ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

کلمهٔ اول؛ آن که خود را نشناخت چگونه دیگری را شناخت

نیت صد جلسهٔ کوتاه برای صد کلمه است؛ هر کلمه در واقع صد جلسه می‌طلبد. کلمهٔ اول علامه: آن که خود را نشناخت چگونه دیگری را شناخت؟

معمولاً تحلیلگران هنوز خود را نشناخته‌اند و به تحلیل دیگران می‌پردازند؛ دربارهٔ خود گمانی نکرده‌اند و دائم به دیگران گمان می‌زنند. روان‌شناس روان خود را نمی‌داند و به روان دیگران می‌پردازد. هیچ‌یک راه به جایی نمی‌برد تا اول از خود شروع کند.

مثال آینه و مرآت

مانند آنکه اصل شیء را ندیده‌ای و عکس آن را در آینه نشان می‌دهند. چگونه تشخیص می‌دهی چیست وقتی از اصل بی‌خبری؟ عوالم هستی به معنایی مرآتی‌اند و تو را به خودت نشان می‌دهند. وقتی از خود بی‌خبری چگونه در مرآت شیء را ببینی و بشناسی؟ امکان نیست.

طب و شناخت نفس

حتی اطبایی که با انزل مراتب نفس — بدن — کار می‌کنند: بدن جدای از نفس نیست. غلط است که بگویند روح سوار بر مرکب بدن است؛ بدن در روح است؛ یکی از منازل و شئون نفس است. تا کسی نفس و مراتبش را نشناسد چگونه طبابت کند؟ طب ذیل اسم طبیب خداست؛ خدا نیز نفس دارد: اللهم عرّفنی نفسک. تا خود را که به وزان حضرت حق در ذات و صفات و افعال آفریده شده‌ای نشناسی، چگونه نفوس دیگران را بشناسی و طبابت کنی؟ غالباً دستورها جواب نمی‌دهد یا مقطعی است. طبیب کسی است که نفس را شناخته؛ حکیم کسی که مراتب نفس را نیز شناخته.

آخرین منزل عارف؛ همه در درون بوده

امروز در درس چهل و چهار شرح فصوص، جمله‌ای بود گویا برای همین جلسه: آخرین منزل عارف آنجا است که درمی‌یابد هرچه بیرون از خود می‌جست در درون خود بوده و غافل بوده. تا انسان نفس را نشناسد هیچ چیز را نمی‌تواند بشناسد؛ حتی خداشناسی. اللهم عرّفنی نفسک — نفس کل را چگونه بشناسی در حالی که جزء — نفس خود — را نشناخته‌ای؟ وقتی این به وزان آن است، این را بشناسی آن را شناخته‌ای. قطب قاطبه معرفت نفس است.

احادیث غرر؛ جهل به نفس و عقل

«مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ كَانَ بِغَيْرِ نَفْسِهِ أَجْهَلَ» (غرر الحکم)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که به نفس خود جاهل باشد به غیر نفس خود نادان‌تر است.

وقتی خود را نشناخت چگونه دیگران را بشناسد؟ به‌ویژه در تبلیغ و طبابت و رسالت فرهنگی؛ تا هندسهٔ نفس را نشناسی دشمن راحت کمین می‌کند.

«الْعَقْلُ مَعْرِفَةُ الْإِنْسَانِ نَفْسَهُ فَمَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَقَلَ وَمَنْ جَهِلَهَا ضَلَّ» (غرر الحکم)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): عقل شناخت انسان از نفس خویش است؛ پس هر که نفسش را شناخت خرد ورزید و هر که به آن جاهل ماند گمراه شد.

ملکوت وجود تو عقل وجود توست. معرفت نفس همان عقل است؛ بدون آن عقل نداری. در نماز می‌گویی غیر المغضوب علیهم ولا الضالین؛ کسی که نفس را نشناسد ضال می‌شود.

دشمن‌شناسی و معرفت نفس

«إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» (فاطر/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شیطان دشمن شماست؛ پس او را دشمن بگیرید.

دشمن چگونه حمله می‌کند؟

«قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ» (اعراف/۱۶–۱۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): گفت پس به سبب آنکه مرا لغزاندی بر سر راه راستت برایشان می‌نشینم؛ آنگاه از پیش رو و از پشت سر و از راست و چپشان بر آنان می‌آیم.

وقتی بر صراط مستقیم قرار گرفتی خیال نکن بلاها تمام شد؛ تازه شیطان می‌آید. حمله فیزیکی نیست؛ به نفس حمله می‌کند از چهار جهت — نه از بالا و پایین. چرایی‌اش در معرفت نفس خوابیده. اگر نفس را بشناسی می‌فهمی شیطان چگونه حمله می‌کند؛ وگرنه دائماً از چهار طرف زیر حمله است. خدا در امان بدارد. عاقبت به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

قطب معرفت نفس

تا خود را نشناسی آینهٔ عوالم چیزی نشان نمی‌دهد؛ طب و تبلیغ و دشمن‌شناسی همه فرع‌اند. بدن شأن نفس است؛ طبیب حقیقی عارفِ نفس است. آخرین منزل عارف کشف آن است که هرچه بیرون می‌جست درون بوده. عقل همان معرفت نفس است؛ جهل به نفس ضلالت است. شیطان بر صراط از چهار سمت به نفس حمله می‌کند؛ چرایی‌اش در معرفت نفس است. پس کلمهٔ اول صد کلمه سنگ بنای همهٔ کلمات بعدی است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.