د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۷
دارای متن همگام
آغاز جلسه و ادامهٔ تقریرات
سرّ مکنون ۲۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۷:۰۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۵ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم، و به او استعانت میجوییم.
۰:۱۳
## نور در اشیا و تصرف شیاطین
۱:۵۱
## رخداد دیشب و نیت مبارزه
۳:۱۵
یک وجه دیگرش این میتواند باشد که غذای حلال را با پول ناپاک میخری.
۴:۲۵
## تکبّر ابلیس و بیاعتنایی
۵:۲۳
مثلاً اینکه حسنات الأبرار چیست. روایت است:
۷:۲۹
## آیهٔ اعراف: اهل تقوا و طائف شیطان
۸:۰۴
آیهٔ دیگری؛ آیهٔ پنجاهودو سورهٔ حج.
۱۰:۲۸
## فضای پیرامون: شیاطین جنی و انسی در هر نفس
۱۱:۴۱
## روایت منتهی الآمال: افعی دهسر و نماز امام سجاد
۱۲:۰۲
## روایت دلائل الامامه: اذن، نیش پا، و اعتراف شیطان
۱۴:۱۶
## راههای ورود: مال، شهوت، مقام، خانواده
۱۴:۳۶
## بازگشت به روح بخاری: غذای آلوده و قطع رابطهٔ ملکوت
۱۸:۲۹
## یک وجه از نیش زدن پای امام: حمله به نفس شیعه
۱۹:۱۱
## لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ و استثنای مخلصین
۲۵:۵۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
شروع کنیم ادامه تقریرات رو بخونیم که امروز حرف زیاد داریم.
انشاءالله خدا برکت و وقتامون بده.
ادامه تقریرات فلسفی از تمام این چنین شد که ممکن است غذایی در مزاج و ذائقه نوع مردم طعم و
حد و لذت قابل اهمیت نداشته باشد.
بلکه خوش نیاید و خوششون نیاد از این
طعم این غذا. اما خاصیت لطافت وجودی و قبول فیض و کمالات را بیشتر داشته باشد.
تا اینجا خوندیم.
و ای بسا اغزیهای که در ذائقه مردم خوش طعم و گوارا باشد ولی مادهش سلب و
غیر قابل کمالات و فیوضات باشد.
سلب هم که یعنی زمخت باشه، سفت باشه و لط-- مقابل لطیفست دیگه.
یعنی لطیف نباشه.
و مهمش اینجاست که این
طعم، این طعامی که داری میخوری
فرمود غیر قابل
برای کمالات و فیوضات باشد.
یعنی قابلیت اینکه اخذ کمالات چه خود اون لقمه بکنه چه خودت نداشته باشه
و کدورت و ظلمت وجودی و سلابست داشته باشه.
این کاملاً داره مشخص میکنه که خوردنیها از حیث قبول فیض چه
به خودی خودشون فی نفس
ماهویشون، چه تویی که داری اونو میخوری با هم متفاوتاند.
با توجه به صحبت که دیروز داشتیم
که تاثیر نور بود
در همه اشیا.
حالا اون دور بودن چگونه فرض میشه اگه همهی اشیا در خودشون نور خدا رو دارن چون
ظهور اسما هستند. خب همهی این غذاها
پس دارن. پس بحث
اینکه این غذا از تو رو از خدا دور میکنه، اون غذا نزدیک میکنه، این قابلیتش رو داره، اون نداره از کجا دراومد؟
از تصرف شیاطین. یعنی شیاطین
تصرف کردند و میکنند.
حالا بعضی از این غذاها
خیلی پیشتر از اینها یعنی از همون ابتدای تکونشون بعد به
شیاطین داشتن که
قابلیت بیشتری داشتن. بعضیا از همون ابتدا
قرب داشتن که این برمیگرده به عوالم پیشین، عالم طینت، عالم سرشت.
اینها که فعلاً ورود به اون عوالم فعلاً نمیخوایم کنیم چون بحثمون چیز دیگهست.
بعضیاشون هم نه. ببینی که ماده اولیهشون قابلیتش داره تحت
مس شیطان قرار میگیرن که اینها خودشه بحثیه.
