د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۷
دارای متن همگام
احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
شرح رساله سیر و سلوک ۲۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۸:۴۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۲ سرفصل
## احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
۰:۰۳
## ظهور اسماء الهی در موجودات
۳:۵۵
## عقل، وهم و تسلط بر کائنات
۶:۵۰
## قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
۱۰:۳۷
## علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
۱۴:۱۰
## احاطهٔ انسان کامل و تدبیر بدن
۲۲:۴۲
## احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
۲۷:۲۴
## ظهور اسماء الهی در موجودات
۳۰:۵۴
## عقل، وهم و تسلط بر کائنات
۳۴:۱۳
## قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
۳۷:۴۰
## علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
۴۱:۵۹
## مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
۴۵:۰۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اللهم صل على محمد.
يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك.
بسم الله الرحمن الرحيم.
لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.
اللهم إياك نعبد وإياك
نستعين. الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله.
السلام عليك يا داعي الله ورباني
آياته. سلام عليكم ورحمة الله.
غروب جمعه است. ساعات و آنات بسیار مبارک و
عالی است. ان شاء الله که بهترین بهرهها رو از این ساعت
اخذ کنیم و تلقی کنیم از درگاه قدس
آل الله و ذخیره قبر و قیامتمون بشه.
صاحب عزا هر کجا هستن ان شاء الله
یاد ما باشند و جمع ما رو و متالبین ما رو دعا کنن.
مثار حضرتش صلواتی هدیه بفرمایید.
اللهم صل على
محمد و آل محمد و عجل
فرجه. به جهت اینکه امروز روز اول ماهی است که
الحمد لله روز اول مصادف شده با جمعه.
نکتهای رو عارض بشم در این خصوص که قبلاً هم یادمه
در همین هیئت شریف پیرامون تفسیر سوره نور که اتفاقاً اون موقع هم برگشت اون دقیقاً
برخورده بود به همین جمعه اول ماه،
اینجا هم این رو عرض کردیم
و حتی پیرامون آیه نور
بر اساس نظریات مفسرین خصوصاً حضرت ملاصدرا
علیه الرحمه که یک کتاب اصلا تفسیر آیه نور داره ایشون.
یه آیه نور رو یه کتاب بر تفسیرش نوشته،
سخن گفتیم. حالا نمیدونم در حافظه تاریخی شما باشه یا نه.
موضوع این بود که هر وقت
روز اول ماه قمری،
نه شمسیها، روز اول ماه قمری جمعه بیفته مثل
الان که روز اول ماه و روز جمعه.
فرمودن که اون ماه سرتاسر منور است
ساعات و آنات و لحظاتش به نور مهدی فاطمه.
یعنی اصطلاحاً میگن این ماه مهدویست.
متجلی به شدت نوری آقا امام زمان است.
یعنی ز-- شدت ظهور نور حضرت در این ماه بیشتره.
حالا چه ربطی داره به اینکه بیفته اول جمعه اول ماه
روز جمعه و چه ربطی به آیه نور داره؟
اینا خودش کلی مطلب هست دیگه.
ان شاء الله به وقتش کسی تشنه باشه، طالب باشه وجودش خدا هم بهش میرسونه.
بزرگان دستورات مختلف و متعددی در خصوص این چنین و این قسم تل--
یعنی در حقیقت ااا
عرض شود برخوردهای قشنگی که در
نظام کیهانی صورت میگیره بیان کردن.
جان؟ بلندگو بگذارید یه ذره صحبت کنم.
آره میگن که- بلندگو بیاریم شما صحبت کنید خانوما؟
یه صلوات بفرستین. اللهم صل على
محمد و آل محمد و عجل فرجه.
و آل محمد و عجل فرجه.
اتفاقاً خواهش میکنم. اتفاقاً این موضوع رو بیشتر خانما باید الان گوش بدن.
این موضوعی که الان عرض میکنم. چون اونا بیشتر دست به تسبیح و ذکر و اینها هستند،
بیشتر به درد اونها میخورد.
و خیلی حتی
مثلاً در یک منزل یکی از اساتید ما میفرمودند که میخواید خ-ختمی، خطوماتی، چیزی،
چله اینها بگیرید بیشتر خانم خونه این بار رو برداره.
حالا دلایلی هم هست بماند.
پس ارتباط بین
اینکه اول ماه قمری بیفته به روز جمعه، اون ماه میشه ماه مهدوی.
بزرگان برای بهرهمندی
بیشتر از این چنین
ااا رفت و آمدهای کیهانی که کلًا فی فَلَکٍ یَسبَحُونَ
دستور العملهایی رو دادن.
من چند تاش رو عرض میکنم. هر کس نسبت به سعای وجودیش میتونه انتخاب کنه
و اگه کسی مثلاً دیگه خیلی تنبله اون دیگه
کمترینش رو، اگه زبر و زرنگه از سابقون از سابقون این بیشترینش رو.
که اولاً
فرمودند که آیه
سی و پنج سوره نور رو که معروف است به آیه نور.
الله نور السماوات والأرض
مثل نوره comme مشکات.
خیلی زیبا خدای منان
در این آیه مقامات
و جلوههای مقامات
شاعی اهل بیت علیهم الصلاة والسلام رو بیان کرده.
مثلاً اون مثل نور الله
نور السماوات. خب الله نور آسمانها و زمینه.
مثل نورهی، اون مثل رو پیغمبر
در تفاسیر فرمودن. مثلاً مشکات رو
حضرت زهرا فرمودن.
همینجوری برو تا آخر دیگه. مصباح اول امام حسن، مصباح دوم امام حسین تا انتها.
يهدي الله لنوره من يشاء.
هرکیو خدا بخواد انتهای آیه میفرماید که به نورش
هدایت میکنه. اون نوری که خدا هرکس رو بخواهد با نور او هدایت میکند امام زمان ماست.
در اون آیه. حالا چون بحث تفسیر اینجا نداریم رهاش میکنم.
اول و آخرش فقط عرض کردم که تو خود دل آیه هم ربطش به نور مشخصه.
