د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۸
دارای متن همگام
شب قدر؛ سعهٔ نیت و بستر تقدیر
صد کلمه در معرفت نفس ۵۸
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۳۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## شب قدر؛ سعهٔ نیت و بستر تقدیر
۰:۱۴
## کلمهٔ پنجاهوهشتم؛ ایجاب نفس و اعداد بدن
۲:۳۳
## رغبت به بدن زنده و اشمئزاز از جسد
۵:۰۵
## النوم أخو الموت؛ حرکت نفس در خواب
۷:۰۶
## من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ رب و ارباب
۷:۴۱
## مثال کشتی؛ حرکت بالذات و بالعَرَض
۹:۳۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آياته. السلام علیکم و رحمة الله.
شب بسیار با عظمتیست.
بزرگان یک سال
تلاش کردن، زحمت کشیدند تا یه همچین شبی رو درک کنن و نقشه راه بریزند و
از حضرت حق به نیات
پاک و خوبشون
قدریه بگیرن. قدر و اندازهی هر کسی به
وضعیت و سعه نیتشه.
اصلاً نیت المؤمن خير من عمله.
به قول رهبر عزیزمون بسیاری نیتهایی که ما میکنیم
در عمل نمیتونیم پیادش کنیم.
همیشه اینطوری هست که نیت مؤمن
بالاتر از عملشه. یه وجهش هم اینه که اصلاً بستر عملسازی نیته
و قدر و اندازهی هر کسی به شکل و
به شاکلهی نیتشه.
لذا امشب نیتها،
نیتها بستر
تقدیراته. یعنی
اونهایی که امشب تقدیر من و شما رو رقم میزنن،
نیتهای من و شما رو میخونن.
این خیلی مهمه که نیت ما چی باشه.
انقدر امشب مهمه که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها
بچهها رو آب میزد به صورتشون که نخوابن
حتی بچهها رو. چون احیاش اصلاً موضوعیت داره، بیدار بودنش.
اما در خصوص اون دو شب قبل نوزدهم و بیست و یکم این روایت وارد نشده.
بیست و سوم این روایت وارد شده.
خب یکی از-- اینکه اشتباهه است بگیم یکی
بلکه فرمودن بهترین کار در شب قدر پیغمبر عزیز عالم به امر مولی فرمودن،
فرمودن چیه؟ کسب معرفت و علم و دانش و مباحثه علمی و تفکر و تعقل و اینها.
بهترین کار امشب اینه که در انسان حرکت ایجاد کنه، حرکت نفس.
برای همین هم انشاالله سر سفرهی
صد کلمه در معرفت علامه یه چیزکی به معرفتمون اضافه بشه کلمه پنجاه و هشت رو با هم بخونیم.
آن که در کار نفس
و بدن درست اندیشه کند،
یعنی تو نگاه کنی، دقت کنی به کار نفس و بدن، به این دو تا،
آن دو را در ایجاب و
اعداد متعاکس یابد، عکس هم.
که از آن سوی ایجاب است
و از این سوی اعداد.
یعنی این دامنه اونه.
اگرچه کثرت داره بدن.
حالا این رو من یه توضیح کوچولویی بدم.
یعنی چی نفس ایجاب است
و بدن کارش اعداده؟
یعنی اینکه همه کاره مملکت بدن ما،
همین وجود ما، حالا بدن نه، وجود ما، اعم از ظاهر و باطن.
همه کارش نفسه. این که میگه ایجاب از نفسه یعنی همه کاره نفسه.
بدن مرتبه اعدادیه، علت معدهست، حامله نیست.
به نظر شما چشم داره میبینه یا نفس؟
پا داره حرکت میکنه یا نفس؟
اراده نفسه
یا پا خودش به خودیا خودش داره راه میره؟
قطعاً همه میگید نفسه، نفس اراده میکنه.
nefsi که میبینه، میشنوه، میچشه.
اگر نفس رو برداری چی میشه؟
همونطور که حجت رو برداری،
یعنی حجت رو برداری از رو زمین لساخت الأرض بأهلها لول الحجة.
