هیچ
دارویی از اطباء نشدم.
این فرمایش امام. بعد امام صادق صلوات الله علیه آثارش رو به نقل از جدشون میفرمایند.
و حالا این آیات هست، اصطلاحا ما بهشون میگیم آیات تحلیلی.
از رو خود حدیث رو براتون این قسمتشو بخونم.
"یا علی سی و هفت تحلیل
در بیست و چهار سوره از قرآن از بقره تا مزمل آمده است.
آنها را بخوان که آن را
غمزدهای نمیگوید
به جز اینکه خداوند او را از غم رهایی میدهد."
ببین اولین اثرش دفع غم.
و هرکس که مقروض و مدیون است دیگه هی نیاد به ما بگه آقا گرفتاریم، آقا مریضیم، آقا غمزدهایم، آقا
مشکل داریم، آقا سحر و جادو، آقا شیطان، آقا خونوادهمون مشکل داریم، آقا سنگینه زندگیمون چی، چی.
همه این آثار رو داره اینجا مولا میفرماید.
یک یک میگو-- می-- عرض میکنم خدمتتون.
کسی که مقروض و مدیون است
نمیخونه به جز اینکه خداوند قرضمون رو برطرف میکند.
هیچ دور از وطن غائبی نمیخونه به جز اینکه خداوند او رو از غربت باز میگردونه.
هیچ حاجتمندی اینو نمیخونه مگر اینکه خداوند حاجتشو برطرف میکنه.
هیچ کسی که با خوف و ترس همراه شده یعنی ترسیده، خائف شده
نمیخونه مگر اینکه خدا اونو ایمن میسازه یعنی خوفو ازش برطرف میکنه.
هرکس این رو یعنی این سی و هفت آیه رو،
البته سی و هفت دسته است حالا عرض میکنم،
هر روز و در هنگام صبح بخواند
قلب او از نفاق و شقاق در امان خواهد بود.
چقدر آدما الان شقی دارن میشن،
منافق میشن، دو رو میشن.
یه زمانی خوب بودن الان... خب این میفرماید مصون سازی میکنه.
و هفتاد نوع کسی که صبح بخونهها و هفتاد نوع بلا از وی دفع خواهد شد که کمترین آن بلاها جذام و جنون و برس است
و خداوند وی را با چهره
به به شاداب و با طراوت میمیراند
و با چهره شاداب و با طراوت
وارد بهشت میسازد. به به.
دیگه و کسی که آن را در سفر بخواند در سفر خویش به جز خیر و نیکی نبیند
و کسی که از آزار
از، ببخشید و کسی که و کسی که هنگام شب، شب قبل حالا قبل اینکه بخوابه،
کسی که هنگام شب آن را در هنگام رفتن به بستر بخواند،
خداوند هفتاد ملک را مأمور میسازد.
چقدر این آیات پیش خدا عزیزند.
مأمور میسازد که وی را از شر ابلیس و لشگریانش حفظ کنند
تا هنگامی که صبح شود. هم خود ابلیس
که اسم حظرم داره و اصلیه،
هم لشگریانش. چیز کمیه؟
حالا دیگه آثارش که شب بخونه و در هنگام روز نیز از حفظ شدگان یعنی فرداش،
از حفظ شدگان و روزی دالگان از طرف خدا خواهد بود تا هنگامی که شب شود.
یعنی شما شب خوندی خوابیدی فرداش هم تا فردا شبش تحت حصر الهی روزیت هم میرسه.
و کسی که آن را بنویسد و با آب باران بنوشد،
با آب باران. بنویسد حالا منظور اینه که با مثلا گلاب و زعفران و اینا با یه تیکه مثلا چوب کبریتی چیزی
بنویسیش بس-- بیست مثلا چینی یه همچین.
بعد اون بیستو با آب باران بشوریش.
آب بارون بریزی روش تکون بدی قاطی شه.
خب چه اتفاقی میفته؟ میفرماید به بدن
و به بدن وی
بیماری و آسیبی نمیرسد
و از چشم زخم و
دم و جادو و فریب شیطان در امان خواهد بود.
عجب این همه آثار رو برای خود بله،
بله کم نیست آیات تحلیلیه.
یعنی توش يا لا اله الا الله هست يا لا
اله الا انت هست يا لا اله الا هو هست يا لا اله الا انا هست.
خیلی عزیمه. ما اینا رو کم میگیریم.
پس از شر سحر و دم و جادو و چشم نظر و چشم زخم و چشم حسود و این چیزا خدا حفظش میکنه.
دیگه چی؟ فرمودن که
و همچنان حالا اون کسی که
اینو نوشته خورده آب باران
و همچنان از آفات و بلایایی که در دنیا برای او بوده است حفظ خواهد شد.
همه آفات دنیایی و از شر شیطان
نه هر شیطانی هم تا شیطان کوچولوها رو ولش کن.
از شر شیطان گردن کش و ستمگر و عصیانگر و در هم در فرمود در امان خواهد
بود. دیگه چی؟ یا رسول الله و از این دنیا خارج نخواهد شد مگر اینکه خداوند عز و جل در عالم
خواب و رؤیا محل وی در بهشت را به او نشان
خواهد داد. الله اکبر.
چه خبره؟ حالا این تو متن روایت اومده.
این تا اینجا که من خوندم متن روایت بود.
یه بعضی جاها من از بعضی از بزرگان دیدم که
با توجه به همین مضمون روایت چیزای برکات دیگری هم اضافه کرده بودند که حالا اونها رو من دیگه نگو نمیکنم.
وقتتون رو نگیرم. تا نزدیک سی تا مثلاً آثار رو بعضیا دیدم نوشتن.
حالا بیس-- چرا میگیم
چهل دسته آیات؟ شما میگی تو روایت اومده سی و هفت تا.
ببینید من تو روایت آیات نیومده فقط نشانی داده.
امیرالمؤمنین فرموده که آیاتی که درشون تحلیل هست از بقره تا مزمل سی و هفت تا آیه در بیست و چهار
سوره درست؟ مرحوم مجلسی خودش قرآن رو بررسی میکنه اینها رو در میاره
و عجیبه که مرحوم مجلسی وقتی اینها رو مینویسه سی و شش تا آیه رو نوشته.
حالا یا یادش رفته یا
مثلاً پیدا نکرده نمیدونیم کسی نمیدونه چرا یه آیه کم نوشته.
