ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسۀ دوازدهم سرّ مکنون، نکات ابتدایی مزاج و روح بخاری را از مسیر اخلاط اربعه پی می‌گیرد: جایگاه این اخلاط در بدن همان جایگاه عناصر اربعه در طبیعت است. غذا با جویدن و بزاق به کیلوس معدی بدل می‌شود، از عروق ماساریقا به کبد می‌رود و با حرارت کیموس کبدی می‌گردد؛ از آنجا اخلاط زاده می‌شوند. امتزاج اخلاط مزاج است: بخش متراکم اعضا را می‌سازد و بخش لطیفِ بخاری روح بخاری را. نضج به معنای گوارش کامل و قوام‌یافتن معتدل اخلاط است و بنیه به همین اعتدال گره می‌خورد. برای هر جسم چهار سبب مادی، فاعلی، صوری و غایی بیان شد و بر خلط دم — برترین اخلاط و معادل هوا — تطبیق گردید. خون طبیعی و غیرطبیعی، فشار و افت فشار، و اثر مستقیم آن‌ها بر عبادت و اخلاق طرح شد. هدف جلسه طب نیست؛ معرفت نفس است و دیدن فقر ذاتی و تجلی حق حتی در طبیعیات. قیلوله پیش از ظهر رنگ رخسار را باز می‌کند و به حرکت افلاک و اعتدال دم مربوط است؛ خواب طولانی عصر و خواب غروب اعتدال را به‌هم می‌زند. بافت‌ها خون می‌خورند و لقمه در نهایت دم می‌شود. وحدت صنع و صانع، «کلّ یوم هو فی شأن»، و موت به‌عنوان اضمحلال روح بخاری و قطع ارتباط نفس با بدن، حلقۀ عرفانی بحث است.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه و سلام به امام عصر علیه‌السلام
  • از غذا تا کیلوس معدی
  • کیموس کبدی و پیدایش اخلاط
  • امتزاج اخلاط: اعضا از بخش متراکم و روح بخاری از بخش لطیف
  • نضج اخلاط و بنیه
  • اسباب اربعه در تشکیل جسم
  • خلط دم: برترین اخلاط و معادل هوا
  • خون طبیعی و خون غیرطبیعی
  • هدف از این بحث: معرفت نفس و فقر ذاتی
  • اسباب اربعه در خون طبیعی
  • اخلاط اربعه به جای عناصر اربعه در بدن
  • قیلوله، افلاک و اعتدال دم
  • خواب عصر و خواب غروب
  • بافت‌های بدن خون می‌خورند
  • وحدت صنع و صانع و تجلی حق
  • موت: اضمحلال روح بخاری و قطع ارتباط نفس با بدن