حالا با توجه به این موضوع
و اتفاقی که دیشب برا بنده بعد از جلسه دیروزمون اینجا افتاده یه ساعتی خدمت دوستان امروز عرض کردم حساسیتش رو.
صحبتهایی که دیروز ما کردیم ظاهراً به مزاج شیاطین خوش نیومد و دست به کار شدن.
که همه هم و غمشون این باشه که جلوی این مباحث گرفته بشه و
به هر حال ما رو زمین بزنن و بعد چه بشه و برای دوستان گفتم کم و کیفش رو.
ما هم نیت کردیم که باهاشون مبارزه کنیم.
اتفاقاً امروز بیشتر درباره همون لعنتیها حرف بزنیم.
اونم اینکه ببینید
یه بحث در خصوص خود اون
مادهایست که این غذا ازش مزاج اون غذا، معجون اون غذا، اجین شده و درست شده اون غذا، اون ماده قابلیت فیض
رو نداره که میتونه
حرمتش با-- باشه. یعنی این غذا حرامه.
یه بحثش مس شیاطین در عین
خ-- مثلاً حلال بودن غذاست.
یعنی اینکه مثال مصداقش میشه چی باشه؟
اینکه شما میری یه غذای حلال رو از دست یه آدم ناپاک میگیری.
تمام شد. مس شیطان اتفاق افتاد.
یه وجه دیگهش این میتونه باشه.
شما غذای حلال رو
با پول ناپاک میخری.
یه وجه دیگهش این میتونه باشه که غذای حلال رو با پول پاک از دست آدم پاک میگیری،
در حالت ناپاکی میخوری.
خب؟ مثلاً یعنی چی؟
یعنی اینکه در حالی که داری فکر به گناه میکنی میخوری.
در حالی که مشغول به هر گناهی،
اصلاً و مطلقاً غفلت هستی میخوری.
توجه شد؟ حالا خیلی زیاد مصادیقش حالا ما شاید متاسفانه خیلی زیاده.
ما نمیخوایم حالا بگیم شیاطین پررو میشن.
بعد چون خیلی هم که به اونا توجه کنی اونا چون
تکبر دارن ابا واستکبره.
دیگه باباشون اینطوری بود. ابا کرد و استکبار، تکبر کرد.
حالا با آدم متکبر باید بیاعتنایی کنی.
برای همین ما حالشونو میگیریم.
خیلی هم توجه بهشون نمیکنیم.
فقط دماغشون رو به خاک بمالیم که اینا میخوان این حرفو زده نشه، اتفاقاً ما بذاریم.
یه وجه دیگهش میتونه این باشه که شما غذای پاک رو با پول پاک از آدم پاک بخری
و مشغول به گناه هم نباشی
حتی یاد خدا هم باشی و بخوری ولی
وضو نداشته باشی. باز هم
شیاطین میتونند به اون غذا تصرف کنند
یه وجه دیگهش میتونه، یه وجه دیگهش میتونه این باشه.
بله بدون وضو غذا بخوری.
یه وجه دیگهش میتونه این باشه که شما غذا رو همه این شرایطو داشته باشه،
خب؟ حتی موقع خوردنشم شما با وضو هستی.
اما اون کسی که این غذا رو پخته اون لحظه
وضو نداشته. مشغول ذکر نبوده، یاد خدا نبوده یا
مثلاً بدتر از اون جنب بوده و، و، و.
خلاصه از این چیزا خیلی زیاده بخوایم بگیم مصادیقش رو.
در هر حال پس یک، یک وقت هست که اون غذایی که ما میخوریم،
خب؟ حالا شما دارید تو سر خودتون میکوبید ها اینطوری
عکسالعمل نشون میدید. ا ما تازه یه چیزکی گفتیم.
یعنی بخوایم باز کنیم این مسائل رو
اولاً از اون اصل بحث که بحث روح بخاری بوده فارغ میشیم، فاصله میگیریم.
نمیخوایم این اتفاق بیفته. ثانیاً
ا یه مقدار یه حالتهای بدی تو بعضیا ایجاد میشه.
ظرفیتشون کمه دیگه کلاً ناامید میشن.
میگن کلاً بوسیدن گذاشتن کنار.
