ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسه ادامهٔ بحث روح بخاری، اخلاط و مزاج‌هاست و پس از کلیات مزاج دم، به خلط و مزاج بلغم می‌پردازد. پیش از ورود به بلغم، استاد با حکمت ۱۲۸ نهج‌البلاغه سرمای آغاز فصل — پاییز — را سوزندهٔ بدن مانند برگ درختان دانست و خنکای پایان سرما — نزدیک بهار — را رویاننده و حیات‌بخش خواند؛ ازاین‌رو باید در پاییز پوشید و در بهار خود را در معرض نسیم قرار داد. بلغم معادل آب در طبیعت و سرد و تر معرفی شد: خونِ نپخته و خام که با حرارتِ بیش از اعتدال به دم بدل می‌شود. گرمای ملایم و رطوبت بهار همین بلغم ناپخته را می‌پزد و خون‌رسانی را می‌افزاید. بلغم در معده و کبد تولید می‌شود و با خون در بدن جریان می‌یابد. بلغم طبیعی بی‌بو، مایل به شیرینی، با قوام معتدل و به رنگ سفید لزج مانند سفیدهٔ تخم‌مرغ است؛ غذای مغز، نخاع، مخچه و رشته‌های عصبی است و رطوبت مفاصل را تأمین می‌کند. خروج آن از اعتدال نخست به مغز آسیب می‌زند و کندذهنی، بی‌هوشی، خستگی فکری، افسردگی و فراموشی تا آلزایمر می‌آورد. اسباب اربعهٔ بلغم طبیعی — مادی، فاعلی، صوری و غایی — و فهرست بلندی از علائم غلبهٔ بلغم بیان شد؛ از پرخوابی و گریز از سحرخیزی تا تندخویی، بدبینی و اختلال قوهٔ خیال. جمع‌بندی این بود که اصلاح مزاج با اخلاق، اعتقاد، عبادت، بندگی و سیر و سلوک، از بدن تا مراتب باطن، پیوند مستقیم دارد.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه
  • ادامهٔ موضوع روح بخاری، اخلاط و مزاج‌ها
  • حکمت ۱۲۸ نهج‌البلاغه: سرما در آغاز و در پایان
  • سرمای خشک پاییز و گرمای تر بهار
  • مزاج بلغم: معادل آب، سرد و تر
  • بلغم خونِ نپخته است و حرارت آن را به دم بدل می‌کند
  • گرمای بهار و پختن بلغمِ ناپخته
  • حساب‌شدگی غذا در گذشته و بی‌حسابی امروز
  • محل تولید و جریان بلغم
  • بلغم طبیعی و بلغم غیرطبیعی
  • اندام‌های بلغمی و آسیب مغز
  • انواع بلغم غیرطبیعی
  • اسباب اربعهٔ بلغم طبیعی
  • علائم غلبهٔ بلغم و خروج از اعتدال
  • خواب‌آلودگی، سحرخیزی و عبادت
  • حواس‌پرتی، فراموشی و پژمردگی
  • تندخویی و مسیر اخلاق
  • میل جنسی، علائم زنان و دستگاه ادراری
  • کابوس، بدبینی و قوهٔ خیال
  • جمع‌بندی: اصلاح مزاج از بدن تا باطن

نکات کلیدی

  • بدن از اجزاء طبیعت است و سرما در آن همان می‌کند که در درختان: آغازش می‌سوزاند و پایانش برگ می‌رویاند.
  • سرمای پاییز سرد و خشک است؛ بدن را نحیف، ضعیف و مستعد بیماری می‌کند. باید در پاییز پوشید.
  • بهار گرم و تر است؛ گرمای ملایم همراه رطوبت رویش سلول و حیات مجدد می‌آورد. باید در بهار در معرض نسیم بود، نه فراری از طبیعت.
  • بلغم معادل آب است، سرد و تر؛ خونِ خام و نپخته. حرارت زیاد آن را به خون (دم) بدل می‌کند.
  • دم معادل هوا بود؛ بلغم معادل آب است.
  • گرمای ترِ بهار بلغمی را که در بدن ناپخته مانده می‌پزد؛ ازاین‌رو در بهار خون‌رسانی و انرژی‌گیری از طبیعت بیشتر می‌شود.
  • قدما غذا را حساب‌شده ترکیب می‌کردند؛ نمونه: سردی برنج و باقلا با گرمی شوید و سیر در باقالی‌پلو خنثی می‌شد. فست‌فود بی‌حساب معده را آشفته می‌کند.
  • محل تولید بلغم معده و کبد است؛ سپس با خون در بدن جریان می‌یابد.
  • بلغم طبیعی: بی‌بو، مزهٔ مایل به شیرینیِ غیرتند، قوام معتدل، رنگ سفید لزج شبیه سفیدهٔ تخم‌مرغ.
  • دو کارکرد اصلی: پخته شود و خون گردد؛ و اندام‌های بلغمی — مغز، نخاع، مخچه و رشته‌های عصبی — را تغذیه کند.
  • کمبود یا غلبهٔ بلغم نخست به مغز آسیب می‌زند: کندذهنی، بی‌هوشی، آلزایمر، خستگی فکری، افسردگی.
  • سبب مادی: قسمت غلیظ، لزج و ترِ غذا. سبب فاعلی: حرارتِ کمتر از اعتدال (حرارت بیشتر = دم). سبب صوری: پختگی و نضجِ ناقص. سبب غایی: تغذیهٔ مغز و اعصاب، تبدیل به خون، تأمین رطوبت بدن به‌ویژه مفاصل و غضروف‌ها.
  • نضج همان قوام‌گرفتن ماده است؛ ایرانی‌ها «نضج» می‌گویند و اصل عربی نیز همین است.
  • غلبهٔ بلغم با سفیدی و سردی و شلی پوست، کم‌تشنگی، سردی دست‌وپای، هضم دیر، ترشی و سوختگی معده، عرق ترش، پرخوابی و دشواری سحرخیزی همراه است.
  • کسی که بلغم بر او غلبه کرده حاضر نیست چیزی را با خواب عوض کند؛ نشاط سحر و نماز صبح با مزاج گره خورده است.
  • علائم دیگر: حواس‌پرتی، سوزش و زیادی ادرار، ریزش مو، افسردگی، قولنج، فراموشی، زردی سفیدی چشم، تندخویی، پف زیر چشم، تنگی نفس هنگام غذا، تپش قلب هنگام بیداری، چاقی پفکی، نبض کند، بوی بد دهان و دفع، نفخ و یبوست، سفیدی زودرس مو، درد مفصل.
  • دمی‌ها میل جنسی قوی دارند و بلغمی‌های خارج از اعتدال بی‌میلی، زودانزالی و ضعف جنسی؛ در زنان تورم و کیست تخمدان، ناباروری، پریود زیاد، سقط، ترشح رقیق رحمی؛ همچنین کم‌کاری کلیه و سنگ کلیه، افتادگی اندام تناسلی، شب‌ادراری، ضعف مثانه و صدای نازک.
  • بدبینی حاصل خروج بلغم از اعتدال است و قوهٔ خیال را مختل می‌کند؛ حال‌آنکه حسن ظن شاهراه تطهیر خیال و تخلّق به اخلاق الله است.
  • لکنت و تپق بیش از حد معمول، ناشنوایی مقطعی، ورم و درد زانو و سرفه‌های پیاپی نیز از نشانه‌هاست.
  • اصلاح مزاج فقط طب نیست؛ با اخلاق، اعتقاد، عبادت، بندگی و سیر و سلوک، از ظاهر بدن تا مراتب باطن، مرتبط است.

اصطلاحات و منابع

  • اصطلاحات: روح بخاری، اخلاط، مزاج، دم / خون، بلغم، سودا، صفرا، گرم و تر، سرد و تر، سرد و خشک، نضج (نضج کامل و ناقص)، کیلوس و کیموس (از جلسات پیش)، اسباب اربعه (مادی، فاعلی، صوری، غایی)، بلغم طبیعی و غیرطبیعی (مخاطی، خام، مایع، جصّی، شور، ترش، گس، بی‌مزه)، اندام‌های بلغمی، غضروف، اعتدال و غلبه، حسن ظن، قوهٔ خیال، تخلّق به اخلاق الله، بنیه.
  • حکمت ۱۲۸ نهج‌البلاغه: «تَوَقَّوُا الْبَرْدَ فِي أَوَّلِهِ… أَوَّلُهُ يُحْرِقُ وَآخِرُهُ يُورِقُ».
  • سلام آغازین زیارت: «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا دَاعِيَ اللَّهِ وَرَبَّانِيَّ آيَاتِهِ».
  • اشخاص و مناسبت‌های اشاره‌شده: امیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ حاج‌حسین آقا (نقل حکمت در پایان مطلب)؛ سیزده فروردین / روز طبیعت.

خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.