ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

درآمد بر سیرِ معرفتِ نفس

پیش از آغازِ سیرِ معرفتِ نفس، از قلب بر علامه حسن‌زاده علیه‌الرحمه صلوات فرستاده می‌شود. به فضلِ الهی مقدمه‌ای کوتاه بر این سیر گشوده می‌شود. کتابی که در دست است، گنجینهٔ گوهرِ روانِ علامه است؛ کتابی گران‌سنگ و شایستهٔ تدریس در دانشگاه و حوزه. در مقدمهٔ این کتاب، استثنائاً خودِ علامه صد کلمه در معرفت نفس را نیز افزوده است. در اصولِ علومِ اصیلِ عقلی و اصولِ معارفِ حقیقی، پس از معرفتِ حقّ سبحانه، هیچ موضوعی برای انسان به پایهٔ اهمیّتِ معرفتِ نفس — اعنی روان‌شناسیِ حقیقی — نیست. مقصود، آنچه در روان‌شناسیِ غربی رایج است نیست؛ شناخت و معرفتِ نفس است. چرا اهمیّتش از بسیاری معارف بالاتر است؟ زیرا اساسِ دینداری و رستگاری است.

سندِ قرآنی؛ سورهٔ شمس و تسویه

علامه سند می‌آورد از قولِ او سبحانه در سورهٔ شمس:

«وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» (شمس/۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به نفس و آنکه آن را درست و معتدل بیاراست.

«سواها» همان حالتِ اعتدال و نیکوترین وجه است: نفسی که به بهترین وجهِ ممکن و به اعتدال ایجاد و انشا شده است. ذیلِ همین معنا، آیهٔ بیست‌ونهمِ سورهٔ حجر — گرچه علامه اینجا نیاورده — راهگشاست:

«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ» (حجر/۲۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس چون او را درست بیاراستم و از روحِ خود در او دمیدم، برای او به سجده درافتید.

چون حق نفسِ ناطقه را به نحوِ احسن تسویه کرد و از روحِ خود در او دمید، به‌سببِ عظمتش فرمانِ سجده داد. این نفس محترم است و حرمت دارد؛ بی‌حرمتی به خود، گناه است. گناه دست زدن بدونِ طهارت به کتابِ وجودِ خویش است که خود قرآنِ انفسی است. چنان‌که بدونِ وضو نباید به قرآنِ مکتوب دست زد، در گناه نیز بدونِ طهارت به صفحهٔ وجود دست می‌زنند و حرمت می‌شکنند.

الهامِ فجور و تقوا؛ فلاح و خیبَت

«فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» (شمس/۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس بدو پلیدکاری و پرهیزگاری‌اش را الهام کرد.

خدا به بنده حال داده است: آنچه خوبی و خیراست و آنچه زشتی و پلیدی، الهام شده است. از این‌رو هرچه آدمی بدان می‌رسد، از درونِ خود می‌جوشد. فصل‌الخطاب:

«قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ۝ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا» (شمس/۹–۱۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): به‌راستی رستگار شد آنکه آن را پاکیزه داشت، و نومید شد آنکه آن را بیالود.

می‌خواهی رستگار و سعادتمند شوی؟ «من زکّاها»؛ ضمیرِ «ها» به همان نفس بازمی‌گردد. آنکه نفس را پاکیزه نگه داشت و از زشتی‌ها زدود، رستگار است. و به‌تحقیق کیست که خسران‌زده است؟ «من دسّاها»؛ آنکه نفس را پلید و به گناه آلوده کند. از اینجا دانسته می‌شود که سعادت و شقاوت، همه در گروِ نفس است و رفتار با آن؛ قرآن همین را می‌فرماید.

سخنِ ملاصدرا؛ مفتاحُ العلومِ قیامت

ملاصدرا در کتابِ نفسِ اسفار، از جهتِ تشریف و تعظیمِ اهمیّتِ نفس غوغا کرده است. بخشی از آن چنین است: مفتاح العلوم بیوم القیامة و معاد الخلائق هو معرفة النفس. در نظامِ هستی باارزش‌ترین چیزها علم است؛ حکما می‌گویند عینِ علم عینِ خداست. علامه نیز می‌فرماید عالم، علمِ انباشته بر هم است. امیرالمؤمنین فرمود العلم سلطان؛ سلطنت بر اساسِ علم است و به نسبتِ علم، سلطه بر نفوس — که معنای ولایت دارد — می‌آید؛ هرچه عمومی‌تر شود، ولایت کلّی‌تر می‌گردد. ملاصدرا می‌گوید کلیدِ همهٔ این علوم، در روزی که قیامت‌ها برپا می‌شود و باطن‌ها ظاهر می‌گردد و خلائق عود می‌کنند، معرفة النفس است. تأکید با «هو» فصل‌الخطاب است.

أمّ الحکمة و أصل الفضائل

جمله‌ای از شرحِ هدایه نیز همین افق را می‌گشاید: علم النفس هی أمّ الحکمة و أصل الفضائل. أصل در عربی ریشه است؛ ریشهٔ همهٔ فضیلت‌ها و مادرِ حکمت‌ها معرفتِ نفس است. باید دید این «حکمت» که مادرش معرفتِ نفس شده چیست — و این در جلساتِ بعد پی گرفته می‌شود. عاقبتِ خیر به برکتِ صلوات بر محمّد و آلِ محمّد خواسته می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.