د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۱
دارای متن همگام
آغاز جلسه و سلام به امام عصر علیهالسلام
سرّ مکنون ۳۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۶:۳۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۸ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم، و به او استعانت میجوییم.
۰:۰۰
## پایهٔ دعوت انبیا حتی در خوردنیها
۰:۵۸
## سلسلهٔ تولید روح بخاری
۲:۳۷
## اگر باب خراب باشد
۳:۳۶
## حسینیهای که همه با وضو کار کردند
۴:۰۹
## باب پیامبر، باب سیدالشهدا، باب امام عصر
۵:۰۴
## روح بخاری: باب ارتباط نفس با بدن
۶:۰۴
## مصالح مادّی و طهارت لحظهٔ خوردن
۶:۴۱
## زهر مار و چهل روز بالا نرفتن نماز
۷:۴۲
## نشانهٔ تعطیلی روح بخاری: زیارت بدون واردات
۸:۳۲
## نکتهٔ ۶۹۸ هزار و یک نکته
۹:۱۱
## نامهٔ خط زوال و سمت قبله
۱۰:۳۶
## واردات پس از عمل به دستور
۱۱:۵۰
## ملاک تمییز حق از باطل در کشف و مکاشفه
۱۲:۲۶
## مکاشفهٔ مسجد سهله در مقام ادریس
۱۳:۳۴
## رفعت مقام ادریس و مناسبات زمانی و مکانی
۱۴:۲۲
آن رفعت و صعود روی آورده است.
۱۴:۴۲
## گفتمانهای ما و عید نیمهٔ شعبان
۱۵:۳۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
توی این قسمت از تقریرات فلسفی حضرت امام علیه الرحمه ذیل مبحث نفس بودیم
و مزاج روح بخاری
که یه جمله بسیار عالی فرمودن که،
ااا اون دستورات حالا تحریک و ترغیب و
ااا اعم از
حالا منع یا
منع میکنند انبیا از خوردن چیزی یا
ترغیب میکنند، تحریک میکنند به خوردن،
همش فرمودن که علت اصلیش
اینه که اونها در نظر دارن که توده بشر رو به عالم نور وصل بدن.
اصلاً پایه دعوتشون حتی به سمت خوردنیها این بود و قلوب رو به مبدأ عالم جلب نمایند.
بعد چقدر ما بیخبریم از مبدأ عالم
متأسفانه. صرفاً
توجهمون به این مادونه، به این ادنا مرتبه دنی دنیا پست فلسفی، این ادنا مرتبه
عالم سفلی. اون عالم علوی کجا ما، نگاه ما کجا.
و صفحه الهی وجود انسانی رو صیغل و صاف و زلال نمایند.
که اینجا بودیم که
توجه خودمون رو جلب کردیم به بحث ذات انسانی.
چون میفرماید و در همون تحریک و ترغیب به اغذیه،
انبیا تحریک و ترغیب میکنند به اغذیه،
استکمال وجود بشر
و صفای ذات افراد انسان را در نظر دارند.
صفای ذات افراد انسان.
که بعد این بحث پیش اومد که مگر خوردنیها
ربطی هم با ذات دارن که بخواهند صفای ذات بیارن؟
که رفتیم رو این کار کردیم که
ربط بین اجزاء عالم،
اشیاء عالم که هیچ چیزی در دنیا بیارتباط با هم نیستن، همه با هم مرتبطاند.
این بحث پیش اومد و
چقدر حالا مهمه اون روح بخاریای که با اون سلسله بحثهایی که داشتیم،
اون روح بخاریای که میخوام توجه شما رو امروز به این نکته جلب کنم.
روح بخاریای که در اثر تاثیرات آبا سبعه بر أمهات أربعه در نتیجه تشکیل اون موالید ثلاثه
و اون تاثیر و تأثیراتی که در هم میگذارند همه و همه منجر بشه
به امتزاج عناصر أربعه
و از اونها اخلاط أربعه
و از اونها اون کف
و از کف تولید بخار.
این سلسله تولیدات،
این بخار در نهایت میخواد بشه چی؟
که التف اجسامه و متعه اولی نفس ناطقه است به قول علامه.
یعنی اولین مرکبی که نفس بر اون سوار میشه تا احکامش رو پیاده کنه میخواد بشه
محلی برای ارتباط نفس با بدن.