زمین ارزش همه اه-اهل ارض رو
میبلعه. همینطور نفس ناطقه رو اگه شما برداری،
مملکت وجود میپاشه.
میشه چی؟ میشه میته. یه آدمی که میته دیگه، دیگه اسم هم روش نمیذارن.
نه میگن فلانی رو آوردن، میگن جسد و بدن و
جسم و جسد و جسد رو بردارید.
اسم دیگه بهش نمیگن که. تموم شد رفت.
این جسد پاچید.
ببین وقتی که تا وقتی که روح یا همون نفس،
نفس مرتبه تعلق روح به بدنه بهش میگن نفس.
اون روح تو بدن هست یا اون نفس در بدن هست این نفس ببین چقدر زیباست این بدن، این بدن
چقدر دیدنیه. خودت به بدن خودت رغبت داری.
دوست داری اصلاً تو آینه کیف میکنی خودت رو میبینی، موهات رو شونه میکنی،
لباس قشنگ میپوشی، ژست میگیری، تیپ میزنی.
درسته؟ این بدن رو. به محض اینکه این نفس ناطقه اعلام انصراف از بدن میده یعنی مرگ حاصل میشه،
بدن رها میشه، خودت هم دیگه
حالت اشمئزاز پیدا میکنی بخوای به بدن متلاشی شده خودت در قبر نگاه کنی.
چه برسه دیگران. دیگران هم میگن زود زودش، زودش سریع ت-دفنش کنید چند مترم خاک بکنون ته ته.
اصلاً این بو گند این بدن داره حال منو به هم میزنه.
اتفاقاً عجیبه که در بین همه موجودات بدترین بو تعفن رو بدن انسان داره
حالا چگونه این مزاج تشکیل شده عناصر اربعه چگونه
اون اخلاط اربع رو تشکیل دادند که
منتج شده به مطیه اولای بدن که روح بخاریه و نفس از طریق اون
احکامش رو در بدن ایجاد میکنه که البته اون روح نیست.
روح بخاری الطف اجسام خودش جسمه.
اونم حالا به یک معنا روحه، عروقه، همون خون انسانه
که نفس از طریق این خون گرما رو به بدن انتقال میده.
یعنی حیات و زندگی رو، حرکت رو.
که اگر گرما نباشه اصلا حرکت نیست.
همون انرژیه. این وقتی گرفته میشه
چقدر حالت زشتی به انسان،
شما حساب کن یکی چشمش ترکیده ریخته تو صورتش.
اصلا میتونی نگاش کنی؟ تو قبر همین حالت پیش میاد
و قراره پیش بیاد. این نشون میده که همه کارا نفسه.
اصلا نه، وقتی ما میخوابیم "ان النوم اخو الموت" وقتی میخوابیم
خب این بدن اینجا افتاده. چند کیلو بدن اینجا افتاده.
شما مسافتها طی کردی رفتی از این شهر به اون شهر رفتی انشاالله زیارت برگشتی.
خب این بدن که اینجاست که.
با چی رفتی؟ نفس داره حرکت میکنه.
این نفسه که حرکت داره.
اما خب اونجا با بدن برزخیش.
دیگه کاری به این بدن نداره. این بدن اینجا افتاده.
خود شما هر شب اینو دارید تجربه میکنید.
پس این که اینجا داره میفرماید علت ایجاب یعنی همه کار نفسه.
حالا من بر اساس حدیث "من عرف، من عرف نفسه فقط عرف ربه".
نفستو دیدی پاییدی؟ حالا بفرمایین.
فقط عرف ربه. رب همچنینه.
ما ارباب داریم. ربهای متنوع.
رب النوع. ارباب انواع.
افلاطون بهش میگه چی؟ مثل.
رساله مثل هست. یعنی همین ملائکت الله.
ملائکه رب مثلا همه
آنچه که وجود دارد رب دارد.
البته رب العالمين رب همه اوناست.
الحمدلله رب العالمين.
او رب همه است. پرورش دهنده اربابه.
اما من و شما هر کدوممون یه رب داریم.
