ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

تبریک عرض می‌کنم امشب [نفس عمیق] شب بسیار پرفضیلت و پرنوری انشاالله بهره بگیریم از امشب.

خدا توفیق بده [نفس عمیق] یه همچین شبی مدینه باشیم.

در ادامه‌ی بحث سر مکتوم یا موضوع روح بخاری، ما رابط روح بخاری رو با اه افلاک نهگانه عرض کردیم.

با اون بروج دوازده گانه در فلک هشتم گفتیم ربطاشونو.

البته گذرا رد شدیم، توضیح مفصّل ندادیم [نفس عمیق] ولی بیشتر تشنه کردیم بالاخره گفتیم یه چیزکی.

رابط بین اه روح بخاری با عناصر اربع رو گفتیم.

که بهشون گفتن چی؟

امهات اربع.

رابط روح بخاری رو با اه اون موالید ثلاثه گفتیم.

که هم بود از جماد و نبات و حیوان که انسان از حیوان می‌شه.

و رابط روح بخاری رو باز به اخلاط اربع گفتیم.

و در نهایت رابط روح بخاری با اغذیه و اطعمه و اشربه، اینها رو گفتیم و در حین بحث البته رابط روح بخاری با اه از شود زمان، مکان و کم و کیف حین تشکیل نطفه و باز تو دل بحث رابط روح بخاری با ارخام و اسلاف مادران و پدران، اجدادمون.

و بعضاً حتی یکی دو جای بحث حالا نمی‌دونم تو مباحثه بعد از صحبت تقریباً بیست دقیقه‌ای من بود که ضبط نشد یا جزو اون جلسات که ضبط شد بود که حتی یک جا جرات کردیم که رابط روح بخاری رو با علم الهی و اعیان ثابته گفتیم.

اه در هر حال مباحث کلیدی و مهم و خیلی به ندرت گفته شده رو سلسله‌بندی شده در خصوص روح بخاری گفتیم.

ما همش در خصوص روح بخاری حرف زدیم و چیزهایی که به اون مرتبط‌اند.

حتی رسیدیم برای اینکه کم‌کاری کنیم موضوع رو رفتیم سراغ تقریرات فلسفی حضرت امام علیه الرحمه ذیل مبحث نفس اسفار اربعه ملاصدرا.

و رسیدیم به این بخش از تقریرات فلسفی حضرت امام که ادامه‌ش رو به امید خدا بگیم.

اتفاقاً شب مبارکی هم به این بخش رسیدیم که حالا متوجه می‌شید چرا.

رسیدیم به اینجای که حضرت امام فرمودند که [نفس عمیق] اگر به این نحو یک نطفه لطیفه که ما رو لطیفه استپ کردیم و داریم توضیح میدیم، در اسلاف شامه قرار گرفته باشد و از طرف امهات هم در ارخام پاک پرورش یافته باشد و به دنیا هم که آمد شیرش از پستان یک زن عاقله که اغذ-اغذیه لطیفه تولید شده باشد و نوبت و نوبت تربیتش که رسید یعنی اینجا وقتی به دنیا اومد، وقت تربیتش هم که رسید چی بشه؟

با تربیت روحانی تربیتی آید.

این چنین موجودی با همه این شروطی که گفت، فرمود ذات و وجودش در کمال صفا و ضیا و روشنی بوده و چنین موجود معتدل، معتدل رو توجه کنید.

اعتدال مزاج.

منظور همون مزاجه که در حقیقت بطنش می‌شه همون روح بخاری.

و پس چنین موجود معتدل طوری صفای ذاتی دارد که مستعد قبول فیوضات غیبیه بوده و در صفا و زلالی و استعداد همانند زیتون است.

حالا این زیتون رو از کجا میاره؟

خود امام میاره به آیه سی و پنج سوره نور رو اشاره می‌کنه که از کجا اقتباس می‌کنه و منظورش می‌چیه؟

که حالا ما توضیح اجمالی عرض می‌کنیم.

ببینید اینا همه هر کدومش جای بحث داره دیگه.