خب اگر اون محلی که،
اون بابی که حالا بگیم
مدخلی که میخواد
ارتباط بده بین دو چیز،
اون محل خراب باشه،
اون محل مصالح خوبی درش استفاده، اون مدخل، اون در، اون باب مصالح خوبی درش استفاده.
کسی جرات نمیکنه از زیر اون طاق و اون در رد شه.
قدیمها به در منزلشون،
به دروازه شهرشون خیلی اهمیت میدادن.
اصلاً معمولاً دوستام میام شما میگم مثلاً یه خونهای خریدیم اومد نداشت برای ما،
خیر نداشت فلان. میگم اول کاری که میکنی اگر برات مقدوره چهارچوب درو عوض کن.
انقدر مهمه که اون چهارچوبو کی گذاشته؟
کی بناش رو گذاشته؟ و اون لحظه که داشته این رو میساخته اولاً با چه مصالحی؟
ثانیاً با چه نیتی؟
آیا طهارت نفس داشته؟
نداشته؟ معذرت میخوام از خدا دور بوده، جنوب بوده، داشته این کارو میکرده.
اصلاً یه حسینیهای بود
که من نرفتم فقط تعریفش رو شنیدم از دوستان که
تمام کسانی که اینجا کار کردن با وضو کار کردن، روضه خونده شده از عمده و بنا و مهندس و همه
دائماً مشغول ذکر امام حسین و با وضو.
و هرکی وارد اونجا میشه حالش
منقلب میشه. این مدخل و باب خیلی مهمه.
چرا باب پیغمبر امیرالمؤمنینه؟
چرا باب الحسین ابالفضله؟
اینا خ-- خیلی مهمن.
هرکسی نمیتونه باب سیدالشهدای باشه.
هرکسی نمیتونه باب
پیغمبر عزیز عالم باشه.
حالا نیمه شعبان هم داره میاد و در بهترین ایام هستیم.
هرکسی نمیتونه باب امام عصر باشه.
اون نوواب أربعه ببین کی بودند؟
چی بودند؟ یا حتی نواب عام امام عصر که علما هستند،
فقها هستند که بنا به فرمایش خود حضرت صاحب الأمر علیه الصلاة والسلام که فرمودن "فأما الحدا--
حوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رباط أحادیثنا".
اینها مشخصاتشون رو بیان کردن دیگه.
مخالف الهوی، صانع النفس، مطیع لأمر مولا و اینا.
هرکسی نمیتونه باب امام عصر باشه.
حالا اینطوری میخوام عرض کنم.
باب مدخل
ارتباط نفس ما
با بدن ما، اون میشه روح بخاری.
شما بگیریدش باب، بگیریدش مدخل.
برزخه دیگه. محل ارتباط.
که اگر اون نباشه گفتیم نفس ناطقه نمیتونه.
البته قبلش از کجا میومد؟
نفس ناطقه توجهش از کجا میافتاد به روح بخاری؟
از قوه وهم و خیال.
از اونجا. پس قوه خیال هم خیلی مهمه که حالا ما بهش نرسیدیم هنوز.
خب این نشون میده که اولا اون
روح بخاری با چه مصالحی ایجاد
شده، ایجاد شده، اصطلاحا درست شده.
خیلی مهمن این مصالح از جهت
مادی. ثانیا اون
موادی که این روح بخاری رو تشکیل دادن، اون لحظه این مواد پاک بودن،
در معرض نور بودن، اون شخص داشت اینا رو میخورد،
ذاکر بود، وضو داشت، طهارت داشت، تو غفلت بود، در حین گناه بود.
اینا همش تاثیرگذارن.
اینا همش در واردات انسان
و تمسلات چه نوعی برزخی، چه تمسلات
در بیداری و هوش-هوشیاری.
اینا همه تاثیرگذارن تا وقتی که این نفس میخواد از طریق این روح بخاری به بدن ارتباط بگیره.
چرا مثلا فرمودن کسی که ااا اون زهر ماری رو بخوره تا چهل روز نمازش بالا نمی ره؟
چرا گفتن؟ چه ربطی داره تا چهل روز؟
برا همین روح بخاریه. یعنی نفس اصلا نمیتونه ارتباط با بدن بگیره.
وقتی ارتباط با بدن نتونه به حد اقل رسید یعنی
بدن نمیتونه معنایی باشه.