آیه هم که نوره. حالا در این ماه که منور به نور
امام زمان ماست
فرمودن که اگر کسی میتواند به عدد ابجد
نور، اسم نور خدا
که "الله نور السماوات والارض" تعدادش دویست و پنجاه و شش میدونید.
اگر کسی میتونه این دیگه سنگینترین دستوری که دادن اینه که
هر روز دویست و پنجاه و شش بار این آیه رو
قرائت کنه. بعضی از بزرگان گفتن
قبل از شروع چهارده صلوات بعد از
ختم هم چهارده صلوات
که میخوای دویست و پنجاه و شش در هر روز بگی.
بعضی از بزرگان این بعض، بعض که میگم یعنی دستورالعملهای متفاوتیه که بزرگان دادن قابل جمع هم هست.
آقا شاید اینا تغییر میکنن.
خب نسبت به اعضای وجودی انسانها دارن میگن.
اینطور که من الان دارم دعوت میکنم میگم انتخاب کنی.
دیگه کمترینش رو هم عرض میکنم.
بعضی از بزرگان گفتن که بهترین وقتش
یا اصل وقتش برای این ذکر بین الطلوعینه.
یعنی بعد از نماز صبح انسان شروع کنه
که من چهارصد بارش رو که یه بار گفتم حدود مثلا چهار ساعت و نیم این حدودا طول کشید.
چهار ساعت تقریبا یادمه در خاطرم هست
که اونم یه دستوره که حالا عرض میکنم به چه ص-صورت.
و اگر کسی نمیتونه هر روز دویست و پنجاه و شش بار بگه بالاخره
مشغولیتها اینها شاید افتضای
زمانی نداشته باشه. فرمودن در کل ماه.
این که دیگه شدنیه دیگه.
در کل ماه تقسیم کنه.
بعضیا در این تقسیم فرمودن
بهترین حالتش اینه که هر شب قبل از خواب چهارده بار بگی.
چهارده بار این آیه رو
بخونی هدیه کنی به امام عصر صلوات الله علیه.
یه دستور دیگهای هم یکی از بزرگان
دیدم داشتن. ایشون یه مقدار متفاوته از دیگران منتها به جهت
حاجات سنگین گفته بودن که خیلی حاجت سنگین بود.
حاجات خیلی مثلا سخت.
یعنی گ-اون گره باز بشه انگار یه گره اساسی اما باز میشه.
اینها به این صورت فرمودن که تا نیمه ماه پونزده روز اول رو روزی دویست و پنجاه و شش بار بگه،
همین آیه رو بخونه از نیمه ماه تا انتهای ماه به جای آیه نور "لا اله الا الله" رو به این عدد بگه
تا ماه تموم شه. اینم یه دستوره.
یکی از بزرگان هم خدا رحمت کنه آیت الله ناصری رو که ما اصفهان محضرشون میرفتیم.
ایشون میفرمودن که من سراغ داشتم که کسی مشکل چشمی داشت.
یعنی ایشون منظورش چشم از جهت باطنی بود.
یعنی مثلا چشمش رو نمیتونست نگه داره در برابر گناه.
یه لایحه به یکی از علما کرده بود و اون شخص بهش توصیه کرده بود که سوره نور رو هر روز بخون.
خونده بود دیگه به شدت
کنترل چشمش دستش گرفته.
حالا چه سری هست بین اینها
الله اعلم. اسرار و رموز عجیبی در این سوره و در این آیه هست.
البته اون بحث ملکوتی و باطنش، بحث ظاهریش هم هست.
یعنی خود چشم،
همین چشم ظاهری ما بالاخره آسیبی ببینه.
آیه نور، سوره نور خیلی میتونه وسایلی که آب و بارید میاره چشمش.
اینها مجربه، تجربه شده است.
خدا رحمت کنه آقای بهجت میفرمودند که هر
کدام از آیات قرآن رو شما به هر نیتی میتونی تکرار کنی بخونی
چون کله نور دیگه نورن اینها
و پیشکش کنی به ساحت قدس اولیاء الله و از خدا طلب حاجت کنی.
این یکی روش توسله عزیزانی.
حالا کسی دیگه
عرض شود خدمتتون که نتونست دیگه واقعاً خیلی سخت بود.
دیگه حداقلش اینه که دیگه روزی یه آیه تو این چه ماهی یک بار سوره
آیه، آیه سی و پنج سوره نور که آیه نور هست رو بخونه.
دیگه تنبلهایی که مثل منن. و اون چهارصد بار مال حرم علی بن موسی الرضاست.
خدا رحمت کنه از تلامذ
استاد کل حضرت آقای حسن زاده رحمة الله علیه خیلی هم علاقه داشتن ایشون به آیه نور.
قبلاً هم به شما عرض کردم که اگر کسی خواست مورد عنایت خاص و ویژه امام رئوف
قرار بگیره انشاالله به زودی زود قسمت هممون بشه با معرفت بریم.
در حرم آقا در یک مجلس چهارصد بار این آیه رو
تلاوت کنه، قرائت کنه
و هدیه کنه به حضرت. خب حوصله میخواد، صبری میخواد، حال خوش میخواد.
اگه کسی میخونه اذیت میشه نخونه آقا.
سر طرف هی میخونه هی تسبیح رو میشماره.
کی تموم میشه بابا دیگه خسته.
نه، این همچین کسی نباید بخونه.
یا مثلا تقسیمش کنه. نمیتونه توی مجلس تقسیمش کنه.
ده روز پیش آقاست، پنج روز پیش آقاست، سه روز پیش آقاست.
هر بار که میره حرم چند تا بگه در مجموع بشه چهارصد تا.
اینم هدیهای به آقا امام رئوف که
بنده چون خودم اینو تجربه کردم خیلی
شیرین، خیلی خوش، خیلی عالی.
چه عرض کنم؟ به هر حال توحفی
از این دنیا با خودمون ببریم دیگه.
خب این هم از هدیه امروز ما به شما به مناسبت برخورد اول ماه قمری به روز جمعه.
اما بریم سراغ درس و بحثمون.