مثلاً اینکه سیئات الأبرار
چی؟ حسنات الأبرار ببخشید. حسنات الأبرار روایت دیگه.
حسنات الأبرار خوبیهای آدمای خوب،
سیئات المقربین برای آدمایی که خیلی نزدیک میشن گناه محسوب میشه.
شاید یه آدم معمولی بدون وضو غذا بخوره گناه محسوب نشه براش، براش.
اگرچه عوارضش رو دارهها.
منتها این چون خودش ذومخطه، خودش تاریک هست دیگه چه عوارضی.
خب اما وقتی یه آدم مقربی که لطیفه،
یک پارچه نوره، یه نقطهی سیاه توش بیفته دیده میشه.
خب اون در معرض قرار میگیره.
به هر حال پس شود که در خصوص شیاطین.
آیهای هست در قرآن، آیه دویست و یک اعراف.
إن الذين اتقوا إذا مسهم طائف من الشيطان.
این نشون میده، یه آیه نشون میده که اهل تقوا هم بینصیب نیستن از وسوسهها و خیالات شیطان
و شیـ-- شیطانی. فرمود اونایی که الذین چی؟
اتقوا. اونایی که اهل تقوااند تازه،
آدمای با تقوایی هستن اینها إذا مسهم طائف من الشيطان وقتی یه عدهای از شیاطین اینا رو مس میکنن.
که حالا بعضی از عنهاشو در سیر بحث که مرتبط به بحثه مثلاً در خوردن ما داریم میگیم.
در حالت غفلت میخوره.
در حالت که عصبانیه شروع میکنه خوردن.
در حالی که وضو نداره یا جنبه یا هرچی داره میخوره.
یا از دست آدم ناپاک گرفته میخوره یا با پول شبهناک و امثالهم.
اون لحظه تذکروا.
اینا چون آدمای با تقوایی هستن
همون لحظه خدا رو یاد میکنن.
تذکروا. فإذا هم مبصرون.
و همون لحظه بصیرت پیدا میکنن، حواسشون جمع میشه.
میخوام اینو عرض کنم که حتی برای آدمای با تقوا،
حالا گرامیترین آدمها پیش خدا کیان؟
با تقواست. اصلاً ملاک تقواست.
اینجا ملاک پوشش ظاهریه.
مثلا با ظاهر تا اه ماشینشو، لباسشو، قیافشو، تیپشو
اینا ظاهره دیگه و این چیزا زینتها.
ولی اون ور زینت چیه؟
اون طرف لباس چیه؟
یعنی چیزی که ظاهر طرفو تشکیل داده و با اون شناسایی میشه تقواست.
قرآن میفرماید و لباس honnet تقوا دیگه.
لباس اهل بهشت چیه؟ تقواست.
خب حتی برای اینها هم شیطان میاد.
این، اینارم شیطان مس میکنه.
ما فکر نکنیم که ما در معرض نیستیم.
آیه دیگری، آیه ده-- پنجاه و دو سوره حج.
وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي
إلا إذا تمنى
ألقى الشيطان في أمنيته فينسخ الله ما يـ-
ما يلقي الشيطان ثم يحكم الله آياته والله عليم حكيم.
میفرماید ما پیش از تو هم به پیغمبر عزیز عالم میفرماید پیش از تو هم
هیچ رسول و پیغمبری نفرستادیم.
اول رسول رو میاره بعد نبی.
چون رسول مقامش بالاتر از نبیه.
میفرماید هیچ رسول و پیغمبری نفرستادیم جز آنکه
وقتی که آیات تلاوت میکرد، آیات ما رو تلاوت میکرد، شیطان در اون آیات الهی القا و دسیسه میکرد.
یعنی تمام پیغمبران وقت القای آیات و بیان تلاوت آیات،
يتلو عليهم آياته
در اون مقام قرار میگرفتن
شیاطین چیکار میکردن؟ القا و دسیسه میکردن.
بله. آنگاه حالا اینجا خدا دست به کار میشه.
آنگاه خدا آنچه شیطان القا میکند محو و نابود میسازد.
سپس آیات خود را محکم و اسوار میگرداند.
خدا دانا و دورزکار است.
اینجا فرمایش حضرت عیسی خودش رو قشنگ نشون میده تو این آیه.
