یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
يا رب أعوذ بك من همزات الشياطين ومن شر نفسي ومن شر خلقك. لا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم. اللهم إياك نعبد وإياك نستعين. الحمد لله على كل نعمته وأسأل الله من فضله. السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته. ساعات و آنات بسیار مبارک و عالی است. انشاءالله که بهترین بهرهها را از این ساعت اخذ کنیم و تلقی کنیم از درگاه قدس آل الله و ذخیره قبر و قیامتمان شود. صاحب عزا هر کجا هستند انشاءالله یاد ما باشند و جمع ما را و متالبین ما را دعا کنن. اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجه. به جهت اینکه امروز روز اول ماهی است که الحمد لله روز اول مصادف شده با جمعه.
نکتهای را عارض بشم در این خصوص که قبلاً هم یادمه در همین هیئت شریف پیرامان تفسیر سوره نور که اتفاقاً آن موقع هم برگشت آن دقیقاً برخورده بود به همین جمعه اول ماه، اینجا هم این را پیشتر گفته شد و حتی پیرامان آیه نور بر اساس نظریات مفسرین خصوصاً حضرت ملاصدرا علیه الرحمه که یک کتاب اصلا تفسیر آیه نور دارد او. یک آیه نور را یک کتاب بر تفسیرش نوشته، سخن گفتیم. حالا نمیدانم در حافظه تاریخی شما باشد یا نه. موضوع این بود که هر وقت روز اول ماه قمری، نه شمسیها، روز اول ماه قمری جمعه بیفتد مثل الان که روز اول ماه و روز جمعه. فرمودند که آن ماه سرتاسر مرار است ساعات و آنات و لحظاتش به نور مهدی فاطمه. یعنی اصطلاحاً میگویند این ماه مهدویست. متجلی به شدت نوری امام زمان است. یعنی شدت ظهور نور حضرت در این ماه بیشتره.
حالا چه ربطی دارد به اینکه بیفتد اول جمعه اول ماه روز جمعه و چه ربطی به آیه نور دارد؟ اینها خود کلی مطلب هست دیگر. انشاءالله به وقتش کسی تشنه باشد، طالب باشد وجودش خدا هم به او میرساند. بزرگان دستورات مختلف و متعددی در خصوص این چنین و این قسم یعنی در حقیقت عرض شود برخوردهای قشنگی که در نظام کیهانی صورت میگیرد بیان کردند. بلندگو بگذارید یک ذره صحبت کنم. آره میگویند بلندگو بیاریم شما صحبت کنید خانوما؟ اتفاقاً این موضوع را بیشتر خانما باید الان گوش بدن. این موضوعی که الان گفته میشود. چون آنها بیشتر دست به تسبیح و ذکر و اینها هستندد، بیشتر به درد آنها میخورد.
ظهور اسماء الهی در موجودات
و خیلی حتی برایی نمونه در یک منزل یکی از اساتید ما میفرمودند که میخواید خ-ختمی، خطوماتی، چیزی، چله اینها بگیرید بیشتر خانم خونه این بار را بردارد. پس ارتباط بین اینکه اول ماه قمری بیفتد به روز جمعه، آن ماه میشود ماه مهدوی. بزرگان برایی بهرهمندی بیشتر از این چنین رفت و آمدهای کیهانی که کلًا فی فَلَکٍ یَسبَحُونَ دستور العملهایی را دادند. من چند تاش را گفته میشود. هر کس نسبت به سعای وجودیش میتواند انتخاب کنه و اگر کسی برایی نمونه دیگر خیلی تنبله آن دیگر کمترینش رو، اگر زبر و زرنگه از سابقون از سابقون این بیشترینش رو. که اولاً فرمودند که آیه سی و پنج سوره نور را که معروف است به آیه نور. الله نور السماوات والأرض مثل نوره مشکات.
خیلی زیبا خدای منان در این آیه مقامات و جلوههای مقامات شاعی اهل بیت علیهم الصلاة والسلام را بیان کرده. برایی نمونه آن مثل نور الله نور السماوات. مثل نورهی، آن مثل را پیغمبر در تفاسیر فرمودند. برایی نمونه مشکات را حضرت زهرا فرمودند. همینگونه ب را تا آخر دیگر. مصباح اول امام حسن، مصباح دوم امام حسین تا انتها. هرکیو خدا بخواد انتهای آیه میفرماید که به نورش هدایت میکند. آن نوری که خدا هرکس را بخواهد با نور او هدایت میکند امام زمان ماست. حالا چون بحث تفسیر اینجا نداریم رهاش میکنم. اول و آخرش فقط پیشتر گفته شد که در خود دل آیه هم ربطش به نور مشخصه.