ما در کتاب شریف
سیر و سلوک منسوب به سید بحر العلوم بودیم
و رسیده بودیم به فصل دوم
معرفت اجمالیه.
در فصل دوم رفتیم تا رسیدیم به
معنای جمع الجمع، محل تجمع
و مبدأ جميع فیوضات و منبع کمالات.
اینجا فکر کنم یه
چند جلسهای توقف کردیم که راجع به منبع، مصدر،
محل جمع و جمع الجمع ارتباطش با روح و رتبههای وجودی انسان سخن گفتیم.
تا به جایی رسیدیم که
لایههای وجودیمون رو که بررسی کردیم در سیر
تطور خلقت که
ما ترجون لله وقارا
و قد خلقکم اطوارا.
خدا شما رو به طورهای مختلف خلق کرده.
این اطوار وجودیمون رو
از نشئه مادون که این
حواس پنج گانه، این اعضا و ارکان وجود ظاهری ماست بگیر برو تا
روح بخاری و نفس که مشتمل است بر
اون لایههای متعدّد از قوّه خیال و وهم و عقل و قلب و روح و سر و سرّ السر یا خفی و اخفا و اینها.
اینها رو فقط اجمالاً معرفی کردیم و قول دادیم که
در خصوص اینها سخن بگیم.
که چرا؟ چرا قرار شد صحبت کنیم؟
چون ما بحثمون در یک جلسه به اینجا رسید که
وقتی ما مشکلاتی در مسیر سیر و سلوک پیدا میکنیم به خصوص
نمیتونیم عملیات بندگیمون رو به سرانجام برسونیم.
یه خطی دست میگیریم متوقف میشه.
نماز صبح هرچی ساعت فوک میکنیم، نماز شب پاشیم نمیتونیم
و، و امثالهم. اراده ضعیف میشه در مسیر سیر و سلوک.
اینا گفتیم که چون اراده مربوط است به مرتبه روح،
روح باید تطهیر بشه.
یا اگر کسی هنوز روحش سالمه، روحش پاکه،
اون رابطهی اون برزخ
بین روح و
قوای مادون خودش
از بین رفته یا ضعیف شده یا اونها
باید تطهیر بشن، اونها آلوده شدن.
مثلاً قوّه خیال آقا
به جهت ثبورا اشکال زشتی که درش جمع شده، آلودهاند، حراماند، قرقشکنی
الهی رو داده و صورت گرفته.
این قوّه خیال خیلی مهمه.
برزخ این آلوده شده نمیذاره روح احکامش رو به تمامه
در بدن که ارکان او هستند، ارکان عملیاتیاند،
پیادهسازی کنه. به اینجا که رسیدیم خیلی
هم داخل هم خارج
خیلیا سؤال براش میشد و خیلی اصرار کردن که اینو ادامهش بدیم.
ادامه این موضوع اتفاقاً چه شیرین که برخورد
کرده به فاطمیه و ما قول داده بودیم که بریم سراغ
اینکه چگونه این لایهها پاک بشن.
یعنی اگر کسی روح بخاریش مشکلی داره که اون هم
برزخ بین نفس و بدنه،
چه کنه؟ بالاخره صورت گرفته، شکل گرفته.
آیا راهی هست که به یک معنا مزاج انسان رو تعریف میکنه.
برای اصلاح مزاج چه باید کرد؟
که اعتدال مزاج مستقیم انسان رو
به فهم معنویات میکشونه.
یا برای تطهیر قوّه خیال راههاش چیه؟
یا مثلاً که ما به غسل ازش یاد کردیم یادتون باشه.
گفتیم که هر کدوم از اینها غسل دارند.
ما وقتی بدنمون،
بدنمون مشکلی پیدا میکنه میریم
تطهیرش میکنیم با غسل، با وضو ظاهرمون رو.
اما مثلاً قوّه خیال غسل داره.
عقل انسان اگر مشه-- آلوده شد، مشوب به وهم شد، خود وهم غسل داره، عقل غسل داره.
باید پاک بشن که به یک معنا اینها غذای اونهان.
یعنی غذاشو تامین کنی که الان غسلش دادی.
قلب انسان این چنینه. روح
و حتی سر و خفی و اخفا هم
که حالا ما در خصوص مرتبه اخفا دیگه جرات نمیکنیم حرف بزنیم.
همه اینها غسل داشتن. حالا چون ما
در مرتبه روح بودیم و
عزیزان تشنه شدن،
نکتهای رو فقط اینجا عرض میکنم چون فرصت هم نداریم.
تشریح این موضوع انشاالله روزهای بعد و
جلسات بعد. یک یک این رتبههای وجودی غسلشون چه شکلیه و به چه.
برای اینکه بحث کاملتر بشه و برکت
رساله هم بیشتر ما رو بگیره،
اجازه بدید یه چند خط از خود رساله رو بخونیم.
در فصل دوم معرفت اجمالیه، سید و هر العلوم علیه الرحمه رسیدن به
این قسمت که: "پس از جمله مراتب عالیه
این عالم مظهریت انوار الهیه است."
نور. مظهریت انوار الهیه.
الهیه از اله.
الله. اسم جمع.
همه اسماء درشن. مظهریت
مراتب عالیه.
میشه مظهریت انوار الهیه.
یعنی هر کدوم از اسماء
در خودشون یک نوری دارند.
تلألؤ نوری دارند. چون الله اسم جمع جامع همه اسماءه.
هر کدوم از اسماء
تلألؤ نوری دارند. مثل اینکه شما
آسمانها رو نگاه میکنی، هر کدوم از این ستارههاییاند که نوری دارند.
خورشید یه نوری داره، ماه یک طور، ستارهها یک طور.
همشون به شدت که نور ندارن.
اسماء الهی هر کدوم نوری دارن
در ظهورشون. این اسماء
حالا در هر ظهوری، دقت بفرمایید.
در هر تجلی که ما قبلاً عرض کردیم یک ظهور اسماء منم، شمایی، آسمانه، زمینه، همه اینا
ظهور اسم حقیقت اسماءند.