منتها چون ما در هم مباحث دیگه‌ای، موضوعات دیگه‌ای همین مسائل رب-- حالا ربط به این موضوعات تو مباحث دیگه کسی که اه کلیه مباحث رو هم از لقاء الله، نامه‌ها، برنامه‌ها، از شود سر مکنون، معرفت نفس، صد کلمه در معرفت نفس و امثالهم اینا رو رفته باشه یا قلب در قرآن رو ما پراکنده گفتیم.

اما زیاد در خصوص این مباحث و این موضوعات صحبت کردیم.

مثل اینکه اینجا آقا داره می‌فرماید که ذات و وجودش در کمال صفا و ضیا و-- و روشنی بوده.

اینا رو توضیح دادیم قبلاً‌ها.

یا بحث اعتدال رو، اعتدال مزاج رو در نوت سوم اشارات عرض کردیم شیخ-- شیخ الرئیس اونجا چی می‌فرماید.

بعد اینکه می‌فرماید اینجا صفای ذاتی.

صفای ذاتی "لا یمسهُ الا المطهرون" که مستعد قبول فیوضات غیبیه بوده.

فیوضات غیبیه [مکث] فیض اول بهش میگن فیض منبسط.

چی بود؟

صادر اول.

صادر اول یا نخ-- نفس الرحمن.

صادر نخستین، رب منشور، نور مرشوش.

اینا [مکث] اه اولین چیزی که از خدا صادر شده قبل از اینکه خلقت ایجاد بشه.

اون فیض منبسطه.

اون ظلی‌ست، سایه‌ای‌ست که "ألم تر إلى ربك كيف مد الظل" آیه قرآن دارم می‌خونم.

"ألم تر إلى" آیا نگاه نمی‌کنی؟

"إلى ربك" به پروردگار خود که "كيف مد" که چگونه می‌کشه.

مد.

چگونه می‌کشه؟

چی رو می‌کشه؟

"مد الظل".

ظل ممدود داریم.

ظل ممدود.

سایه کشیده شده.

إلى به-- إلى چی؟

[صدای محیط] وقتی که [مکث] سایه رو می‌کشه.

"إلى ربك كيف" چگونه می‌کشه؟

"مد الظل" سایه رو می‌کشه.

اون سایه چیه؟

اون ظل الرحمن، ظل الله.

سایه حقه.

میگی سایه تون مستدام.

آقا سایه ت سر ما همیشه.

سایه، سایه خدا چیه؟

اون سایه مطلقه.

و الا همه به یک معنا تشئونات حق و آیات الهی و مجالی و کلمات الهی‌ان.

خب به یک معنا ظل الرحمن هستند در حد خودشون.

اما اون ظل مطلقه چی بود؟

اون سایه قطعیه و اه بسیطه و کلیه، اون نفس الرحمن، صادر اول بود.

که اینجا کشیده وقتی مد می‌خوره بهش کشیده می‌شه، چی می‌شه؟

می‌شه خلائق.

چگونه رمزی توی این آیه اومده و م-- مرحوم شیخ اکبر در فتوحاتش و بعداً در فسوسش این رو بیان کرده.

حالا [مکث] این اینجا چرا به اینجا رسیدیم؟

که می‌فرمود مستعد قبول فیوضات غیبیه بوده.

فیوضات غیبیه.

که دیگه اون غیب مربوط به عالم اه ام-- به یک معنا چون مربوط به احدیته، اون نفس الرحمن که بعدش خلق و عقل اول ایجاد شده، ایجاد شده، إنشاء شده، اون رو بهش غیب مطلق هم میگن.

[مکث] و اینجا می‌فرمود فیوضات غیبیه رو صفای هر وجودی می‌گیره.

فیوضات غیبیه رو.

یعنی اون فیض اول، فیض منبسط، ظل ممدود، اون صادر اول، اون می‌خواد فیضش رو برسونه به خلائق.

خلائق دیگه حد می‌خورن.

هرکس به اندازه خودش سعه وجودیش حد می‌خوره.

اما اون ظل، اون سایه، اون صادر اول دیگه حد نداره.