که إلا ما رحم ربی.
مگر خدا رحم کنه. من یه
نمای کلی رو از دور به شما نشون بدم.
تو قوه خیال تون توجه کنید میبینیدش الان.
اونم اینکه پیرامون ما اگر چشممون باز بشه به قدری پر است از شیاطین جنی و انسی،
حسی و غیر حسی که در هر
نفس در حال القا کردن
به ما و مس ما هستن.
تا این حد به شما بگم. اونا بیکار نمیشینن
در هر نفس بله. حتی به امام معصوم هم رحم نکردن.
یه روایت هست که البته این روایت
با یک مضمون به دو تقریبا نحوهی
یه مقدار ااا با هم
مختلف نقل شده. یکی در کتاب شریف منتهی الآمال،
یکی در دلائل الامامه.
اونکه تو منتهی الآمال میگه که شیطان طمع کرد به امام سجاد.
دید همه رو میتونه چیکار کنه؟
اغوا کنه. حالا طمع کرده
سراغ امام معصوم زمان
اون زمان دیگه امام عصر اون زمان بره.
بعد از قصه کربلا. حضرت مشغول نماز بود ش-- بعد
شیطان گفت من برم ببینم میتونم
حواسش رو از نماز پرت کنم.
خلاصه، خلاصهش به این شکله که خودش رو شبیه--
شیطان همین قدرت رو از خدا گرفته.
چون اسم اعظم رو بلده میتونه به هر شکلی در بیاد.
خودش رو شبیه یک افعی
خیلی عظیم الجثه ده سر وحشتناکی که چشماش آتش بیرون میزنه.
خیلی دندونا
تیز و برنده. حالا این تو روایت چنین شرح داده خیلی.
وارد میشه خودش رو کشان کشان میاره تا محل سجده حضرت و خودش رو نمایان میکنه جلوی حضرت.
حضرت مشغول نماز بوده. میخواد ببینه میتونه حواس آقا رو در نماز پرت کنه.
هرچه ده تا سرش رو تکون میده و ویز ویز میکنه و فلان.
نه امام زین العابدین اصلا متوجه، اصلا توجهی نمیکنه.
بعد تا جایی که اینجا خیلی عجیبه بعضیا نمیتونن اینو هضم کنن.
چون کسی که کار برهانی و
عقلی و فلسفی و حکمی اینها نمیکنه، اینجاها استپ میکنه یا نمیپذیره یا میگه که اینو بعضیا نمیپذیرن.
میگن که توی این روایت میگه حضرت رو به شار تعلم میکنه، درد.
و رد میشه ازش روایت. روایت بعدی تو دلائل
الامامه میفرماید که چیکار میکنه؟
دهانش رو باز میکنه ده تا سر هم داشته دیگه.
انگشتای ده تا انگشت هم امام سجاد داره دیگه.
تو پاهای مبارک. ده تا انگشت رو با هر سرش میگیره و
با اون دهان آتشین و پر از نیش و
زهرش میخواد زهرش رو به پا مثلا به، به جسم امام به روحش که میدونه نمیتونه برسه به جسم امام برسونه.
که حالا میگن امام-- مگه میشه امام معصوم و مار زهر مثلا شیطان بیاد به صورت مار بیاد بهش
زهری تزریق کنه و نیش بزنه؟
اونکه جسمش هم مثل روحش مطهر و پاکه و اینها مثلا کم میاره.
حالا من یکی دو وجه اینو براتون اگه فرصت اقتضا کنه عرض میکنم.
خیلی معناها داره دیگه همین موضوع.
به هر حال کاری نداریم اتفاق تا اینجا تموم نمیشه.
خلاصه هر کاری میکنه. طول روایت اول میگه که وقتی میبینه هیچ غلطی نمیتونه بکنه، گورش رو گم میکنه بره.
از آسمان حاطبی سه بار ندا میزنه انت زین العابدین، انت زین العابدین، انت زین.
از اونجا مشهور میشه ایشون به زينت عبادت کنندگان.
روایت دوم میفرماید که اصلا شیطان از خدا اجازه میگیره که برم من ااا ببینم این
که معروفه به زین العابدین واقعا درسته یا نه؟
میخواد امتحان کنه. خدا می--
برحذر میداره شیطان را.
