د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۲
دارای متن همگام
کلمهٔ یازدهم؛ معاش مادی وسیلهٔ مقامات معنوی
صد کلمه در معرفت نفس ۱۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۷:۴۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## کلمهٔ یازدهم؛ معاش مادی وسیلهٔ مقامات معنوی
۰:۱۴
مولا در خطبهٔ هشتاد و دو — که سید رضی از آن اظهار شگفتی کرده — میفرماید:
۲:۲۲
### دنیا برای غیر خودش
۲:۴۴
## مقامات نه حالات
۵:۰۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمة الله.
کلمه یازدهم از صد کلمه در معرفت حضرت استاد.
میفرمایند آن که معاش مادی را
وسیلهی مقامات معنوی نگیرد
سخت در خطاست.
یه بار دیگه. آن که معاش مادی را،
این معایش، عیش، زندگی، معاش مادی را وسیله
مقامات اونم نه حالات، مقامات
معنوی نگیرد سخت در خطاست.
اولین نکتهای که ازش برداشت میکنیم ذیل وسیلهست
که میفرمود این معاش مادی وسیلهست نه هدف.
متأسفانه وسیله که دیگه الان بدل شده به چی؟
هدف. معاش مادی،
همین زندگی دنیوی، عیش، نوش.
اینها همه شده وسیله که
خیلی ببخشید شده هدف برای خیلیها.
البته برای قلیلی و قلیل من عبادی اش شکور که اهل شکرند
توجه دارن. اینا نه خوبه درسته نگاهشون درسته
اما متأسفانه اکثریت این شده براشون هدف.
لذا آدم میکشن که به این برسن.
حالا اینجا اجازه بفرمایید که
به نور کلام مولا متبرک کنیم جلسهمونو.
مولامون علی علیه الصلاة و السلام در همین رابطه در خطبه هشتاد و دو ببینید چه فرمودند
که حالا این رو من اجمالاً عرض کنم.
تو اون بحث قلب منغمر اونجا
گفتیم که اینجا شیخ
سید رضی علیه الرحمه اظهار
تعجب و شگرفی و
ح-- میشه گفت حیرت کرده از این کلام مولا.
چیه مولا میفرماید "و من أبصر
بها". این وقتی از دنیا سخن میگه این به هاها اینجا برمیگرده به دنیا.
یعنی کسی که "من أبصر بها"
کسی که نگاهش شد
آخرت اما با دنیا آخرت رو دید.
خب؟ یعنی بها یعنی با دنیا آخرت رو دید.
"من أبصر" کسی نگاه کرد
"بها" با دنیا آخرت رو.
یعنی چی؟ یعنی دنیا رو وسیله گرفت
تا به آخرت برسه. دنیا رو وسیله رسیدن به آخرتش قرار داد.
"بصرت هو". چنین کسی بیناتر میشه، نگاهش عمیقتر میشه.
اما الله اکبر "و من أبصر
إليها". هرکس که نگاهش به دنیا شد نه بها.
بها نه یعنی با دنیا آخرت رو ببینه نه ها.
الیها فقط دنیا رو دید.
فرمود "أعمى هو".
چنین کسی کور میشه.
اصلاً نابینا شده. چقدر عبارت شیرینه.
چقدر اصلاً چی بگم آدم واقعاً
گاهی آقا فقط آدم با روضهها نباید با سر بره تو دیوار.
با این دقایقی که حکمتهایی که در فرمایش مولاست باید با سر بره تو دیوار.
چقدر عظمت داره اینجا واقعاً نگاه رو ببینید
که چه نگاهی به ما میده. باز در خطبه دویست و سه
مولا میفرماد "ففيها اختبرتم".
اومدید تو این دنیا تا آزمایش بشید.
"ففيها" باز به دنیا میخوره.
در دنیا "اختبرتم".
اینجا شما آزمایش میشید. "ولغيرها خلقتم".
شما خلق شدید برای
غیر از اون. غیر از چی؟
دنیا. شما برای دنیا خلق نشدید.
شما برای چیز دیگهای خلق شدید که
متأسفانه چی بگیم؟ باز در نهجالبلاغه ببینید
همش مولا علی. اصلاً بحث دنیا یکی از پرحرفترین
موضوعات در نهجالبلاغه دنیاست
و البته زهد. این دو تا.
مولا فرمودند "الدنيا خلقت لغيرها".
عجیب فرمایشیه آخه چی بگه آدم؟
دنیا خلق شده-- یه حقیقتیه خلق شده برای یه حقیقتی.
"لخلقت لغيرها".
غیر خودش. یعنی دنیا برای خودش خلق نشده،
برای غیر خودش خلق شده.
"ولم تخلق لنفسها".
می-میفرماید نه خلق نشده برای نفس خوده، برای خودش
که بعضیا اینو هدف قرار دادن که
صرفاً میخوان به دنیا برسن.
دنیا یه وسیلهست، یه پله.
"إنما تنتقلون من دار إلى دار".
ما منتقل میشیم همونطور که از نشئه ماد--
که رحم مادر بود منتقل شدیم به این نشئه از اینجام در حال منتقل شدن هستیم به نشئه بعدی.
و چه زشت و چقدر بد که آدم دل ببنده به اینجا.
چقدر بده یه آدم مثلاً به
پلی که داره از روش رد میشه بره مثلاً اونجا ابزار رو پیاده کنه که میخواد تا ابد رو این پل باشه.
بفرمایید آقا یا الله حرکت کن.
این چ-- حالا نکته دیگهای که
حالا متأسفانه وقت نیست ولی خیلی پرحرفه.
الانم اشاره میکنه به مقامات معنوی.
اینم خیلی نکته پرحرفیه.
میفرماید که این دنیا رو وسیله
مقامات معنوی قرار بدین، نه حالات.
حالت میاد و میره.
ما معمولاً آخرت رو با حالمون جمع میکنیم.
یعنی میگیم یه حالی بکنیم بریم
مثلاً هیئت یه حالی بکنیم، یه حالی بهمون دست بده.
بریم مـ-- مثلاً امام رضا یه
حالی، یه عشقی. ولی دنیا رو دنبال مقاماتشیم.
برعکس شده دنیا. مقام جای ثبوته، استحکامه،
ایستادنه، مقامه. قیام میکنی اونجا هستی.
جایی که امام معصوم داره که نماز قیام کرده اونجا میگن مقام.
ما دنیا رو مقام کردیم، دنبال
مقامات دنیا. اما آخرت رو حال کردیم.
یه حالی بکنیم. لذا حالی به حالی هستیم.
همگی حالیم. یه حالی بکنیم بریم نماز، یه حالی بکنیم بریم هیئت.
برنامهای نداریم برای مقامات معنویمون.
مثلاً از این نماز به مقا-- نماز بعدی پل بزنیم به مقام برسیم، به رتبه.
از این زیارتمون به اون زیارت فرق کرده باشه.
این هیئتمون به اون یکی هیئت فرق.
اصلاً هیئتها هیچ دیباچهای دارن؟
میشینن بررسی کنن الان ده سال، بیست سال، سی سال این هیئت از کجا به کجا رسید؟
منبرهاش سیری داشت؟
الان یه آقایی تو این دانشگاه این هیئت رشد کردن به کجا رسیدن؟
یه امتا-امتحان بگیرن. ما الان اینجا داریم پنج ساله داریم ورراجی میکنیم برای شما.
ببخشید حرافی میکنیم. چی شد آخرش؟
برای خودم، از خودمم امتحان بگیرم.
حالا این مقامات خیلی حالا من بررسی میکردم عرض کنم برای اینکه مستند کنم بحث رو.
شیخ عبدالله محمد انصاری، ابن محمد انصاری در منازل الصائرین،
کتاب شیرینیه. جلد یک.
اونجا یه جملهای میاره میفرماید "والاحوال مواهب
والمقامات مكاسب". مقامات رو خودت باید بری کسب کنی.
سهم-- زحمت بکشی. "أليس للإنسان إلا ما سعي".
باید تلاش کنی. اما
حالات مواهب الهیه.
میاد نفخه الهیه.
یه نسیم رحمته میاد.
اون دیگه دست تو نیست. میره-- برای چی میره دنبال حال؟
اون حالو خدا میده. تو دنبال سیر مقامات باش.
کشف مقامات باش. که شیخ الز-- شیخ عزالدین کاشانی هم تو مِثوا الهدایهش اینو میگه.
"الحال نازلة تنزل بالقلب".
حال نازل میشه توسط حضرت حق به قلب "ولا تدوم".
دوام هم نداره. انقدر دنبال حال نباشین، دنبال اون مقام ثبوت باشین.
ان شا الله عاقبت بخیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. الله-
جلسه قبل
جلسه بعد