نفس الرحمن.

مثالی که زدیم مثل نفس شما که حد نداره، اندازه نداره.

با کمک زبان به مخارج حروف که می‌خوره حد می‌خوره.

هر مخرجی جدا، هر حرفی جدا، هر س-- حرفی یک صدا و از تجمع اون‌ها کلمات و جملات و این‌ها ایجاد شده.

حالا اینا رو هی میگم که ذهنتونو بشورم و متوجه بشید که اینا رو ما قبلاً هی چکش کاری‌هاشو کردیم گفتیم.

حالا اینجا امام داره می‌فرماید می‌خوام بگم هر کلمه به کلمه‌ش حرف توش خوابیده.

منتها من دیگه نمیگم دیگه.

یه، یه نمونه‌شو برای شما قبول فیوضات غیبیه رو گفتم و نمونه‌ای عرض کردم که قبلاً ما گفتیم.

ببینید چه درون مایه ای داره این کلمه ها.

خب حالا می‌فرمود که در صفا و زلالی [مکث] قبول فیوضات غیبیه می‌کنه.

"لا یمسهُ الا المطهرون" یعنی هرچی زلال‌تر، دریافت فیض بیشتر.

این جمله دیوانه کننده‌ست.

از جهات مختلف.

بارها هم ما عرض کردیم دوباره میگیم.

تا دیوونتون کنیم.

دست vanه نمی‌شید.

نمی‌شیم.

و باید بشیم.

کدوم جمله؟

اینکه همون فیضی که بر سر انسان کامل، الان در زمان ما تنها انسان کاملی که با بدن عنصری حاضره امام زمان صلوات الله علیه.

درست شد.

همون فیضی که بر سر ایشون داره می‌ریز-- می‌ریزه بر سر تمام کائنات در حال ریزشه.

مثل این بارونی که داره می‌ریزه سر همه داره می‌ریزه دیگه.

سر دریا داره می‌ریزه، سر یه جوب آبم داره می‌ریزه.

"أنزلنا من السماء ماءً فسالت عودیتم بقدرها" هرکس به اندازه و قدر خودش از این سیلی که از آسمون اومد بدل به سیل شد دریافت می‌کنه.

این جمله خیلی عجیبه که من انقدر میگم تا خودم به هم بریزم.

همون فیض داره سر ما هم می‌ریزه.

اینجوری نیست که خدا پارتی بازی کرده باشه، یه فیض مختص امام، به ما نه.

نه اینطوری نیست همون فیض در سرمون می‌ریزه.

چرا اون همه رو می‌گیره؟

من یک رشه ای، یه تابشی، یه پرتوی چه عرض کنم یه قطره‌ای و بهتره بگم یه نمی می‌گیرم.

عزیز دلم اینجا امام فرموده علتش رو.

فرموده در صفا و زلالی.

اون استعداد اینجا مشخص میشه.

هر چقدر صفا صافی‌تر، زلال‌تره، قبول فیض بالاتر.

و الا همون ول ممدودی که بر سر امام عصر عزیز ما سایه انداخته که حضرت در قوس صعود رفته خلاف البته نظر ابن عربی و موافق بسیاری از حکما رفته امام عصر ما به اون مقام صادر اول رسیده چون شیخ، شیخ اکبر می‌فرمود فقط پیغمبر اصالتاً و امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام به تبع پیغمبر رفتن رسیدن.

دیگه قائل نیست به اینکه همه به اون مقام صادر اول رسیدن از معصومین.

اما بسیاری از حکما میگن نه، این چهارده نور پاک به اون مقام رسیدن.

حالا همون ول رحمانی که بر این آقا سایه انداخته بر ما هم سایه انداخته.

همون در قوس صعود میره به اون مقام میرسه.

من یه نمی می‌گیرم.

چرا؟

لایمس سبو الی المتعال.

اینجا چقدر حرف خوابیده این تو.

حالا بعد ایشون حضرت امام می‌فرماید که همانند زیت، زیتون است که اگر حالا بعد این آیه رو می‌خونه.

تک-- یکادو این آیه سی و پنج سوره نوره.

یکادو زیتو های دیو و لو لم تمسس نار.

می‌فرماید که مثل، ااا روغن زیتون که برافروخته‌ست، برافروخته میشه و لو در حالی که لم تمسس نار مسش نکرده آتش.

یعنی هنوز آتش بهش نرسیده برافروخته‌ست.

چرا؟

انقدر که آماده‌ست.

دو نفر آدم توجه داشته باشید که یکی قویه به قول علامه گوله.

به قول ما خله.

میره محضر یک انسان روشن ضمیری، روشن ضمیر از حیث واقعی عرض می‌کنم، نه اصطلاحات که مثلاً به نابینا میگن.

نه، به آدم از نظر پاک و یک عالم، عالم عارف حکیم وارسته.

می‌رسه دهرای خاصی نمی‌بره.

یه نمی می‌گیره.

یه جرقه‌ی فوقش مثلاً یه تنبه خاطری، یه حالت یغزه‌ای براش ایجاد بشه.

عجب، عجب فلان.

همون تا همون لحظه است تموم شد و رفت.

ولی یکی هم میره میرسه محضر یه همچین کسی زانو می‌زنه خودشو زمین می‌کوبه و همون آن تمام فیض رو می‌گیره تا آخر عمرش.

اون خطبه حمام که در خصوص امیرالمؤمنین هست به اون هم شخصی که اسمش حمام بود با ه دو چشما این حمام و اون صفات متقین رو گفت.

اول حضرت فرمود تو طاقت نداری.

انقدر اصرار کرد و گفت.

وقتی چند تا از این صفات رو گفت تمام کرد.

چرا ایشون تمام کرد؟

من هرچی اینا رو بهم بگید فقط بش گفت عجب، عجب.

جدا چه جالبه.

[خنده] واقعش یه همچین چیزی.

یه سیاهه، یک کتاب، یک چیزی بنویسم مثلاً نگه دارم پزشو بدم به این و.

علت این تفاوت‌ها چیه؟

در صورتی که فیض آماده‌ست از اون طرف بخل نیست.

بخل از سمت وجود مطلقا نیست.

واوشو ورداری یکپارچه جود مطلق است.

فرستنده مشکل نداره.

آفرین.

فعالیت نظام هستی به هیچ عنوان به قول ایشون فرستنده مشکل-- گیرنده‌ها مشکل دارن.

چرا مشکل دارن؟

زلال نیستن، صاف نیستن.

اینجا حضرت امام خیلی زیبا، خیلی زیرکه امام.

خیلی زیرک بوده واقعاً.

حقش بوده به همچین مقاماتی برسه.

چقدر زیبا اشاره به این آیه می‌کنه.

ما همینطوری می‌خونیم به تبع ثواب قرآن رو می‌خونیم میریم.

ایشون می‌بینه چه توجهی داره.

میگه اینجا تو این آیه داره می‌فرماید مثل روغن زیتون که همینطوری برافروخته هست.

چه برسه که آتش بهش برسه.

یعنی آتش بهش نرسیده برافروخته میشه.

یکی هستو می‌بینی [نفس عمیق] یه کلمه چنان منفعلش می‌کنه، می‌پاشونش از درون.

یکی هم اینه هرچی میگی اون که نرود میخ آهنین در سنگ.

حالا دلایل زیادی داره که ما خیلیاشو گفتیم دیگه.

به همه چی به نطفه بر می‌گرده.

نطفه بر می‌گرده به ساعت و زمان، به غذا، به محیط، به تربیت و، و، و...

قصه لازوک حرفه.

حالا امام ادامه میدن که اگر بعد از این آیه می‌فرماید که اگر انسان به مطلب علمی اشاره کند آن را می‌فهمد و تا فیض اشاره شود قبول می‌نماید.

سکوت بذارید خب.

و تا فیض اشاره شود قبول می‌نماید.

چنانکه خداوند متعال می‌فرماید چنین شخصی مثل روغن زیتون است که تا نزدیک نار شود گرچه نار و شعله آتش به آن نرسیده.

