ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 039

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

هدیهٔ بزرگان در آغاز جلسه؛ تحصیل علم و معرفت

آنچه از بزرگان در ابتدای جلسه هدیه می‌شود، مرتبط با تحصیل علم و معرفت و دانش است؛ امری که به کار طالبان معرفت می‌آید. یکی از دستوراتی که به روز چهارشنبهٔ هر هفته مربوط است، در کتاب گوهر شب‌چراغ، جلد یک، صفحهٔ صد و پنجاه آمده است. انجام آن زمان بسیاری نمی‌برد؛ گاه نزدیک هفت دقیقه کافی است. البته آمدن مطلبی در کتاب به‌تنهایی برای اعتماد کافی نیست. یکی از بزرگان قم و اطراف، وقتی توصیه‌ای می‌کند، و به‌ویژه مرحوم آیت‌الله بهجت که روحش شاد باد، در خصوص مفاتیح و برخی ادعیه اجازه می‌دادند که به دیگران نیز سفارش شود.

توصیهٔ آیت‌الله بهجت به جوان تشنهٔ علم

اتفاقاً آیت‌الله بهجت به جوان بیست‌وهفت‌ساله‌ای که حافظه‌اش خوب بود اما راه علم بر او گشاده نمی‌نمود و از این رنج می‌برد و عاشق علم و تشنهٔ معرفت بود، توصیه‌هایی فرمودند. آخرین توصیه همان ذکری بود که در گوهر شب‌چراغ نیز آمده است. پیش از بیان خود ذکر، آثار آن را باید دانست.

نخست فرمودند که بر اهالی علم و قلم فائق آید. این به معنای برتری‌جویی بر اهل علم و قلم نیست؛ اشتباه است اگر چنین فهمیده شود. مقصود آن است که کاری کند تا حتی به اهل علم و اهل قلم، که اصطلاحاً فضلا نامیده می‌شوند، نیز خیر برساند؛ نه تنها به بی‌سوادان و کم‌سوادان. خداوند علمی به او می‌دهد که از فهم روایت چنین برمی‌آید که همان حکمت باشد. بسیاری علم دارند اما به باطن علم نرسیده‌اند؛ از این‌رو حاضرند نزد کسی زانو بزنند که ظاهراً درجهٔ علمی‌اش کمتر است، اما به حکمت، که باطن علم است، رسیده است و از او بهره بگیرند. این حکمت حتی در وجود نوجوان چهارده‌پانزده‌ساله نیز ممکن است پدید آید؛ چنان‌که در زمان جنگ بسیار دیده شد.

خاطره‌ای از جنگ؛ نوجوان صاحب کرامت

از اساتیدی که در هدایت سهم بسیار داشت و روحش شاد باد، در شلمچه تیری به صورتش خورد. پیش از رفتن، گوینده بر پوتین او خوابیده بود و چندان گریسته بود که پوتین خیس شد. او را بلند کرد و علی صدا می‌زد و گفت غصه مخور؛ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را در خواب دیده و قبرش را نشان داده‌اند و حتی کسانی را که پیش و پس از او شهید می‌شوند. او دو سال بزرگ‌تر بود؛ گوینده پانزده‌ساله به جنگ رفته بود و او هفده‌ساله. کرامات عجیبی از او دیده شد؛ خارق‌عادت، بی‌اغراق، و گنجایش بیان همهٔ آن‌ها نیست. در تمام نمازهایش بی‌استثنا اشک داشت؛ نمازی بدون اشک از او دیده نشد. سر و رمزی نیز در این خصوص گفته بود. در آن روزها به واسطهٔ پاکی بیشتر کودکی، اشک جاری می‌شد؛ اکنون دل‌ها زمخت‌تر شده است. خدا به فریاد همه برسد.

پس یکی از آثار این ذکر، افاده بر اهل علم و اهل قلم است؛ و این نشان می‌دهد که به کار علم‌آموزان و حکمت‌آموزان می‌آید.

فتوحات؛ گشایش قلب

دوم، فتوحات است؛ فتوحات به او دست می‌دهد. اگر کسی فتوحات ابن‌عربی را خوانده باشد می‌داند شیخ اکبر دو کتاب به نام فتوحات داشت: فتوحات مکیه و فتوحات مدنیه. مدنیه مفقود شد؛ یا ظرفیت اقتضا نکرد یا خود گم کرد؛ هرچه بود. مانند کتاب الفین علامهٔ حلی که خواندنش بسیار توصیه می‌شود. سال‌های بسیار پیش، در ابتدای هر منبر یکی از اصول هزار و سی‌وهشت‌گانهٔ آن کتاب در اثبات ولایت امیرالمؤمنین و رد شبهات مخالفان بیان می‌شد و شیرین می‌نشست؛ چراکه از بیان این‌ها زهرا خوشحال است.