برای اینکه اون یه دونه آیه رو پیدا کنند
بعضیا رفتن خودشون بین بقره تا مزمل گشتن هر آیهای که لا اله الا الله کلاً تحلیل توشه درآوردن.
بعضیا به یه آیه رسیدن، بعضیا به دو آیه، بعضیا به سه آیه، بعضیا هم به چهار آیه.
علت تخلفش حالا اگه رفتید تا حالا
میبینید تو بعضی منابع هست
نوشته سی و هفت آیه بعضیا نوشته سی و
هفت، هشت تا، سی و نه تا، چهل تا.
علتش اینه. حالا من رو به شما اون چهل،
چهل تا رو چهل دسته هم هست چون بعضیاش مثلاً سه تا آیه از پشت سرهم، چهار تا آیه از پشت سرهم.
چهل دسته آیاته. شما به خیالت راحتتون به قول حضرت آیت
الله کاشانی فرمودن شما این چهل دسته آیات رو بخونید که دیگه یقین کنید اون سی و هفتتایی که مola فرموده توش هست.
حالا من تندتند میگم که چون صوتش هم میره تو کانال حداقل عدد
آقا مسعود مینویسی؟ نه آقای 가ویزی دارن مینویسن.
آقای 가ویزی به پرینت اگر تندتند فقط بنویسن که وقت گرفتنشه.
من بگم دیگه دیگه سریع- کلاس کلاً تو کانال بذارید.
تو کانال که میذارید اصلاً.
من خدمت دوستان گفتم مثلاً خدا حفظ کنه خانم دکتر قلی زاده هستن.
تشریف نیاردن. ایشون هم
چقدر قشنگ خودش با سلیقه نوشته اینا رو من قبلاً به ایشون تقدیم کردم.
قشنگ نوشته با احرا و اونها نوشته گذاشته تو کاغذ به ما داده از چهل تا رو.
میتونم عکس بگیرم بعد از جلسه یا عکس همه رو تو کانال بذارم.
من تندتند بگم به وقت کسی هم دسترسی به کانال نداشت این صوت رفت بیرون بی بهره نمونه.
به ترتیبه دیگه از سوره بقره میریم میرسیم به مزمل.
آیه صد و شصت و سه بقره.
آیه دویست و پنجاه و پنج بقره.
آیه یک و دو آل عمران.
آیه پنج و شش آل عمران.
اینجا یه دقت کنید.
یه آیه هجده آل عمران داریم،
یه آیه هجده و نوزده آل عمران.
اینها دو تا دستور جداین.
چگونه؟ آیه هجده دو بار لا اله الا الله توش اومده.
آیه هجده. وقتی مینویسی
از ابتدای آیه مینویسی اون لا اله الا هو رو رد میکنی تا قائماً بالقسط تموم میشه.
خب؟ تا اینجا میشه دستور این بخش که آیه
هجده آل عمرانه. بعد میری دوباره آیه دوباره هجده و نوزده آل عمرانه.
ولی بقیش از لا اله الا هو العزيز الحکیم شروع میکنی که اون لا اله الا هو دوم توشه.
تا انتهای آیه نوزده.
بعد آیه شصت و دو آل عمران.
آیه شصت و شش و هشتاد و هفت نساء.
آیه هفتاد و سه مائده.
آیه صد و دو انعام.
آیه صد و شش انعام.
آیه صد و پنجاه و هشت اعراف.
آیه سی و یک توبه.
آیه صد و بیست و نه توبه.
آیه نود یونس.
آیه چهارده هود.
آیه سی رعد. آیه دو نحل.
آیه هفت و هشت طه پشت سر هم.
هفت و هشت طه. آیه دوازده، سیزده، چهارده
و پونزده طه. ببینید گفتم بعضیاشون چند تا آیه است.
آیه دوازده، سیزده، چهارده و پونزده طه.
آیه هشت.
ببخشید معذرت میخوام. آیه نود و هشت طه.
آیه نود و هشت طه.
آیه بیست و پنج انبیا.
آیه هشتاد و هفت انبیا.
آیه صد و شونزده مؤمنون.
آیه بیست و پنج و بیست و شش نمل.
آیه هفتاد قصص.
آیه هشتاد و هشت قصص
آیه سه فاطر.
آیات سی و چهار، سی و پنج، سی و شش و سی و هفت صافات
از سی و چهار تا سی و هفت. آیه شصت و پنج صاد.
آیه شش زمر. آیه
سه قاف. آیه شصت و دو قاف.
آیه شصت و پنج قاف.
آیه هفت و هشت دخان.
آیه هجده و
نوزده محمد صلی الله علیه و آله و سلم.
اللهم صل علی محمد و آل
محمد. آیه بیست و یک و بیست و دو حشر.
آیه بیست و سه و بیست و چهار حشر.
حشر بله حشر. بیست و یک و بیست و دو حشر.
بیست و سه و بیست و چهار حشر، حشر.
آیه دوازده و سیزده تبون.
یه دونه دیگه مونده. آخر سر باید از چه سوره ای باشه؟
هرکی دقت کرده. آخری بحث.
آخریش هست آیه نه سوره مزمل.
سوره مزمل آیه نه. جان؟
نحل. نحل.
نحل. یکی آیه دوئه.
نحل. نمل.
بله بیست و...
بله بیست و... بهترین herz
دستورالعمل، خط،
چی بگیم اسمشو؟ برای اینکه از شر این شیاطینی که آخرالزمان دستدردست هم دارن با تمام قوا
اعم از انسی و جنی.
ممنون آقای باباپور. حمله ور شدن
حتی با تکنولوژی پیشرفته روز
ما رو مسخ و تسخیر خودش میکنه.
دقت کردید چقدر جوونامون چرا حضرت رهبر شهید فرمودن
فضای مجازی قصابگاه جوونامون، نوجوانای ماست؟
دیگه الان یه ذره دارید می فهمید. خیلی از بچه هیئتیها، نمازخونها، مسجدیها، ولاییها،
همین بچههامون، نوجوانهامون چقدر اومدید با من درددل کردید.
به محض اینکه موبایل از دستشون از بین رو به اونی شده مثلا نماز تعطیل شده، حجاب تعطیل شده.
مگه نمیکنید همین تسخیرات شیطانیه؟
نمیخواید جدی بگیریم این چیزا رو؟
، یه صلوات بفرستید. اللهم صل علی محمد و
آل محمد. اللهم صل علی محمد
و آل محمد. حالا هرکی خواست اینجا بعد عکس میتونه بیاد بره بگه.
