د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
درآمد بر سیرِ معرفتِ نفس
صد کلمه در معرفت نفس 0
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۵:۵۶
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## درآمد بر سیرِ معرفتِ نفس
۰:۰۰
علامه سند میآورد از قولِ او سبحانه در سورهٔ شمس:
۱:۳۶
## سخنِ ملاصدرا؛ مفتاحُ العلومِ قیامت
۳:۵۵
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته سلام عليكم ورحمة الله.
قبل از این که تسبیحات رو بفرستید نصاح حضرت علامه حسن زاده علیه الرحمه صلوات از قلبتون بفرستید.
اللهُم صَلّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.
به فضل الهی مقدمهای رو بر
سیر معرفت نفس تو پنج دقیقه میریم.
دقت بفرمایید این کتابی که دست بنده است کتاب گنجینه گوهر روان حضرت علامه است.
کتاب بسیار گرانسنگیست و جای تدریس در دانشگاهها و حوزه و اینا داره.
که البته در مقدمهی این کتاب استثنااً صد کلمه در معرفت نفس ایشون هم خودشون اضافه کردن
که من ابتداش رو براتون میخونم.
در ایشون میفرماید در اصول
در علوم اصیل عقلی و اصول معارف حقیقی،
پس از معرفت حق سبحانه،
هیچ موضوعی برای انسان به پایهی اهمیت معرفت نفس،
اعنی روانشناسی نیست.
اون روانشناسی غربی و اینا رو ن-نگاه نکنید چی میگن.
روانشناسی اصلی اینه. همون شناخت معرفته.
زیرا که اساس دینداری-- چرا این از همه معرفت اِ--
عرض شود عظمتش بالاتره؟
چرا؟ میفرماید زیرا که اساس دینداری و رستگاریست.
بر اساس چی اینو علامه میفرماید؟
سند میاره. قول او سبحانه از سوره شمس از علامه اینو میاره.
دقت بفرمایید. میگه دقت بفرمایید.
ببینید خود قرآن فرموده "ونفس وما سواها".
سواها این یعنی همون حالت اعتدال، معتدل، نیکوترین وجه.
nefsi که ما به بهترین وجه ممکن
به حالت اعتدال او رو ایجادش کردیم، انشاش کردیم که حالا
اگر پیگیر باشید
آیه بیست و نه سوره حجر البته اینجا علامه نیاورده من اضافه میکنم ذیلش.
اونجا خدای معنان فرمود "فَإِذَا سَوَّيْتُهُ"
وقتی من اینو "سَوَّيْتُهُ" اینجا میفرماید که "ونفس وما سواها" اونجا میفرمود
"فَإِذَا سَوَّيْتُهُ" وقتی من به نحو احسن به اعتدال
و به بهترین وجه و نیکوترین وجه
خلقش کردم، این نفس ناطقه من و شما رو "ونفخت
فيه من روحي" وقتی از روح
خودم در او دمیدم "فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ" حالا به سجده به جهت عظمتش به سجده بیفتید.
انقدر که این نفس محترم است،
انقدر که حرمت دارد.
حالا ما بیحرمتی به خودمون میکنیم بماند.
گناه یعنی بیحرمتی به خود.
یعنی بدون وضو دست زدن به کتاب وجود خودت که قرآنی.
تو قرآنی. اجازه نداری دست به قرآن بزنی بدون وضو، بدون طهارت.
وقت گناه بدون طهارت داری
سطح، سطح کتاب وجودی خودت رو چیکار میکنی؟
دست میزنی و حرمت داره.
حالا ادامهش "ونفس وما سواها
فألهمها فجورها وتقواها".
خیلی خدا حال داده به بندهش.
اونچه که خوبی و خیراته و اونچه که زشتی و پلیدیست "فألهمها" الهام کرده.
لذا هرچی، تو به هرچی میرسی از درون خودت میجوشه عزیزم.
بله. تمام. فصل الخطاب.
"قد أفلح من زكاها".
میخوای رستگار بشی؟ سعادتمند بشی؟
"من زکاها".
این "ها" ضمیر بر میگرده به اون نفس.
هرکی نفسش رو پاکیزه نگه داشت
"زکاها" رستگاره.
"زکاها" پاکیزهاش کرد
و این رو حذف کرد از همه زشتیها.
و "وقد خاب من" میخوای بهتون بگم به تحقیق چه کسی خسران زده و بیچارهست؟
"من دساها".
هرکسی که این نفس رو پلیدش کنه، با گناه آلودهاش کنه.
پس از اینجا میفهمیم اصلاً سعادت ما، شقاوت ما، همه چی در گرو نفس ماست
که رفتار ما با این نفس چگونه بوده.
قرآن داره میفرماید. حالا
ملاصدرا در همین خصوص از جهت تشریف و تعظیم اهمیت نفس ببینید چی میگه.
غوغا کرده ملاصدرا تو این جمله.
در کتاب نفس اسفارش اگه
ملاحظه فرموده باشید این جمله رو براتون میخونم.
طولانیه، یه بخشش رو. "مفتاح العلوم بيوم القيامة".
دنبال کلیدی؟ ار-- باارزشترین چیزها در نظام هستی علمه.
که اصلاً حکما میگن عین علم، عین خداست.
اصلاً خود علم یعنی حضرت حق.
درست شد؟ علم یعنی خدا.
که علامه میفرماید عالم علم انباشته شده روی هم است.
حالا میفرماید قیامت که تو کلید میخوای بعد امیرالمؤمنین فرمود "العلم سلطان".
اصلاً سلطنت بر اساس علمه.
علم داشته باشی به نسبت علمت س-سلطنت پیدا میکنی
و سلطه بر نفوس دیگه بهت میدن که معنای ولایت دارد.
هرکی هرچی عمومیتر شد، ولایت کلیهتر میشه.
اینجا میفرماید، کی؟ ملاصدرا.
"مفتاح العلوم". اون کلید همهی این علوم "بيوم القيامة" تازه اونجا که دیگه قیامتها قیام میکنه،
باطنها ظاهر میشود "ومعاد الخلائق"
اون که عود میکنند همه خلائق بر میگردن چیه اونجا؟
مفتاح همه علوم. "هو معرفة النفس".
الله اکبر. "هو معرفة النفس".
تمام. این "هو" هم میاره خیلی تأکید میکنه.
"هو معرفة النفس". تمام شد.
یه جمله دیگه هم بگم که تمام کنیم.
فکر کنم پنج دقیقه شد. شرح هدایه ابن عسیر هم یه جمله رو براتون بیارم.
اینم طولانیه البته. "علم النفس
هي أم الحكمة وأصل الفضائل".
اصل یعنی ریشه به عربی. ریشهی همهی فضیلتها
و عرض شود خدمتتون مادر حکمتها چیه؟
معرفت نفس. حالا باید بری اِاِاِ حکمت رو ترجمه کنی.
چیه که مادرش شده معرفت نفس.
انشاالله جلسات بعدی عاقبتون به خ-- حتمن به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهُم صَلّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
جلسه بعد