مثلا وارد حریم ایشون نشو.
شما این کاره نی-- نمیتونی ورود کنی.
گوش نمیده. اونم پرروئه دیگه. وارد میشه و خلاصه این اتفاق میفته و گورش رو گم میکنه و میره.
بعد که اونجا وقتی میره
تو روایت دوم دلائل الامامه وقتی داشته میرفته میگه که فریادی میزنه که شیطان ده سر تو اون لحظه به صورت افعی.
میگه من به تمام انبیا و مرسلین و همه، همه اولیاء پیشین تا امروز نزدیک شدم و نماز خوندنشون رو دیدم.
سعی کردم اینا رو-- هیچ کدومشون رو شبیه این شخص ندیدم.
هیچ کدومشون شبیه این شخص ندیدم که دیگه مثلا به زین العابدین
مشهور بشه. میخوام بگم شیطان حتی به امام معصوم رحم نکرده بعد به ماها رحم کنه؟
بعد اون کسی که این کارو با امام معصوم میکنه البته ابلیس بوده.
رتبه ها سر جاش برقراره.
یعنی ابلیس با من که کاری نداره که.
نوچه هاشو میفرسته طرف من.
اون نوچه های درب و داغون و
اینهاشو میفرسته. آره
به قول عزیز دلم عملیاتشو.
هرکی رو اندازه خودش. ولی هر چقدر که انسان مقام معنویش و معرفتیش و رتبه جایگاه اجتماعیش
اینها بالاتر میره، اونا، اونا هم مراتب دارن دیگه.
مثل اولیاء ایمانی که مراتب دارن، اونها هم اولیاء طاغوت هم مرتبه دارن.
اونا از مراتب پایین اول میان.
میان اگر نتونستن قوی تراش میان.
نتونستن قوی تراش. اما به انواع و انواع مختلف.
بالاخره هر طور شده میخوان
به شما تاثیر بگذارن. عدهای رو با پول وارد میشن.
مشکلا-- حالا یا مشکلات شدید اقتصادی و فقر و اینا براشون ایجاد میکنن.
حتی میدونین اینا قابلیت جابجایی پول هم دارن.
اصلا امکان داره بیان از تو جیب شما پول بردارن ببرن.
میتونن این کارو انجام بدن
و این رخ داده. من نمونهش رو برای دوستام گفتم
که دیشب ما شاهدش بودیم.
یا میتونن
حالا در-- یا اینکه برعکسش.
یعنی یه کاری میکنن که طرف غرق در مال دنیا بشه.
هر کسو نقطه ضعفش رو میسنجن و از اون راه وارد میشن.
یا از طریق شهوت وارد میشن.
از طریق مثلا جنس مخالف.
یا از طریق مقام و پست.
یا از طریق منصب و جایگاه اجتماعی.
یا از طریق-- و هر، هرکسی یه طور.
نقطه ضعفها رو هم که بلدن.
یا از طریق همسر طرف، از طریق فرزندان طرف، از طریق دوستان و نزدیکان و بالاخره هر طور شده وارد میشن.
اونجایی که
حالا بحث ما گم نشه از ابتدا چی بود؟
اینکه گفتیم اون غذایی که داریم میخوری
شیطان میتونه در اون تصرف کنه و وقتی شیطان در اون غذا
و حالا چند تا وجهش رو گفتیم تصرف کرد، مس کرد اون غذا رو، اون غذا رو آلوده رو تو خوردی، اون موقع با اون غذا،
اون غذا میخواد در نهایت با سیر بحث به کجا برسه؟
بشه روح بخاری. و روح بخاری وقتی از یه چیز آلوده و خبیث و ناپاک ایجاد شد، قطعاً اون دیگه نمیتونه رابطهی بین
ملکوت رو با ملک ایجاد بکنه.
بعد مشکلات ایجاد میشه. ببین به این میگن عدم قابلیت یعنی استعداد پذیرش فیض الهی در این آقا نیست.
حالا بکش خودت رو.
سیر بحث رو عرض کردم داشته باشید.
در این انتهای بحث چون تو دل بحث یه دفعه من مسئله اون وجه نیش زدن پای حضرت رو گفتم یکی دو وجهش رو اگه بشه بگم.