بدن نمیتونه با ماورا ارتباط بگیره.
بدن صرفا بدن حیوانیه.
حیوانی و نباتی زندگی میکنه.
جمادی زندگی میکنه. صعودیت داره.
وحشیگری میکنه.
نمیتونه با، با عالم بالا ارتباط بگیره چون
مرتبه مافوق نفسه دیگه.
همینطوری حالا من دارم ذهنتونو میشumiem اسرارشو خودتون پیدا میکنید.
عجب! چه اهمیتی، چه جایگاهی.
مخصوصا تو واردات خیلی مهمه.
ما کی میخوایم دارای واردات قلبی باشیم؟
واردات درست. این همه زیارتگاهها میریم.
البته که باید دهان ببندیم و به اهدی نگیم.
مگر به مثلا یک نفر خیلی
علیه السلام که محل سررمونه که خالی بشیم و الا نه تو بقعه کربلای.
ولی بالاخره این همه کربلا، مشهد و رقا.
این همه هیئتها که محل تجلیات سید و شهداست اینا هیچ وارداتی به ما دست نداد بده؟
این چه وضعشه؟ معلومه روح بخاری خیلی تعطیله.
این خودش یه نشانه است.
برای همین به همین مناسبت اجازه بدید که چون تو ایام خاصی هم هستیم من یه بخشی از نکته
ششصد و نود و هشت حضرت استاد رو براتون بخونم از کتاب هزار و یک نکته.
صفحه پونصد و نوزده. ایشون میفرماید که شب جمعه هفتم ماه شعبان تو همچین شب،
تو همچین ماهی میرن به محضر استادشون حضرت علامه طباطبایی علیه الرحمه.
بعد ایشون ااا
به حضرت علامه توصیه میکنند که حضرت آقا امشب شب جمعه و شب عید است.
علامه طب-- علامه حسن زاده به علامه طباطبایی میگن که امشب حضرت آقا شب عیده، شب جمعهست، ماه شعبانه.
لطفی بفرمایید. چقدر خوبه آدم پیش یه
حکیمی، یه حکیم متألهی میره،
یه عارف میره چیزی بگیره ازش.
علامه چی فرمودن؟ فرمودن سوره مبارکه صad «والقرآن للذكر» را در نمازهای وتر بعد از حمد بخوانید.
وتر همون نماز دو، دو رکعت نشسته
نافله عشا است. که در حدیث است سوره صad از ساق عرش نازل شده است.
تا اینکه نامهای به آن جناب ارسال داشتند که سؤالاتی از تعیین خط زوال و خط سمت قبله به طریق دایره هندی
بوده است. تا اینا رو یه نامهای نوشته بودند.
سؤالی در خصوص این
خط زوال و سمت قبله اینا از حضرت علامه طباطبایی پرسیده بودند.
علامه این نامه رو داد به شاگردشون علامه حسن زاده.
وقت گذاشتن و اینو خیلی عالمانه جواب نوشتن.
بعد میفرمایند که حالا این من الان به شما بگم چون به آخرش نمیرسیم.
موجب واردات قلبی میشه.
اگه کسی دنبال وا-- بحث ما این بود دیگه.
واردات قلبی. صاف بشه، میخواد زلال بشه.
این سوره صad خیلی خوبه. که انَّ این سوره صad تاثیر مستقیم در روح بخاری و مزاج انسان داره.
اینا تعجب نکنیم. اینا در هم تنیدهن.
ما بحث کردیم دیگه ظاهر و باطن عالم در هم تنیدهن.
یک حقیقتن با دوشن.
که حتی قبلا بحث کردیم ختم قرآن هم تعدیل مزاج میکنه.
حالا تو قرآن چه خبره؟ یکی از مهماتش همین سوره
صاده. در س-- کجا؟
س-- در نماز وتر خاصه بخون.
خلاصه نامه رو حضرت استاد میگن من جوابشو دادم و پس از تقدیم
جواب که حالا میگن که قریب یک سال طول کشید این نامه رو من تنظیم کنم.
نامه خیلی نیاز داشت به
شرح و تعدیل و چی و اینا. خلاصه مفصل عالمانه نوشتم آوردم دادم خدمت ایشون
و علامه طباطبایی وقتی نامه رو ار-دادم خدمتشون عرض کردم جناب آقا
به حمدالله تعالی وارداتی روی آورد.