و لو لم تمسس نار دیگه.

بهش نرسیده اما شعله‌ور میشه.

یعنی شعله را خیلی سریع جذب نموده و می‌رباید بعد امام می‌فرماید اگر گاهی انبیا و مرسلین آثار و خواص مطعومات، اطعمه، غذا، مطعومات را بیان فرموده‌اند نظرشان نظر طبی نبوده است.

چنان که اطباء نظر به آثار و خواص اغذیه می‌کنند و آثار آن را بیان می‌نمایند و مرادشان بیان تأثیر و خاصیت آنها در فربهی بدن و یا تقویت کبد و زیادی خون است.

بلکه این گونه آثار از نظر انبیا کنار بوده است.

سلام علیکم.

و نظر ایشان به همان جهت مواد اغذیه است که موجب صفای روحی و توجه به کمال و قبول فیض و کمالات می‌باشد.

یه آیه‌ای که اینجا تو درس و بحثشون حضرت امام اشاره کردن آیه چند بود؟

معروف آیه نور.

آیه سی و پنج سوره نور.

چقدر علامه این آیه رو دوست داشت.

من به اونایی که می‌خوان هدیه به علامه بدن توصیه می‌کردم همیشه که سر قبرش رفتید از راه دور، خیلی این آیه رو علامه دوست داشت، این آیه رو بهش هدیه کنید.

سوره قل هو الله رو خیلی عاشق بود علامه.

و الا اگر انشاالله مشهد رضا مشرف شدید از طرف ما سینه به سینه از اولیای خدا به شما برسه امروز چهارصد بار این آیه رو تو حرم هدیه به امام رضا کنید ببینید چه غوغایی، چه غوغایی بشه براتون.

امام رضا خیلی این آیه رو دوست دارن.

حالا این آیه‌ای که حضرت امام اینجا آورده اون تیکش که "ولَوْلَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ" انتهای آیه است.

آیه، آیه surah نور اینه.

"اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ" این اون تیکه‌س.

"ولَوْلَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ".

یه جلسه یادمه که در یا زهرا غرب تهران ما تفسیر و تأویل این سوره رو گفتیم.

خیلی هم سر و صدا کرد.

اصلاً لا شرقیه ولا غربیة یعنی چی؟

اینا ربطش به امام کاظم و امام رضا.

اینا رو گفتیم اونجا.

الان خیلی سریع تو یکی دو دقیقه که فرصتم رفته البته، تقدیم می‌کنم که این روایت شریف رو از کتاب تفسیر اهل بیت، جلد ده، صفحه دویست و پنجاه.

البته در کتاب مناقب هم می‌تونید ببینید که فرمودن پیغمبر عزیز عالم فرمودن یا علی النور اسمی.

این اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ.

فرمود این نور منم.

اسم منه.

لذا فرمود پیغمبر فرمود من رآنی فقط رأى الله.

هر کس منو دید کأنه خدا رو دیده.

به تحقیق خدا رو دیده.

والمشکاه.

کیه مشکات به نظر شما؟

تو آیه اومده بود.

یه روایت میگه این روایتی که الان ما داریم می‌خونیم از روش اینو نمیگه.

یه روایت دیگه داریم که مشکات یعنی چراغدان که چراغ رو روش می‌ذاشتن قدیمای taqchei بود.

اون حضرت صدیقه شهیده است.

یعنی محل "إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ".

همه حقایق رو شب قدر ما همه رو "أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ" ریختیم در شب قدر.

ليلة القدر کیه؟

حضرت زهرا سلام الله عليها.

پس میشه ظرف نوریه، ظرف نوریه همشون.

حتی ام ابیها که میگه تو مادر پدری، علامه در کتاب فس اسمیه شون که اینجا داریم، اونجا دلیل میاره که این یک بحث عاطفی نیست.

به واقع، واقعاً ایشون حکم مادر پیغمبر رو داره که حالا اگر دوست داشتید تو اون مبحثو نشنیدید بعداً براتون میگیم چرا.

اما این روایت اینجا می‌فرماید که والمشکاه انت يا علي.

مشکات تو هستی.