حالا در این ماه که مرار به نور امام زمان ماست فرمودند که اگر کسی میتواند به عدد ابجد نور، اسم نور خدا که "الله نور السماوات والارض" تعدادش دویست و پنجاه و شش میدونید. اگر کسی میتواند این دیگر سنگینترین دستوری که دادند اینه که هر روز دویست و پنجاه و شش بار این آیه را قرائت کنه. بعضی از بزرگان گفتند قبل از شروع چهارده صلوات بعد از ختم هم چهارده صلوات که میخوای دویست و پنجاه و شش در هر روز بگی. بعضی از بزرگان این بعض، بعض که میگویم یعنی دستورالعملهای متفاوتیه که بزرگان دادند قابل جمع هم هست. شاید اینها تغییر میکنندد. نسبت به اعضای وجودی انسانها دارند میگویند. اینطور که من الان دارم دعوت میکنم میگویم انتخاب کنی. دیگر کمترینش را هم گفته میشود.
عقل، وهم و تسلط بر کائنات
بعضی از بزرگان گفتند که بهترین وقتش یا اصل وقتش برایی این ذکر بین الطلوعینه. یعنی بعد از نماز صبح انسان شروع کنه که من چهارصد بارش را که یک بار گفته شد حدود مثلا چهار ساعت و نیم این حدودا طول کشید. چهار ساعت تقریبا یادمه در خاطرم هست که آن نیز یک دستوره که حالا گفته میشود به چه ص-صورت. و اگر کسی نمیتواند هر روز دویست و پنجاه و شش بار بگوید سرانجام مشغولیتها اینها شاید افتضای زمانی نداشته باشد. برخی در این تقسیم فرمودند بهترین حالتش اینه که هر شب قبل از خواب چهارده بار بگی. چهارده بار این آیه را بخونی هدیه کنی به امام عصر صلوات الله علیه. یک دستور دیگرای هم یکی از بزرگان دیدم داشتن. او یک مقدار متفاوته از دیگران منتها به جهت حاجات سنگین گفته بودن که خیلی حاجت سنگین بود.
یعنی گ-آن گره باز شود انگار یک گره اساسی اما باز میشود. اینها به این صورت فرمودند که تا نیمه ماه پونزده روز اول را روزی دویست و پنجاه و شش بار بگوید، همین آیه را بخونه از نیمه ماه تا انتهای ماه به جای آیه نور "لا اله الا الله" را به این عدد بگوید تا ماه تموم شه. یکی از بزرگان هم خدا رحمت کنه آیت الله ناصری را که ما اصفهان محضرشون میرفتیم. او میفرمودند که من سراغ داشتم که کسی مشکل چشمی داشت. یعنی او منظورش چشم از جهت باطنی بود. یعنی مثلا چشمش را نمیتونست نگه دارد در برایبر گناه. یک لایحه به یکی از علما کرده بود و آن شخص به او توصیه کرده بود که سوره نور را هر روز بخون. خوانده بود دیگر به شدت کنترل چشمش دستش گرفته. حالا چه سری هست بین اینها الله اعلم. اسرار و رموز عجیبی در این سوره و در این آیه هست.
البته آن بحث ملکوتی و باطنش، بحث ظاهریش هم هست. یعنی خود چشم، همین چشم ظاهری ما سرانجام آسیبی ببینه. آیه نور، سوره نور خیلی میتواند وسایلی که آب و بارید میآورد چشمش. اینها مجربه، تجربه شده است. خدا رحمت کنه ی بهجت میفرمودند که هر کدام از آیات قرآن را شما به هر نیتی میتوانی تکرار کنی بخونی چون کله نور دیگر نورن اینها و پیشکش کنی به ساحت قدس اولیاء الله و از خدا طلب حاجت کنی. این یکی روش توسله عزیزانی. حالا کسی دیگر عرض شود خدمتتون که نتوانست دیگر واقعاً خیلی سخت بود. دیگر حداقلش اینه که دیگر روزی یک آیه در این چه ماهی یک بار سوره آیه، آیه سی و پنج سوره نور که آیه نور هست را بخونه. دیگر تنبلهایی که مثل منن. و آن چهارصد بار مال حرم علی بن موسی الرضاست.
قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
خدا رحمت کنه از تلامذ استاد کل حضرت ی حسن زاده رحمة الله علیه خیلی هم علاقه داشتن او به آیه نور. قبلاً هم به شما پیشتر گفته شد که اگر کسی خواست مورد عنایت خاص و ویژه امام رئوف قرار بگیره انشاالله به زودی زود قسمت هممان شود با معرفت بریم. در حرم در یک مجلس چهارصد بار این آیه را تلاوت کنه، قرائت کنه و هدیه کنه به حضرت. حوصله میخواهد، صبری میخواهد، حال خوش میخواهد. اگر کسی میخواهندد اذیت میشود نخونه. سر طرف هی میخواهندد هی تسبیح را میشمارد. کی تموم میشود بابا دیگر خسته. نه، این چنین کسی نباید بخونه. نمیتواند توی مجلس تقسیمش کنه. ده روز پیش ست، پنج روز پیش ست، سه روز پیش ست. هر بار که میرود حرم چند تا بگوید در مجموع شود چهارصد تا.