حالا هزاران وجه داره.
یه وجهش رو به شما نمیدونم حالا انشاالله
خسته هم هستید ولی انشاالله بگیرید چی عرض میکنم.
چون این یه نشاط میخواد. بیان همین موضوعی که الان میخوام بگم یه نشاط وجودی میخواد.
خسته نباید باشید ولی خیلی چیزا گیرتون میاد.
منم تا آخرش نمیرم چون سنگین میشه بحث.
خلاصهش رو به شما بگم. ما یه روایتی داریم
در م-- کتاب کافی مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف.
مرحوم مجلسی هم تو بحارش آورده.
که حالا خلاصه اون روایت اینه که خدای منان در پستترین مراتب که س-- بهش میگن اسفل السافلین یا سجین
فرمودن که عرض شود خدمتتون که
روح پلید، روح پلید دشمنان اهل بیت رو از اونجا خلق کرد.
بعد اینجا رو خوب دقت کنید.
بالاترین مراتبش که میگن اعلا علیین و مافوق اون.
حالا مثلا بگیریم عرش و مافوق عرش.
البته یه فرقهایی دارن بعداً میگیم چه فرق دارن.
پس شما بگیرید عرش و فوق عرش.
جسم اهل بیت رو از مقام و رتبهی اعلا علیین خلق کرد،
روحشون رو از مافوق.
جا نمونید از بحث. خب
چی شد پس؟ جسم اهل بیت از مرتبهی اعلا علیین،
روحشون از مرتبه مافوق.
شیعیان رو خواست بیافرینه جسمشون رو از مادون اعلا علیین روحشون رو از اعلا علیین.
حالا شما بفرمایید ما از حیث کدوم یکی از رتبمون هم سنخ با اهل بیتیم؟
جسم یا روح؟ روح.
آفرین. چ-چرا؟ چون روح ما از اعلا علیینه.
خب حالا روح ما هم سنخ روح اونهاست یا جسم اونها؟
آفرین، آفرین.
چون جسم اونا از اعلا علیینه.
این خودش یه نکتهست. یادتون باشه اینو یه روزی باز کنیم.
الان آخر بحثه و وقت منم تموم شده.
خب حالا شما دقت بفرمایید.
یه فرمایش داریم توی
جامعه کبیره که اونجایی که میفرماید
عرض شود خدمتتون "ارواح کن فلاروا اجساد کن فل اجساد قبور کن فل قبور".
خب؟ اون قسمتی که حالا حرف اینجا زیاد داریم.
اون قسمتی که فرمود اجساد کن فل اجساد.
اجساد اهل بیت از کجا بود؟
اعلا علیین.
درست شد؟ حالا، حالا دقت کنید.
اجساد کم یعنی
مرتبهی اعلا علیین. کجای ما مرتبش اعلا علیین بود؟
ها؟ روح. آفرین.
میگه اجساد کم حالا اونو بگو روح ما.
اجساد کم یعنی روح ما.
فل اجساد. تو بدنهای ما چیه؟
روحه دیگه. متوجه شدید؟
اجساد کم یعنی انگار که میخواد بگه ارواح شیعیان شما.
چون هم جنسه دیگه. فل اجساد.
تو جسدهاست. یعنی ارواح شیعیان شما که هم سنخ جسد شما،
توی اجسادشونن. یعنی این شکلی شد.
یعنی ما دو بعدیم جسم و روح.
درست شد؟ متوجه شدید قشنگ؟
حالا اونجایی که امام سجاد رو شیطان میره نیش میزنه نه یعنی-- منظور یه وجه روایت رو میخوام براتون باز کنم.
ببینید چه خبره، چه غوغاییه.
یه ذره آدم با معارف میره جلو
اصلاً یه بنبستی براش میشه.
یک وجه این روایت داره اینو میگه که نیش زد
کجای امام رو نیش زده؟
با روح که نمیتونه-- جسم حضرت رو.
جسم حضرت هم سنخ با چیه؟
روح ما. اینکه امام سجاد رو نیش زد یعنی اون زهری که به ما وارد میکنه.
یعنی روح ما رو فشل میکنه.
یعنی نفس ما رو از کار میندازه.
حالا بفرمایید وصلش کنید، سنجاقش کنید به بحث.
نفس از چه طریقی احکامش رو در بدن، در جسم ما-
شیطان رو بانبسست. یعنی علی بن حسین شیطان رو اونجا شکست و الا ما- احسن.
آفرین. اینم یه وجه. اینم یه بحث.
نابود شده بود. یعنی حالا با یک با دو رکعت نماز یا دو رکعت نماز- پوزه شیطان رو با خاک مالید.
که با اون دو رکعت نماز شیطان رو-
و کار ما رو ساخت. یعنی ما رو-
بله احسنت. اصلاً همین،
همین دو رکعت نماز حضرت مقام شفاعت حضرته.
شفع هم جنسی، جفت شدن، هم سنخی.
حالا حرف اینجا میگم خیلی هست آقای وحدتی بخوایم اینطوری بریم جلو دیگه تا شب باید بشینیم
و عرض کنم همین تیکه رو فقط میخواستم بگم.
حالا که
جسم امام رو نیش زده، جسم امام هم هم سنخه یا روح ما بهتره بگیم هم سنخ نفس ما هم سنخ جسم امامه.
حالا که انَّ نفس ما رو نیش زده.
حالا نفس ما از چه طریقی
بدن رو مدیریت میکنه؟
بگید از چه کانالی؟
نه نفس از چه کانالی احکامش رو در بدن پیاده میکرد؟
اصلاً بحث ما این بیست و پنج شش جلسه همین بوده.
روح بخاری دیگه. روح بخاری برزخه بین
روح ما حالا بگیرید اون روح اصلی یا نفس که مرتبه مادونه.
مرتبه پیادهسازی احکام روح رو میگن نفس،
در بدنه. خب وقتی که نفس ما نیش زده شد،
بدن امام رو نیش زد یعنی نفس ما رو نیش زد.
یعنی بر ما اصطلاح پیدا میکنه.
خب؟ یعنی، یعنی خط و نشون کشیده برای ما رفته سراغ امام.
ح-حریف نشده نه یعنی امام رو نیش زد یعنی پدر شیعیانتونو در میارم اینطوری.
خب؟ از چه طریقی؟
از طریقی که وقتی جسم امام نیش خورد یعنی نفس ما یعنی روح ما نیش خورد.
یعنی چی؟ یعنی اینکه روح بخاری رو یه بلایی سرش میارم که نفس نتونه ارتباط با بدن بگیره.
یعنی اراده این شخص انقدر ضعیف میشه که نمیتونه برا نماز پا شه.
نمیتونه اراده میکنه دیگه گناه نکنه نمیتونه.
لَأَقْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.
فبعزتك لَأَقْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.
أَجْمَعِينَ. إلا عبادک منههم المخلصین شمایید.
شما مخلصید. امام سجاد. اما لَأَقْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ پدرشونو در میارم.
توجه کردید؟ ولی اینجا میرسیم سراغ فرمایش عزیز دلم که انقدر زیرکن ایشون.
از اینجا به بعد میریم سراغ فرمایش ایشون که دیگه فر-- وقت ما خیلی گذشته.
چی؟ همون مقام شفاعت.
نماز حضرت مقام شفاعته.
یعنی بار ما رو حضرت برداشت.
یعنی اینکه اگرچه شیطان گفت من پدر
شیعیانتو در میارم اما حضرت
مطل-مطلق بیاعتنایی کامل به ایشون و اصلاً آدم حساب نکرد به قول ما شیطان رو نمازشو با تمامیت به تمامه تمام کرد.
یعنی کار ما رو تمام کرد.
یعنی بار ما رو برداشت. یعنی شفیع ما شد.
این جنسیت و سنخیت رو حضرت تا آخر نگه داشت.
یعنی رابطهی ما با امام پاره نشد.
میدونم که باز دارم عرض میکنم این موضوع هم پخته تموم نشد.
چه کنم وقت گذشته و الا
خیلی حرف، حرف به درد بخوری هست و خواهد بود.
انشاالله ادامه میدیم وقتای دیگه.
والحمد لله رب العالمين صلوات ختم. اللهم صل علی محمد
جلسه قبل
جلسه بعد