د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲
دارای متن همگام
کلمهٔ اول؛ آن که خود را نشناخت چگونه دیگری را شناخت
صد کلمه در معرفت نفس ۱
حالا اگه خدا لطف کنه نیت کردیم
تو صد جلسه پنج دقیقهای
۰:۰۰
۷:۵۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## کلمهٔ اول؛ آن که خود را نشناخت چگونه دیگری را شناخت
۰:۰۱
### طب و شناخت نفس
۲:۰۲
## آخرین منزل عارف؛ همه در درون بوده
۲:۲۲
## احادیث غرر؛ جهل به نفس و عقل
۴:۱۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
حالا اگه خدا لطف کنه نیت کردیم
تو صد جلسه پنج دقیقهای
هر جلسه یه کلمه رو بگیم
که به اغراق نمیگم به واقع اگر درون مایه هر کلمه رو بریزی بیرون
هر کلمه صد جلسه میخواد.
حالا ما صد جلسه میذاریم برای
صد کلمه. کلمه اول رو دقت بفرمایید.
علامه میفرمایند که مقا-- کتاب
صد کلمهشون. میفرمود که آن که خود را نشناخت
چگونه دیگری را شناخت؟
تحمل کنید روش. آن که خود را نشناخت
چگونه دیگری را شناخت؟ معمولا ما متاسفانه مخصوصا این تحلیلگرها اینا
هنوز خودشونو نشناختهاند به تحلیل دیگران میپردازند.
در رابطه با خودشون هیچ گمانی نکردند.
همش دائما به دیگران گمان و زن میبرند.
روانشناسا اصلا روان خودش نمیدونه چیه به روان این و اون میپردازه.
اینا، همهی اینها هیچ کدوم راه به جایی نمیبرن تا اول از خودش شروع نکنه طرف.
مثل اینکه شما این مثال رو دقت کنید.
مثل اینکه شما اصل شیء رو ندیدی.
دقت کنید. قشنگ جا میفته با این مثال.
اصل شیء رو ندیدی. حالا میان
عکس اون شیء رو جلوم تو آینه به شما نشون میدن.
از طریق مرآت یا آینه عکس شیء رو به شما نشون میدن.
شما چجوری تشخیص میدی که
این چیه؟ اصلا بیخبری از اصل شیء.
حالا عکسشو یا تو آینه مثلا به شما دارن نشون میدن.
مخصوصا کلمه مرآت رو استفاده میکنند.
چون همهی عوالم هستی مرآتیاند به یک معنا.
دارن تو رو به خودت نشون میدن.
تو وقتی که خودت از خودت بیخبری، اصل شیء رو ندیدی
چگونه میخوای تو مرآت، تو آینه شیء رو ببینی و بشناسی؟
اصلا امکان نیست. امکانش نیست.
حتی اطباء، اطبایی که به منزلهی
یعنی به انزل مراتب نفس که بدنه کار میکنند طبیعت بدنه.
انزل-- ولی انزل مراتب نفسه.
بدن جدایی از نفس نیست.
این غلطه که میگن نفس سواره یا روح سوار بر مرکب بدنه.
این غلطه. اتفاقا بدن در روحه.
بدن در روحه. توجه کردید؟
اصلا بدن یکی از منز- منازله، یکی از
شئون نفسه. نفس ماست.
تا کسی نفس خودش رو نشناخته، اصلا مراتب نفس رو نمیدونه چگونه میخواد طب،
بره تو طب کار کنه. طب
یک بر ذیل اسم طبيب خداست.
خدا هم نفس داره. اللهم عرفنی نفسک.
تا خودت رو که به وزان حضرت حق در ذات و صفات و افعال آفریده شدی نشناسی،
چجوری میخوای بری نفوس رو
که عرض کردم اگه بگی طب ذیل اسم طبيب خدا،
خدا هم که نفس داره یعنی یک، یکی از اشیایی رو که شئون حضرت حقاند بشناسی، دیگران رو.
طبابت هم بکنی. مگه میشه همچین چیزی؟
لذا غالبا هم میبینی دستورالعملهاشون خیلی جواب شاید نده یا مقطعی بده.
طبيب کسی که نفس رو شناخته.
حکیم کسی که مراتب نفس رو هم شناخته.
خیلی جالب بود که داشتم همین امروز درس چهل و چهار شرح فصوص از تلهمه رو میخوندم، گوش میدادم به کلام شیواشون.
ایشون یه جملهای چجوری انگار اصلا این جلسه رو انگار برای امروز ما فرموده بودند.