این نیز هدیهای به امام رئوف که بنده چون خودم اینو تجربه کردم خیلی شیرین، خیلی خوش، خیلی عالی. به هر حال توحفی از این دنیا با خودمان ببریم دیگر. این هم از هدیه امروز ما به شما به مناسبت برخورد اول ماه قمری به روز جمعه. اما بریم سراغ درس و بحثمان. ما در کتاب شریف سیر و سلوک منسوب به سید بحر العلوم بودیم و رسیده بودیم به فصل دوم معرفت اجمالیه. در فصل دوم رفتیم تا رسیدیم به معنای جمع الجمع، محل تجمع و مبدأ جميع فیوضات و منبع کمالات. اینجا فکر کنم یک چند جلسهای توقف کردیم که راجع به منبع، مصدر، محل جمع و جمع الجمع ارتباطش با روح و رتبههای وجودی انسان سخن گفتیم. تا به جایی رسیدیم که لایههای وجودیمان را که بررسی کردیم در سیر تطور خلقت که ما ترجان لله وقارا و قد خلقکم اطوارا. خدا شما را به طورهای مختلف خلق کرده.
این اطوار وجودیمان را از نشئه مادون که این حواس پنج گانه، این اعضا و ارکان وجود ظاهری ماست بگیر ب را تا روح بخاری و نفس که مشتمل است بر آن لایههای متعدّد از قوّه خیال و وهم و عقل و قلب و روح و سر و سرّ السر یا خفی و اخفا و اینها. اینها را فقط اجمالاً معرفی کردیم و قول دادیم که در خصوص اینها سخن بگوییم. چون ما بحثمان در یک جلسه به اینجا رسید که وقتی ما مشکلاتی در مسیر سیر و سلوک پیدا میکنیم به خصوص نمیتوانیم عملیات بندگیمان را به سرانجام برسونیم. یک خطی دست میگیریم متوقف میشود. نماز صبح هرچی ساعت فوک میکنیم، نماز شب پاشیم نمیتوانیم و، و امثالهم. اراده ضعیف میشود در مسیر سیر و سلوک. اینها گفتیم که چون اراده مربوط است به مرتبه روح، روح باید تطهیر شود.
علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
یا اگر کسی هنوز روحش سالمه، روحش پاکه، آن رابطهی آن برزخ بین روح و قوای مادون خود از بین رفته یا ضعیف شده یا آنها باید تطهیر بشن، آنها آلوده شدن. برایی نمونه قوّه خیال به جهت ثبورا اشکال زشتی که درش جمع شده، آلودهاند، حراماند، قرقشکنی الهی را داده و صورت گرفته. برزخ این آلوده شده نمیگذارد روح احکامش را به تمامه در بدن که ارکان او هستندد، ارکان عملیاتیاند، پیادهسازی کنه. به اینجا که رسیدیم خیلی هم داخل هم خارج بسیاری سؤال برایش میشد و خیلی اصرار کردند که اینو ادامهش بدیم. ادامه این موضوع اتفاقاً چه شیرین که برخورد کرده به فاطمیه و ما قول داده بودیم که بریم سراغ اینکه چگونه این لایهها پاک بشن. یعنی اگر کسی روح بخاریش مشکلی دارد که آن هم برزخ بین نفس و بدنه، چه کنه؟ سرانجام صورت گرفته، شکل گرفته.
آیا راهی هست که به یک معنا مزاج انسان را تعریف میکند. برایی اصلاح مزاج چه باید کرد؟ که اعتدال مزاج مستقیم انسان را به فهم معنویات میکشاند. یا برایی تطهیر قوّه خیال راههاش چیست؟ یا برایی نمونه که ما به غسل ازش یاد کردیم باید به یاد داشت. گفتیم که هر کدوم از اینها غسل دارندد. ما وقتی بدنمان، بدنمان مشکلی پیدا میکند میرویم تطهیرش میکنیم با غسل، با وضو ظاهرمان رو. اما برایی نمونه قوّه خیال غسل دارد. عقل انسان اگر آلوده شد، مشوب به وهم شد، خود وهم غسل دارد، عقل غسل دارد. باید پاک بشن که به یک معنا اینها غذای آنهان. یعنی غذاشو تامین کنی که الان غسلش دادی. روح و حتی سر و خفی و اخفا هم که حالا ما در خصوص مرتبه اخفا دیگر جرات نمیکنیم حرف بزنیم.
حالا چون ما در مرتبه روح بودیم و عزیزان تشنه شدن، نکتهای را فقط اینجا گفته میشود چون فرصت هم نداریم. تشریح این موضوع انشاالله روزهای بعد و جلسات بعد. یک یک این رتبههای وجودی غسلشون چه شکلیه و به چه. برایی اینکه بحث کاملتر شود و برکت رساله هم بیشتر ما را بگیره، اجازه بدید یک چند خط از خود رساله را بخونیم. در فصل دوم معرفت اجمالیه، سید و هر العلوم علیه الرحمه رسیدن به این قسمت که: "پس از جمله مراتب عالیه این عالم مظهریت انوار الهیه است." نور. میشود مظهریت انوار الهیه. یعنی هر کدوم از اسماء در خودان یک نوری دارندد. چون الله اسم جمع جامع همه اسماءه. هر کدوم از اسماء تلألؤ نوری دارندد. مثل اینکه شما آسمانها را نگاه میکنی، هر کدوم از این ستارههاییاند که نوری دارندد.
مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
خورشید یک نوری دارد، ماه یک طور، ستارهها یک طور. همشون به شدت که نور ندارند. اسماء الهی هر کدوم نوری دارند در ظهورشون. این اسماء حالا در هر ظهوری، این نکته اهمیت دارد. در هر تجلی که ما قبلاً پیشتر گفته شد یک ظهور اسماء منم، شمایی، آسمانه، زمینه، همه اینها ظهور اسم حقیقت اسماءند. نسبت به اینکه کدوم یکی از اسماء الهی ظهور کرد، کدوم یکی از اسماء سلطان شد بیشتر از دیگر اسماء ظهور کرد. آن شی، آن صورت که میتونه شما باشی، میتونه من باشم، میتونه هر شیی باشد، تلألؤ نوریش کم و زیادتر از دیگریه. بعضی از اسماء اسم اعظماند. اصلاً خود اعظم، اعظم که از عظیم گرفته میشود برایساس اکرم از اسماء از اعظمه دیگر. یا برخی گفتند الظاهر اسم اعظمه. از جهت سیر علمیش بخوایم بگوییم آن هو ال، هو ال، هو الاول والآخر والظاهر والباطن.
آن الباطن که میخواست شناسایی شود، شناخته شود که کنت کنزا مخفیا. من گنج مخفی بودم و احببت ان اعرف دوست داشتم شناخته بشم. فخلقت الخلق لکی اعرف خلق کردم یعنی ظهور کردم تا شناخته بشوم. آن الباطن چون میخواست شناخته بشود، سیر حبّی و عشقیه نظر و نیازش. یعنی آن الباطن شد الظاهر ظهور کرد. حالا از جهت علمی گفتیم چ-چرا اسم اعظمه. برخی گفتند الظاهر اسم اعظمه. اما اصلاً شما عقلًا وقتی باطن بخواد ظهور کنه بر اساس چی بخواد ظهور کنه؟ به هر اسمی، اصلاً هر اسمی، هر اسمی میخواهد ظهور کنه از خدا. اصلاً خود الوهیت میخواهد ظهور کنه. اصلاً اسمش را خود میخواهد ظاهر شود دیگر. پس باید اینجا هرچی هست زیر سر اسم الظاهر حقه. از این جهت اسم الظاهر میشود اسم اعظم. الان داریم میفهمیم شدت نوریه این اسم او را اعظم کرده.
حالا در به ضرب من التمسیل برایی اینکه مثل، مثالی بزنیم بفهمیم شدت نور خورشید چرا بیشتر از برایی نمونه آن سیارات دیگر و کرات دیگر و اینهاست. ستارهها و چطور منظومه شمسی چرا اینقدر شدت دارد؟ یک کره پر از آتشه در درون. این درون مایهش بسیار پر لهیبه، پر شعلهست که این شده ظهورش. لفظ را که مینویسی الظاهر این لفظ رو. این نیز البته به قول ملاصدرا لمعات همان انوار و لمعات جمال و جلال الهی را دارد. اینو سرانجام کشیده شده همانه. یک رَشح از آن نشانه از آن دارد آیه آنه. اما ما منظورمان حقیقت اسماءه. سرانجام یک حقیقتی داشته وجود داشته که الان ظهور کرده. این همه کفرات ایجاد شدن، ایجاد شدن. هرچه آن تلألؤش بیشتر، شدت نوریش بیشتر. حالا اینجا چرا این مثالها را این همه حرف زدیم؟ برایی اینکه اینجا را بفهمیم.
احاطهٔ انسان کامل و تدبیر بدن
مظهریت به یک بار دیگر پس از، پس از جمله، از جمله مراتب عالیه این عالم، آن مراتب عالی عالی بالای بالای. مظهریت انوار الهیه است که هلاک و بوار را بنص قرآن در آن راه نیست. همه چی هلاک میشود الا وجه الهی. یا کل من علیها فان ويبقى وجه ربک ذو الجلال والاکرام. که آن قبلاً گفتیم به تسریح حضرت علامه حسینی تهرانی. این چون ذو الجلال والاکرام مرفوعه این صفت ربکه نیست. یعنی هر وجهی که شما هم وجه اللهی. خدا به سر القدرت نگاه کرده، اندازه گرفته به قدرت، اندازت. به سر القدرت بر اساس الگو که ليلة القدر است و آن ليلة القدر دارد، دارد بحث خودو دیگر نشون میده و آن ليلة القدر حقیقت ليلة القدر حضرت سیّده طاهره است. صلوات الله علیها قدرت مشخص میشود. بعد خدا میبرود بعد میدوزه. هو الله الخالق البارئ المسوِّر.
خالق اندازه میده، خلق قدره. قدر اندازهست بر اساس ليلة القدر. یعنی در چه میزان، چه میزان از حضرت زهرا بهره بردی؟ نه در همه، همه این عالم هرکس از وجود زیجود حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها چه میزان از وجود نوری او در خود، چه میزان در ظرف وجودش بهره گرفته، فیض گرفته، نور گرفته، حیات گرفته، رزق گرفته. حالا میگوید وجه هم صفتش آنجا ذو الجلال والاکرامه. یعنی همه وجوه الهی هم جلال دارند هم جمال. اما نسبت به اینکه کدوم یکی از اینها باز س-سلطنت اسماء، سلطان شدن، مالکیت اسم. چه اسمی اینجا بیشتر از اسمای دیگر ظهور کرده؟ مثلا میشود مرد چون جلالش بیشتره. میشود زن چون جمالش بیشتره. آنطور که داریم به رویم جلو بعد زن هم میشود به اوت.
