ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 016

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

وسواس و حکم طهارت

یکی از بیماری‌های روحی وسواس است و در احکام نیز استفتائاتی پیرامون آن هست: هر چیز را نجس دیدن، غبار شیء نجس، دست کودک، پرز سجاده، رطوبت و انتقال به جوراب و مانند این‌ها. رهبر معظم برای مبتلایان به وسواس حکم کلی دارند: تا وقتی این بیماری روحی هست — و البته رفع می‌شود و همیشگی نیست — حتی اگر یقین کرده باشی چیزی نجس است اما با چشم انتقال نجاست را ندیده‌ای، حکم به طهارت کن تا وسوسه برطرف شود؛ مگر آنکه با چشم انتقال را ببینی. در این صورت حتی غبار شیء نجس و دست کودک را پاک بدان و حکم طهارت مطلقه را جاری کن تا آن حالت برطرف شود.

بعضی فقهای قدیم به مریدان مبتلا به وسواس حتی نماز بدون نیت می‌گفتند؛ کسی صد بار الله‌اکبر می‌گفت و نیت نمی‌آمد. مرجع گفته بود تا این بیماری داری بدون نیت نماز بخوان — حتی رکن را برداشتند؛ این‌قدر قصه حساس است.

ریشهٔ وسواس: توجه به غیر خدا

این بیماری از کجا پدید می‌آید؟ قطعاً بی‌ربط با قلب مریب و قلب شکاک و مردّد — موضوع بحث — نیست. همه از توجه به غیر خداست؛ توجه به خبائث، نه به آنچه پاک و مطهّر است. انسان توجه کند به شیطان و شیاطین و اهرمن‌ها و چیزهای بد. این همه دعای خوب در مفاتیح ریخته؛ سفارش آن است که به همان‌ها بسنده شود، نه آنکه سراغ ختومات عجیب با اجنهٔ موکّل بروند یا کسانی بگویند موکل جن داری. درد همین توجه به آن‌هاست.

درمان آدم متکبر چیست؟ شیطان ابا و استکبار کرد. روایات می‌گویند با متکبر عین خودش رفتار کن: متکبرانه؛ یعنی اصلاً او را آدم حساب نکن و توجه نکن تا گورش را گم کند. چون توجه کنی پررو می‌شود و او نیز متوجه تو می‌شود. راه خلاصی از وسواس عدم توجه است؛ مطلقاً توجه نکنی و خود را به بی‌خیالی بزنی. آدم متکبر همین‌طور، شیطان همین‌طور. در این جلسات به ندرت از جن سخن گفته می‌شود؛ وقتی از آنان حرف بزنی خوششان می‌آید. از متکبر حرف بزنی خوشش می‌آید. حرف نزن، سمتش نرو، بی‌توجه باش. حتی کسانی که با گرفتاری می‌گویند طلسمی نوشته‌اند یا جادو شده‌اند: همین توجه آنان را می‌آورد اگرچه نیامده باشند. مطلقاً توجه نکنیم؛ چون توجه کردیم گرفتار شدیم. هرچه بیشتر توجه کنی توجه آنان به تو بیشتر می‌شود.

توجه عرفانی و هشدار پیامبر

موهبت الهی به انسان توجه عرفانی است: نماز را با توجه بخوان. علامه حسن‌زاده فرمودند به توجه عرفانی بنشین ببین چگونه عوالم را سیر می‌کنی. متأسفانه این موضوع را بد جا به کار برده‌ایم. توجه به یک معنا نگاه عمیق است؛ گاهی نگاه می‌اندازی و صورت برمی‌گردانی و توجه نمی‌کشی. قرآن می‌فرماید:

«وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ» (حجر/۸۸)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و چشمانت را به آنچه از بهره‌های دنیا به گروه‌هایی از آنان داده‌ایم مکش.

همین که به مظاهر دنیا توجه کنی، پشت سرش حب می‌آید. پیامبر از جایی می‌گذشت و شتران سرخ‌مو — به تمثیل امروزی خودروهای مدل بالا — ایستاده بودند؛ کسی با شانه زد که نگاه کن. حضرت توجه نکرد. پرسیدند چرا نگاه نمی‌کنی؟ فرمود می‌ترسم نگاه کنم دلم بخواهد. یعنی متوجه شوی کار به دستت می‌دهد.