حالا میخواید دستبهدست بچرخونید همینطور که من دارم درس میدم ها بعدا اینجا ازدحام نشه.
همینطوری هر با گوشیهاتون از این عکس بگیرید.
دو سه دو تا صفحه است. اجازه بدید سوالات بعد از جلسه وقتتون رو...
کانال میذاریم. آها تو کانالم میذارین. میذاریم، کانال میذاریم.
یه صلوات دیگه بفرستید. اللهم صل علی
محمد و آل
محمد.
در مورد آب باران فرمودین آب باران که اسیدی است
اولش اسیدیه خواهرم.
بارون وقتی میاد مثلا تهران و شهرهای صنعتی اینجوریه.
شهرهای کوچیک که اینجوری نیست.
حالا صبر کنید مثلا یه صبح تا شب داره بارون میاد.
صبر کنید یه چند ساعتی بگذره.
این اسیدهایی که تو هواست با بارونش
ابتدایی میاد میشینه رو زمین دیگه بقیش درسته.
، اگر به هر دلیلی به هر حالا اینم بزرگان فرمودن من خودم نمیگم، به هر
دلیلی حالا یه کسی یه جایی بود کویر بود اصلا بارون نبود،
آب رودخانه یا
اگر اونم دسترسی نداشت آب چاه، قنات.
اونم نبود دیگه همین آب معمولی رو تعطیلش نکنید.
نگید ولش کن. ، خب
بریم سراغ حالا ما
برنامه مون این بود که از یه شهیدی هم
حرف بزنیم. خیلی امروز طول کشید مقدمه و هدیه مون دو یه در واقع دیرم شروع کردیم.
خیلی نگرانم که بخواهیم به اعضان حرفامون بمونه.
برای همین قطع بشیم مثال همه شعبهها مخصوصا امامین امبیا و رهبر شهیدمون یه صلوات هدیه کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
چتا-- چونچه خاطر شریفتون باشه ما در کتاب
شریف مشاهد ال- سلام علیکم، مشاهد الالوهیه
یا شرح کبیر بر شواهد ربوبیه ملاصدرا بودیم دیگه درسته؟
در نصیحت ایشون بودیم به سالکی.
، حالا رسیده بودیم به اون بخشی که ایشون...
بله علامتم من اینجا زدم.
مقدار نصف کاره موند بحثمون اونجا.
من از چند خط بالاتر که اینجا اتفاقا یه کلمه رو وقتی گوش میدادم
صوت رو که جاهاییشو خواستیم تقطیع کنیم دیدم اینجا کلمه بعد،
بعد رو من بعد خوندم اشتباهی تو
خوانشم. ایشون میفرماید و برعکس حالا اونایی که میان
بالاخره استعداد خودشونو مضمحل میکنن.
نصیحت ملاصدرا به ماست سواد.
فرمود یه عده میان که قوه استعداد گناهان و قبایح و
امور باطل و غیره در نفس آنها کامل گردیده
و آن را در جهت کفر و بعد، من اینجا بعد خوندم،
و بعد از خدا و عقول قدسیه و نفوس زکیه به کمال فعلیت
در جهت نفس و صبر میرسانند.
و به همین دلیل آن قابلیت فطری و الهی را از دست داده و باطن خود را منسوخ مینماید.
و آنچه در کریمه مثل و ک--
مثل که مثل الكلب
آمده، اشاره به همین سنخ باطل
یا به همین نسخ باطل از انسانیت به حیوانیت بوده و گاهی از
حیوان نیز پستتر میگردند و آیه أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ
بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً
درباره آنها صادق است.
اینا که دیگه مشخصه نیاز به توضیح نداره.
میخوام برم سراغ اون جان مطلب که چند جلسهست دارم
جان میکنم تا برسم به اونجا.
و حتی از این مرتبه نیز فروتر رفته
و در مرتبه جمادات و
در، در مرتبه جمادات واقعاً چنانکه در کریمه ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَ
الْـ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ دلشون انقدر
سسخت میشه، قسی میشه مثل سنگ.
یا یه زندگی جمادی پیدا میکنن.
باز این حیوانی بود و نباتی بود و این یکی اصلاً شد جمادی.
انقدر پست میشن. یعنی از سنگدلی همسان
حجاره میشود که اشارتیست
به آن آدمی از فهم و کمال قدوس
یا از مراتب
خصوصیت و لازمه خود در نفس نگذارشته.
این دقت کنین این جمله خیلی مهمه.
یه بار دیگه میخونم. میفرماید که
هیچ گناه و
خلافی نیست که اثری طبق خصوصیت و لازمه خود در نفس نگذارشته
و این جوهر قدسی را از برترین درجه شرافت به پستترین مرتبه شقاوت و بعد از حضرت حق تعالی
نکشانده. هیچ گناهی نیست.
میگه حالا این یه دونه گناه رو حالا این که چی؟
این یه دونه که همه دارن انجام میدن.
حالا ما یه بار. میگه اصلاً اینطوری نگاه نکن.
شما رو از اعلی مرتبه همین یه گناه که میگی حالا ولش کن، یه شب که هزار شب نمیشه،
شب عروسیه حالا یه شب هزار شب نمیشه، همین میشد یک، یک شبت شد هزار شب.
از اعلی مرتبه کشوندت به حضیض
شقاوت و پستی. این تذکر بسیار مهم به جاست.
بعد میرسیم به نقطه سرخط.
این نکتهای که خیلی، خیلی، خیلی
باید بهش بیشتر از همه توجه کرد.
خود حضرت عالم ملاصدرا تاکید میکند.
میفرماید و نکته قابل توجه و بسیار مهم این است.
یعنی خودشونم تاکید میکنند بسیار مهم.
چی؟ حالا همش که امروز نمیتونیم بخونیم چند خطشو بخونیم.
دل بعضی از صالحان
از گرد شهوات و غش گناهان نیز پاک است.
مثل شما. و لوح ضمیر آنان برای کسب علم و معرفت آماده میباشد،
لکن هیچ گونه نور معرفتی در قلوب این جماعت نتابیده.
این دیگه مال شما نیست. و حالا توضیح میدم چی داره میفرماید.
و آینه ضمیر و باطن آنان
با شطر و جانب کعبه مقصود و محبوب و معشوق حقیقی موازی و رو، روبرو نگردیده به دلیل اینکه
چرا اینا اینطوری شدن؟ چرا میفرماید نور تو باطنشون نیست؟
مگه اول نفرمود که یه بار دیگه دقت کنید.