نه، اینها را یک مقدار صبوری کنیم بعد بعداً به هم میرسیم که اصلاً به اوت بدون جهنم نمیشود. نشدنیه و جهنم بدون به اوت هم نمیشود. "امنهم الا واردها" قرآن میگوید هیچکس نیست مگر اینکه وارد جهنم میشود. حتی پیغمبر هم وارد شد در معراج رفت جهنم و هرکس از اولیا همه، همه وارد جهنم میشوند بعد میرن به اوت. حالا حضرت امام علیه الرحمه یک وجهش را فرمودند این دنیا همان جهنمه. سرانجام باید از نشئه طبیعت گذر کنی بری به به اوت. اینجا آتیش گناه و غفلت میگیرته. آن رار نیست که، آنجا یکپارچه نور محضه. جبروته، ملکوته بر وزن فعلوت. یکپارچه سلطنت در تحت سیطره حقه. پس شما هم به یک معنا در آن وجهتون، در آن عرض شود شأنی از شما که محل ظهور اسماء و صفات الهی است، شما هم شما نیستی. "هو الاول والآخر والظاهر والباطن" خداست که ظهور کرده.
احاطهٔ کلیه و مراتب کمال
آنقدر منم، منم میزنم انانیت برداشته نمیشود مگر با فهم اینها. الان متوجه میشویم چقدر معرفت شرطه. حالا این همه حرف زدیم، این همه حرف زدیم بازم باید حرف بزنیم. اما برایی اینکه امروز هم سرانجام یک نتیجهای گرفته باشیم، معطلتون نکنیم. یک جواب حداقل داشته باشیم برایی غسل روح. البته ما میخواستیم از مراتب دانی، از غسل حواس پنج گانه شروع کنیم. بعد برایی نمونه با روح بخاری چه کنیم که بعد با خیال و بعد وهم و عقل همینگونه بریم بالا. چون بحث ما یک دفعه خورد به روح و سؤال ایجاد کرد. یک دونه نکته گفته میشود بعد انشاالله بعداً برمیگردیم از مراتب شروع میکنیم. که الان ما متوجه شدیم که هر مقدار که ما از آن ليلة القدر بهره بردیم، قدر و اندازهمان مشخص شده و این در سر القدر ما معلومه.
یعنی میزان ما، اندازه ما، حد ما مشخص شده. حالا در مسیر سیر و سلوک ما باید شدت بدیم به این نور، به این بهرهمان. "اللهم ارزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه." توفیق اینجا خود را مشخص میکند چقدر مهمه. بیشتر از حضرت زهرا صلوات الله علیها بهره بگیریم. بیشتر از حضرت حق، از الهیت نظام بهرهمان را بیشتر کنیم. ما در آن بهرهای که داریم، در آن محیط وجودی خودمان که محل جمع الجمعش میشود روح که مرتبه احدیت وجود ماست، آنجا یک مشکلی پیش آمده. آن نمیتواند رابطه برقرار کنه با مرتبه مادون. نمیتواند احکامش را از طریق روح بخاری در بدن ایجاد کنه. آدم کسله، حوصله ندارد، بیحاله، اصلاً رغبت ندارد. روح که اینگونه نیست، روح، روحه. "يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربي." روح از امر پروردگاره. آن مراتبه، آن رتبه ها، آن لایهها.
حالا خدا نکنه کسی آنقدر اصرار بر گناه کنه، ملکات وجودیش، آن بزوری که ثمر اشکال برزخی و قیامتیش را تشکیل میده، آن دیگر شود چی؟ شود دیگر، یعنی آن ملکاتش شود اعمال زشت، شر، ظلمت. آنکه دیگر اصلاً میشود "اولئک کالانعام بل هم اضل." اصلاً روحش چنان در فشار قرار میگیرد و در حبس قرار میگیرد که اصطلاحاً میگیم روحش مرد یا دلش مرد. "ختم الله على قلوبه من و على ابصارهم." آن، آن را فعلاً ما کاری نداریم. ولی در حد خودمان بگوییم آن مراتب بین آلوده میشوند. روح نمیتواند احکامش را پیاده کنه. حضرت زهرا صلوات الله علیها. پس حالا اجازه بدید قبل از این که بگم پس، یک تیکهای هم از کتاب شریف فس حضرت علامه حسن زاده برایتون بخونم. شیرینیش ذائقتون را بگیره و حالا طولانیه.
ظهور اسماء الهی در موجودات
میدونید این کتاب از معدود کتابهاییست که علامه هم متن عربیشو که نوشتن، حالا نگران بودن که درست برگشت به ترجمه فارسی نشه، خودانم ترجمه کردند. بعد باز نگران شاید بودن که کسی متوجه نشه درون مایه شو، شرح هم دادند. بعد این کتابو به نام خود قلم علامه است. یعنی این نکته اهمیت دارد چاپی نیست، خود ال قلمه، شکل قلم علامه برایی نمونه زیراکس گرفته شده. این کتاب را هدیه دادند به رهبر عزیز. دعوت میکنم سر سفرهی این کتاب. واقعاً، واقعاً گفته میشود که من یک دونه از مقامات خانم که این در آمده را او به قلمشون میفرمایند که به عقول و من میگویم به شما، آن نیز بحث ام ابیها رو. امروز در محوطهی مسجدی گفته شد که همه سن بالا بودن، بچههای جنگ بودن. یکیشون به من گفت حاج بعد از جلسه گفت حاج چهل ساله این سؤال برایی من بود.
چرا به ها-خانم میگویند ام ابیها؟ چرا پیغمبر به او میگوید مادر پدر؟ چرا از جهت سیر علمی آنقدر شریف، وزین، سنگین، عالی علامه این در پیادهش کرده که اینها هاج و واج مانده بودن از این قضیه. چهل سال طرف دنبال این سؤالش بوده. گفت چرا علما اینها را به ما نگفتند؟ او اعتراض داشت از برایی نمونه علمای ما. من دعوت میکنم به این کتاب. حالا چون بحث ما برخورد کرده به بحث لیلة القدر، در بحث لیلة القدر که واقعاً آنجا هم پیشتر گفته شد حداقل شصت جلسه مثل خدا رحمت کنه آیت الله سیبوی را که بعد از به ر-به رحمت حق رفتندشون ارتباطشون با امام عصر فاش شد. این بزرگوار شصت شب فاطمیه میگرفت و سه تا منبری دعوت میکرد. بعد از هر منبری هم یک روضه خواند. خیلی آدم عجیب به خصوص谁 درکش کرده اینجا حیات ما منبر میومد او بزرگوار.
یک چنین جلسهای میطلبد و بعد این کتاب فروعش بیان شود، طرح بحث شود. یکی از آن مقاماتی که در خصوص حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها داریم در این کتاب بحث اینه که یکی از روایاتی که داریم در تفسیر فرات کوفی. در تفسیر فرات کوفی آمده اما چند تا آن فرات کوفی را داریم؟ برایی نمونه کجاست این تفسیر؟ اصلاً این کتاب و امثال این کتابها رزق هر کسی نیست. برخیمان در کل عمرمان یک بار شاید اسم برایی نمونه تفسیر فرات کوفی را شنیده باشد. چه برسه به اینکه آن لحظهای هم که امام صادق صلوات الله علیه دارد بیان میکند حرف رو، یعنی دارد به گوش جان دیگران که دهان روحشون گوششونه این را تز-تزریق، یعنی در حقیقت دارد دارند ارتضاغ میکننددد از دهان حضرت، آنجان در گوشی میگوید. حضرت وقتی ازش سؤال میکننددد که تنزل الملائکه والروح کیه؟
عقل، وهم و تسلط بر کائنات
اگر الملائکه یعنی همهی ملائکه. اگر روح الامین روح الامین هم که جزو ملائکه است. دیگر این تمیز و تخصیص برایی چیست؟ امام معصوم باید برایی ما مشخص کنه، نه دیگری. میدانید حضرت روح را به چی زدن؟ درگوشیه فرمودند که روح که در شب قدر همراه همهی ملائکه که قوای عالمند نازل میشود بر امام زمان و حجت زمان، مادر ما فاطمه است و او محل فیض است. یعنی هرچه فیض از بطنان غیب الغیوبی از آن مکمن غیب میخواهد تنزل کنه که إن من شيء إلا عندنا خزائنه وما ننزله إلا بقدر معلوم. یک، از کانال وجودی حضرت زهرا صلوات الله علیها نازل میشود. به سر القدرها نگاه میکننددد بر اساس عین ثابت سلام عليكم. به زبان حال هر کسیمان در صبح ربوبی آنجا نگاه میکننددد زبان حال درخواست در از خدا چی بوده؟ همان مقدار ظرفت را پر میکننددد.
یعنی رازق اصلی حضرت صدیقه است. مشکلی که در مسیر سیر و سلوک از ارتباط روح به مرتبه مادون پیاده میشود. یک بازنگری، در حقیقت میگویند به روزرسانی. ریست میکننددد برمیگردونند به کارخونه. روح ما که در چهار ماهگی دمیده شده در ما از کجاست؟ حضرت زهرا صلوات الله علیها. اتفاقاً خدا رحمت کنه متن فسوس را حضرت ابن عربی شیخ اکبر آنجا میفرماید که، من خودم اینو داشتم به ص-به کتاب حالا یک یماما داداش به خیر آن نیز خیر شد برایی ما. ممت الهمم علامه که شرح بر همین فسوس هست را خواندم. آنجا برخوردیم به همین موضوع که او نظرش اینه که البته به استناد آیات و روایات. دیگر الان فرصت نیست من اینها را بیان کنم فقط نظرشو رد میشوم.