نسبت به اینکه کدوم یکی از اسماء الهی ظهور کرد،
کدوم یکی از اسماء سلطان شد بیشتر از دیگر اسماء ظهور کرد.
اون شی، اون
صورت که میتونه شما باشی، میتونه
من باشم، میتونه هر شیی باشه،
تلألؤ نوریش کم و زیادتر از دیگریه.
این یه نکتهست خودش. بعضی از اسماء اسم اعظماند.
اصلاً خود اعظم، اعظم
که از عظیم گرفته میشه براساس اکرم
از اسماء از اعظمه دیگه.
یا بعضیا گفتن الظاهر اسم اعظمه.
یعنی، یعنی چی اسم اعظمه؟
نظر شما یعنی چی؟ این یعنی چی که اسم اعظمه؟
از جهت سیر علمیش بخوایم بگیم خب اون
هو ال، هو ال، هو الاول والآخر والظاهر والباطن.
اون الباطن که میخواست
شناسایی بشه، شناخته بشه که کنت کنزا مخفیا.
من گنج مخفی بودم
و احببت ان اعرف دوست داشتم شناخته بشم.
فخلقت الخلق لکی اعرف خلق کردم یعنی ظهور کردم
تا شناخته بشوم.
اون الباطن چون میخواست شناخته بشود،
سیر حبّی و عشقیه نظر و نیازش.
دوست داشت شناخته بشه خدا.
چه کرد؟ دست به خلق زد.
یعنی اون الباطن شد الظاهر ظهور کرد.
چیز عجیبی نیست. این بحث علمیشه.
خب حالا از جهت علمی گفتیم
چ-چرا اسم اعظمه. بعضیا گفتن الظاهر اسم اعظمه.
این از جهت علمیش. اما اصلاً
شما بفرمایید عقلًا
وقتی باطن بخواد
ظهور کنه بر اساس چی بخواد ظهور کنه؟
اسمش رو خودشه. میخواد ظهور کنه دیگه.
به هر اسمی، اصلاً هر اسمی، هر اسمی میخواد ظهور کنه از خدا.
اصلاً خود الوهیت
میخواد ظهور کنه. اصلاً اسمش رو خودش میخواد ظاهر بشه دیگه.
پس باید اینجا هرچی هست زیر سر اسم الظاهر حقه.
از این جهت اسم الظاهر میشه اسم اعظم.
خب یه معنای دیگه. الان داریم میفهمیم شدت نوریه این اسم او رو اعظم کرده.
حالا در به ضرب من التمسیل برای اینکه مثل، مثالی بزنیم بفهمیم شدت نور خورشید
چرا بیشتر از مثلاً اون
سیارات دیگه و کرات دیگه و اینهاست.
ستارهها و چطور منظومه شمسی چرا اینقدر شدت داره؟
خب ظرفیتش بالاست. یک کره پر از آتشه در درون.
این درون مایهش بسیار
پر لهیبه، پر شعلهست که این شده ظهورش.
اون اسم که حقیقته.
ما این لفظ رو نمیگیم ها.
لفظ رو که مینویسی الظاهر این لفظ رو.
اینم البته به قول ملاصدرا لمعات همون انوار و لمعات جمال و جلال الهی رو داره.
اینو بالاخره کشیده شده همونه.
این حاکیه از اونه.
محاکات از اون داره. یه رَشح hays از اون نشانه از اون داره آیه اونه.
اما ما منظورمون حقیقت اسماءه.
بالاخره یه حقیقتی داشته وجود داشته که الان ظهور کرده.
این همه کفرات ایجاد شدن، ایجاد شدن.
هرچه اون تلألؤش بیشتر،
شدت نوریش بیشتر.
حالا اینجا چرا این مثالها رو این همه حرف زدیم؟
برای اینکه اینجا رو بفهمیم. مظهریت به یک بار دیگه پس از،
پس از جمله، از جمله مراتب عالیه این عالم،
اون مراتب عالی عالی بالای بالای.
مظهریت انوار الهیه است
که هلاک و بوار را بنص قرآن در آن راه نیست.
کل شه انحال کن
الا وجه. همه چی هلاک میشه الا وجه الهی.
بوار نداره، هلاک نداره.
یا کل من علیها فان ويبقى وجه
ربک ذو الجلال والاکرام.
که اون قبلاً گفتیم به تسریح حضرت علامه حسینی تهرانی.
این چون ذو الجلال والاکرام مرفوعه
این صفت ربکه نیست.
صفت وجه ربک.
یعنی هر وجهی که شما هم وجه اللهی.
شما هم الان وجه اللهی. نشانه خدایی.
ظهور حقی به قدر خودت.
خدا به سر القدرت نگاه کرده،
اندازه گرفته به قدرت، اندازت.
به سر القدرت بر اساس الگو که ليلة القدر است
و اون ليلة القدر داره، داره بحث خودشو دیگه نشون میده و اون ليلة القدر
حقیقت ليلة القدر حضرت سیّده طاهره است.
صلوات الله علیها قدرت مشخص میشه.
بعد خدا میبره بعد میدوزه.
هو الله الخالق البارئ المسوِّر.
خالق اندازه میده، خلق قدره.
قدر اندازهست بر اساس ليلة القدر.
یعنی تو چه میزان، چه میزان از حضرت زهرا بهره بردی؟
نه تو همه، همه این عالم
هرکس از وجود زیجود حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها چه میزان
از وجود نوری ایشون در خودش،
چه میزان در ظرف وجودش بهره گرفته، فیض گرفته، نور گرفته،
حیات گرفته، رزق گرفته.
به همون میزان اون هم وجه.
تو هم وجه الهی. حالا میگه
وجه هم صفتش اونجا ذو الجلال والاکرامه.
یعنی همه وجوه الهی
هم جلال دارن هم جمال.
اما نسبت به اینکه کدوم یکی از اینا باز
س-سلطنت اسماء، سلطان شدن، مالکیت اسم.
چه اسمی اینجا بیشتر از اسمای دیگه ظهور کرده؟
اسم این شخص عوض میشه.
مثلا میشه مرد چون جلالش بیشتره.
