د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۰
دارای متن همگام
فصل سوم رساله و منصب مخلصین
شرح رساله سیر و سلوک ۴۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۳:۴۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## فصل سوم رساله و منصب مخلصین
۰:۰۳
## اثر همنشینی و استاد خاص و عام
۵:۲۶
## اسناد صلاح به عمل؛ حیات طیّبه
۱۰:۲۸
چون در آیات قرآن نظر شود گاهی پروردگار صلاح را به عمل استناد داده: من عمل صالحاً. شاگردان در شرح رساله آیه را میآورند:
۱۲:۳۰
آیهٔ دیگر رعد/۲۹:
۱۹:۲۰
## قیامت همینجاست؛ دین همان قیامت
۲۱:۳۳
## چهرهٔ بهشت و جهنّم در همین دنیا
۲۹:۱۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
خدمت. بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
ما در متن رساله
سیر و سلوک سید بحر العلوم در
فصل سوم بودیم. programu دخول به عالم
خلوص و معرفت آن. چنانچه خاطر شریفتون باشه رسیده بودیم
به اولین منصب
یا منصب مخلصین که
و انهم لمحورون الا عباد الله المخلصین.
داشتیم بحث میکردیم که یکی از مهمترین
جایگاهی که پروردگار سبحان در قرآن
وعدهش رو به مخلصین داده
معاف بودن از محشر،
از حضور در محشر
که حالا تو آفاقی و انفسیش داشتیم بحث میکردیم
که در پس اون حدیث شریف من اخلص لله
اربعین صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه
کسی که یک اربعین خالص کنه خودشو
چشمههای حکمت از قلبش به زبانش جاری میشه.
این رو هم عرض کردیم. فقط یه نکتهای رو اینجا فعلاً مقدمه عرض کنم
که حواسمون جمع باشه این ظهور حکمت از
قلب به لسان اشتباه گرفته نشه به مقام مخلصین.
توجه کردید اولا اینجا
فرموده اخلصن. بنا به فرمایش
حضرت آیت الله جعفری یکی از بهترین شاگردان علامه طباطبایی
میفرماید که در این حدیث شریف مفعول اخلص
یعنی هر کسی که خالص کرد برای خدا.
مفعول خالص شد برای خدا.
مفعول اخلص ذکر نشده که ذات است یا عمل.
خب اخلص الله نفسه یا عمله.
این تو روایت ذکر نشده.
یعنی در حدیث نیومده اخلص نفسه و یا اخلص عمله.
اما از ثمرهای که در این حدیث آمده میتوان نتیجه گرفت که
جوشش حکمت از درون
با پاکی و خلوص درون
تناسب دارد. یعنی قطعاً
درون شخص پاک شده
که حکمت جوشیده از
درون شخص. پس معنای حدیث این است که من اخلص ذاته و نفسه
و اخلاص در عمل نسبت به چنین کسی قهری است.
یعنی وقتی طرف باطنش رو پاک کرده نفس و جانش رو پاک کرده قطعاً عملش هم پاک کرده دیگه.
به چنین کسی خب
قطعاً اخلص عمله هم
عمله هم تعلق میگیرد.
منتها این نکته رو میخوام عرض کنم که ایشون فرمودن، تذکر دادن.
لازم به ذکر است که ظهور چشمههای حکمت
غیر از رسیدن به مقام مخلصیت است.
یعنی با یک اربعینگیری نسبت به اخلاص در ذات و عمل حتی ذات،
بنده به مقام مخلصین نمیرسد.
این فرمایش شاگرد علامه است.
حضرت آیت الله جعفری. که
میگن یکی ایشونه که
علامه حضرت آیت الله پهلوانی.
اینا اصحاب سر علامه طباطبایی بودند.
ایشون داره تذکر میده حواستون جمع باشه که این
ولو نفسش رو هم پاک کرده باشه یک اربعین که حکمت از قلبش به لسانش جاری میشود.
اما این دلیل نمیشه که به مقام مخلصین رسیده باشه ها.
این تذکر خیلی به جاییه.
چون گاهی اوقات بالاخره پیش میاد یه کسی خودشو پاک میکنه،
خودش عملش رو پاک میکنه.
طبق همون آیه شریفه که
چندین بار قرائت کردیم
هم میره به سراغ
پاکسازی خودش. آیه ش رو یادتونه دیگه.