فرق نمی‌کنه که اگر صدیقه شهیده نبود خب دیگه این انفجار نور و کثرت نور و انتقال نور صورت نمی‌گرفت.

و اگر امیرالمؤمنین نبود باز از رحم حضرت صدیقه شهیده این انفجار نور و انتقال نور صورت نمی‌گرفت.

هر دوتاش قابل جمعه.

بریم جلوتر.

مصباح اول امام حسن.

المصباح امام حسین.

جالبه.

مصباح اول نکره است.

المصباح معرفه است.

حالا اینا دیگه برید خودتون بررسی کنید.

امام حسن خیلی نشناخته و ناشناخته‌ست.

نرموزه وجودش.

اما امام حسین همه به سمتش میرن.

المصباح امام حسین.

الزجاجة کیه؟

علی ابن الحسین.

طبق اماما دیگه راحت می‌تونید بگید.

كَاَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ.

ایشون کیه؟

محمد ابن علی امام باقر.

يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ.

این شجره چیه؟

کیه این شجره مبارکه که همه از دامنو-- جعفر ابن محمد، امام صادق.

مبارکه چیه؟

کی برکت داده؟

از همه هم بیشتر بچه داره.

حضرت موسی ابن جعفر.

قربونش بریم.

زیتونه کیه؟

آفرین.

خوش به حال مشهدیا.

حاج آقا الان تولد می‌خواد- علی ابن موسی، امام رضا زیتونه.

حالا باید بحث کرد.

انقدر اینجا حرف داریم که چرا زیتونه به امام رضا لا شرقیه محمد بن علی امام جواد.

ولا غربیة علی بن محمد امام هادی.

حالا باز لا شرقیه لا غربیة اون-- صوتی که ما توی یادمه در سیر شرح رساله سیر و سلوک سید بحر العلوم اونجا توی جلسه‌ش این رو توضیح دادیم.

یعنی چی لا شرقیه لا غربیة.

یه فرصت رفته اجازه بدید رد شم.

حالا یکاد زیتها، یکاد زیتها کیه؟

الحسن بن علی تو روایت می‌فرماید یعنی امام عسکری.

یکاد زیتها که نزدیک این بجوشه این روغن زیتونه و لو لم تمسس نار با اینکه آتشی نزدیکش نشده.

خب؟

یعنی این جوش و خروش که الان انشاالله امام عسکری صلوات الله علیه میخوان تشریف بیارن عالمگیر بشه دینش.

لیظهره على الدين كله و لو كره المشركون.

این ریشه‌ش کجاست؟

این جوش و خروش از امام عسکریه، از پدرشه.

لذا در صلواتی که منسوبه به خواجه نصیره، خواجه نصیر طوسی، خواجه طوسی علیه الرحمه به امام عسکری که میرسه چی می فرماید؟

و الهیبة العسكرية.

اللهم صل وسلم وزد و بارک على صاحب الدعوة النبوية و الثقلة الحیدریة و العصمة الفاطمیة.

بعد به امام عسکری که میرسه و الهیبة العسكرية.

جوش و خروش و هیبت و سلطنت که امام عسکری داره به پسرش رسیده.

خب بعد یضیء به به.

این نوری که نورافشانی میکنه.

نون-- نور على نور.

يهد الله لنوره من يشاء تو همین آیه است.

خدا هرچی رو بخواد با این نورش هدایت میکنه.

این نور از کجاست؟

یضیء.

شدت نوره.

ضیا شدت نوره.

و الشمس و ضحاها.

اون ضیا شدت نوریه تو دل خورشیده نه این پرتویش.

این پرتویشو نمیگن ضیا.

اون شدت نوری که داخل خودشه و نمیشه ببینیش.

ببینی کور میشی.

این یضیء قربونش بریم آقامون امام زمان صلوات الله عليه.

گفته باشم ادامه تقریرات فلسفی حضرت امام رو انشاالله و ربطش به روح بخاری رو جلسه بعد ادامه میدیم.

والحمد لله رب العالمين.

صلوات ختم کنیم.

الله الله الله.