نکات کلیدی

  • اخلاط اربعه در بدن همان نقش ارکان یا عناصر اربعه را در طبیعت دارند.
  • جویدن کامل و آمیختن غذا با بزاق تا حد سوپ، هضم‌های بعدی را آسان می‌کند و سوءمزاج را کم می‌سازد؛ در اسلام خوردن با طمأنینه دستور شده است.
  • کیلوس معدی با عروق ماساریقا به کبد می‌رود و با حرارت به کیموس کبدی بدل می‌شود؛ اخلاط از همین‌جا پدید می‌آیند.
  • امتزاج اخلاط دو بخش دارد: قسمت کثیفِ متراکم اعضای بدن را می‌سازد و قسمت لطیفِ بخاری روح بخاری را.
  • شکل، قیافه، مزاج و روحیات اشخاص از نسبت کمّی و کیفی همین امتزاج است.
  • نضج (نزج) گوارش کامل و رسیدن ماده به قوام لازم است؛ اخلاط باید از جهت کمّ و کیف معتدل مختلط شوند تا به بدن قوام دهند.
  • بنیه به اعتدال اخلاط وابسته است؛ حتی در بحث‌های عرفانی از بنیه سخن هست، از جمله بنیهٔ محمدی صلی الله علیه و آله که فعلاً تفصیلش نیامد.
  • هر جسم چهار سبب دارد: مادی (مادهٔ اولیه)، فاعلی (عامل اثرکننده)، صوری (شکل و ساختار) و غایی (هدف و کارکرد).
  • دم برترین و مفیدترین اخلاط است، معادل هواست، در کبد ساخته می‌شود و رسانندهٔ غذا به اعضاست.
  • خون طبیعی از کودکی، بهار و حرکات شادیِ معتدل برمی‌آید؛ سرخ است، بوی خوش و مزهٔ شیرین دارد، قوام دارد و قوام می‌دهد.
  • خون غیرطبیعی گرم‌تر یا سردتر از طبیعی است یا با خلط فاسد آمیخته؛ به فشار خون یا افت فشار می‌انجامد.
  • افت فشار نماز و عبادت را مختل می‌کند و فشار بالا به عصبانیت و اضطراب می‌کشد؛ اخلاط در معنویات اثر مستقیم دارند.
  • هدف بحث پزشکی نیست؛ معرفت نفس است: دیدن کار خدا در عالم، فقر ذاتی و نوری، و تجلی حق از انزل مراتب جسم تا مراتب باطن‌تر.
  • سبب مادی دم طبیعی خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های معتدل است؛ سبب فاعلی حرارت؛ سبب صوری پختگی و نضج؛ سبب غایی گرمی و تری و نگه داشتن بدن با جایگزینی مواد مصرف‌شده.
  • بدون یکی از اخلاط، نظام بدن می‌ریزد؛ کم یا زیاد شدن یا به‌هم‌خوردن اختلاطِ کمّی و کیفی، سردرد و تغییر رنگ رخسار و فساد اعضا می‌آورد.
  • قیلوله حدود یک ربع تا نیم ساعت پیش از اذان ظهر رنگ صورت را باز می‌کند و با آثار افلاک نه‌گانه و بروج دوازده‌گانه و اعتدال دم مربوط است.
  • خواب بیش از یک ساعت در عصر رنگ رخسار را کبود می‌کند و نباید آن را دلیل ترک نماز شب دانست؛ خواب غروب اعتدال همهٔ اخلاط را به هم می‌زند و خوابی شیطانی و حماقت دانسته شد.
  • بافت‌های بدن خون می‌خورند؛ پس به یک معنا انسان خون‌خوار است و آنچه می‌خورد مادهٔ اولیهٔ دم است.
  • نگاه مطلوب وحدت صنع و صانع است؛ حق هر روز در شأنی است و همان «هو» تجلی می‌کند.
  • موت یعنی قطع تجلی در مرتبهٔ ظاهر مادون و رفتن اشراق به برزخ؛ روح بخاری مضمحل می‌شود و ارتباط نفس با بدن قطع می‌گردد. این‌ها همه در طول هم‌اند و از اسم العلیم و علم ذاتی حق برخاسته‌اند.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: اخلاط اربعه، ارکان/عناصر اربعه (آب، خاک، هوا، آتش)، مزاج، روح بخاری، بزاق، کیلوس معدی، کیموس کبدی، عروق ماساریقا، امتزاج، قسمت کثیف و متراکم، قسمت لطیف و بخاری، نضج (نزج)، بنیه، بنیهٔ محمدی، اسباب اربعه (مادی، فاعلی، صوری، غایی)، دم/خون، خون طبیعی و غیرطبیعی، دموی، صفرا، بلغم، سودا، گرم و تر، قیلوله، افلاک نه‌گانه، بروج دوازده‌گانه، فلک هشتم، وحدت صنع و صانع، فقر ذاتی، فقر نوری، تجلی، اسم الظاهر، اسم الباطن، اسم العلیم، موت، اضمحلال روح بخاری.

آثار و منابع: اشارات جلسه به طب اسلامی/قدیم و معرفت نفس؛ سخن ملاصدرا دربارهٔ فقر و اشراق؛ تعبیر «حیرت اندر حیرت» از علامه؛ سوره‌های حمد (آیات ۱ و ۲)، انبیاء/۳۳، الرحمن/۲۹، اخلاص/۱؛ زیارت امام عصر علیه‌السلام (یا داعی الله و ربّانی آیاتِه).


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.