علامهٔ حلی را در عالم رؤیا دیدند و پرسیدند از آن دنیا چه خبر. فرمود اگر دو چیز نبود، به خاطر فتاوا و قضاوت‌ها هلاک شده بودم: یکی الفین و دیگر زیارت علی‌بن‌الحسین. الفین به عربی یعنی دو هزار؛ اما علامه وقتی کتاب را تمام می‌کند می‌نویسد آخرین اصل، هزار و سی‌وهشتمین اصل را کفایت می‌کنیم. اصول بسیار دیگری در اثبات ولایت اهل‌بیت هست، اما به همین مقدار بسنده می‌شود؛ با این‌حال نام کتاب دو هزار است. از بعضی بزرگان شنیده شده که بقیه در ظرف مردم نبود؛ برخی نیز گفته‌اند جلد دوم را فرزندش فخرالمحققین نگه داشت و بیرون نداد. در هر حال آن کتاب علامه را در آن‌سو نجات داده است؛ باید خواند؛ از حیث عقلی و نقلی ولایت مولا را اثبات کرده است.

باز به بحث فتوحات بازگردیم. فتوحات مدنیه غیب شده؛ فتوحات مکیه موجود است. اگر کسی آن را دیده باشد می‌فهمد فتوحات یعنی چه: فتح و گشایش قلب؛ یعنی قلب به روی حقایق باز می‌شود. این چیز کمی نیست؛ نعمت بزرگی است که نتیجه‌اش شرح صدر است. دعای ثابتی که حضرت استاد داشت این بود: خدا به شما شرح صدر عطا کند. شرح صدر نتیجهٔ فتح قلب است. این‌ها بسیار مهم‌اند.

برآوردن حاجت و غنا و کرامت

دیگر آنکه حوائجش برآورده می‌شود؛ خدا خوشش می‌آید و تفضل می‌فرماید. دیگر آنکه غنی و مکرم می‌شود؛ از مردم و از دنیا بی‌نیاز می‌گردد و با آبرو و وجیه می‌شود.

سه آیهٔ آخر سورهٔ حشر؛ ذکر چهارشنبه

از سفارش‌های اکید امیرالمؤمنین و تمام بزرگان و عرفا، سفارش به سه آیهٔ آخر سورهٔ حشر است. امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرمود اسم اعظم در این سه آیهٔ آخر است؛ امیرالمؤمنین نیز فرمود اسم اعظم در این سه آیهٔ آخر است. حضرت امام نیز به فرزندشان سید احمد بسیار سفارش خواندن سورهٔ حشر داشتند، خاصه آیات آخر، مخصوصاً چهار آیهٔ آخر، از آنجا که:

«لَوْ أَنْزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» (حشر/۲۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، آن را از خشیت خدا خاشع و شکافته می‌دیدی.

ذکری که آثارش بیان شد، مربوط به آیهٔ بیست‌ودو سورهٔ حشر است؛ آیه‌ای که با آن بسیار انس و کیف حاصل می‌شود:

«هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ» (حشر/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست خدایی که معبودی جز او نیست؛ دانای نهان و آشکار؛ اوست رحمان رحیم.

فرموده‌اند این آیه را هفتاد بار در روزهای چهارشنبه بخوانند؛ کار را آسان کرده‌اند که هر روز نباشد. همین امروز، با حضور قلب، انجام آن نیکو است؛ ان‌شاءالله گوشه‌هایی از آثارش حاصل شود.

تفسیر امام صادق؛ غیب و شهادت

در تفسیر روایات اهل‌بیت علیهم‌الصلوة‌والسلام، از امام صادق ذیل این آیه آمده است — و آقای قرائتی نیز در تفسیر نور همین را آورده — که از حضرت دربارهٔ عالم الغیب والشهادة پرسیدند. فرمودند:

الغیب ما لم یکن والشهادة ما قد کان.

یعنی خدا عالم به غیب است: آنچه هنوز نمود نکرده، ظهور نکرده، ظاهراً نیست و موجود نشده؛ و عالم به شهادت است: ما قد کان، آنچه موجود شده و هست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.