د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۹
دارای متن همگام
هدیهٔ آغاز جلسه برای تحصیل علم
جلسه۳۲(۱۱) احراز و عوذات
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۱۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۰ سرفصل
## هدیهٔ آغاز جلسه برای تحصیل علم
۰:۰۰
## حکمت، باطن علم
۱:۵۱
## خاطرهٔ شلمچه؛ کرامات نوجوانی هفدهساله
۲:۴۷
## اثر دوم: فتوحات و گشایش قلب
۳:۰۷
## کتاب الفین علامهٔ حلّی
۵:۱۸
## شرح صدر، نتیجهٔ فتح قلب
۷:۳۹
## اثر سوم و چهارم: برآوردن حاجت؛ غنی و مکرّم شدن
۸:۰۰
## سفارش اکید به آیات آخر سورهٔ حشر
۸:۲۰
## ذکر چهارشنبه: هفتاد بار آیهٔ بیستودو
۹:۴۰
## تفسیر امام صادق از عالم الغیب و الشهادة
۱۰:۲۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اونچه که ما از بزرگان هدیه میکنیم ابتدای جلسه مرتبط با بحث تحصیل علم و معرفت و دانشه
که به درد شما میخوره. یکی از دستوراتی که مربوط به امروز هم هست،
مال چهارشنبه هر هفته. من خودم امروز انجام دادم
فکر میکنم هفت دقیقه طول کشید،
خیلی زمان نمیبره. البته سندش هست
کتاب گوهر شب چراغ، جلده یک، صفحه صد و پنجاه، اونجا میتونید ببینید.
اما خب به صرف این که تو یه کتابی اومده من هیچوقت
اکتفا نکردم و یکی از بزرگان جام و اطراف وقتی توصیه میکنه بنده
چه خودم بخوام انجام بدم چه به دیگری مخصوصاً آقای بهجت
روحش شاد یه روزی به ما سفارشاتی داشتن
در خصوص مفاتیح و بعضی از ادعیه به بنده اجازه دادن که به دیگران سفارش و توصیه کنم.
اتفاقاً آقای بهجت هم به یک جوون بیست و هفت سالهای که ازشون پرسید "من حافظهام خوبه اما راه علم برام
گشاده نیست. دارم اذیت میشم،
عاشق علمم، تشنه معرفتم" مثل خیلی از شماها،
لکن راه انگار بسته است به روی ما اینها،
چه کنیم؟ آقای بهجت توصیههایی کردن، آخرین توصیه کردن همین بود.
که فرمودن اونجا تو اون کتاب گوهر شب چراغ هم اومده که آثار این ذکر اینهاست من اول براتون بگم بعد خود ذکر رو.
اول فرمودن بر اهالی علم و قلم
فائق آید. البته این رو دقت داشته باشید، این به این معنا نیست که ما
بگیم مثلاً دنبال این هستیم که
مثلاً برتریجویی بر اهل علم و قلم، نه،
اشتباه نشه. یعنی این که یه کاری باید بکنم
که بتونی حتی به اهل علم و اهل قلم که اصطلاحاً بهشون میگن فضلا هم تو خیر برسونی.
یعنی خیر تو به اونها هم برسه.
چرا فقط به بیسوادها و کمسوادها؟
نه، به اهل علم هم.
این یکی از... یعنی یک علمی رو خدا به تو میده
که از فهم وای این روایت اینطوری برمیآد که همون حکمت باشه.
چون خیلیها علم دارن اما به باطن علم پی نبردن لذا
حاضرن بیان زانو بزنن پیش یه کسی که ظاهراً از جهت درجه
علمی شاید از اونا کمتر باشه اما به حکمت رسیده که باطن علمه.
توجه کردی؟ و ازش بهره بگیرن.
این میشه حتی تو وجود یک بچه پونزده ساله، چهارده ساله هم بیفته که در زمان جنگ ما اینو زیاد دیدیم از بچهها.
حالا یه وقتی ما خاطرات جنگ رو برای شما بگیم.
البته اهلش باید بگن ما که
زشته امثال ما بخواهیم چیزی بگیم.
اما یکی از دوست-- اساتید ما که در هدایت ما خیلی سهیم بود روحش شاد،
که در شلمچه تیر خورد تو صورتش و عجیب بود خیلی.
وقتی که داشت میرفت من خوابیدم رو پوتینش، صورتم رو پوتینش گذاشتم، انقدر گریه کردم که خیس شد پوتینه ایشون
و منو بلند کرد.
منو علی صدا میکرد. گفت "علی پاشو غصه نخور من خواب دیدم
حضرت زهرا سلام الله علیها رو دیدم
و به من گفته که
قبرمو نشون داده و حتی کسایی که قبل از من، بعد از من شهید میشن."
اینای صحبتهایی با ما کرد و رفت.
ایشون دو سال از من بزرگتر بود اما صاحب کرامات بود.
یعنی من پونزده سالم بود رفتم جنگ، ایشون هفده سالش بود.
کرامات عجیبی از ایشون ما دیدیم که واقعاً عرض میکنم
به، یعنی اغراق نمیکنم واقعاً و حقیقتاً عرض میکنم گنجایش بیانش نیست.
چیزایی که ما از ایشون دیدیم، خارق عادت،
عادات و چه و اینها. هفده ساله، بچه هفده ساله.
عجیب! تو تمام نمازهاش بدون استثناء اشک داشت.
یعنی من ندیدم ایشون نمازی میخوند بدون اشک، عجیب بود.
و سر و رمزی هم به ما گفت در این خصوص ما هم اون موقع سعی میکردیم که این بشه.
حالا اون موقع به واسطه
به هر حال بچهتر بودیم، یه ذره پاکتر بودیم اینا، اتفاقاتی میافتاد، اشکی جاری میشد اما الان هی دیگه
دل زمخت شده، زمخت شده.
خدا به فریاد هممون برسه.
پس یکیش افاقه بر اهل علم و اینهاست که و اهل قلم که نشون میده
به درد شما اهل علمآموزان و حکمتآموزان میخوره.
دومیش فتوحاته. فتوحات بهش دست میده.
اگر کسی فتوحات ابن عربی رو خونده باشه،
چون ایشون دو تا روحشون شاد، شیخ اکبر، عارف عربی دو تا کتاب داشتن به نام فتوحات.
فتوحات مکیه، فتوحات مدنیه.
مدنیه مفقود شد. حالا یا ظرفیت کسی اقتضا نمیکرد، ایشون خودش گمش کرد.
هرچی بود
مثل کتاب الفین علامه حلی توصیه میکنم این کتابو بگیرید.
خیلی سالهای پیش ابتدای هر منبری که میخواستم شروع کنم یه دونه از اون اصول هزار و
سی و هشت گانه این کتاب رو
در اثبات ولایت امیرالمؤمنین و رد شبهات
و اباطیلی که مخالفین حضرت گفتن بیان میکردم و خیلی
قشنگ اون موقع میچشیدم از زهرا خوشحاله از بیان اینها.
چرا؟ اصلاً ایشون رو وقتی در عالم رؤیا دیدن، کیو؟
بحث رو گم نکنید ها، علامه حلی
ایشون رو وقتی در عالم رویا دیدن
گفتن از اون دنیا چه خبر؟
فرمود که اگر دو چیز رو نداشتم به خاطر فتواهام
و قضاوت هام هلاک شده بودم.
یکیش الفین، دیگرش زیارت علی حسین.
الفین اسمش
هست. الفین یعنی چی؟ به عربی یعنی دو هزار.
ولی شما کتاب رو میخونی،
اصلاً خود علامه وقتی که تموم میکنه کتاب رو اگه ملاحظه فرموده باشید مینویسه که
این آخرین عصر رو، هزار و
سی و هشتمین عصر رو دیگه کفایت میکنیم و تمام میکنیم.
بسیار اصول دیگری در اثبات ولایت اهل بیت هست اما همین مقدار بسنده میکنیم.
ولی کتاب هست دو هزار.
لذا بعضی، من از بعضی بزرگان شنیدم که ایشون بقیه رو دید در ظرف مردم نیست.
این شد که یاد این کتاب افتادم، در ظرف مردم.
بعضیا هم گفتن نه کتابشون فخر که
فرزندشون دو جلد کتاب بود تو این زمینه، جلد دومش یعنی از هزار و سی و شش تا دو هزار عصر رو
دیگه فرزندشون فخر المحققین،
ایشون نداد بیرون،
نگه داشت. بعضیا هم اینطوری گفتن.
در هر حال اون کتاب خیلی خوبیه که علامه حلی اونور نجات داده.
بخونید بعد با
عرض شود از حیث عقلی و نقلی اثبات ولایت مولا کرده.
حالا بحث چی بود که به اون سمت رفتیم؟
این فتوحات،
فتوحات ابن عربیاند، فتوحات مدنیهشون غیب شده نیست.
فتوحات مکیهشون هست. اگه کسی اون کتاب فتوحات رو دیده باشه
متوجه میشه فتوحات یعنی چی؟
فتح و گشایش قلبه.
یعنی قلب باز میشه به روی حقایق.
آقا این چیز کمی نیست. خیلی نعمت بزرگه که نتیجهش میشه شرح صدر.
کیا از نزدیک حضرت استاد رو دیده بودن؟
یه دعای ثابتی که ایشون داشت که خیلی دوست داشت، میگفت خدا به شما شرح صدر عطا کنه آقا.
این شرح صدر نتیجهی فتح قلبه.
اینا خیلی مهمه. این یکی از آثارها، بخوایم اینطوری حرف بزنیم که کل کلاس میره به همین
روایت، رد شیم. دیگرش حوائجش برآورده میشه.
یعنی خدا خوشش میاد میگه بهش بدید آقا این،
بهش تفضل کنید.
دیگرش فرمود غنی و مکرم میشه.
یعنی بینیاز میشه از مردم، از دنیا بینیاز میشه و
با آبرو میشه، وجیه میشه اینا.
حالا اون چیه؟ به به، به به.
از سفارشات اکید امیرالمؤمنین
و تمام بزرگان،
هیچ کدوم از بزرگان، کمالین،
عرفا اینها نبودن که سفارش به سه آیه آخر سوره حشر نکرده باشن.
مثلاً مولا، امام صادق صلوات الله علیه فرمود که اسم اعظم، امیرالمؤمنین فرمود اسم اعظم تو این سه آیه آخره.
حضرت امام هم خیلی سفارش به فرزندشون استاد احمد داشتن در خوانش سوره حشر خاصه آیات آخر، مخصوصاً چهار آیه آخر.
"لو أنزلناها على جبل لرأيته خاشعا متصدعا من خشية الله" از اونجا به بعد.
این ذکری که Allame هم توصیفش رو کردیم
فقط مربوط میشه به آیه بیست و دو سوره حشر.
این آیه بیست و دو سوره حشر که من خیلی باهاش کیف میکنم.
"هو الله الذي لا إله إلا هو"
به به، به به "عالم الغيب والشهادة هو الرحمن الرحيم".
همینه. اینو فرمودن که هفتاد بار روز چهارشنبه،
روزهای چهارشنبه، کارتون رو آسون کردن، نبودن هر روز.
همین الان، همین امروز انجام بده.
زودم البته با حضور قلب انشاالله.
بسیار عالی، خوب و انشاالله که گوشههایش حاصل شه.
در تفسیر روایت، روایة اهل بیت علیهم الصلاة والسلام میدیدم از امام صادق زیل این آیه
که آیه قرائتی تو تفسیر نورش هم همینو آورده که از امام صادق در خصوص این عالم
غیب و شهاده پرسیدن یعنی چی خدا، صبر کن عالم الغیب والشهادهست؟
حضرت فرمودن که الغیب ما لم یکن
والشهادة ما قد کان.
یعنی خدا عالم به غیبه یعنی اون چیزی که هنوز نمود نکرده، ظهور نکرده، اصلاً
ظاهراً نیست، موجود نشده و عالم به
شهادهست یعنی ما قد کان، یعنی اون چیزی که موجود شده و هست
جلسه قبل
جلسه بعد