ایشون فرمودند که آخرین منزل عارف
که شان شناخت پیدا میکنه،
مرحله و منزل آخر به اینجا میرسه که عجب هرچی در بیرون از خودش جستجو میکرد در درون خودش بوده،
ولی این غافل بوده که تا انسان نفسش رو نشناسه
هیچ چیزی رو نمیتونه بشناسه. حتی خداشناسی مگه نمیگه اللهم عرفنی نفسک.
اون نفس کل رو
چگونه میخوای بشناسی در حالی که جزئش رو نشناختی که نفس خودته؟
وقتی این به وزان اونه، این رو بشناسی، اون رو شناختی.
لذا قطب قاطبهست معرفت نفس.
امام علی علیه السلام این حدیث رو ببینید در غرر الحکمه.
میفرمود من جهل نفسه
کامتون شیرین بشه به کلام مولا.
من جهل نفسه کسی که به نفس خودش جاهله.
نفسه، به نفس خودش.
کان بغیر نفسهi اجهل.
چنین کسی به نفوس دیگران اجهل بر وزن افعل
یعنی غافلتر. وقتی خودش رو نشناخت
چگونه میخواد دیگران رو بشناسه؟
اجهله. اصلا نمیشه در مخصوصا در مرحلهی تبلیغ،
ابلاغ، بیان، تبلیغ،
طبابت، رسالت فرهنگی
تا هندسه نفس رو نشناسی، ابعادش رو،
مراتبش رو چگونه میخوای بعد دشمن راحت بهت کمین میکنه.
بهت حمله میکنه. یه حدیث دیگه براتون بخونم باهاش کیف کنید.
این هم از مولا در غرر الحکمه.
العقل معرفة الانسان.
عقل معرفته.
انسان به چی؟ نفسه.
میخوای بدونی عقل چیه که اگر عقلت رو تعطیل کنی به ماوراء ملکوت دسترسی پیدا نمیکنی.
به یک معنا ملکوت وجود تو عقل وجود توئه.
میگه العقل معرفة الانسان نفسه معرفت نفس همون عقله.
و اگر، اگر کسی معرفت نفس نداره، عقل نداره.
به همین راحتی. فمن عرف نفسه
عقل. اگر کسی نفسش رو شناخت رسیده به عقل.
و من جهلها ول.
چه-چگونه تو نماز میگی
یا غیر مغضوب عليهم ولا ضالین.
اون راهی نری، ممنوع-- ممنوع المری به اون راهیه که ولا ضالین،
گمراهان. میگه و ول. کسی نفسش رو نشناخت
جز به ضالین. ول،
گمراه میشه. انقدر خطره.
خیلی مهمه معرفت نفس.
حتی از دشمن شناسی اینم بگم و تمام.
آیه شش سوره فاطر رو برید بخونید.
صراحتا قرآن میگه ان الشيطان لکم عدو فاتخذوه
عدوا. اگر فقط میگفت دشمنه،
بو-- خیلی جدی نمیگرفتیم. بعد
دستور میده fat takzoho
adowa اونو دشمن بگیرید اصلا.
خب این دشمن چجوری به ما حمله میکنه؟
از چه جهاتی؟ آیه شونزده و هفده اعراف میفرماید لاغودن لهم
صراطک المستقيم. وقتی میاد به تو کمین میزنه که تو صراط مستقیمی.
تو راه صراط مستقیم قرار گرفت میگی آخی راحت شدم تموم شد.
بلاها رفت، کیدها خنثی شد، نقشهها بر آب شد.
نه خیر. تازه شیطان میاد سراغت.
چگونه میاد؟ آیه رو ببینید.
لآتینهم من بین ایدیهم
و من خلفهم و عن أيمانهم و عن شما ئلهم
و لتوجد اکثرهم شاکرین.
از چهار طرف حمله میکنه.
سؤال. حمله شیطان فیزیکیه یا متافیزیکیه؟
به نفست حمله میکنه. یعنی چی به نفست حمله میکنه؟
این از چهار جهت چرا از بالا و پایین نمیتونه حمله کنه؟
چرا این چرایهاش در معرفت نفس خوابیده که ما اینجا فرصت نداریم بدیم.
اگر نفست رو بشناسی میتونی
شیطان رو بشناسی چگونه میخواد به تو حمله کنه که اگر نشناسی اون دائما داره به تو حمله میکنه.
از چهار طرف بهت حمله کرده.
خدا ما رو در امان بدارد. انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد. سلام
جلسه قبل
جلسه بعد