د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۶
دارای متن همگام
وسواس و حکم طهارت
قلب مُریب15_ج357
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۴:۳۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## وسواس و حکم طهارت
۰:۱۰
## ریشهٔ وسواس: توجه به غیر خدا
۰:۵۷
## توجه عرفانی و هشدار پیامبر
۵:۰۲
## حاج عباس تربتی و نگاه بازار
۶:۱۸
گاهی ظاهراً نگاه نکشیده اما شیطان گول میزند؛ مستقیم به حدود و نامحرم توجه نمیکند اما با گوشهٔ دید میپاید. آیه داریم:
۷:۵۶
## دوربین مراقبت الهی
۹:۰۴
## ناز نظام اقدس و نور علی نور
۱۱:۳۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
و بهی نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.
یکی از بیماریهای روحی
وسواس هست که در احکام هم استفتائاتی پیرامون این قصه هست
که مثلاً به چند نوع استفتاء شده از رهبر عزیزمون که ما چه کنیم؟
گرفتار بیماری وسواس هستیم و هر چیزی رو نجس میبینیم.
غبار شیء نجس رو، دست بچه رو،
نمیدونم حتی سجادهای که روش
نماز میخونیم اون پرزهایی که داره و
همینطور هر جا ته--
رطوبتی منتقل میشه میگیم الان مثلاً جورابمون نجس میشه، جورابمون رو در میاریم
و امثال اینها. رهبر عزیزمون پیرامون
اونهایی که دچار وسواساند
یه حکم کلی دارن میفرمایند که شما تا وقتی که گرفتار این بیماری روحی هستید و البته رفع میشه همیشگی نیست.
شما هر چیزی که خیلی عجیبا آقا میفرمایند حتی یقین کردی چیزی نجسه،
یقین به یقین رسیدی که چیزی نجسه ولی با چشمت ندیدی.
خودت انتقال نجاست رو ندیدی.
به هر دلیلی یقین کردی اینجا نجسه.
باز حکم به طهارت کن تا وقتی اون وسوسه برطرف شد.
مگر با چشمت انتقال نجاست رو ببینی.
در این صورت حتی غبار شیء نجس و دست بچه رو اینا رو همه رو پاک بدون.
حکم طهارت مطلقه رو بر همه جاری کن
تا این حالت برطرف بشه. که حتی بعض از
فقها در قدیم من یادمه که در حالاتشون میخوندم به بعضی از مریدانشون که گرفتار
مریضی وسواس بودن نماز بدون نیت میگفتن.
مثلاً طرف نیتش هی میومد به پیش
مرجعش میگفت من نیتم نمیاد.
صد بار الله اکبر میگفت.
نمیاد، میاد، نمیاد.
آخر مرجعش گفته بود آقا شما تا این بیماری رو داری اصلاً بدون نیت نماز بخون.
نیت ح-- رکنه دیگه حتی رکن هم برداشت.
انقدر قصه حساسه.
حالا این از کجا ایجاد میشه؟
قطعاً مریضی وسواس که حالا بیربط با قلب مریب و قلب شکاک و مردد هم نیست که بحث ماست.
همش از توجه به غیر خداست.
توجه به خبائصه نه
چیزهایی که پاک و مطهرن.
همش تو این نکتهست. یعنی انسان توجه کنه
به شیطان، به شیاطین، به اهرمنها، به چیزهای بد.
این همه دعای خوب تو مفاتیح ریخته،
میره خدا رحمت کنه بعضی از رفقا همیشه ما سفارش میکنیم آقا این چیزی که تو مفاتیحه،
جای دیگه نرید. بعد هی میره سراغ خطومات عجیب و غریبی که مثلاً اجنه موکل دارن.
از از میان اجنه موک–
موکل دارن. یا آدمایی که حتما موکل-- به منم میرسن.
میگن آقا شما موکل جن داری.
اصلاً درد همینه. این توجه به
اونها. شما بفرمایید ببینم
درمان آدمی که متکبره چیه؟
خیلی تکبر داره. أبا مستکبرًا على ค น من الکافرین.
شیطان چیکار کرد؟ ابا کرد و استکبر.
تکبر داشت. یعنی اون
چیزی که باعث شد شیطان به اون بیچارگی بیفته
تکبرش بود. با آدم متکبر چگونه باید رفتار کرد؟
روایات میگه عین خودش، متکبرانه.
یعنی چی؟ یعنی اصلاً توجه بهش-- اصلاً آدم حسابش نکن.
یعنی اصلاً توجه این موضوع توجه رو کلمه رو دقت کنید.
اصلاً توجه بهش نکن تا گورشو گم کنه.
چون توجه میکنی پررو میشه اونم متوجه تو میشه.
اصلاً راه خلاصی از درمان وسواس
عدم توجهه. اصلاً مطلقا توجه نکنی خودتو بزنی به بیخیالی.
آدم متکبر همینطور، شیطان همینطور.
شما تا حالا دیدید اینجا من از این همه چندین جلسه ما چند ساله اینجا داریم با هم درس و بحث داریم
تو این فرصت کوتاه و البته پربرکت، کی دیدید بشینم در خصوص جن با شما حرف بزنم؟
خیلی به ندرت مثل امروز مثلاً یه اتفاقی.
وقتی از همونا حرف میزنی اصلاً خوششون میاد.
از آدم متکبر حرف میزنی خوشش میاد.
اصلاً حرف نزن. اصلاً سمتش نرو.
اصلاً بیتوجه باش. حتی اینایی که میگن آقا من تا گرفتاری تو زندگیشون میافته میگه آقا من
یه تل– یه طلسمی درست نوشتم طلسمه.
طلسم کردن این طلسماتو
حالا به قول امروزیها طلسم،
جادو کردن فلان پیش-- همین که توجه میکنه اونا میان اگرچه نیومده باشن.
اصلاً مطلقا توجه به اینها نکنیم.
چون ما توجه کردیم اینطوری گرفتار شدیم.
توجه تو باید از اینا مطلقا منصرف کنی.
هرچی تو توجه میکنی اونا توجهتون-- توجهشون به تو بیشتر میشه.
حالا این موضوع توجه رو
ما هی ازمونم میپرسن
و عده هم میدیم اما باید به وقتش برسه.
اصلاً موهبت الهیه به انسان
که اصطلاحاً بهش میگن توجه عرفانی
که میگن نمازتو با توجه بخون.
علامه حسن زاده حفظه الله تعالی فرمود به توجه عرفانی بنشین ببین چگونه عوالم رو سیر میکنی.
حالا ما متأسفانه این موضوع توجه رو بد جایی ازش استفاده کردیم.
اومدیم توجه کردیم. توجه
حالا به یک معنا میشه نگاه عمیق.
یه وقت تو یه نگاهی میندازی صورتتو برمیگردونی، توجه خیلی نمیکنی، نگاهتو نمیکشی.
و لا تمدن عينيك إلى ما متعنا به.
میگه چشمتو نکش پیغمبر به این چیزهایی که ما از دنیا به دیگران دادیم.
همین که توجه میکنی به مظاهر دنیا خود به خود دیگه بعد پشت سر خودش حب هم میاد.
مثلاً پیغمبر از یه جا رد میشد شتران سرخ مو
حالا به قول ما مثلاً یه بنز آخرین سیستم بود فرض کن امروز.
چند تا اونجا وایساده بودن یک مثلاً فرض کن یه گله.
هی یارو آقا هی زد به آقا بیتربیت هی زد با شونه به آقا
به شونه آقا. آقا نگاه کن، نگاه کن.
عجب ماشینای مدل بالا.
حضرت اصلاً توجه نکرد. بعد گفت آقا چرا نگاه نمیکنی؟
فرمود میترسم نگاه کنم دلم بخواد.
پیغمبر داره میگه. یعنی چی؟
یعنی متوجه بشی دیگه کار دستت میده.
از مرحوم حاج عباس تربتی
که وقت از دنیا رفتنش، یه هفته قبل از دنیا رفتنش، ساعت رفتنش و چگونه بودنش اینا همه رو
ف-- میدونست و به پسرش گفت چند تا از اولیا دورش جمع شدن.
لحظهی ارتحالش جالبه
سلام به پیغمبر داد، سلام به امیرالمؤمنین، حضرت زهرا داد
و اون کسایی که دور و برش بودند میگفتن یهو
بغضش گرفت نگاه به گوشهی حجره کرد لحظهی ارت-ارتحالش
سلام داد به بی بی حضرت
زینب سلام الله علیه، گفت شروع-- سلام الله علیها شروع کرد گریه کردن لحظهی از دنیا رفتنش.
گفت بی بی جان شما چرا قدم رنجه کردی
تشریف آوردید. بعد شروع کرد گریه کردن.
گفت آها چون یه عمر گریه کردن ما برای حسین رو دیدی حالا اومدی.
تو این حال از دنیا، دنیا رفت.
پسرش میگه میرفتیم تو بازار تهران، میرفتیم مطلقا نگاه نمیکرد مغازهها رو،
حجرهها رو. چند بار بهش گفتم پس-- بابا
اینا با یه امیدی اومدن جنس ریختن تو حجرههاشون.
بابا یه نگاهی فرمود همین حرف پیغمبر.
میترسم ببینم توجه که بکنم حب بیاد.
اینی که انسان به چی توجه میکنه مهمه.
حتی گاهی اوقات میبینی ظاهراً نگاهش رو نکشونده.
ولی میدونی شیطون میاد گولت میزنه ها.
ظاهراً مستقیم توجه نمیکنی مثلاً به حدود،
به خط قرمز الهی مثلاً به یه نامحرم
اما با گوشهی دیدت میپایی.
اینم دربارش آیه داریم ها.
تو قرآن فرمود "یاعلم خائنة الأعين وما تخفي الصدور"
خدا میداند خیانت چشمها و آنچه که مخفیه در سینهها.
در تفاسیر میدیدم که از اهل بیت علیهم السلام روایت آورده بودند که این خیانت چشم چیه؟
این مستقیم زل زدن نیست.
میفرماید اون زاویهی دیدته.
من الان شما رو دارم نگاه میکنم.
الان سمت چپ و راستم هم دارم میبینم.
زاویهی دیده. یعنی اگه کسی سمت چپ و راست من حرکت کنه اونا رو هم میبینم.
توجه. به این میگن خیانت اعین.
خدا میگه اینم ما میدونیم.
یعنی احتمال داره انسان مستقیماً هم داره چیزی رو میبینه اما اونو نمیبینه.
داره بغلیشو میپاید. اون،
اون هم به یک نوع توجهه.
توجه یه گونه زیرکی
خویسانهست که داره یه جوری توجه میکنه که مثلاً ظاهر مشخص نباشه.
به هر حال میگه تخفی الصدور. اونچه که در سینه ناپیداستو تو فکر میکنی
خبری نیست و ما داریم میپاییمت.
آلارم خدا داره میزنه. اون آلارم چیه؟
آلارم الهی همین دوربین مداربستهی الهیست که دائما مشغول به کاره.
ما فکر میکنیم خبری نیست. به محض اینکه میفهمیم دوربینی داره مستقیم ما رو میپاید چقدر حواس اون جمعه.
چند تا خدا آلارم داده تو خود قرآن "هو معکم أينما كنتم"
هر جا باشید "هو معکم" او با شماست.
"فأينما تولوا فثم وجه الله"
به هر طرف رو کنید رو به خدا کردهاید.
"إن الله يحول بين المرء وقلبه"
تو از قلبت به خودت نزدیکتر داری،
میگه خدا حائل بین قلب و خودت، قلب تو و خودت چگونه است؟
رابطهی تو با خودت چگونه است؟
میگه خدا از خودت به تو نزدیکتره.
الله اکبر. "نحن أقرب إليه من حبل الوريد"
او از رگ گردن نزدیکتره.
الله-- اینا همه آلارمهای الهیه.
چون اینا رو ما توجه نداریم بیتوجهایم، توجهمون رفته سمت خبائث
و اون خبیثات به ما متوجه شدند.
ما رو کشوندن به واز-وادی وسواس،
شکاکیت و... دیروز ما یه نکتهی مهمی رو گفتیم.
اجازه بدید با چند تا س-س-سرچ سوال،
موضوع مهم دیروز رو دوباره تاکید کنیم و بحث رو جمع کنیم.
رو این سؤالات تورو خدا دقت کنید.
پوست بندهی حقیر کنده شده تا به اینها رسیدم.
چرا معمولاً اولین زیارت ما دیگه
تکرار نمیشه؟ اولین باری که رفتی کربلا دیدی
چجوری منفجر شدی؟ اصلاً دست خودت نبود.
حالا الان بیا برو کربلا میبینی دیگه اونطوری نیست.
اولین باری که میری مثلاً یه عالم و یه رهبر
مثلاً رهبر عزیزم اولین بار که میبینی چنان منفجر میشی ولی دفعههای بعد عادی.