می فرمود که، اِاِاِ شیخ اکبر می فرمود: "بیشترین بهره ما را از آن روح اعظم تا نظر به ملائکه و روح که مستحضر شدید چه وجود زی جودی است. بیشترین بهره وجود ما از آن روح اعظم، روح ماست. مثلا روح ما از جنس روح اعظم او کیست؟ اگر کسی روحش پاک بمانه و آلوده نشه میتونه با آن روح ارتباط بگیره. روح اعظم یعنی حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها. پس حالا من پیشتر گفته شد درستش سیر بحث این بود که ما همینگونه بریم جلو شروع کنیم از غسل مراتب مادون بیاییم برسیم به روح و سر و سر و سر و اینها. اما چون سؤال شده بود چقدر پیامک داده بودم به ادمین کانال و یک سری هم از عزیزان، گفته شد حداقل این را چون با توجه به برخوردمان با فاطمیه عرض کرده باشیم.
قدرت اولیای الهی و تدبیر جهان
پس اگر کسی میخواهد، اگر آلودگی در روحش ایجاد شده و روحش نمیتونه یا حتی لایه های میانی روح و مادون و مرتبه انزل وجودش ارتباطشون قطع شده، نمیتونه اراده خود را پیاده کنه در ارکان، بهترین راهش به روزرسانی خوده. روح برگرده مثل بچه ای که میرود در آغوش مادرش. او نفس کلیه الهیه است که یکی از مراتب و مقامات حضرته که در این کتاب علامه میآورد. اینکه در این کتاب علامه خواستید روجـ-رجوع کنید صفحه، صح-صفحه عذر شرع هشتاد و چهار، هشتاد و پنج، هشتاد و شش. همه اینها در همین رابطه است. مثلا هشتاد و شش را بذارید ترجمه اش را برایتون بخونم که این روایت پیامبر عزیز عالم فرمودند از قول حق تعالی. که من الله هستم و من رحمانم. رحم را آفریدم و از اسم خودم اسمی برایی او مشتق کردم.
رحم را از این جهت به او میگی رحم چون از الرحمن است و از اسم الرحمن خدا مشتق شده است. و فرمود پس هر کس صله رحم کند، من با او می پیوندم. و هر کس قطع رحم کند من این، من نیز از او می برم. پس بدان که وصل رحم به معنی حالا این ترجمه توضیح علامه است که وصل رحم یعنی چی؟ اگر رحم اصلی حضرت زهرا است، آن روح اعظمه، این صله رحم به او چی میشود؟ می فرمايد به معنی معرفت به مکانت. یعنی مقام و مرتبت خانم را بشناسی. و مرتبت، اِاِاِ و مرتبت رحم و بزرگداشت قدر اوست. مرتبت در، مکانتشو، مقامش را بشناسی و بزرگداشت قدر و اندازش. الان جمعیتی که اینجا دور سفره حضرت زهرا صلوات الله علیها جمع شده به یک معنا قدر شناسیه. لذا میبینی بعد از جلسه حالت خوشه، حالت خوبه. دوست داری کارای بزرگی بکنی بعد از هیئت.
الان سیر علمش که رفتیم متوجه میشید چرا. روح دو مرتبه متجدد شده، شکوفا شده، برگشته به کارخانه. الان از این دانه ای که در دل زمین میکارن، این زمین میشود رحمش. آن شکوفه ای که از درخت میزنه بیرون، فاطر السماوات والأرض فطر. شکوفا میشود باز آن درخت به منزله رحم این شکوفه و میوه است. آن معادن به منزله رحم کانی ها و فلزات و عناصر و جواهرات و چه وچه هستندد. ما قبل از اینجام در رحم بودیم و قبل، قبل از حتی رحم مادر. ما داریم پرورش داده میشویم در رحم طبیعت. رسیدگی نفس کلیه الهیه که مرتبه مادون عقل کل و نفس الرحمن. که اینها را قبلا برایتون توضیح دادیم کیان. وجود مقدس پیغمبر به امر الهی نه نفس کل هم که حضرت زهرا است. اینجا رحم عالم یعنی همه، همهٔ اشیاءء این عالم تحت پرورش نفس کلیه الهیه اند. او کیه که مقام پرورش دارد؟
علوم پنهان و ماجرای مسجدالاقصی
یعنی رحم عالم حضرت زهرا است. همانگونه بعد از این هم ما رحم داریم. برزخ رحمه سیر استکمالی دارد. اینگونه نیست که بگی اصلا به ما اشتباه گفته. اگر کسی گفته که بر پرونده بسته شد، تمام شد، هیچ راهی دیگر نیست. آنجا هم راه رشد و ترقی هست. منتها خیلی سختتر از اینجاست که قبلا هم یک چیزایی ما پیشتر گفته شد. چرا میگوید برایش این کار را برایی امواتتون نماز بخون، زیارت بخون، صدقه بدهد، صدقه، صدقه، صدقه. هیچ چیز مثل صدقه نیست و شب لیلة الدفن هم پیغمبر اعلی فرمود صدقه بدید. اگر نداشتید آن نماز لیلة الدفن را بخونید که نمیگویند این اول روایت رو. اگر سیر استکمالی آن رار نیست، ماجرا تمام شده برایی چی صدقه بدم؟ مگه بیکارم پولمو بدم برود. نه به آن میرسه دیگر پیداست. آنجا هم یک رحمیه برایی چی؟ عالم بعد از خود یعنی عالم عقول.
همانگونه که رؤیت، رؤیت حضرت حق مراحل دارد. الان رؤیت بصری ظاهری ما که شما را داریم به بینیم. بعد رؤیت خیالی داریم، رؤیت ع-عقلی داریم، رؤیت قلبی داریم، رؤیت روحی داریم، شهودی. اینها همه با هم فرق میکنندد. رؤیت هوای عالم، رؤیت حضرت حق. اینه که مراتب آدمها با هم فرق میکند. و الا من را به قبله بایستم دارم محراب میبینم. امام عصر هم را به قبله وایساده محراب میبیند. آن دارد هوای عالم را رؤیت میکند. من همین دیوار و سنگ و گل را میبینم. لایههای وجودی هم مراتب دارد و همانگونه همان سیر مراتب دارد. پس خلاصه مطلب اینه که اگر کسی میخواهد به روز رسانی شود راهش، میون برش، اصلاً شاه راهش بهتره بگوییم حضرت صدیقه طاهره است.
لذا کسایی که دنبال عصمتن، طهارت نفسن، پاکین، جبراین مافاتن، عمرشون از دست رفته، میخواهند م-م-مظهریت جابر العظم الكسیر، ای جبراین کننده شکست و استخوانها درشون پیاده شود. راهش توسل به حضرت صدیقه سلام الله علیها. الان متوجه میشویم که چرا حجج الهی هم به او متوسل میشوند. حالا آن مقام ام ابیها پیشکش بماند. اما امام صادق هم به او متوسله. امام عصر ما هم الان متوسل به مادرشحه. چون آن کانال فیضه، آن روح اعظمه، آن نفس کلیه است. حتی امام زمان الان در بدن عنصری خود همه بدون بدن عنصری ان رفتند. تنها او از حجج الهی با بدن عنصری ش تحت پرورش نفس کلیه الهیه است. حقیقت آن و مصداق اعظم آن هم که حضرت زهراست صلوات الله علیها. پس کانال فیض امام ما میشود او.
مراتب عالم برزخ و رؤیت حقایق
ما چرا حضرت زهرا را کم گرفتیم لذا کاسه گداییمان را خیلی جزئی قرار دادیم. اصلاً ما را هم متصل کن سلمان من اهل البیت دیگر. ما را چنان برگردیم به شما که ما متصل به شما شویم. اصلاً جدایی دیگر انفکاک وجود نداشته باشد. یعنی آنها ما را دیدن انگار خودان را ببینن. هر کس زائر ما را ببینه کأنه ما را زیارت کرده. زیارت هم یعنی حضور زائر عند المزور مقام اندیت هر کسی که زائر نیست که. اگر واقعاً زائر باشی دعیت برداشته شده. لا فرق بینهم و بین حبیبه من. بعد هر کی آن را دید در را دید. اگر زایری بله امام زمانشو زیارت کرده. به گونهای باید امروز سوخت که واقعاً الان با توجه به این 설명 از نظر علمی 설명 کردیم رفتیم در روضه. الان فکر میکنم بهتر درک شود. به گونهای امروز باید سوخت که واقعاً مادر از دست دادیم.
اگر واقعاً که این هست متأسفانه من نمیفهمم که میگویم واقعاً. و الا واقعی بالاتر از این نیست. الان کسی که مادرش از دنیا رفته یا به او گفتند مادرت رفتندیه، کارتمومه، حال روزش چگونه است؟ اصلاً فرق میکند ریخت و قیافه اش، حالاتش با کسی که گل و بلبل و حالا بیا ب را یک صله از مادرت بگیر بیا برو. درسته حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها بلند بلند صبح و شب گریه میکرد. اما امیرالمؤمنین هم گریه میکرد. اما گریه امام حسن چون شهودش خیلی بالاتر بود. امام حسن یک طور دیگر گریه میکرد. چرا امام حسن محاصره زود سفید شد؟ خودم دیدم که مادر داد میزد. هیچکس مثل امام حسن حاضر نبود. آن یعنی شهود قطعی آن لحظه. لذا از همه بیشتر گریه میکرد. فاطمیه باید طوری شویم که گریههای ما انشاالله عجین شود، قاطی شود با گریههای امام عصر.
توسل به امام عصر و انشاالله برگشت کنیم به آن روح اعظم. این اتفاق انشاالله رخ میده. اما یکی کمتر، یکی در نسبت به سعهٔ وجودی و نه کسب معارف. چه میزان حضرت زهرا را شناختیم؟ این جلسات مهمش اینه دیگر با این درس و بحثها المعرفة بدر المشاهده. بذری شود برایی شهود و که در دیگر اصلاً وقتی بهت میگویند کوچه بنی هاشم در کوچه ای. اصلاً نیاز نیست که خیلی دیگر کشش بدم. ماجرا را تصور میکنی با وهم و خیالت اگر انشاالله پاک باشد آن صورتها را میبینی.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.