ليعبد الله مخلصین للدین.
این عملش و دینش رو پاک میکنه.
الا عباد الله المخلصین.
این خودش رو خالص کرده یعنی جانش و نفسش.
میگه حواستون جمع باشه که کسی عملش رو پاک کرد،
جانش رو پاک کرد طبق روایت حکمت به لسانش جاری شد این دلیل رسیدن به مقام مخلصین نیست.
حواسمون باشه. پیش میاد
بالاخره نفس انسان به هر طرف رو کنه خو میکنه.
شما به سمت پاکیها رو کن
خو میکنی با پاکیها، با طهارت.
میبینی حتی اثر وضعی داره نشستن با انسانهای پاک.
یکی از فرمایشات
بزرگان اهل معرفت مخصوصاً شاگردان حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمة،
دل حضرت علامه حسن زاده
همیشه این بوده و هست که
کمترین اثری که
در نشست و برخاست با اساتید فن
با آدمهای وارسته و پاک،
علمای ربانی هست.
کمترین اثر اینه که
در شما تاثیر میکنند.
شما رو هم پاک میکنند. نفسشونا.
آن که نشستی پیششون چه برسه کلامی
مهمان کنند ما رو. یغزه و بیداری در ما ایجاد کنند.
اتفاقا در رساله سی--
سیرت رسولی که علامه طباطبایین
اگر دوست داشتید رجوع کنید. یه فصلی داره اصلا پیرامون علم استادگیری.
اونجا توضیح میده که ما یک استاد خاص داریم،
یک استاد عام. استاد خاص رو
میگیره اهل بیت، اولیای خدا، انبیا، اهل بیت علیهمالسلام.
این اصلا برداشت شدنی نیست.
اصلا نمیشه. انسان در هر مقامی حتی خودش هم استاد کل شد.
هرچه بهش ارضا شده از سمت استاد خاص شده.
چه به-بدونه، چه ندونه، چه بخواد، چه نخواد.
یک استاد عام داریم.
استاد برای معلما.
معلم به ما یک چیزهایی یاد میده
اما استاد راه رو طی کرده،
راه بلده، راه پیموده است.
صفات و اسما، اسماء حسنی و صفات اولیاء الهی رو در خودش در حد ظرفش پیاده کرده.
چشمش بازه. اینها--
اون بهش میگن استاد عام. اونجا یه بحثی داره که
حالا در لزوم داشتن استاد اصلا بحث میکنه
که اون فأسألوا أهل الذکر قرآن
اشاره به همین داشتن استاد داره.
پس بپرس از اهل ذکر.
این اهل ذکر وجه اعظمش اهل بیتاند.
اصلا برداشت شدنی نیستند.
علم اونجایی موضوعیت داره که از
لسان امیرالمؤمنین بیان شده باشه.
از مستر فیض انسان کامل جوشیده باشه.
نمیشه اونو برداشت. حالا برداشتن استاد عام بحث هست
که اونجا حالا فعلا این بحث رو نداریم.
حضرت استاد میفرمایند که کمترین اثرش اون
نفس پاککنندشه.
یعنی شما اگر یک انسان وارستهای رو پیدا کردی که
به علمش عمل میکنه، مشخصه آدم وارستهایه، خالصه،
پاکه، رنگ دنیا و تعلقات رو نگرفته، بشین کنارش.
کمترین اثرش چیه؟ اون نفسش پاککنندهست.
خب این پاکی نفس اونها
ما رو میبره به وادی طهارت.
باعث میشه به جهت کسب طهارت
یا حتی ولایت اهل بیت
و کثار صلوات بر اونها، مخصوصا صلوات با روح
که بارها عرض کردیم اون پیامدهای خاصی که داره.
اینا-- پیامد اینها میشه خالصسازی وجود دیگه.
عمل هم در پیشه. عمل هم قطعا پاک میشه وقتی وجود ما پاک شده.
اینجا چه اتفاقی میافته؟
میبینی خودت هم تشخیص میدی
که بر لسانت داره
بیاناتی جاری میشه که از تو نیست.
میشه اسمش رو گذاشت حکمت.
یعنی یه لا-لایه رفتی باطنتر از علم.
باطن علم داری بیان میکنی خودت هم از خودت استفاده میکنی.
قطعا برای همهتون پیش اومده.
گاهی آقا یه دفعه گل میکنی، کاری به گل میخورم.