حاج عباس تربتی و نگاه بازار

مرحوم حاج عباس تربتی وقت از دنیا رفتنش — یک هفته پیش ساعت و چگونگی را می‌دانست — اولیا دورش جمع بودند. لحظهٔ ارتحال سلام به پیامبر و امیرالمؤمنین و حضرت زهرا داد؛ سپس بغض گرفت و به گوشهٔ حجره نگاه کرد و سلام به حضرت زینب علیهاالسلام داد و گریست: بی بی جان چرا قدم رنجه فرمودید؟ گفت چون یک عمر گریهٔ ما برای حسین را دیدی، اکنون آمدی. در این حال از دنیا رفت. پسرش می‌گوید در بازار تهران مطلقاً به مغازه و حجره نگاه نمی‌کرد. چند بار گفتم اینان با امید جنس ریخته‌اند، نگاهی بکن. همان حرف پیامبر را فرمود: می‌ترسم ببینم و توجه کنم و حب بیاید. اینکه انسان به چه توجه می‌کند مهم است.

گاهی ظاهراً نگاه نکشیده اما شیطان گول می‌زند؛ مستقیم به حدود و نامحرم توجه نمی‌کند اما با گوشهٔ دید می‌پاید. آیه داریم:

«يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ» (غافر/۱۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خیانت چشم‌ها و آنچه سینه‌ها پنهان می‌کنند می‌داند.

در تفاسیر از اهل بیت روایت است که خیانت چشم زل زدن مستقیم نیست؛ زاویهٔ دید است. اکنون که روبه‌رو نگاه می‌کنی چپ و راست را نیز می‌بینی؛ اگر کسی آنجا حرکت کند او را هم می‌بینی. به این خیانت اعین می‌گویند. خدا می‌گوید این را نیز می‌دانیم؛ ممکن است مستقیم چیزی را ببینی اما آن را نبینی و بغلی را بپایی — این نیز نوعی توجه زیرکانه است که ظاهر مشخص نباشد. «ما تخفی الصدور» — آنچه در سینه ناپیداست؛ خیال نکن خبری نیست.

هشدارهای الهی در قرآن

هشدار الهی همان مراقبت دائمی حق است. چند آیه هشدار می‌دهد: «هو معکم أینما کنتم» — هر جا باشید او با شماست؛ «فأینما تولوا فثم وجه الله» — به هر سو رو کنید وجه خدا آنجا است؛ «إن الله یحول بین المرء وقلبه» — خدا میان شخص و قلبش حائل است و از خودت به تو نزدیک‌تر؛ «نحن أقرب إلیه من حبل الورید» — از رگ گردن نزدیک‌تریم. این‌ها همه هشدار الهی‌اند. چون به آن‌ها توجه نداریم و توجه‌مان سمت خبائث رفته، خبیثات متوجه ما شده‌اند و به وادی وسواس و شکاکیت کشیده‌اند.

چرا حالات اول تکرار نمی‌شود؟

نکتهٔ مهم دیروز را با چند سؤال دوباره تأکید می‌کنیم. چرا معمولاً اولین زیارت تکرار نمی‌شود؟ اولین بار کربلا چنان منفجر شدی که دست خودت نبود؛ اکنون همان‌طور نیست. اولین دیدار عالم یا رهبر چنان است و دفعات بعد عادی. چرا نمازها دیگر نمازهای قدیم نیست؟ چرا حالات خوش نوجوانی رفت؟ چرا زندگی زناشویی اول پر احترام است و جلوتر طلاق عاطفی می‌آید؟ چرا اشک برای امام حسین اول می‌ریخت و اکنون دل سنگ شده؟ این همه «چرا» به یک موضوع برمی‌گردد.

از مقام اقدس — بالاتر از مقدسات، مقدس‌ترین حقیقت نظام هستی — تنزل یافت و در قالب ولایت اهل بیت یا محبت حسین بن علی در دل ریخته شد. سپس این مقدسات بلکه نظام اقدس را پس دادیم. همان اولین چشیدن را مراقبت و محاسبه نکردیم و پس دادیم. بلافاصله پس از آنکه چشم به ضریح افتاد و حال خوش آمد، بیرون حرم دوباره چشم سراغ همان عادت‌های خبیث رفت. «الخبیثات للخبیثین»؛ واکنش آن است که خدا غیرت دارد و وقتی نظام اقدس را پس زدی می‌گیرد. دوباره در جلسه می‌نشینی و حال خوش جدید می‌یابی؛ آن نور قبلی را برده‌اند. هنر آن بود که مانند آقای بهجت نور علی نور شود و نور تسبیح حضرت زهرا را خرج نکند.