میگه اولاً صالحاند. بعضی از صالحان.
کم نیست مقام صالحان. اما تازه میفرماید از شهوات و غش گناهان پاکاند.
عجب. میفرماید حتی لوح ضمیر اونها برای کسب علم آماده است.
پس گیر تو چیه؟ مشکل چیه که یه دفعه ملاصدرا میفرماید که اینها رو به معشوق حقیقی نکردند.
به کعبه مقصود و محبوبشون رو نکردند و نمیرسند.
چرا؟ گیر کجاست؟ مگه نفرمودند لا یمس Fire إلا المت clean؟
خب اینا که پاکاند. مثل خیلی از عموم مردم.
پاکاند. گناه نمیکنن.
لوح وجودشون آماده است برای تنقش به
اسماء الهی و علوم معنوی.
متنقش شدن به اون. اما
نکته اینجاست. به دلیل این است که به جز خود
ملاصدرا بگه علتشو.
به دلیل این است که وجه باطن این جماعت به جانب علوم حقیقی و معارف اصلی متوجه نشده.
بفرمایید آیا این اهمیت این جلسات و این درس و بحثها نیست؟
باز یه سری میخوان بگن آقا تو این درس و بحثها و این جلسات و اینها و این کتابها بری خل میشی، دیوونه میشی.
ول کن بابا این حرفها چیه؟ می بخور منبر بخ، بسوز--
نمیدونم بسوزن مردم آزرده نکن.
دلت پاک باشه آقا دلت پاک باشه میشه این.
خیلی اگر خودش رو حفظ کنه ها
که نمیتونه. حالا ملاصدرا میگه خیلی تحویل گرفته اینجور آدمها رو.
خیلی واقعاً
تحویلشون رو گرفته. خب میگه آره باشه حالا شما آدمای خوب
هیچ گناهی هم مرتکب نشدی.
اما رو به کعبه حقیقی نکردی.
یعنی شما هم ناپختهاید، ناقصید، کالید.
وقت موت میوه وجودتون کال چیده میشه.
برزخ بیچاره میشید تا وجودتون بخواد رسیده بشه.
این میوه کال تو دنیا به سرعت میپزه.
با یه مقدار هوا و آب و آفتاب و
چه میدونم خاک و اینا با اون عناصر اربعه مقدار رسیدگی باغبان، دور نگه داشتنش از آفات
میفزه، پخته میشه این میوه.
اگه کلاغی نیاد، کرمی نیاد،
س-- نمیدونم آفتی نیاد، ویروسی نیاد، کپک نیاد اینا.
ما یه درختچه زیتون تو حیاطمون تو یه گلدون کاشته بودیم.
زیتون میداد هرساله خیلی کیف میکردم.
اصلا دوست دارم درخت زیتون رو.
امسال نداد. دیدم چرا این نمیده؟
هیچ، هیچ باری نمیده.
رفتیم جلوتر ه-هر، هر روز آبش میکردم.
رفتیم جلوتر دیدم یه شروع شد به چیزای سفیدی جای، به جای اون
میوه، به جای اون گلچهها،
گلهایی که بعد باید بشه میوه،
یه چیزای سفیدی اومد خودشو نشون داد.
بعد زیاد شد، زیاد شد مثل کپک، قشنگ مثل کپک.
یعنی دست میزدی کل دست
این چیه به نظرت؟ چرا نتونسته ثمر بده؟
این کپک، آفت. تازه اگر اینها
بگیم اصابت نکرد خیلی میگن ملا صدرا تعبیر گرفته اینجور آدمها.
اهل عملاند. حتی نغزهم این نیست.
خوندن ذکر هم میگن، اهل عبادتاند، نعم،
همش صف اول نماز جماعت تو مسجدن.
اما، اما رو به کعبه حقیقی نبردن.
الله اکبر.
آخه این دردشو آدم به کی بگه؟
یه بال دارن. اصلا نمیشه با انسان با یه بال بپره.
فوق فوق فوقش یه ذکی هم رو دارن.
اگه خیلی تعبیرشون بگیم.
باز میخونم علتش چیه؟
ملا صدرا میفرماید به دلیل این است که وجه باطن این جماعت به جانب علوم حقیقی و معارف اصلی متوجه نشده.
اصلا نرفتیم سمت علم و معرفت.
البته تاکید میکنه علوم حقیقی، معارف حقّه، نه هر علمی.
اللهم إنی أعوذ بك من نفس لا تشبع و من قلب لا يشبع و من علم لا ينفع.
میشه علمی به درد نخور باشه.
اون علم حقیقی، اون علومی که
این کتابهایی که الان جلوی منه، همون کتابهایین که علامه به جانش سوگند خورده که اگر اینها رو نخونه،
کسی این کتابها رو نخونه،
سیر این مطالعاتی، یعنی کتابها رو نداشته باشه،
به جانم سوگند به باطن قرآن یه جا میفرماید پی نمیبره.
یه جا میفرماید به فهم خطام محمدی نمیرسه.
صلى الله عليه و آله و سلم. این علم قرآن خطام محمدی قرآن نمیرسه.
حالا خدمت شما من این مژده رو بارها عرض کردم.
عزیزانی که حالا فصوص درس میدن،
فتوحات درس میدن، مصباح الانس درس میدن، تمهید درس میدن، اسفار هم سالان الحمد لله اساتید
درس و بحثهای همین دست و شکسته ما رو که گوش دادن خودشون فرمودن
همون مطالب عالی اسفار و فتوحات و فصوص و اینها
شکیده شده، خلاصه شده، ذبظ شده، عصاره شده به زبان عامه فهم بیان شده.
الحمد لله ولله الحمد.
یعنی انشاالله شما یه روزی ب-بشینید سر درس فتوحات و فصوص همین حرفا رو
که مخصوصا تو مسیر یکی لباالله
یکی هم بحث
معرفت نفس. اینها رو اگر کسی توجه کرده باشه،
همون مطالب پیچیده با الفاظ تخصصی و منطقی رو،
اون الفاظ پیچیده و غامض و دشوار و اون سیر قواعد
نحوی و صرفی و منطقی ازش حذف شده، همون خلاصه شده به زبان ع-عامه فهم بیان شده.
خب اینو هممون انشاالله قدر بدونیم و براش برنامه داشته باشیم.
تازه اول مطلع بحث ملا صدرا، مطلع
نصیحتای ایشون به ماست. دیگه چون فرصت نیست انشاالله جلسات بعد بقیش رو
ادامه میدیم. یادتون باشه که تا کجا گفتیم.
مثال به روح بلند ملا صدرا، آقای جوادی آملی،
امام عارف عربی،
شیخ الرئیس و علما هستن داده که کتاباشون الان جلوی ماست صلوات بفرستید.
صلی الله علیک محمد و آله طاهرین.
خب بریم سراغ رتبههای اعوان وجود آقای بابایی زحمت بکشن.
الحمد لله عزیزم قاسم محمدرضا شریفی
یادآوری کردن که ما کجا بودیم جلسه پیش و باید الان فرق بین
وقتی اومدیم رب عقول جزئی و نفوس جزئیه رو گفتیم
یادتون باشه. بعد گفتیم یه نکته خیلی مهمی رو باید خدمتتون عرض کنیم
که اون رب عقول و نفوس
ناطقه و جزئیه بود اسم علیم و مفصل و مدبر یادتون باشه.
میخوام نکتهای رو اینجا عرض کنم
که خودش جای بحث داره.
منتها یه مقدار حوصله میخواد این بحث.
من سریع ازش گرم میرم.
فقط تو ذهنتون اینو نوشته باشید.
امکان داره شما کتابهای فلسفی
تا به یک معنا برهانی، حکمی بخونید.
بعد برید سراغ کتابهای عرفانی.
ببینید یه تعارضی تو اینها هست.
مثلا تو کتابهای فلسفی
میبینید که میگه عقل ناط-- عقل مجرد.
بعد میایم میبینید که همون تعریفی که از عقل مجرد تو کتاب فلسفی و حکمی و برهانی شده،
تو کتابهای عرفانی یا ذوقی به روح مثلا ازش یاد شده.
اینجا آقای جوادی آملی خدا حفظش میکنه.
میفرماید اینجا یهلاغ حواست باشه و احزن نشه این موضوع.
همونه. اسمش تو عرفان شده این.
شده مثلا روح به شرط اینکه همون
توصیفات و همون خصوصیاتی که در فلسفه داره در خصوص عقل مجرد میکنه اینجا هم همونه.
خب یا مثلا در خصوص قلب و نفس.
کتاب فلسفی میخونی
در حالا هر حیثیتی.
اینه که در فلسفه میگه نفس مجرد،
همون نفس مجردی که تو کتابهای فلسفی نوشته رو کتابهای عرفانی دست میگیری با همون خصوصیات
داره از قلب سخن میگه.
نفس تو فلسفه اگر همون خصوصیت رو برد تو عرفان میشه
قلب. اینها رو حواسمون نباشه، حواسمون باشه.
بعد نکته مهمتر از همه اینا بیشتر از همه به این بر میخورید.
این دو تا رو خیلی بر نمیخورید.
بیشتر از همه به این بر میخورید. چی؟
اینکه خیلی از مواقع که کتابهای فلسفی وقتی داره از عقل سخن میگه
منظورش قلبه و خیلی موقعها در کتابهای عرفانی وقتی داره از قلب سخن میگه منظورش عقله.
پس به صورت کلی اینجا آقای جوادی آملی تو چند پاراگراف توضیح میدن که من خلاصشو میگم عزیزم بنویس.
که چی؟ عقل
در فلسفه همان قلب در چیه؟
عرفان. حالا آقای بابایی بنویسن.
بفرمایید. بنویسم؟
بنویسید در فلسفه
فلش بذارید
عقل مجرد. در فلسفه عقل مجرد پایینش بنویسید در عرفان فلش بزنید.
فلش بزنید روح.
دور دو تا دورش یه
مستطیل بکشید دور این دو تا یعنی جدا شد کلاً.
این بحث تموم شد. همون حرفی که الان من زدم خلاصش اینه.
در فلسفه بهش میگن چی؟
عقل مجرد. اصلاً عقله.
در عرفان بهش میگن چی؟ روح.
اون شرط یادتون نره. به شرطی که وقتی کتاب عرفانی دست گرفتید طرف بلد بوده،
میدونسته داره خصوصیات رو از روح میگه که همون
تو فلسفه، همون خصوصیت رو در خصوص عقل میگن.
این شرط یادتون باشه. خب پایینتر
بنویسید در فلسفه
فلش بزنید نفس مجرد.
پایینش بنویسید در عرفان فلش بزنید.
چی باید بنویسه؟ بگید.
آفرین قلب.
قلب. در عرفان فلش بزنید قلب.
حالا دور اینم یه خط مستطیل بکشید اینم جدا.
خب فرق عقل با اینکه میگم تعریف درست داشته باشه،
فرق عقل از حیثیت کارکردش با قلب چیه؟
اصلاً فارغ از بحث فلسفه و عرفان.
به چی میگن عقل و به چی میگن قلب؟
عقل مدرک کلیات.
کلیات رو درک میکنه. بنویس آقای بابایی.
عقل مدرک کلیات است.
قلب چی؟ قلب
مدرک تفصیلی است
نه اجمالی یا کلی.
مینویسید آقای بابایی؟ قلب مدرک تفصیلی
یا اجمالی. نه، نه تفصیلی است نه اجمالی یا کلی.
اجمال یعنی کلی. تفصیل یعنی
شرح و بسط. کثرات.
تفصیلی که میگن پس، پس، جدا،
جدا، شما جدا، اون جدا، این جدا، اون.
اشخاص، افراد، هاذا، هاذا،
ذاک، ذلک. همینطوری جدا، کثرات پیدا میشه.
این از کجا اومده؟ از عقل پیاده شده.
عقل کلیه که به وحدت خیلی نزدیکه.
بعد قلب میاد چیکار میکنه؟
قلب، عقل اومد یعنی کلی.
اسم عقل به تنها اومد یعنی کلی.
قلب به تنها اومد یعنی تفصیل.
میخواید همه فهمش کنیم؟
یعنی قلب بنویس آقای بابایی، قلب مدرک
مشهودات است. یعنی
قلب کارش شهوده.
شهود. مشاهده با قلبه با عقل نیست.
عقل یه چیز کلی رو اینطوری بگیم عقل مفهوم کلی رو میفهمه.
عقل درک مفهوم کلی میکنه.
آقا مفهوم درد چیه؟
یه کلی میفهمه. مفهوم سیاهی چیه؟
سفیدی چیه؟ خوشبختی چیه؟ زیبایی چیه؟
زشتی چیه؟ کلیشو مفهومشو اشتباه نکنید.
مفهومشو عقل میفهمه.
اما کدوم حوزه از کدوم رطر از
انسانه که همون رو میچشه،
میبینه، به شهود میافته، میبینش، میرسه بهش، میچشش.
اون قلبه. این کار قلبه.
حالا متوجه شدید تفاوتشو؟
حالا به نظر شما اگر کسی صرفاً کار عقلی بکنه اما به حوزه قلبش نرسه انسان کاملیه؟
کلیاتی فهمیده بله.
من کارهای عقلی برهانی خیلی خوب میکنم.
یه کلیاتی هم میفهمم. کتابها رو آدم میخونه خوب میفهمه.
اما چون به شهود نرسیده یعنی شهید نشده الان و نمیتونه تو نمازش
صادقانه بگه اشهد ان لا اله الا الله رو نمیتونه که چنین کسی بگه
این قلبش بیکاره.
باید بره ببینه از اون شصت و قلبی که ما بحثشو داشتیم تو کلی اینو از اون
قلبها جا میگیره. حالا این خیلی آیه قشنگی بود که ایشون فرمود
که قلب دارم که باهاش تعقل میکنم.
یعنی اون قلبیه که کلیات رو به شهود کشونده، کلیات رو به شهود کشونده.
کلیات عقلی رو میتونه شهود کنه.
این خیلی قلب خوبیه.
خب فرق این دو تا رو متوجه شدین.
بریم سراغ رتبه بعدی.
به نظر شما رتبه، ما داریم از بالا میایم پایین تا برسیم به دنیا دیگه.
رتبه بعدی چیه؟ قبلی بود
نفوس ناطقه یا
عقول ناطقه و نفوس
مجرده جزئی. رتبه قبلی جلسه پیش.
ما عقل کل و نفس کل که گفتیم بعد اومدیم
نفس منبع و نمیدونم جسم کلی و طبیعت کلی و همه اینا رو گفتیم اومدیم رتبههای پایین پایینتر.
شدیم اشخاص و افراد.
حالا عقول جزئی،
عقل اشخاص و افراد که اینجا نشستیم.
نفوس جزئی، اشخاص و افراد که اینجا نشستیم.
ربش هم که گفتیم دیگه مدبر و مفصل و یادمه
اینها یا بهش معنا علیم هم بود.
اما علیم اینجا تفصیلی بود.
اون علیم در مرحله باطن یا در رتبه
علمیت حضرت حق، اون به صورت کلی بود.
اون اجمالی بود. این تفصیلیه.
حالا میریم رتبه بعد به نظر شما چی باید باشه الان؟
بعد از عقل و نفس
داریم میایم مادون. بعد از رتبه عقل چی باید باشه؟
بلند بگید. خیال.
رتبه خیال یا مثال. اون آقا شما که ملکوت یا مثال یا نفس کل رو گفتید.
اون کل بود. حالا میخواید جزئیشو بگین.
هر کدوم از شما یه قوه خیال دارید یا نه؟
حالا ببینم خیال عالم یعنی مثال مطلق،
ملکوت عالم که بیرون از ماست.
مثال مطلق. آیا اون پاکه یا نه؟
عالم مثال. نفس کل پاکه، پاکه.
اصلا آلوده بردار هست اون؟
میشه آلوده بشه؟ میشه؟
مثلا یه آدم گناهکار باشه، آلوده باشه، بمیره بره تو رتبه مثل، بره تو عالم مثال.
آلوده است رفت اونجا، اونجا ناپاک میشه؟
نمیشه. اصلا امکانش نیست.
اونجا پاکه، پاک. رشت اتمش هم بود چی؟
حضرت زهرا مگه میشه؟ إنما
یرید الله لیذحب عنکم الرجس أهل البيت ویطهرکم تطهيرا.
یکپارچه طهارت محض اون عالم.
پس اون رتبه مثالی که آلوده برداره این مثال جزئیه.
یعنی قوه خیال ما، رتبه مثالی ما.
بهش میگن مثال مقید.
حالا از طریق مثال مقید میتونید پل بزنید به مثال مطلق.
یعنی به عالم برزخ. یعنی اونجایی که الان ارواح هستند.
در بحث احضار روح شهید
رشید که گفتیم یکی از شاگردان علامه این کار رو کرد، همین، همین چیزی که الان ما داریم میگیم دقیقا فرمولش همینه.
از همین جا شروع شده. اگر میخوای به اونجا برسی چیز عجیب و غریبی نیست.
باید قط، قطعاً بدون برو برگشت قوه خیالت یا مثال مقیدت پاک، پاک، پاک باشه.
اگر یک نقطه، یک نقطه حتی آلودگی تو قوه خیالت نبود،
قطعاً شما وصل میتونی بشی به راحتی به رتبه مثال مطلق یا ارواح.
وصل میشی اصلاً ارواح حاضرن.
بغل گوش من و شما هستن.
چیز عجیبی نیست. احضار ارواح
نه یعنی تو یه چیزی رو دود کنی، یه چیزی رو نمیدونم بو کنی، یه چیزی رو بپاشی،
یه چیزی رو آتیش بزنی، یه وردی بگی، جادوگری کنی، یهو یه روحی از اون بالا بیفته پایین بگه چرا وقت منو میگیری؟
چه کار داری با من؟ اینا رو بریز بیرون.
این حرفای کارتونی و بیخودی رو.
اینطوری نیست. همین الان ما در اشراف ارواحیم.
بغل دست ما. ما به محض اینکه اون کد و رمز رو بزنیم،
یعنی از دروازه وجود خودمون باب رو باز کنیم که همون مثال
مقید وجود ما، قوه خیال ما، اون شفافش کنیم،
هیچ کدورتی توش نباشه، تو همین قوه
مثال وجود ما یا خ، قوه خیال ما،
رتبه مثالیمون دری باز شده به سمت
مثال مطلق که عالم ارواح و مجرداته.
همین جا، تو همین جا که الان نشستیم
یهو میبینی مرتبط شدی. ارواح رو هر کدوم ارائه، اراده کنی میتونی باهاش گفتوگو کنی، صحبت کنی، ببینی و و و.
حالا اجازه بدین لمهاشو بعداً الان اینقدر زودتر،
زودتر از موعد ما یه ذره توضیح دادیم.
نمیخواد الان توضیحات رو هم میدادیم.
خب چون میترسم، من نگرانم هوا به تاریک میشه
اینو جا بمونه. وقت هست بگیم یا نه این رتبه رو؟
چنده ساعت؟ چقدر به اذان مونده؟
یه ربع مونده؟ بیست و پنج دقیقه.
بیست و پنج دقیقه. خب، خب، یه ربع دیگه الحمد لله وقت
داریم. عوامل آلودگی قوه خیال همه رو گفتیم.
اون عزیزانی که بخواد حضور کنند برن توی
قلب در قرآن حتی نشانشناسی کردیم.
گفتیم نشانههای آلودگی رتبه مثال چیه؟
نشانههای آلودگی قل، عقل چیه، قلب چیه، سر چیه، روح چیه؟
همه اینا رو گفتیم. جانم. جا مطمئن باشین وقتی برای بنده رزرو کنید باشه حضور.
بعد از جلسه ما در خدمتیم عزیزانی.
خب از پوشه رتبه بعدی
خیال مطلق و مقید رو با هم بنویسیم.
عالم خیال مطلق و مقید
بنویسید آقای بابایی. وجود اگر--
این وجود به شرط و اینا رو دیگه قبلاً توضیح دادیم یعنی چی، وجود اگر به شرط صورتهای
حسی لحاظ شود،
وجود یعنی همون صادر اول، فیض منبسط.
وجود از اونجا میاد فیض میرسه به علاوه ماهیت شما، شما رو میسازه.
حالا میخواد قوه خیال شما رو بسازه.
وجود، همون فیض، اگر به شرط صورتهای حسی لحاظ شود که غیبی نیستند.
حسیاند، غیبی نیستند.
حسی. بلکه عینی بوده
و وجود خارجی دارند.
پس وجود اگر به شرط صورتهای حسی لحاظ شود که غیبی نیستند بلکه عینی بوده و وجود خارجی دارند،
مرتبه اسم مصور است.
به به. رب این رتبه هم در اومد.
اسمش چیه؟ مصور.
کجاست تو قرآن؟ آیه آخر سوره حشر.
"والله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی".
مصور میشه رب این رتبه.
به به. ادامه بدید آقای بابایی.
صورتهای علمی بر خلاف صورتهای حسی
غیبی هستند. صورتهای علمی
بر خلاف صورتهای حسی غیبی هستند
و در خارج وجود،
آفرین، ندارند چون غیبیاند.
اسم مصور از اسامی الهی در قرآن کریم نیز آمده است.
حالا این آیه رو بنویسید "والله الخالق البارئ المصور".
حالا این خیال جایگاهش کجاست؟
بین دو عالم قرار گرفته، بین دو رتبه قرار گرفته، بین دو--
خب این دو تا رتبه؟ از، از بالا عقل پایین
طبیعت یا ملک. بالا جبروت پایین ناسوت.
بالا عقل پایین تبع.
بین دو تا قرار گرفته که به دو بخش تقسیم میشه خودش.
به چه؟ خیال مطلق، خیال
مقید. مطلق رو که گفتیم بیرون از ماست.
عالم خ-- وصول به خیال
و وصول به خیال مطلق.
نازلتر از خیال مطلق است. نازلتر از خیال مطلق است.
خیال مطلق همون عالم مثال، عالم برزخ.
و وصول این جمله رو خوب دقت کنید دارید مینویسید، خیلی مهمه ها.
و وصول به خیال
مطلق یعنی کجا؟
عالم برزخ، ارواح. میخوای با ارواح ارتباط بگیری یا نه؟
مسخره کردن ما رو. این حرفا چیه این آقا زده؟
این فرمایش آقای جوادی آملیه.
به خیال و وصول به خیال مطلق با عبور از راه خیال مقید میسر است.
با عبور از راه خیال
مقید میسر است.
خیال مقید یعنی چی؟ قوه خیال شما، اشخاص و افراد.
پس میسر است. پس تو که زبان نفهمی، حرف نشنیدی،
معلم و استاد ندیدی، چهار تا کتاب نخوندی،
بیخود زیر آب این معارف رو نزن.
بگی اینا جادوگریه، فالگیریه، رمالیه، بیخود، دروغه،
احضار روح دروغه. دروغ نیست آقا، تو بلد نیستی.
قوه، قوه خیالتو پاک کن
تا ببینی که برا-- اصلاً به مرتبه شهود برسی.
بعد دیگه ننویسید آقای بابایی.
بعد آقای جوادی آملی ادامه میدن و آنچنان که در فصل ششم از فصول مقدمه خواهد آمد کسی که از
قید خیال مقید برهد، به به.
اصلاً بنویس آقا بنویس این جمله
رو. فرمایش آقای جوادی آملی رو بنویسید که کسی که،
به به. برنامه کیف میکنم.
کسی که از قید خیال مقید برهد،
چه اتفاقی میفته رفقا؟
. آفرین. به خیال مطلق میرسد به همه رازد.
و در هنگام وصول
به خیال مطلق، به به.
عجب جملهایه. و در هنگام وصول به خیال مطلق
مشاهدات سالک،
به به. چی میشه؟
مشاهدات حق است.
به به، به به، به به.
انقدر برای خودم من شیرین بوده ببینید زیرش خط کشیدم با قرمز.
مشاهدات حق است.
بعد ایشون ادامه میدن صورتهایی که در خیال مقید و مطلق هستند
با اینکه عینی و خارجی هستند اما شهادت نیستند
و س-- شهادت نیستند دیگه چون عالم طبیعت میشه شهادت مطلقه.
مادی نیستند که. و صورتهای حسی که شهادت هستند مر-مربوط به عالم ملکاند.
اینم که مشخصه. صورتهایی که
حسیاند مربوط به رتبه
ملکاند، طبیعیاند. اما اون صورتهایی که مربوط به رتبه چه مثال مطلق، چه مقیدند، غیبیاند.
اونها حسی نیستند.
بعد یه تذکری رو اینجا میده که از اون رد میشم من تا برسیم انشاالله
به رتبه بعدی که این همه جون کنده این رفقا تا، تا تازه میرسیم جلسه بعد به اون مقصودمون که رب عالم چیه؟
بعد از یه رتبه مثال میشه چی؟
موج. آفرین یا طبع
یا بدن. اینم رب داره بله.
یعنی بدن ما هم یه رب جدا داره بله.
یعنی نشئه طبیعت بدن عالم.
ناسوت. این انزل مراتب ما عالم مادهم.
مادون فلک قمر هم
که در فلسفه ماسوی الله رو
میگن. کائون جامع در
عرفان، در عرفان ماسوی الله رو میگن کائون جامع
در عرف-- در فلسفه مادون فلک قمر رو میگن کائون جامع.
که حالا باید یه جلسه بعد از اون هم میرسیم به همین.
واقعا این نشئه طبیعت که یک پارچه مادهست، مادیه این هم یه رب جدا داره.
بله کارگزاران عالماند.
حالا کی، الان ما کجاییم؟ الان من و شما اینجا نشستیم کجاییم همه الان؟
این انزل مراتب یا نشئه طبیعتی.
لذا بدن همدیگه رو میبینیم، بدن عالم رو میبینیم.
هم بدن ما رب داره
هم بدن عالم ربست، رب داره.
خب من میخوام پل بزنم از این
بدن خودم و از این بدن عالم برم به رتبه باطنترش
یا حداقلش برم به رتبه مثالیش یا رتبه مثال خودم یا رتبه مثال
خارج، یعنی عالم. راهش چیه؟
عبور از ماده.
یعنی عبور از این نشئه طبیعت، از این بدن خودم، از این بدن عالم.
خب این توسط کی رخ میده؟
حضرت ال-- استاد علامه طباطبایی علیه الرحمة والرضوان
فرمودن مخرج میخواد آقا.
مخرج میخواد. یعنی یک کسی تو رو خارج کنه.
یعنی یه وسیله میخوای. اصلاً نمیشه وسیله رو، برزخ رو برداری.
وسائط فیض رو نمیتونی. "ولا تجد لسنة الله تبدیلا"
اصلاً این سنت الهیه. اون مخرج چیه اینجا؟
نه، نه، نه. اون کلیه. اون همه جا مخ--
نه. الان ما داریم میایم نسبت، نسبت به سیر بحث بریم جلو.
الان شما میخوای از نشئه مادی خودت،
از بدن خودت یه رتبه بری به سمت
باطنترت که رتبه مثالته.
رتبه مثالتو درک کنی.
اصلاً از اون طریق هم مثال عالم رو یعنی برزخ رو ارتباط بگیری.
یه مخرج میخواد. اولین مخرج اینجا کیه؟
رب ما.
هیچ کدوم. یه نفر گفت، یه نفر، یه نفر.
عزیز دلم ما الان اینجا داریم چی میگیم؟
چند وقته داریم بحث میکنیم هر رتبه یه رب داره.
رب اون رتبه تو رو مخرج
توئه و خارج میکنه. "یخرجهم من الظلمات إلى النور".
قوه خیال اگر بگیریم پاش باشه ها،
قوه خیال رتبه مثال چون باطنتر از طبع توئه،
اون نورانیتر از این بدن توئه.
اون نوره اصلاً. بخوای بگی این ظلمته اون نوره اینطوری بخوای بگیری.
"یخرجهم من الظلمات" از این ابدان
ظلمانی، از این مواد و ماده عالم ماده ظلمانی
میبره سمت نور. نور رو بگیر رتبه مثال.
خب کی اخراج میخواد بکنه؟ یه رب میخواد.
رب میخواد. بدون رب نمیشه.
رب، رب، رب.
"سبحان ربي الأعلى".
"سبحان ربي العظيم".
اینا رو فکر کنی باهاش نماز بیچارهت میکنه.
همون لحظه که داره میگی ربی ال، رب من،
کدوم رب؟ رب عظیم.
خب رب عظیم میتونه تو رو تا یه جایی ببره.
ولی تو مراتب عالیه اون رب اعلی میخواد.
رب اعلی میتونه تو رو به مراتب عالی و اعلی برسونه.
اون فقط در سجده اتفاق میفته.
برای همین تمام مراتب شهود تو سجدهست
و بالاترین رتبه نواف تو سجدهست.
نزدیکترین حالت بنده به خداش سجدهست.
چرا؟ چون رب اعلی رو داره صدا میزنه.
الله اکبر. همش کار ربه.
اصلاً نماز با رب شروع میشه.
با رب پیغمبر شروع میشه. الله اکبر.
این رب پیغمبره. بعد میری جلو.
بسم الله، الله، الله الرحمن الرحیم.
هی جزئی میشه. بعد این الحمد این دوره یه نگاه به
عالم بالا میکنی داری میای پایین.
الحمد لله این الحمد مقام صادر اوله.
لله، الله هم که جامعه، مقام جامعیت.
اما این کدوم الله
که مقام جامعیت داره؟
کدوم؟ این حم به کجا تعلق میگیره؟
رب العالمین.
الله اکبر. کسی اینو تو نماز بفهمه کار تمومه.
یعنی مواجه شده نه با رب خودش، با رب العالمین.
خب من چگونه برم سمت رب العالمین؟
اول از رب خودم. از رب خودم باید پل بزنم برم، برم، برم جلو.
همین ربها رو که گفتیم تا اینجا الان داره کارکردش رو-- صبر کنید حالا تحمل کنید.
من میدونم این حرفا یه ذره سنگینه براتون.
صبر کنیم بریم جلوتر این تو
عملیات خودشو نشون بده.
الان یه ذره خودشو نشون داد.
تو نماز مثلاً مثالش رو آوردیم.
خب اون رب چیه؟ اون چه ربیه که منو از عالم طبع میکشه میبره بالا؟
که تا جایی بره که تو سجده به اعلیترین
و عالیترین درجات منو برسونه.
یعنی من تو سجده دیگه خدا رو به شهود ببینم.
الله اکبر یعنی مرتبه سر و سر.
انزل مراتبه. خاک مادهست، سجدهست.
افتادی به خاک. بینی تو به خاک مالیده
اما داری اعلی رو صدا میزنی.
اون رب اعلی تو رو به عالیترین مرتبه سر و سر کجا بود؟
جایی بود که کانال وجودی من مرتبط بود با دریای لایتناهی توحید و
خدای اصمد. "الذي لا جو فله" یعنی همه جا رو پر کرده.
این تو سجده اتفاق میفته.
الله اکبر. الله اکبر که هر وقت ما میرسیم به
نبض بحث باید جلسه رو تموم کنیم.
خیلی الان لحظه حساسیه تو بحث من.
خیلی به نبض بحث رسیدیم.
مجبورم رهاش کنم. چون هم میخواد اذان بده.
من خود، خودمم خدا، خداوکیلی با این حرفا منقلب شده و یه حرفایی میزنم که
جلسه قبل
جلسه بعد