مثلا مظهر جلاله. ز-- میشه زن چون جمالش بیشتره.
مظهریت جماله. جهنم،
جلاله. مظهریت جلاله.
یعنی مرد جهنمه. اونطور که داریم میریم جلو بعد ب--
زن هم میشه بهشت. ای مرد جهنمی!
اینطوری میشه. نه، اینها رو
یه مقدار صبوری کنیم بعد هم-- بعداً به هم میرسیم که اصلاً بهشت بدون جهنم نمیشه.
نشدنیه و به-- جهنم بدون بهشت هم نمیشه.
اینها باید با هم باشن.
"امنهم الا واردها" قرآن میگه هیچکس نیست مگر اینکه وارد جهنم میشه.
حتی پیغمبر هم وارد شد در معراج رفت جهنم و
هرکس از اولیا همه، همه در-- وارد جهنم میشن بعد میرن بهشت.
حالا حضرت امام علیه الرحمه
یه وجهش رو فرمودن این دنیا همون
جهنمه. بالاخره باید از نشئه طبیعت گذر کنی بری به بهشت.
اینجا جهنمه. اینجا آتیش گناه و غفلت میگیرته.
اینجا حق و باطل مشوبن.
نور و ظلمت مشوبن. شر و خیر مشوبن.
قاطی شدن با هم. تمیزش مشکله.
اونور نیست که، اونجا یکپارچه نور محضه.
جبروته، ملکوته بر وزن فعلوت.
یکپارچه سلطنت در تحت سیطره حقه.
اصلاً حقه و حقه و حقه.
سلام علیکم. وعلیکم السلام.
سلام علیکم.
پس شما هم به یک معنا در اون وجهتون،
در اون عرض شود
شأنی از شما که محل ظهور اسماء و صفات الهی است، شما هم شما نیستی.
من، من نیستم که. ما ظهور حقیم.
هرچه هست حقه. "هو الاول والآخر والظاهر والباطن" خداست که ظهور کرده.
انقدر منم، منم میزنم انانیت برداشته نمیشه مگر با فهم اینها.
الان متوجه میشیم چقدر معرفت شرطه.
حالا این همه حرف زدیم، این همه حرف زدیم
بازم باید حرف بزنیم. تازه در
اواسط راهیم. اما برای اینکه امروز هم بالاخره یه نتیجهای گرفته باشیم،
معطلتون نکنیم. یه جواب حداقل داشته باشیم برای غسل
روح. البته ما بخ-- میخواستیم
از مراتب دانی،
از غسل حواس پنج گانه شروع کنیم.
بعد مثلاً با روح بخاری چه کنیم که بعد با خیال و بعد وهم و عقل همینطوری بریم بالا.
چون بحث ما یه دفعه خورد به روح و سؤال ایجاد کرد.
یه دونه نکته عرض میکنم بعد انشاالله بعداً برمیگردیم از مراتب شروع میکنیم.
که الان ما متوجه شدیم که
هر مقدار که ما از اون
ليلة القدر بهره بردیم،
قدر و اندازهمون مشخص شده و این در سر القدر ما معلومه.
یعنی میزان ما، اندازه ما، حد ما مشخص شده.
حالا در مسیر سیر و سلوک ما باید شدت بدیم به این نور، به این بهرهمون.
رزقمون رو بیشتر کنیم. فیض بیشتر بر ما نازل بشه.
یعنی توفیق. "اللهم ارزقنا
توفیق الطاعه و بعد المعصیه."
توفیق اینجا خودش رو مشخص میکنه چقدر مهمه.
توفیقمون رو زیاد کنیم. بیشتر از حضرت زهرا صلوات الله علیها بهره بگیریم.
بیشتر از حضرت حق، از الهیت نظام بهرهمون رو بیشتر کنیم.
درست شد؟ حالا نتونستیم.
مشکل پیش اومده. ما تو اون بهرهای که داریم،
تو اون محیط وجودی خودمون
که محل جمع الجمعش میشه روح
که مرتبه احدیت وجود ماست، اونجا یه مشکلی پیش اومده.
اون نمیتونه رابطه برقرار کنه با مرتبه مادون.
نمیتونه احکامش رو از طریق روح بخاری در بدن ایجاد کنه.
آدم کسله، حوصله نداره، بیحاله، اصلاً رغبت نداره.
روح که اینطوری نیست، روح، روحه.
"يسألونك عن الروح
قل الروح من امر ربي." روح از
امر پروردگاره. کسالت درش نیست.
چی باعث شده من کسل شدم؟
اون مراتبه، اون رتبه ها، اون لایهها.
اونا مشکل برخوردن. حالا خدا نکنه کسی انقدر اصرار بر گناه کنه، ملکات وجودیش،
اون بزوری که ثمر اشکال
برزخی و قیامتیش رو تشکیل میده، اون دیگه بشه چی؟
بشه دیگه، یعنی اون ملکاتش بشه اعمال زشت، شر،
ظلمت. اونکه دیگه اصلاً میشه "اولئک کالانعام بل هم اضل." اصلاً روحش
چنان در فشار قرار میگیره و در حبس قرار میگیره که اصطلاحاً میگیم روحش مرد
یا دلش مرد. "ختم الله على قلوبهم و على ابصارهم."
اون، اون رو فعلاً ما کاری نداریم.
ولی در حد خودمون بگیم اون مراتب بین آلوده میشن.
روح نمیتونه احکامش رو پیاده کنه.
این روح از کجا بود؟ فیضی بود که از کی گرفتیم؟
از لیلة القدر. لیلة القدر کی بود؟
حضرت زهرا صلوات الله علیها.
پس حالا اجازه بدید قبل از این که بگم پس،
یه تیکهای هم از کتاب شریف
فس Fatemi حضرت علامه حسن زاده براتون بخونم.
شیرینیش ذائقتون رو بگیره و
حالا طولانیه.
میدونید این کتاب از معدود کتابهاییست که علامه هم
متن عربیشو که نوشتن،
حالا نگران بودن که درست برگشت به ترجمه فارسی نشه، خودشونم ترجمه کردن.