چون مقدسات را پس زدیم و به غیر مقدسات توجه کردیم، نظام اقدس ناز دارد. عرفا گفته‌اند مانند پرنده‌ای نازدار که پر می‌کشد و دیگر برنمی‌گردد؛ اگر چیزی آمد چیز جدید است، دیگر آن نیست. گرفتاری وسوسه و شک و تردید از پس زدن نظام مقدسات است. خدا کم نگذاشته؛ از اکنون آنچه از حقایق هستی چشانده می‌شود حفظ کنیم و پس نزنیم تا نور علی نور شود. از آقای بهجت پرسیدند؛ از قول استادش آقای کمپانی و او از استادش فرمود آنچه را تسبیح حضرت زهرا مثال زدند: حتی یک تسبیح پس از نماز را حفظ کردیم، با محاسبه و مراقبه از دست ندادیم، هی نور علی نور شد. ما هی خرج کردیم و نظام عالم مقدسات را پس زد و ناز کرد و برنگشت؛ برای آنکه در پوسته‌ای نگه دارند تا آبروریزی بیشتر نشود، گاه چیزکی می‌چشانند، اما دیگر آن زیارت اول و آن نماز و آن توجه نیست مگر انسان زیر و رو شود. ان‌شاءالله عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

مفاتیح و ترک ختومات زیان‌بار

به جای پناه بردن به ختومات غریب و سخن از موکل جن، باید به ادعیهٔ مفاتیح و توجه به حق بسنده کرد. درد وسواس و شک همان توجه به خبائث است. حتی ذکر طلسم و جادو، اگر واقعیت نداشته باشد، با توجه انسان راه را برای آنان باز می‌کند. شیطان و متکبر هر دو با بی‌اعتنایی و ترک توجه رام می‌شوند؛ توجه سوخت آنان است.

نگاه نکشیدن به متاع دنیا

آیه می‌گوید چشمت را به آنچه از متاع دنیا به دیگران داده‌ایم مکش. پیامبر چون از کنار شتران سرخ‌مو گذشت و اصرار شد نگاه کند، نفرمود بی‌ارزش است؛ فرمود می‌ترسم دلم بخواهد. حب پس از توجه می‌آید. حاج عباس تربتی در بازار تهران به حجره ها نگاه نمی‌کرد با همان منطق؛ و در مرگ، چون عمری بر حسین گریسته بود، دیدار حضرت زینب را مقدمهٔ رحلت یافت.

دوربین مراقبت الهی

«هو معکم أینما کنتم»، «فأینما تولوا فثم وجه الله»، «إن الله یحول بین المرء وقلبه»، «نحن أقرب إلیه من حبل الورید» — این‌ها هشدارند که مراقبت حق از رگ گردن نزدیک‌تر است. چون به این قرب بی‌توجه‌ایم و چشم به خبائث دوخته‌ایم، وسواس و شک ما را می‌کشند. خیانت اعین نیز همین زاویهٔ دید پنهان است که ظاهر زل نمی‌زند اما با گوشهٔ چشم می‌پاید؛ خدا آن را نیز می‌داند.

ناز نظام اقدس و نور علی نور

مقدس‌ترین حقیقت در قالب ولایت و محبت حسین در دل ریخته شد؛ اما بی‌مراقبه پس داده شد. خدا غیرت دارد و نور اول را می‌گیرد؛ نور بعدی نور دیگری است. آقای بهجت از استادان خود نقل می‌کرد که تسبیح فاطمه را خرج نکردند و با محاسبه نور علی نور ساختند. ما خرج کردیم و پرندهٔ نازدار اقدس پر کشید. گاه چیزکی می‌چشانند تا آبرو بیشتر نریزد؛ اما زیارت اول و نماز اول بازنمی‌گردد مگر زیر و رو شدنی راستین.

تکرار حالات خوش و طلاق عاطفی

چرا نماز دیگر آن نماز نیست و اشک حسین خشکیده و زندگی زناشویی به طلاق عاطفی رسیده؟ چون پس از چشیدن نظام اقدس، مراقبت نبود و چشم دوباره به عادات خبیث برگشت. خبیثات برای خبیثان است و غیرت حق نور را می‌گیرد. آنچه بعد می‌آید نور تازه است نه بازگشت همان اول. حفظ با محاسبه و مراقبه تنها راه نور علی نور است؛ وگرنه پرندهٔ نازدار اقدس بازنمی‌گردد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.