یعنی اون کارو انجام دادم سوره صاد رو خوندم در وتیره وارداتی روی آورده.
ملاک تمیز حق از باطل چیست؟
حالا من چجوری بفهمم این واردات،
این کشف و مکاشفات و اینا و کرا-- اینا حقه، باطله؟
در جواب فرمودند یک سلسله کشف
اصلاً تردید بردار نیست
که محض ایان است مثل آن کشف ایانی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای شما اذان میگفت.
یه کشفی برای حضرت علامه پیش میاد که پیغمبر برایشون اذان میگفته.
برای مکاشف احوالی پیش میآید که معیار تمیز و میزان صحت و ثقل به دست میآورد.
باید عقل و قرآن را ضابطه قرار دهد.
این دو تا ضابطهاند. عقل و قرآن.
یه جای دیگه خود علامه فرمود نفس خودت ملاکه.
آیا این-- قبلاً هم تو درس و بحثها گفتیم.
آیا اینو دیدی این واردات که به قلبت وارد شد انبساط خاطر به دست داد؟
احساس انشراح قلبی پیدا کردی؟
شرح صدر پیدا کردی؟ به خدا نزدیک شدی؟
حقه. اگر نه بدتر. تاریکت کرد.
ضیقت کرد. اینها اذیتت کرد.
مضطربت کرد. نه اون حق نیست.
سپس فرمود من در مس-- حالا علامه طباطبایی داره میفرمود یکی از
مکاشفات خودشو داره میگه. من در مسجد سهله در مقام ادریس نماز میخواندم.
در نماز وتیره سوره مبارکه صاد را قرائت میکردم که ناگهان دیدم از جای خود حرکت کردم ولی بدنم در زمین است.
به قدری با بدنم فاصله گرفتم که او را از دورترین نقطه مشاهده میکردم تا پس از شندی به حال
اول خود برگشتم. یعنی برگشتم تو بدنم
و وقت دیگر نهر آب دیدم.
یه، یه وقت یه چند وقتی گذشت لحظاتی گذشت
دو مرتبه نهر آب دیدم که در روایت آمده است
که هرکی اینو بخونه ظاهراً از اون به، از اون نهر می،
مینوشانند به او. خب
حقیر گوید یعنی علامه خودشو میشکنه اینجا میفرماید حقیر گوید که چون در مقام ادریس نبی علیه السلام نماز میخواند
و خدای متعال در شأن وی فرمود
آن رفعت و صعود روی آورده است.
بعد ربطش میده به مناسبات زمانی و مکانی همون نفس کینونه از من و امکنه که قبلاً گفتیم.
که حالا انشاالله جلسه بعد بقیه همین نکته رو میخونیم که اهمیت استفاده از مکانها و زمانها برای
ارتقاء وجودی. حالا این یک سیر بود، یه
گفتمانی بود بین استاد و شاگرد.
ایشون میگه وارداتی به من دست داده.
ایشون ملاک میده. بعد استاد از واردات خودش
نکتهای مثلاً میگه
که چی؟ اِممم
شاگرد بدونه نه راه بسته نیست، راه بازه.
که قرآن هم میفرماید فحدث فیه حدیث کن.
از آنچه که به تو عطا میشه حدیث کن، بگو.
البته به اهلش. حالا گفتمانهای ما چگونه است؟
گفتمانهای ما با عزیزترین کسانمون
خلاصه شده تو مسائل معذرت میخوام دنیوی و شهوی و شکمی و پا و خوراک و دنیا و
یه دم که دیگه نوسان دلار و سکه و بازار و بورس و
این چیزا. دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان
از این مجمل. بله.
عید بزرگ نیمه شعبان نزدیکه و انشاالله امیدواریم که ما از این جور رابطهها با آقامون پیدا کنیم.
بتونیم با آقامون از این جور رابطهها-- هست، راهش بازه.
اون مدخل و اون باب بازه.
باید از تصفیه روح بخاری شروع کنیم بریم تا بالا.
قوه خیال رو تصفیه کنیم
همین طوری تا انشاالله این مدخلها و این بابها به روی ما هم باز بشه.
نوش جونتون انشاالله. والحمد لله رب العالمين صلوات بفرستین. اللهم صل
جلسه قبل