گل میزنی وقتی وقت صحبت کردن خودت میگی این من نبودم صحبت کردم.
حالا یک رشفهست از اون حکمتی که مد نظرمون است.
اینو حواسمون جمع باشه که
فکر نکنین اینجا به مقامه مخلصین رسیدیم.
نه. این یه تذکر که حواسمون جمع باشه.
اما در خصوص اینکه
اه عمل خالص باشه یا خود انسان خالص باشه.
در رساله حضرت استاد علامه طباطبایی نگاه میکردم.
ایشون مثلا به عنوان نمونه
چند تا آیه آوردن جهت استفاده از نورانیت
این آیات. بخونم من چند تاشو.
این فرمایش حضرت علامه طباطبایی.
میفرماید: اسناد صلاح به ذات و عمل.
که عرض کردیم این اخلاصسازی،
صلاحیت انسان یا
به عمل یا نفسه که قطعا کسی که
نفسش رو پاک کرد صد درصد عملش هم پاک میشه.
اما احتمال داره کسی عملش رو پاک کرده ولی خودش هنوز ذاتش، نفسش هنوز پاک نشده باشه.
حالا ایشون میفرماید چون در آیات قرآن نظر شود دیده میشود که گاهی
پروردگار عزیز صلاح را استناد به عمل داده است
که قوله تعالى: من عمل
صالحا. من عمل
صالحا. حالا اینجا
همین تیکه رو حضرت استاد
میگه، حضرت علامه طباطبایی علیه رحمة الله میگه رد میشه.
ولی خب شاگرداشون در توضیحاتشون در شرح این رساله
آیه رو میارن. من عمل صالحا من ذکر
أو أنثى وهو
مؤمنان کسی که عمل صالح انجام بده، چه
مرد باشه چه زن. البته
وهو مؤمن. ایمان داشته باشه یعنی تو وادی ولایت انوار مونی وارد شده باشه.
فلنحينه hayatا طيبة.
به به، به به. ببینید یه
تازه عمل رو اخلاص کنی هنوز جانت مونده ها عمل رو اخلاص
بیاری درش و پاکش کنی ببین چه پیامدی داره.
فلنحينه hayatا طيبة.
نحین ما. ما
زندگیش رو پاک میکنیم
و حیات بهش میبخشیم.
البته با حيات طيبة میشه اینطوری گفت
با حيات طيبة پاکش میکنیم.
خیلیها چقدر اخلاص
ارزشمند پیش خدا
که تو عملتو خالص کنی.
وسائط فیض چون متکلم به غیب اومده
وسائط فیض همه دست به دست هم میدن فلنحينه
و حيات طيبة احیاش میکنه.
حیات بهش میبخشه. حالا حیات یادتونه جلسه پیش عرض کردم اگر اینجا آب مایه حیاته،
پس از نشأت طبیعت چی مایه حیات بود؟
احسنت. علم. پس
یه معنای باطنیه این
آیه الان میشه فلنحينه
حيات طيبة یعنی ما با علم، با حکمت
اونو حیات بهش میبخشیم.
اینطوری وقتی نگاه کنیم حيات طيبة رو میتونیم بگیریم حکمت.
باز ادامه میده ولنجزينهم
لنحينه لام تأکید دو مرتبه اینجا و لا باز تأکیده.
لنجزينهم اجرهم
احسنت. به احسن ما کانوا يعملون.
چقدر خدا خوشش میاد از عمل خالص شده.
تازه عمل خالص شده.
نرسیده به خود خالص شده.
نفس و جان خالص شده.
می فرماید صد درصد قطعاً
ما جزاشون میدیم.
اجرشون میدیم به احسن ما یعنی به بهترین وجه ممکن.
یعنی نه تازه اونطور که تو عمل کردی ها به بهترین وجه.
بهترین عملت یعنی به بالاترین قیمت عملت.
احسنت. یعنی اگه عملی یک داری دو، سه، چهار، پنج تا بیست-
آفرین. همه اعمال رو بیست میدن.
یه بیست رو میارن میذارن بقیه رو هم همون بیست.
چرا؟ چون می فرمایند صریح آیه به احسن ما کانوا يعملون.
به اون احسن عملت.
آقا خیلی حرف بالاست.
یعنی وعده الهی دیوانه کنندست.
به طمع طرف میگه یکی رو میزنه میکشه.
میگه آقا چرا این کارو کردی؟ میگه به طمع فلان مثلاً پاداش.
خب بس- بفرمایید به این طمع کنیم.
چرا به این طمع نکنیم؟ این یه آیه.
آیه دیگه که از تو استاد میارم.
عمل عملاً صالحاً.
به به، به به. اون آیه قبلی که خوندیم حالا خواستید رجوع کنید آیه نود و هفت سوره نحل بود.
این آیه ای که الان از تو استاد آوردم
آیه هفتاد سوره فرقانه.
خواستید رجوع کنید. الا من تاب.
و حالا من امانت داری کنم تو متن رساله حضرت علامتاباطبایی علیه الرحمه
همین تیکه اومده فقط. عمل عملاً صالحاً.
بعد در شرحش شاگردانشون کل آیه رو آوردن.
الا من تاب و
آمن و عمل عملاً صالحاً.
مگر اونهایی که توبه کردند،
ایمان آوردند و عملی انجام دادن.
چه عملی؟ عملی صالح.
این صالح سازی اعمال با چیه؟
نظر استاد اینجا الان اینه.
صالح سازی اعمال اینجا چیه؟
با اخلاصه. که داره اینا رو نمونه میاره دیگه.
حالا به به، به به.
آدم مثل عسل دوست داره اینا رو بخوره.
فأولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات
وكان الله غفورا رحيما.
با چه دو تا اسم عجیب خیلی تو دلبر، چه عرض کنم؟
خوردنی، چشیدنی،
کیف میکنی این اسمها رو. با این دو تا آیه ز- آیه،
با این دو تا اسم آیه تموم میشه. غفورا رحيما.
متن آیه چیه که
این دو تا اسم داره دلالت از متن آیه میکنه، از موضوع آیه میکنه.
چه اتفاقی میفته برای کسی که توبه کنه،
ایمان بیاره و عملی کنه، عملی صالح.
که همه تأکید داره روش.
عملی انجام بده، عمل صالحها.
نه هر عملی. خدای متعال يبدل الله.
الله اونم مستقیم.
ببین اون آیه بالا فلنحينه وسائط فیض هم در کارن.
اما اینجا يبدل الله.
الله تبدیل میکنه.
سيئاتهم حسنات.
آقا بدیهاشون رو تبدیل میکنه به حسنه.
خیلی عجیبه. هیچوقت هست کسی میگه آقا بخشیدم.
باشه تو رو بخشیدم. ندید گرفتم.
چشمم رو به روی عیب بستم
اصلاً فراموش هم میکنه. اما اینکه بیای عین--
عینیت اون عمل، عینیت اون عمل قبیح رو تبدیل کنی به عمل حسنه،
این فقط کار خداست آقا.
اهدی نمیتونه این کارو بکنه. باز دارم تاکید میکنم من چی کارهم؟
قرآن و روایات و آ--
فرمایشات بزرگان داره کر-- تاکید میکنه چقدر اخلاص مهمه.
که تازه عملها، اینا عمل خالص شده، این پاداشها رو خدا
وعده داده. الله اکبر.
بریم سراغ آیه بعدی.
حضرت استاد فرمودند: الذین آمنوا وعملوا صالحات.
آیهش هست. آیه بیست و نه سوره رعد.
الذین آمنوا وعملوا صالحات.
حالا اینجا خدا چه وعدهای داده؟
کسی که ایمان بیاره و عمل صالح انجام بده، خدا بگه طوبى لهم.
آدم مست نکنه؟ خدا بفرما طوبى لهم.
نوش جونشون. خوش حالشون.
طوبى لهم وحسن مآب.
حسن مآب یعنی چه فرجام و سرانجام نیکویی.
حسن نیکویی.
مآب بازگشت.
میگه اون بازگشت و اون رجوعشون، برگشتشون حسن.
برگرفته از اسم مبارک امام حسن دیگه.
خب همچین کسی نزدیک به امام حسن نشه؟
مرابت با امام حسن مجتبی پیدا نکنه؟
همسایه امام حسن مجتبی نشه؟
یکی مثل من همش ادعا میکنه که
همش این دعا رو میکنه که خدایا، پروردگارا
ما را در بهشت از همسایگان دیوار به دیوار علی ابن موسی الرضا قرار بده.
من همیشه این دعامه. خب بفرمایید
از اسم الرؤوف حضرت حق چقدر در خودت پیاده کردی؟
الرؤوف. رؤوف بر وزن فعوله.
شدت درش خوابیده. یعنی به شدت
مهربان، نه مهربان خالی.
درسته؟ یا ایشون ملقباند به چی امام الرؤوف؟
عالم آل محمد صلی الله علیه و آله.
خب عالم-- آیا از علم من چه بهرهای بردم؟
چه بهرهای از علم بردم؟ عطش علم داشتم؟
زحمت کشیدم برای علم؟
چقدر ما برای علم و تحصیل علم وقت میذاریم؟
چقدر تشنگی داریم؟ از دیدن یه سریال و یه فیلم خوش و یه فیلم سینما یا چه میدونم یه بازی
گیم و کامپیوتر و چه-- اینا
چقدر لذت میبریم. حالا از فهم و تحصیل یک نکته ناب
قرآنی و عرفانی یا برهانی چقدر لذت میبریم؟
خودمونو باید معک بزنیم. قشنگ مشخص میشه چقدر ما به امام رضا نزدیکیم.
اصلاً قیامت همینجا برپاست.
همینجا قیامت برپاست. اصلاً قیامت همینه.
همین دین ماست. دین ما قیامت ماست.
دین جز قیامت چیست؟ قیامت هم جز دین نیست.
نسبت تو با دین و دینداری چگونه است؟
کاملاً قابل سنجشه. بل الإنسان على نفسه بصيرة.
خودت به شدت آگاهی. خب همین قیامتته.
خودت که نمیتونی سر خودت کلاه بگذاری.
آیا تو الان آرامش داری؟
آیا از خودت راضیای؟ از اعمالت راضیای؟
از خودت راضیای یعنی آرامشها.
منظورم معجب شدن نیست.
بگی من نمرم بیسته، نه.
آرامش لازم رو داری؟ اطمینان لازم رو داری؟
آیا رشحه ای از بهشت در تو هست
که تو بهشتی باشی؟ چرا انقدر اعصابت خورده؟
چرا انقدر تشویش داری؟ چرا انقدر اضطراب داری؟
چرا آرامش نداری؟ چرا داغونی؟
چرا امید و انگیزه نداری؟
خب اینا همه رشحههایی از جهنمه.
پس همینجا قیامت برپاست.
چشمتو باز کنی قیامت همین دینته.
این کسی که گناه کنه تاریک میشه.
خب این، این دینه. خب؟
گناه کنی تاریک میشی. این یک، یک بخشی از دین ما هست یا نه؟
خب این یعنی چی؟ تاریک میشی یعنی چی؟
یعنی قیامت. یعنی همینجا جزاتو گرفتی.
آقا کار خیر انجام میدی انبات خاطر پیدا میکنی.
مثلاً یکی از نشانههای مؤمن شنیدید قطعاً روایتشو.
اینه که وقتی کار خیر انجام میده انبات خاطر پیدا میکنه.
کار بد انجام میده ناراحت میشه.
میریزه به هم. محزون میشه.
خب این، این خودش قیامت نیست؟
قیامت پس چیه؟ نصیحتها-
مثلاً همینه. حالا ما وقتی که نمیریم، میریم در عالم برزخ.
مثل اینکه ما اینجا میخوابیم.
اینجا وقتی میخوابیم میریم به عالم برزخ دیگه.
حالا اون برزخ در اینجا که خوابیدیم
دو مرتبه ازش بر میگردیم.
حالا یا یادمون میمونه چی دیدیم یا یادمون نمیگی--
نمیمونه. معمولاً وقتی یادمون میمی-- میمونه که چی دیدیم
که یا خیلی در اون خواب رشحاتی از جهنم و
آتش و غضب و دِهندگان و این چی-- زجر میکشیم که یادمون میمونه.
که تو وجودمون آثارش هنوز هست.
این التاب و اضطراب از خواب بیدار شدیم هست.
یا نه وقتی یه انبات خاطر، یه رشح-- یه رشحه ای از بهشت
یک منظرهای دیدیم، اصلاً بهشت رو دیدیم،
بهشتیها رو دیدیم. یه
چه عرض کنم یه روح و ریحانی به ما صابت کرده که باز یادمون میمونه.
حالا وقتی مردیم چه اتفاقی میفته؟
اونجا هم میریم به عالم برزخ پس اونجا هم میخوابیم.
اونجا ولی خوابش طولانیه.
خواب عالم برزخ طولانیه.
وقتی که ما قیامت میشه، اون قیامت کبرا،
اون قیامت کبرا میشه و از برزخ
و امث نثنتین در انتهای عالم برزخ هم میمیریم دو متر-- 포ساندازی میکنیم دیگه اونجا خیلی سخته.
موت انتهای عالم برزخ خیلی به مراتب سختتر از موت در دنیاست.
خیلی سخته چون اونجا عالم شدته.
اونجا وحدت شدید القوی است بال و پر اون عالم.
خب، اونجا وقتی مردیم رفتیم به آ-- قیامت
قشنگ انگار از، انگار نداره قشنگ از خواب بیدار شدیم.
اونچه که اثره مثل اینکه اینجا از خواب بیدار شدی.
اگه بهشتی بودی انبساط خاطر داری.
اگه بهشت بودی با بهشتیا بودی.
تو خواب اینجا رو دارم میگم، نشئه طبیعت.
انبساط خاطر داری. اگه جهنم بودی با جهنمیها بودی،
در جهنم بودی، جهنم دیدی، جهنم چشیدی، اعصابت خورده،
اضطراب و تشویش داری، حال جسمیت حتی خوب نیست، اص-- به هم ریختهای.
اونجا هم همینشه دیگه. از خواب برزخی که بیدار میشی قیامت کبرا شده،
اون حالت رو داری. یعنی یا اس--
آرامش و اون حالت طمأنینه داری
یا بالعکس اضطراب داری و تشویش و
نگران. یعنی یا
جهنمی یا بهشتی. یه وقت قیامت کبرا.
خب همین جا هم هست. مگه اینجا نیست؟
بذارید حالا که اینطور شد من یه فرمایشی از حضرت استاد براتون بخونم.
البته وسط بحثیمها ولی نداره.
قشنگ میشه بحث وقتی فرمایشات
علم حسن زاده هم بیاد وسط خیلی شیرینتر میشه.
نکته سیصد و پنج.
خواستید روضه کنید، یه چند خطه.
جزء نکات کوتاه اما بسیار پرمحتوا.
که بگم خدمتتون عرض کنم که این حرفا از بنده نیست.
علم حسن زاده روحش شاد فرمودن قیامت یعنی دین
و دین یعنی قیامت. حالا من توضیح دادم که شما اینو که وقتی خوندن قشنگ متوجه بشید.
قیامت یعنی دین و دین یعنی قیامت.
در هیچ یک از مذاهب مانند قرآن
سخن از قیامت نگفتهاند.
من خودم تا این فرمایش حضرت استاد رو ندیده بودم نمیدونستم انقدر قرآن به قیامت تاکید داشته.
با اینکه این همه قرآن خوندیمو.
حضرت استاد ادامه میدن. حدود یک پنجم قرآن در قیامت است.
خیلیه ها. این همه ما احکام داریم، این همه حرفها، این همه قصهها، این همه حکایتها.
یک پنجم آیات در قیامت.
الله اکبر. در توراتهایی که اکنون در دست است
از اول تا آخر یک جا حرفی از قیامت و لفظ قیامت ندارد.
ولی در انجیل یکی دو جا دارد.
یعنی انجیلی که الان اینجا من
دارم براتون هر روز خوندن.
یکی از آنها داستان هفت برادر و یک زن است.
به مثال میاره. تمام.
ولی قرآن یک پنجم، شش هزار و ششصد و شصت و شش آیه، یک پنجمش چند میشه؟
هزار و خوردهای، نه هزار و، هزار و...
خیلیه آقا. حالا شما وقتی اینطوری نگاه میکنی به قصه میبینی
همینجا قیامت به پا است.
چون دین برپا است. ان الدين عندالله الاسلام.
دینی که نزد پروردگار سبحان
انتخاب شده اسلامه.
والسلام. الاسلام. خب
آیا شما مسلمان هستی یا نه؟ اگر هستی پس قیامتت همینجا برپا است.
نه مسلمان نیست طرف.
اما فطرتش الهی هست یا نه؟
فطرتش بر اساس اسلام سرشته شده یا نه؟
پس باز هم در وجودش
ولو انکار کنه قیامت به پا است.
اصلاً اجازه بدید من بحث رو جمع کنم و تموم کنم.
فکر کنم بیست دقیقه هم گذشت. حاج حسین هم نیست وقتو بگیره.
گذشت. همینجا فرود بیاییم ما
تو بحث یادتون باشه
، در بحث خالصسازی عمل موندیم.
خالصسازی وجود یا نفس و ذات رو هنوز
آیاتی که علم طبا طبای آوردو فرود نکردیم، جان؟
با بحث اخلاص-
اولین منصب- اولیش. اولین منصب.
که اینا در قیامت کبرا معافاند از حضور در قیامت کبرا.
بعد حالا داریم اهم-- چرا اینا از
در قیامت کبرا معافاند؟
داریم اهمیتشو بر اساس آیات میگیم.
که یک اخلاصسازی اول بود که امروز گفتیم انشاالله جلسه بعد اخلاصسازی
خود انسان. آیات قرآن چی میفرماید دربارش و چه وعدههایی داده.
خلاصهش اینکه آقا ، جمله آخرم رو عرض کنم این تنبه خاطر برای خودم باشه، حدیث نفس
باشه برای خودم و همه شما دوستان.
آقا به واقع همین الان تک تک ما میدونیم بهشتی هستیم یا جهنمی.
قشنگ مشخصه. اصلاً یکی از--
یادتونه یه روزی عرض کردم چهره اولیاء خدا خودش برهان قاطع بر حقانیت این راهه.
چهره خود رهبر مثال زدیم.
کیو سراغ داری اینطوری چهره
صورتش، این
وجهه صورتش این چنین مثل ماه بدرخشه بلکه مثل خورشید بدرخشه.
با یه نگاه غیرمسلح کیو سراغ داری؟
این خودش برهانه که اثر نفس در بدنه که بحثش گذشت.
این یعنی بهشت دیگه. از اون طرف آدمای گناهکار و قسی القلب و پست و
رذل و خبيث النفس و
امثال ترامپ، امثال نتانیاهو اینها
که چهرهشون به قول شیخ الرئیس مسخ شده.
اصن نگاه میکنی پلید المنظرن.
خب این خودش شده الان جهنم دیگه.
اون شده خودش بهشت. من توصیه میکنم که
یه چند وقتی عادت کنی برای اوائل راه خوبه.
البته جسارت میکنم، ببخشید.
بعدها که آدم انسان راه افتاد دیگه این کارا رو نباید بکنه.
اما اوایلش برای اطمینان قلبی
روزایی که نماز شب میخونین،
همون روزی که نماز شب رو خوندین جلو آینه خودتونو نگاه کنید.
بعد مقایسه کنید شهرتونو با روزایی که نماز شب نمیخونید.
کاملا مشخصه. اصن حتی با یکی دو بار خوندن.
چه برسه کسی که مداومت میکنه.
روایت داریم چهره زیبا میشه، پرنور میشه.
خودت اصن تشخیص میدی. یا خدایی نکرده اعوذ بالله ببخشید دور از شأن شماست این حرفا.
یه روزی آدم نماز صبحش قضا باشه،
اصن قیافه تاریک میشه.
هرچی هم بری صابون به صورت بزنی
اون نور دیگه نیست. ح-هرچی بری موجات و
قص بدی نمیدونم ابروتو
برداری. نمیدونم سفید کننده به صورت بزنی و امثالهم.
اینها هیچ کدوم اون نور و اون زیبایی و اون درخشش رو ندارن.
کسی که با خدا زندگی میکنه، اهل سهره-- حدیث داریم.
خدا کسی رو که اهل سهره، سحرپاشده
وجودش رو، دور تا دورش رو پر میکنه از نور.
مثل، مثل اینکه ملحفهای از نور بپوشونه.
میپوشانتش. عین روایت میفرماید خدا اون شخصو
میپوشانه با نور خودش.
حالا هی هر شب، هر شب میشه نورا لا نور، نورا لا نور، نور.
کاملا چهره برمیگرده.
آیا این قیامت نیست؟ حالا این مال چیه؟
مال خالصسازی عمله.
یه سحرپاشده، یه نماز شب خونده، هنوز تازه اعمالش کامل خالص نشده.
ببینید کسی که جانش رو خالص کنه چه میشه.
بحث. اون چه میشه؟
خدایا روزیمون کن. اللهم ارزقنا.
اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.
والحمد لله رب العالمين.
صلوات. اللهم صل علی محمد
جلسه قبل
جلسه بعد