یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کلمهٔ بیستونهم؛ ظاهر و باطنِ فعل
کلمهٔ بیستونهم از صد کلمه در معرفت نفس چنین میآموزد که هرکس در کسبِ علم و حرفه و صنعت خویش تأمل کند، درمییابد که فعل او را ظاهری و باطنی است. ظاهرِ فعل، که به بشریّتِ آدمی وابسته است، با زمان متصرّم و ناپایدار است؛ باطنِ آن اما که لبّ و حقیقتِ کار است، به ملکهٔ نفس مبدّل میشود و متحقق و برقرار میماند. با همین ملکه است که انسان ملک و سلطان و اقتدار بر تصرّف در مادّه و بر اعمالِ خویش مییابد. آنگاه آگاه میشود که علم و عمل، جوهرهاند و انسانساز.
اتحادِ وجودی با علم و عمل
گمانِ رایج آن است که آدمی وجودی جدا از علوم و اعمالِ خود دارد. اصلِ القاشده در کلامِ علامه، بر پایهٔ آیات و روایات، خلافِ این گمان است: انسان همان است که میداند و همان است که عمل میکند؛ جدایی میانِ ذاتِ او و علم و عملش نیست. از همینرو در آیهٔ بیستونهمِ سورهٔ رعد آمده است:
«الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَىٰ لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ» (رعد/۲۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، طوبی برای ایشان است و سرانجامی نیکو.
«آمنوا» ناظر به ایمان و دلدادگی و علوم و معارف و باورهاست؛ «عملوا الصالحات» ناظر به عملِ صالح. چون این دو با هم جمع شود، «طوبی لهم وحسن مآب» حاصل میآید. ظاهرِ بسیاری از ترجمهها «طوبی» را به خوشا به حالِ آنان برمیگردانند؛ اما یکی از تأویلها آن را به خانهای از امیرالمؤمنین علیهالسلام در بهشت بازمیگرداند: درختی که در هر خانه از اهلِ ایمان شاخهای از آن رفته است. مقصود، ولایتِ کلّیّهٔ الهیّه است که جاری و ساری شده؛ محبّت و ولایتِ مولا که چنین لطفی بدو میرسد. اگر کسی نسبت به علم و عملِ خود هشیار باشد و با آنها اتحادِ وجودی برقرار کند، و علم و عملش در مسیرِ رضای حضرت حق باشد، به ولایت میرسد و به شجرهٔ طیّبهٔ ولایت متصل میشود.
چرا اسلام اینهمه به علم و عمل سفارش کرده است
علّتِ تأکیدِ فراوانِ اسلام بر علم و عمل، همین اتحادِ وجودی است. علامه میفرماید علم و عمل عَرَض نیستند؛ بلکه انسان با آنها اتحاد میبندد و در حقیقتْ ذاتیِ او میشوند. روایتِ شیرینی از امام علی بن موسی الرضا صلواتاللهعلیه نقل شده است:
«مُحَادَثَةُ الْعَالِمِ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ مِنْ مُحَادَثَةِ الْجَاهِلِ عَلَى الزَّرَابِيِّ» (روایت از امام رضا علیهالسلام)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گفتوگو با عالم حتی بر مزبلهها، بهتر است از گفتوگو با جاهل بر فرشهای زربفت.
«مزابل» مزبله است؛ جایی که خاکروبه میریزند. سخن این است که همنشینی و گفتوگو با عالم، حتی در چنین مکانی، از همنشینی با جاهل در جایِ نیکو و زربفت برتر است. از حضرت عیسی علیهالسلام نیز پرسیدند با که رفتوآمد کنیم و ملاکِ معاشرت چیست. فرمود: کسی که نگاهش تو را به یادِ خدا اندازد، سخنش بر دانشت بیفزاید، و کردارش تو را به یادِ آخرت آورد. امام صادق صلواتاللهعلیه نیز فرمود:
«إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْرًا فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ» (روایت از امام صادق علیهالسلام)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هرگاه خداوند برای بندهای خیر اراده کند، او را در دین فقیهفهم میگرداند.
چرا؟ زیرا انسان با علوم و اعمالِ خود اتحادِ وجودی میبندد؛ پس فهمِ عمیقِ دینی، وجودِ او را توسّع میدهد.
دو گوهرِ انسانساز؛ از هزار و یک نکته
علامه در کتابِ شریفِ هزار و یک نکته به بیانی روشنتر میگوید: علم و عمل عَرَض نیستند، بلکه دو گوهرِ انسانسازند. چنانکه در واژهٔ «علم»، علم و ادب از یک باب و یک مادهاند. نفسِ انسانی به پذیرفتنِ علم و عمل، توسّع و اشتدادِ وجودی مییابد؛ یعنی شدتِ وجود پیدا میکند، وجود بر وجود مینشیند، و گوهرِ نورانی میگردد. هر نیکبختی که بهرهٔ او از علم و عمل بیشتر است، به حسبِ وجود انسانتر است و وزنِ انسانیاش فزونتر.
فصلالخطاب؛ انسانتر کیست
فصلالخطابِ علامه همینجاست: کدام انسان شریفتر و وزنش سنگینتر است؟ آن نیکبختی که بهرهٔ او از علم و عمل بیشتر باشد. انسانها را از اینجا میتوان شناخت، نه از مال و منصب و مدرک. چون اتحادِ وجودی با علم و عمل برقرار است، باید سخت مراقبِ علم و عملِ خویش بود. هر آنچه بر سرِ انسان میآید، از خودِ اوست: بهشتی شدن و جهنّمی شدن هر دو از خودِ آدمی برمیخیزد. امید آنکه عاقبت به خیر باشد، به برکتِ صلوات بر محمّد و آلِ محمّد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.