بعد باز نگران شاید بودن که
کسی متوجه نشه درون مایه شو، شرح هم دادن.
جالبه. بعد این کتابو به نام
خود قلم علامه است. یعنی دقت کنید چاپی نیست، خود ال
قلمه، شکل قلم علامه
مثلاً زیراکس گرفته شده.
این کتاب رو هدیه دادن به رهبر عزیزمون.
بسیار کتاب پرفروعیه.
دعوت میکنم سر سفرهی این کتاب.
واقعاً، واقعاً عرض میکنم که
من یه دونه از مقامات خانم که این تو اومده رو ایشون به قلمشون میفرمایند که به عقول و من میگم به شما،
اونم بحث ام ابیها رو.
امروز تو محوطهی مسجدی گفتم که همه
سن بالا بودن، بچههای جنگ بودن.
همه هاج و واج بودند. یکیشون به من گفت حاج آقا بعد از جلسه گفت حاج آقا چهل ساله این سؤال برای من بود.
چرا به ها-خانم میگن ام ابیها؟
چرا پیغمبر به ایشون میگه مادر
پدر؟ چرا از جهت سیر علمی
انقدر شریف، وزین، سنگین، عالی علامه این تو پیادهش کرده
که اینا هاج و واج مونده بودن از این قضیه.
چهل سال طرف دنبال این سؤالش بوده.
گفت چرا علما اینا رو به ما نگفتن؟
ایشون اعتراض داشت از مثلاً علمای ما.
من دعوت میکنم به این کتاب.
حالا چون بحث ما برخورد کرده به بحث لیلة القدر،
در بحث لیلة القدر که واقعاً اونجا هم عرض کردم
حداقل شصت جلسه مثل خدا رحمت کنه آیت الله سیبوی رو
که بعد از به ر-به رحمت حق رفتنشون ارتباطشون با امام عصر فاش شد.
این بزرگوار شصت شب فاطمیه میگرفت
و سه تا منبری دعوت میکرد.
بعد از هر منبری هم یه روضه خوند.
خیلی آدم عجیب به خصوص 谁 درکش کرده اینجا
حیات ما منبر میومد ایشون بزرگوار.
یه همچین جلسهای میطلبه
و بعد این کتاب فروعش بیان بشه، طرح بحث بشه.
حالا دیگه شرحش به مانده. یکی از اون
مقاماتی که در خصوص حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها داریم
در این کتاب بحث اینه که یکی از
روایاتی که داریم در تفسیر
فرات کوفی. در تفسیر فرات کوفی اومده اما چند تا اون فرات کوفی رو داریم؟
مثلاً کجاست این تفسیر؟ کی دارش؟
اصلاً این کتاب و امثال این کتابها
رزق هر کسی نیست.
بعضیامون تو کل عمرمون یک بار
شاید اسم مثلاً تفسیر فرات کوفی رو شنیده باشه.
چه برسه به اینکه اون لحظهای هم که امام صادق صلوات الله علیه
داره بیان میکنه حرف رو،
یعنی داره به گوش جان دیگران که دهان روحشون گوششونه این رو تز-تزریق، یعنی
در حقیقت داره ارتضا- دارن ارتضاغ میکنند از دهان حضرت،
اونجان در گوشی میگه.
چی رو؟ حضرت وقتی ازش سؤال میکنند که آقا این تنزل الملائکه والروح کیه؟
این روح کیه؟ روح کیه؟
اگر الملائکه یعنی همهی ملائکه.
اگر روح الامین خب روح الامین هم که جزو ملائکه است.
دیگه این تمیز و تخصیص برای چیه؟
روح کیه بالاخره؟ امام معصوم باید برای ما مشخص کنه، نه دیگری.
میدونین حضرت روح رو به چی زدن؟
مع-چگونه معرفی کردن؟
درگوشیه فرمودن که روح
که در شب قدر همراه همهی ملائکه که قوای عالمند
نازل میشه بر امام زمان و حجت زمان، مادر ما فاطمه است
و او محل فیض است.
کانال فیض است. عجب!
یعنی هرچه فیض از بطنان
غیب الغیوبی از اون مکمن غیب میخواد تنزل کنه که إن من شيء إلا عندنا خزائنه
وما ننزله إلا بقدر معلوم.
یک، از کانال وجودی حضرت زهرا صلوات الله علیها نازل میشه.
دو، بقدر
معلوم. به سر القدرها نگاه میکنند بر اساس عین ثابت سلام عليكم.
به زبان حال هر کسیمون در صبح ربوبی
اونجا نگاه میکنند زبان حال درخواستتو از خدا چی بوده؟
همون مقدار ظرفت رو پر میکنند.
بهرت از حضرت زهراست.
یعنی رازق اصلی حضرت صدیقه است.
اون روح حضرت زهراست.
حالا بحث ما چی بود؟ چی بود ما بحثمون؟
مشکلی که در مسیر سیر و سلوک از ارتباط روح به مرتبه مادون پیاده میشه.
یک بازنگری، در حقیقت میگن به روزرسانی.
ریست میکنند برمیگردونند به کارخونه.
ونفختی فیه من روحی.
روح ما که در چهار ماهگی دمیده شده در ما از کجاست؟
روح اعظم کجاست؟ کیه؟
تنزل الملائکه والروح.
حضرت زهرا صلوات الله علیها.
اتفاقاً خدا رحمت کنه
متن فسوس رو حضرت ابن عربی شیخ اکبر اونجا
میفرماید که، میفرما-- من خودم اینو داشتم به ص-به کتاب حالا یه یماما داداش به خیر اونم خیر شد برای ما.
کرونا گرفته بود تو خونه. ممت الهمم علامه که شرح بر
همین فسوس هست رو خوندم.
اونجا برخوردیم به همین موضوع که
ایشون نظرش اینه که البته به استناد آیات و روایات.
دیگه الان فرصت نیست من اینا رو بیان کنم فقط نظرشو رد میشم.
می فرمود که، اِاِاِ شیخ اکبر
می فرمود: "بیشترین بهره ما رو از اون روح اعظم
تا نظر به ملائکه و روح که
مستحضر شدید چه وجود زی جودی است.
بیشترین بهره وجود ما از اون روح اعظم،
روح ماست. مثلا روح ما از جنس روح اعظم او کیست؟
حضرت زهرا است. اگر کسی روحش پاک بمونه و آلوده نشه میتونه با اون روح ارتباط بگیره.
روح اعظم یعنی حضرت صدیقه طاهره
صلوات الله علیها. پس حالا من عرض کردم درستش
سیر بحث این بود که ما همینجوری بریم جلو شروع کنیم
از غسل مراتب مادون بیاییم برسیم به روح و سر و سر و سر و اینا.
اما چون سؤال شده بود چقدر پیامک داده بودم به ادمین کانال و یه سری هم از عزیزان،
گفتم حداقل این رو چون با توجه به برخوردمون با فاطمیه عرض کرده باشیم.
پس اگر کسی میخواد،
اگر آلودگی در روحش ایجاد شده
و روحش نمیتونه یا حتی م--
لایه های میانی روح و مادون و مرتبه انزل وجودش
ارتباطشون قطع شده، نمیتونه اراده خودش رو پیاده کنه در ارکان،
بهترین راهش به روزرسانی خودشه.
برگرده به کارخانه. روح برگرده مثل بچه ای که میره تو آغوش مادرش.
مادر کیه؟ روح اعظم کیه؟
فاطمه زهرا است. او نفس کلیه الهیه است که یکی از مراتب و مقامات حضرته که در این کتاب علامه میاره.
. حالا او رحم عالمه.
ما رحم های متعددی داریم.
اینکه در این کتاب علامه خواستید روجـ-رجوع کنید صفحه،
صح-صفحه عذر شرع هشتاد و چهار،
هشتاد و پنج، هشتاد و شش.
همه اینا در همین رابطه است. مثلا هشتاد و شش رو بذارید ترجمه اش رو براتون بخونم
که این روایت
پیامبر عزیز عالم فرمودن از قول
حق تعالی. یعنی میشه حدیث قدسی.
که من الله هستم و من رحمانم.
رحم را آفریدم
و از اسم خودم اسمی برای او مشتق کردم.
من رحمانم. رحم رو از این جهت بهش میگی رحم چون از الرحمن است و از اسم الرحمن خدا مشتق شده است.
و فرمود پس هر کس صله رحم کند،
من با او می پیوندم.
هر کس صله رحم کنه.
و هر کس قطع رحم کند من این، من نیز از او می برم.
پس بدان که وصل رحم به معنی مع-- حالا این ترجمه توضیح علامه است
که وصل رحم یعنی چی؟ صله رحم یعنی چی؟
اگه رحم اصلی حضرت زهرا است، اون روح اعظمه،
این صله رحم به او چی میشه؟ می فرمايد به معنی معرفت به مکانت.
یعنی مقام و مرتبت خانم رو بشناسی
. و مرتبت، اِاِاِ و مرتبت رحم و بزرگداشت قدر اوست.
مرتبت تو، مکانتشو، مقامش رو
بشناسی و بزرگداشت قدر و اندازش.
الان جمعیتی که اینجا دور سفره حضرت زهرا صلوات الله علیها جمع شده به یک معنا قدر شناسیه.
صله رحمه. دقیقا عین اینه.
لذا میبینی بعد از جلسه حالت خوشه، حالت خوبه.
دوست داری کارای بزرگی بکنی بعد از هیئت.
چرا؟ الان سیر علمش که رفتیم متوجه میشید چرا.
به روزرسانی صورت گرفته.
روح دو مرتبه متجدد شده،
شکوفا شده، برگشته به کارخانه.
این رحم، رحم عالمه. ما رحم زیاد داریم.
الان از این دانه ای که در دل زمین میکارن،
این زمین میشه رحمش.
اون شکوفه ای که از درخت میزنه
بیرون، فاطر السماوات والأرض فطر.
شکوفا میشه باز اون درخت به منزله رحم این شکوفه و میوه است.
اون معادن به منزله رحم کانی ها و فلزات و عناصر و جواهرات و چه وچه هستند.
ابر به منزله رحم بارانه.
هر چیزی رحمی داره. ما قبل از اینجام در رحم بودیم
و قبل، قبل از حتی رحم مادر.
در رحم مادر یک رحم.
از رحم مادر اومدیم بیرون. اینجا رحم طبیعت.
ما داریم پرورش داده میشیم در رحم طبیعت.
به توسط چی؟ رسیدگی نفس کلیه الهیه که مرتبه مادون
عقل کل و نفس الرحمن.
که اینا رو قبلا براتون توضیح دادیم کیان.
وجود مقدس پیغمبر به امر الهی نه نفس کل هم که حضرت زهرا است.
اینجا رحم عالم یعنی
همه، همه اشیاء این عالم تحت پرورش نفس کلیه الهیه اند.
او کیه که مقام پرورش داره؟
حضرت زهرا است. یعنی رحم عالم حضرت زهرا است.
همونطور بعد از این هم ما رحم داریم.
برزخ رحمه سیر استکمالی داره.
اینطوری نیست که بگی آقا اصلا به ما اشتباه گفته.
اگه کسی گفته که بر پرونده بسته شد، تمام شد،
هیچ راهی دیگه نیست. اینطوری نیست.
اون ور هم رحمه. اونجا هم راه رشد و ترقی هست.
منتها خیلی سختتر از اینجاست
که قبلا هم یه چیزایی ما عرض کردیم.
اونم سیر استکمالی داره. چرا میگه آقا براش این کار رو برای امواتتون
نماز بخون، زیارت بخون، صدقه بده، صدقه، صدقه، صدقه.
چقدر مهمه برای اموات. هیچ چیز مثل صدقه نیست
و شب لیلة الدفن هم پیغمبر اعلی فرمود صدقه بدید.
اگه نداشتید اون نماز لیلة الدفن رو بخونید که نمیگن این اول روایت رو.
و چرا؟ اگر سیر استکمالی اونور نیست، قصه تمام شده برای چی صدقه بدم؟
مگه بیکارم پولمو بدم بره.
نه به اون میرسه دیگه پیداست.
اونجا هم یک رحمیه برای چی؟
عالم بعد از خودش
یعنی عالم عقول. همونطور که رؤیت، رؤیت حضرت حق مراحل داره.
الان رؤیت بصری ظاهری ما که شما رو داریم میبینیم.
بعد رؤیت خیالی داریم، رؤیت
ع-عقلی داریم، رؤیت قلبی داریم، رؤیت روحی داریم، شهودی.
اینا همه با هم فرق میکنن. رؤیت هوای عالم، رؤیت حضرت حق.
اینه که مراتب آدمها با هم فرق میکنه.
و الا من رو به قبله بایستم دارم
محراب میبینم. امام عصر هم رو به قبله وایساده محراب میبینه.
هر دو یک رؤیت داریم.
اینطوری نیست که. او رؤیتش شهودیه.
اون داره هوای عالم رو رؤیت میکنه.
آنفًا. من همین دیوار و سنگ و گل رو میبینم.
رؤیت ها مراتب داره. لایههای وجودی هم مراتب داره
و همونطور همون سیر مراتب داره.
پس خلاصه مطلب اینه که اگر کسی
میخواد به روز رسانی بشه راهش،
میون برش، اصلاً را-- شاه راهش بهتره بگیم
حضرت صدیقه طاهره است.
لذا کسایی که دنبال عصمتن، طهارت نفسن، پاکین، جبران مافاتن،
عمرشون از دست رفته، میخوان م-م-مظهریت جابر العظم الكسیر،
ای جبران کننده شکست و استخوانها درشون پیاده بشه.
راهش حضرت زهراست. راهش توسل به حضرت صدیقه سلام الله علیها.
الان متوجه میشیم که چرا
حجج الهی هم به او
متوسل میشوند. حالا اون مقام ام ابیها پیشکش بماند.
اما امام صادق هم به او متوسله.
شوخیه مگه؟ امام عصر ما هم الان متوسل به مادرشه.
چون اون کانال فیضه، اون روح اعظمه،
اون نفس کلیه است. حتی امام زمان الان در بدن عنصری خودش همه بدون بدن عنصری ان رفتن.
تنها ایشون از حجج الهی با بدن عنصری ش تحت پرورش نفس کلیه الهیه است.
حقیقت اون و مصداق اعظم اون هم که
حضرت زهراست صلوات الله علیها.
پس کانال فیض امام ما میشه او.
ما چرا حضرت زهرا رو کم
گرفتیم لذا کاسه گداییمون رو خیلی جزئی قرار دادیم.
اصلاً ما رو هم متصل کن سلما--
سلمان من اهل البیت دیگه.
ما رو هم از خودتون کنید.
ما رو چنان برگردیم به شما که ما متصل به شما بشیم.
اصلاً از-- جدایی دیگه انفکاک وجود نداشته باشه.
یعنی اونها ما رو دیدن انگار خودشون رو ببینن.
من زار زائرنا کمن زارنا.
هر کس زائر ما رو ببینه کأنه
ما رو زیارت کرده.
زائر-- زیارت هم یعنی حضور زائر عند المزور مقام اندیت
هر کسی که زائر نیست که.
اگه واقعاً زائر باشی دعیت برداشته شده.
لا فرق بینهم و بین حبیبهم.
بعد هر کی اونو دید تو رو دید.
اگه زایری بله امام زمانشو زیارت کرده.
به گونهای باید امروز سوخت
که واقعاً الان با توجه به این 설명 از نظر علمی 설명 کردیم رفتیم تو روضه.
الان فکر میکنم بهتر درک بشه.
به گونهای امروز باید سوخت که
واقعاً مادر از دست دادیم.
اگر واقعاً که این هست متأسفانه من نمیفهمم که میگم واقعاً.
و الا واقعی بالاتر از این نیست.
الان کسی که مادرش از دنیا رفته یا بهش گفتن مادرت رفتنیه، کارتمومه، حال روزش چگونه است؟
شما بفرمایید. چجوریه؟
اصلاً فرق میکنه ریخت و قیافه اش، حالاتش
با کسی که گل و بلبل و حالا بیا برو یه صله از مادرت بگیر بیا برو.
فرق میکنه قصه. درسته حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها بلند بلند ش--
صبح و شب گریه میکرد. بلند بلند هم گریه میکرد.
اما امیرالمؤمنین هم گریه میکرد.
اینطور نبود که. حسنین هم گریه میکردن.
اما گریه امام حسن
چون شهودش خیلی بالاتر بود.
الله اکبر. از همه متفاوت بود.
امام حسن یه طور دیگه گریه میکرد.
میدونید چرا؟ چرا امام حسن
محاصره زود سفید شد؟
خودشون فرمودن دیگه.
خودم دیدم که مادر داد میزد.
به دنبال علی فریاد میزد.
هیچکس مثل امام حسن حاضر نبود.
اون یعنی شهود قطعی اون لحظه.
لذا از همه بیشتر گریه میکرد.
فاطمیه باید طوری بشیم که گریههای ما انشاالله
عجین بشه، قاطی بشه با گریههای امام عصر.
توسل به امام عصر و انشاالله برگشت کنیم به اون روح اعظم.
این اتفاق انشاالله رخ میده.
اما خب یکی کمتر، یکی بیش-- در نسبت به صاع وجودی و
نه کسب معارف. چه میزان حضرت زهرا رو شناختیم؟
همون مقدار. خب این جلسات مهمش اینه دیگه با این
درس و بحثها المعرفة بدر المشاهده.
بذری بشه برای شهود و که تو دیگه اصلاً وقتی بهت میگن کوچه بنی هاشم تو کوچه ای.
اصلاً نیاز نیست که خیلی دیگه کشش بدم.
خودت رو تو کوچه میبینی.
ماجرا رو تصور میکنی با وهم و خیالت اگر انشاالله پاک باشه
اون صورتها رو میبینی.
ضربهها رو میشنوی. نالهها رو مثلاً
جلسه قبل
جلسه بعد