یه پرورش دهنده داریم. یه ملکی موکل ماست.
همونطور که دریا موکل داره، جنگل موکل داره، زمین داره، آسمان داره.
اصلا خود جسم کل همین زمین رو، کل هیکل زمین رو گفتن خودش یه حیوانه اصلا.
و "ان الدار الآخرة لهی الحيوان".
یعنی اصلا حی- حیات اونجاست.
ولی اینجا هم یه رشدهای، یه آیهای از اون حیاته.
چقدر رستنی در همین زمین رشد میکنه.
چقدر نباتات. اصلا "نساکم حرف لكم" یعنی چی؟
زنان شما، زمین کشاورز شما.
اصلا این زمین کشاورز، این زمینه، زمین کشاورزه.
چقدر نباتات ازش بیرون میاد.
اصلا خود انسان که ابتدا جسمانیة حدوثه از آب و نانی که پدر و مادر خوردن.
نطفه انسان جمادیه. یعنی
خاکه. اصلا خود ما خاک بودیم دیگه.
همه همینطور. پس خلاصه مطلب اینکه چی؟
حتی زمین هم رب دارد.
یه ملک موکلی داره که پرورشش میدهد.
اما همه اینا علت تامه و اصلی نیستند.
علت ایجابی نیستند.
اینا معداتاند. علت اصلی حضرت حقه.
میگه "من عرف نفسه فقط عرف
ربه". همونطور که نفس خودت رو دقت کردی دیدی همه کاره نفسه.
بدن که ظاهر وجود شماست
یک مرکبه که بتونه
نفس ما رو به سمت سعادت و تعالی و کمال
سوق بده. که اتفاقا
از جمله مقربات همین انصراف و انقضاء
قطعات زمانه. که بدن
نفس رو میبره به سمت
اون چیزی که به کمال میرسونتش.
به سمت فاعلیت عالم.
که مقرب میشه بدن نفس رو میبره.
حالا این بدن رو بگیر. همیشه بدن داریم.
بدن برزخی. بعد از عالم برزخ باز بدن داریم.
همینجوری بدن هست پشت بدن.
چون اونها نفس رو
مطیهاند. مثل شتر راهواریاند که نفس رو میبرن.
خلاصه یه مثال بزنم برای بهتر فهمیدن این موضوع.
آدمهایی که سوار کشتی هستند.
کشتی داره حرکت میکنه. آدمهام داخل کشتی بلاعرض دارن حرکت میکنن.
الان به نظر شما حرکت
مخصوص کشتیه؟
یعنی تعلق به کشتی پیدا میکنه حرکت اینجا یا به آدمهایی که توشن؟
کشتی داره حرکت میکنه. میشه گفت آدمها هم حرکت نمیکنن؟
چرا اونام دارن حرکت میکنن.
اما اصل حرکت به کدوم برمیگرده؟
یعنی ایجاب حرکت به کدومه؟
به کشتیه، به سفینه است.
اونایی که سوارشاند اونها ایجابی نیستن، اعدادیاند.
اونا، اونا هم به یک معنا دارن حرکت میکنن اما بلاعرض.
الان متوجه میشیم. اونجا سفینه و کشتی ذاتا در حرکته، اینجا.
همینطور تو عالم وجود ما این شکلیه.
خلاصه این کلمه علامه داره این رو به ما یاد میده که بدونید
علت تو مملکت وجودمون، علت
اصلی و ایجابی که حرکت میده همه کاره وجود ماست،
نفس ماست، روح ماست.
بدن علت اعدادیه یعنی معده است.
علت معده است. علت تامه نیست.
متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه
غالب ما مردم به این بدنه داریم میرسیم.
به ظاهر. به این پوسته
و غافل از اون باطنیم. کارهایی هم که میکنیم غالبا میخواد به این
ظاهره برسه. اصلا از باطن غافلیم.
امشب شب ارتباط ظاهر با باطن عالمه.
حضرت روح که "تنزل الملائکه والروح"
تشریف میارن برای به روز رساندن آدمها که ظاهر رو به باطن
برسونن. انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
الله. اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد