د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۱
دارای متن همگام
کلمهٔ دهم؛ تن آراستن و روان آلودن
صد کلمه در معرفت نفس ۱۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۶:۴۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## کلمهٔ دهم؛ تن آراستن و روان آلودن
۰:۰۸
## تمثیلِ پرنده و سایه؛ در انسان در عرفِ عرفان
۰:۳۴
## ظل در قرآن و در عرفان
۱:۵۵
مولا در نهجالبلاغه فرمود:
۳:۲۳
## لباسِ چرکین و ذکر؛ لباس التقوی
۳:۴۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمة الله.
کلمه دهم. حضرت استاد میفرمایند
آن که تن آراست
و روان آلاست
به چه ارج و بهاست؟ اشاره دارد به اصل بودن باطن به ظاهر و
به نفس. یعنی نفس اصل
و بدن متفرع بر اوست.
بدن سایه نفسه.
در یکی از اصول معرفت نفس در کتاب شریف انسان در عرف عرفانش هست علامه اونجا
اصلی رو پیاده میکنند که مثل پرندهای که در آسمون پرواز میکنه سایهاش رو زمین دیده میشه.
شما از این سایه پی به وجود پرنده در آسمان میبری.
دیگه متوجه این سایه نمیشی که به اون پرنده د-- قصد میکنی.
اما ما این اشکال رو، اشتباه رو انجام دادیم
که صرفاً به این سایه که بدنمونه میپردازیم.
به اون اصل که بدنمونه، اون نفسمونه توجه نداریم
و اونجا یه اصلی رو القا میکنند خیلی شیرین.
جای بحث مفصلی داره ش-- جاش اینجا نیست
که همونطور که این سایه این پرنده شبیه خودشه،
هر بدنی هم شبیه نفسشه و از بدن میشه تشخیص داد درون چه خبره که مولا فرمود من نگاه میکنم میفهمم
طرف اول و آخرش چگونه است.
یه معناش اینه از اون شکل بدن میشه به شکل ب--
نفس پی برد که و کلن يعمل علی شاکلته.
قرآن میفرماید هر کسی بر اساس شاکله و شکلش عمل میکنه.
حالا اینجا داره اشاره میکنه به اینکه بالاخره
بدن سایه نفس است و اصل
نفس است. به عبارتی بدن ظل النفس است
که و حالا متأسفانه ما خیلی توجه به این نکردیم.
و چقدر عبارت شیرینیه.
اینم که حکما و عرفا ول اینا اضلال، سایه اینا میارن از قرآن گرفتن.
ألم تر إلى ربك
كيف مد الظل آیا
نگاه نمیکنی به پروردگارت نگاه نکردی که چگونه میکشد سایه را؟
حالا اون ظل رو گرفتن، اون وجود منبسط اول یعنی اون
ثقل ذات حضرت حق به مرتبه احدیتش که همه این کثرات
مستهلک در اون هستند.
بعد اون مد رو که ظل رو میکشه بهش میگن چی؟
بهش میگن صادر اول که همه ما از اون نفس به وجود اومدیم.
نفس الرحمن. که حالا بالاخره همونطور که لباس کثیف میشه، باطن هم
کثیف میشه، بدن کثیف میشه،
باطن هم کثیف میشه که حالا
مخصوصاً اینجا این رو استفاده میکنم که اگر بعضیها به خودشون
بیحرمتی نمیکردن، به خودشون اهانت به خودشون اهانت نمیکردن که آقا این حرفامو نمیفهمین.
بالاخره وقتی یک حرف ثقیله، سنگینه
و پربهاست در ابتدا به ساکن بله آدم
متوجهاش شاید نشه اما باید تکرار کرد.
الكلمة حرف و تکرار ألف مولا فرمودن یک بار حرف رو بشنو صد، هزار بار
تکرار کن تا یاد بگیره آدم.