اولین باری که-- اصلاً این اولین بارها، چرا نمازهای ما دیگه اون نمازهای قدیممون نیست؟
چرا حالات خوش نوجوونمون از بین رفت؟
چرا حتی زندگیها،
زندگیهای زناشویی اول خیلی خوشن، خیلی خوب، همه
به هم احترام. ولی که میری جلو یهو میبینی شد چی؟
طلاق عاطفی دیگه. دیگه خیلی چیز بگیم مثلاً حالا طلاق
شرعی کشیده نشد، طلاق عاطفی.
هیچ عاطفه دیگه نیست. چرا ما اول انقدر خوش بودند؟
چرا هرچی نگاه میکنی اون اولیات یه چیز دیگهست.
چرا هرچی داریم میریم نمازمون بدتر میشه.
اشک برای امام حسین اوایل تا برا ما روضه میخوندن چنان میریخت الان دل چرا سنگ شده؟
این چراها، خیلی چرا اینطوری داریم ها.
چرا؟ چرا؟ چرا؟ به جهت یک مورد، یک موضوع، فقط یک مسئلهست.
اونم اینکه به ما از اقدس از مق-- از مقام اقدس نه قدس تا از-- یعنی بالاتر از مقدسات،
مقدسترین حقیقت نظام هستی تقد--
تنزل پیدا کرد که مثلاً در قالب ولایت اهل بیت یا محبت حسین ابن علیست.
اینو تو دل من و شما ریختن. توجه کردید؟
بعد این مقدسات رو این بلکه نظام اقدس رو ما پس دادیم.
یعنی همون اولین باری که ما چشیدیم این رو
مراقبت نداشتیم، محاسبه نداشتیم، پس دادیم.
بلافاصله بعد از اینکه ما چشممون به ضریح امام حسین افتاد، اون حال خوش
از حرم که اومدیم بیرون دوباره چشم رفت سراغ همون چیزی که بهش عادت داشت.
توجه به خبیثات. الخبيثات للخبيثين.
خب زایدهش میشه چی؟
عکس العملش میشه چی؟ خبیثات
این شد که خدا هم غیور-- غیرت داره وقتی نظام اقدس رو پس زدی
میگیره. بعد میای دوباره تو جلسه میشینی میبینی نه حال خوش پیدا کردی.
دوباره نور گرفتی. این نور یه نور جدیده.
اون نور قبلیه رو ازت گرفتن بردن.
هنر داشتی میشدی مثل آقای بهجت
که نور على نور هی از یه تسبیح بی بی زهرا نور بیاد نور نور،
نورش رو خرج نکنه. ما چون پس زدیم مقدسات رو توجه به غیر مقدسات کردیم.
نظام اقدس عالم
عرض شود خدمتتون ناز داره.
اینطوری به شما بگم مثل یک پرندهای است عرفا گفتن
نازدار که میره پر میکشه میره دیگه هم نمیاد.
اگر چیزی اومد یه چیز جدید اومده.
دیگه اون نیست. اینو من به شما عرض کنم.
این مر-- گرفتاری ما که دچار وسوسه، شک، تردید
اینها شدیم به جهت پس زدن نظام مقدساته.
مقدسات رو پس زدیم و الا
خدا کم نذاشته برای ما از الان ختم کلام نقطه سر خط.
از الان اونچه که از حقایق هستی بر ما چشاندେ میشه و به ما میچشون اون رو حفظش کنیم پسش نزنیم.
حفظش کنیم، نگرش داریم بعد ببینیم چجوری نور على نور میشه
که از آقای بهجت پرسیدن از قول استادش آقای کمپانی و آقای کمپانی از اس-- قول استادش فرمود اونچه که تسبیح
مثال زدن مثل تسبیح حضرت زهرا
که حتی یه تسبیح بی بی رو بعد از نماز ما گفتیم حفظش کردیم
چون حفظش کردیم به شرط محاسبه و مراقبه از دست ندادیم هی نور على نور شد به اینجا رسیدیم.
ما هی خرج کردیم رفت نظام عالم هم پس زدیم مقدساتو رفتن ناز کردن دیگه هم برنگشتن.
برای اینکه فعلا ما رو توی پوسته ای نگه دارن بیشتر از این آبروریز-- آبروریزی نشه.
یه چیزکی به ما میچشون هر لحظه.
ولی دیگه اون نیست. دیگه اون زیارت اول تکرار نمیشه.
دیگه اون نمازه نیست. دیگه اون توجهه نیست.
مگر دیگه واقعاً زیر و رو بشه انسان از این رو به اون رو بشه.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد