ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسۀ دهم سرّ مکنون هندسۀ بیرون از انسان را بر هندسۀ درون تطبیق می‌دهد. حکمای متقدم، به‌ویژه در فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، عالم را سه بخش می‌دانند: عقول یا مجردات علوی، نفوس یا برزخ، و اجسام یا مادۀ سفلی؛ همین سه‌گانه در آدم نیز هست. نگاه به پیرامون از آیات غاشیه آغاز می‌شود و با آیات انفس در ذاریات به شناخت خود و سپس به وحدت صنع و حدیث من عرف می‌رسد. عالم اجسام دو جنس دارد: عنصریِ تحت‌قمری و اثیریِ فوق‌قمری. افلاک نه‌گانه از قمر تا اطلس تو در تو مادون خود را تدبیر می‌کنند؛ فلک هشتم کرسی و جایگاه دوازده برج است و فلک نهم عرش و محدد الجهات. اثر افلاک و بروج بر عناصر اربعه مزاج و اخلاط و سپس روح بخاری می‌سازد که برزخ نفس ناطقه و بدن است. اعتدال این روح کار اهل هنر و مدیریت را می‌درخشاند؛ معتدل‌ترین مزاج از آنِ انسان کامل است. محبت اهل بیت نشانۀ طهارت اصلاب و ارحام دانسته شد. آیۀ أأمنتم من فی السماء به سلطنت الهی و مدبّرات امر خوانده شد و تطبیق هفت آسمان فصلت با افلاک، میان حکما محل قبول و رد است. فساد از قطع ارتباط ظاهر و باطن برمی‌خیزد؛ وقتی روح بخاری از تعادل بیرون رود.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه و سلام به امام عصر علیه‌السلام
  • خصوصی‌شدن جلسه و گشایش بحث
  • سه‌بخشی‌بودن عالم نزد حکمای متقدم
  • اصل تطبیق آدم و عالم
  • عالم اجسام: عنصری و اثیری
  • هر رتبه، مربّی و مدبّر مادون خویش است
  • ترتیب افلاک نه‌گانه
  • دوازده برج و اثر تو در تو
  • از مزاج تا روح بخاری
  • طهارت اصلاب و ارحام و محبت اهل بیت
  • أأمنتم من فی السماء
  • هفت آسمان در دو روز؛ قبول و رد حکما
  • هفت آسمان نزد ابن‌عربی و تقسیم ارسطویی جهان
  • کون و فساد در اجسام عنصری، نه در اجسام اثیری
  • هندسۀ بیرون و درون و اهمیت سنت وسط
  • ختم جلسه

نکات کلیدی

  • حکمای متقدم عالم را به عقول (مجردات علوی)، نفوس (برزخ) و اجسام (مادۀ سفلی) بخش کرده‌اند؛ همین سه بخش در انسان نیز هست.
  • فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، صفحۀ پنجاه‌ونه، از منابع همین تقسیم است.
  • آنچه بیرون از ماست در ما هم هست؛ سیر از نگاه به پیرامون آغاز می‌شود و با تطبیق آدم و عالم به وحدت صنع می‌رسد.
  • غایت‌القصوای سیر انسان شناخت پروردگار است؛ حدیث من عرف نفسَه فقد عرف ربّه در همین نقطه قرار می‌گیرد.
  • عالم اجسام دو قسم است: اجسام عنصریِ تحت‌قمری از عناصر اربعه، و اجسام اثیریِ فوق‌قمری از عنصر پنجم گرم و رقیق یونانی.
  • هر رتبه مربّی و مدبّر مادون خویش است؛ نفس بدن را تدبیر می‌کند و قوای عالم امور ذیل خود را.
  • ترتیب افلاک: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، زحل، ثوابت (کرسی)، سپس اطلس یا عرش یا محدد الجهات.
  • کواکب ثوابت ظاهراً ثابت‌اند اما قرآن می‌گوید در فلک شناورند؛ فلک نهم نقطه و دیده نمی‌شود و از کثرت به وحدت می‌رود.
  • دوازده برج در فلک هشتم‌اند؛ اثر فلک نهم و بروج تو در تو به آباء سبعه و امهات اربعه و موالید ثلاثه می‌رسد.
  • امتزاج عناصر مزاج و اخلاط اربعه می‌سازد؛ کف کبد در گرمای قلب بخار و روح بخاری می‌شود و برزخ نفس و بدن است.
  • هرچه روح بخاری به اعتدال نزدیک‌تر باشد، کار معنوی و مادی — شعر، خط، نقاشی، سخن، اجرا، مدیریت — گل می‌کند.
  • معتدل‌ترین مزاج از آنِ انسان کامل است و شیخ‌الرئیس در نمط سوم اشارات همین را گفته است؛ ما در اصلاب و ارحام رنگ و ضیق گرفته‌ایم.
  • محبت اهل بیت نشانۀ طهارتی در اصلاب و ارحام اجداد است؛ پاکان با پاکان و پلیدان با پلیدان جمع می‌شوند.
  • أأمنتم من فی السماء می‌تواند به سلطنت الهی و ربّ طولیِ بالا اشاره کند؛ سرزمین و آب‌وهوا و دورۀ خلقت اثر مستقیم دارند.
  • بعضی حکما هفت آسمان فصلت را بر هفت فلک تطبیق کرده‌اند و بعضی به‌خاطر نسبت بستن مصابیح به آسمان دنیا رد کرده‌اند؛ توجیه این است که فلک هشتم نیز در عالم اجسام هنوز دنیاست.
  • ابن‌عربی هفت آسمان را به مراتب طبع و نفس و مثال و عقل و قلب و روح و سر و اخفا زده است و در اسماء اختلاف هست.
  • فلسفۀ ارسطویی جهان را فروقمری و فراقمری می‌کند؛ عنصری دستخوش کون و فساد و خرق و التیام است و اثیری به مجردات نزدیک‌تر و ثابت و مدبّر است.
  • علت فساد قطع ارتباط ظاهر و باطن است؛ اگر روح بخاری از تعادل بیرون رود، لجام‌گسیختگی و هرج‌ومرج پیش می‌آید.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: عالم عقول، مجردات، عالم نفوس، برزخ، عالم اجسام، اجسام عنصری، اجسام اثیری، اثیر، تحت‌القمر، فروقمری، فراقمری، افلاک نه‌گانه، فلک ثوابت، کرسی، اطلس، محدد الجهات، عرش، دوازده برج، آباء سبعه، امهات اربعه، موالید ثلاثه، حیوان ناطق، مزاج، اخلاط اربعه، روح بخاری، نفس ناطقه، سنت وسط، جریان وسط، انسان کامل، اصلاب و ارحام، کون و فساد، خرق و التیام، وحدت صنع، اصل تطبیق آدم و عالم.

آثار و منابع: فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، صفحۀ ۵۹؛ اشارات و تنبیهات شیخ‌الرئیس ابن‌سینا، نمط سوم؛ ابن‌عربی در تطبیق هفت آسمان با مراتب وجود؛ فلسفۀ ارسطویی در تقسیم فروقمری و فراقمری؛ حدیث من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ سورۀ حمد آیۀ ۱؛ سورۀ غاشیه آیات ۱۷ تا ۲۰؛ سورۀ ذاریات آیات ۲۰ و ۲۱؛ سورۀ نازعات آیۀ ۵؛ سورۀ انبیاء آیۀ ۳۳؛ سورۀ بقره آیۀ ۲۵۵؛ سورۀ نور آیۀ ۲۶؛ سورۀ واقعه آیۀ ۷۹؛ سورۀ ملک آیۀ ۱۶؛ سورۀ فصلت آیۀ ۱۲؛ زیارت با خطاب «یا داعی الله و ربانی آیاته».


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.