این فرمایشو دقت بفرمایید از مولامون علی از من نیستش که.
سند نهجالبلاغه. ان هاذه القلوب تمل على مثل الأبدان.
دلها مثل بدنها
چرک میگیرن، گرفتار میشن، مشکلات پیدا میکنند.
فابتغوا لها طرائف الحكمة.
شما اینها رو این گرفتگیها، این قبض، این
آلودگی، این حالا ظلمت چی بگیم؟
اینا رو برطرف کنید از دلتون با چی؟
طرائف الحكمة. با اون سخنان لسیف حکمت.
حکمت همین چیزیست که ما در مشرب علامه داریم سخن میگیم.
حکمت نظری، عرفان نظری
که انشاالله منتهی بشود به حکمت و عرفان عملی.
خب این را ببینید با حکمت با شنیدن به قول علامه فرمودند که انسان با حرف شنیدن مؤدب میشه.
با پس زدن این حرفها به هیچ جا نمیرسیم.
صرف اینکه به بدن روایات و به بدن آیات یعنی به ظاهر اونو توجه کنیم
از باطنشون بیخبر باشیم به هیچ جا نمیرسیم.
باید پل زد، عمیق شد، شخم زد روایات و آیات رو
البته با عینک طهارت نفس و رفت به اون باطن.
یه روز یه شخصی لباسش چرکین بود تو مسجد.
پیغمبر بهش تذکر دادین چه وضعشه؟
چرا لباستو نمیشوری؟ بعضیهات خب دیر به دیر لباسشونو میشورن.
حموم اینا دیر میرن. پیغمبر فرمود این لباس تو هم میخواد ذکر بگه، ذکر خدا رو بگه نمیتونه.
این کثافتی که به لباس توئه مانعه، نمیذاره ذکر
ب-- همینطور حالا برو به باطن.
باطن نفس انسان هم
این چنینه. وقتی آلوده شد
نمیتونه، نمیتونه ذکر خدا بگه.
متوقف میشه. اینه که علامه داره
به این تو-تاکید میکنه که آن که تن آراست به تنش پرداخت، به ظاهرش پرداخت
و روان آلاست روانشو باطنشو آلوده کرد.
به چه ارج و بهاییه؟ این چه آخه چه ارج و بهایی داره چنین چیزی، چنین کسی؟
حالا حدیث هم داریم از مولامون که ثوب الطقى أشرف الملابس
که لباسه اگر بخوایم قیاس بگیریم
لباسه، خب ما یه لباس ظاهری داریم.
همین لباس که الان تن حضرت عالی هست
که اینم یک نعمتیست.
جالبه که در حالا ما میگفتیم همه چی نازل شده.
بعضیا متعجب میشدن. اینم یه
آیه از قرآن. قرآن آقا جون حرف من که نیست.
آیه بیست و شش اعراف. یا بنی آدم قد أنزلنا عليكم لباسا.
ما حتی این لباس رو هم بر شما نازل کردیم
که چی بشه؟ یواری سوءاتکم و ریشا.
هم زشتیهای شما رو بپوشونه.
سوءاتک و سو میاد هم ریشا یعنی اینکه زینت شما باشه.
و لباس التقوی ذلک خیر.
لباس تقوی چیه؟ این بهتره، مال باطنه.
اونجا هم فرمودند که لباس تقوی أشرف
ملابسه. مولا فرمود بالاترین لباسها لباس تقواست.
اگر کسی باطنش رو
عریان بذاره بعد ظاهرش رو پوشونده با بهترین و شیکترین لباسهای مد روز اما ظاهرش عریان، باطنش عریانه.
عریان محشور میشه. حالا کسی هم که چشم دل داره بابا رو چجوری میبینه؟
عریان میبینه. اعوذالله. انشاالله عاقبت ما всех بخير بشود.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی
محمد و آل محمد و عجل فرجهم
جلسه قبل
جلسه بعد