د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
شک پس از نماز؛ بیاعتنایی
قلب منیب14_ ج46
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۲:۴۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## شک پس از نماز؛ بیاعتنایی
۰:۱۲
## آیات انابه و قلب منیب
۰:۳۲
آیهٔ سیزده سورهٔ غافر:
۱:۰۹
## آیندهنگری امام؛ سه هدف انقلاب
۳:۵۹
## خواب امام و تعبیر آقای کشمیری
۵:۰۸
## والشمس و ضحاها؛ نور پس از ظلمت
۸:۵۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.
یکی دیگه از شکهایی که نباید بهش در نماز اعتنا کرد شک
بعد از خود نمازه.
جلسه پیش گفتیم شک بعد از محل
یعنی اینکه محل مثلا از سجده گذشتی شک کنی تو خود نماز از رکوع گذشتی شک کنی،
سجده انجام دادی، رکوع انجام-- اوه هیچ.
اونم نباید اعتنا کنی. این میگه بعد از نماز کلا نماز تموم شد
شک میکنی که مثلا بخشی از نماز رو درست خوندی یا نه، یه جزئش رو.
دیگه میگه اعتنا نکن. تموم شد دیگه نماز تموم شد.
دو سه تا آیه براتون بخونم ببینید برداشتمون
از این آیات با این عقل
کم بنده حقیر چی میشه؟
چون این آیات ربطی به بحث منیب و قلب منیب داره.
اما نکته بسیار برجستهای درش هست.
یکی آیه سیزده سوره غافره میفرماید "هو اللوی" دقت کنید.
خدا خودش رو اینطوری معرفی کرده.
"یریکم آیاته
و ينزلکم من السماء رزقا"
خدا کسیست که آیاتش رو برای شما آورده
از آسمون برای شما رزق آورده
"وما يتذكر" منتها خدا میفرماید صراحتا میفرماید اینو هر کسی نمیفهمه.
متوجه این امر نمیشه "وما يتذكر
إلا" یک عده فقط "من ینیب"
الا کسی که اهل عنابهست
یعنی دارای قلب منیب هست
که یعنی د-دائما در حال
رجوع به خداست. آن به آن به خدا توجه داره.
در آیه دیگهای در سوره قاف
آیات شش و هفت و هشت رو که بررسی کنید انتهاش میفرماید "تبصره"
اشاره میکنه به، اه
آسمانها و زمین و جایگاه خدا، عظمت خدا در این خ-خلائق.
بعد میفرماید "تبصره" اینها یک
بصیرتی میخواد. دقت به اینها و "ذكرى"
و اینها همه یک ذکر و یادآوریست
برای کی؟ "لكل عبد"
نون هم نه هر عبدی، "منیب"
بر بندهای که به حالت عنابه رسیده.
اینم میتونه کشف کنه حقایق و کنح
رموز این عالم هستی رو به غیر از قلب منیب نمیتونه.
باز یه آیه دیگه هم تبر-- زیاده حالا من تبرکاً عرض کنم آیه
نه سوره سبأ "إن في ذلك
لآية" باز بحث
نظر انداختن به آسمانها و زمین هست و
انتهای سوره میفرماید "إن في ذلك آية".
"إن في ذلك لآية"
این چیزی که ما گفتیم دقت کنید به آسمانها و زمین و چه وچه،
این یه نشانهایست که هر کسی هم متوجه نمیشه فقط یه عدهای خاصی هستن.
اینا کیان که متوجه نشانههای خدااند؟
"لكل عبد منيب" دوباره اینجا داره تکرار میکنه خدا آیه صریح آیه قرآنه.
فقط بندگان منیب میفهمن این آیات رو.
کسانی که دائما به سمت خدا رجوع کرده باشن
و اون هم البته خب ما عرض کردیم عنابه چون در قرآن هم در خصوص
گناهکاران واقع شده، کسی که گناه میکنه برمیگرده به سمت خدا و ترک معصیت میکنه و هم در خصوص
پ-پیامبران و انبیا نشون میده که
این خب مربوط به درجات عالیه عنابه است، نه درجات
ابتدایی و سفلی اون. در حقیقت اینطوری هم میشه گفت هر چقدر که انسان عنابش بیشتر شد،
تذکرش و فهمش
و نکته سنجیش و رمز یابیش در این عالم هم بیشتر میشه.
تا جایی که میتونه حقایقی رو بفهمه از آینده که هر کسی نمیفهمه.
که ما جل-- ما خوشحالیم
که الحمدالله طی تاریخ
در جایگاه ولایت بعد از امام عصر ما کسایی قرار گرفتن که
تونستند آینده شناسی کنند، آینده نگری کنند و اینها بصیرت داشتند،
متوجه بودند دارن چیکار میکنن و ما پشت سرشون راه افتادیم.
مثلا یکی مثل حضرت امام
خدا رحمت کنه حضرت، اه خدا رحمت کنه آقای عسگر اولادی رو.
من با یک واسطه از یکی از بزرگان نقل میکنم که ایشون نقل کردن که من
از آقای عسگر اولادی روزای آخر عمرش
دستنوشتی گرفتم که
ایشون نوشته من دیدم این دستنوشتو خود بنده
که توش
نوشته که اواخر
ثون ماه سال چهل و یک،
سال چهل و یک کجا؟ پیروزی انقلاب کجا؟
هنوز تازه سال چهل و دو هم نرسیده که سرمنشأ انقلاب باشه و اینا.
با امام یک دیدار، یک خلوت
حالا خصوصی داشتن فقط آقای عسگر اولادی بود و امام.
دل شب. بعد اونجا امام جمله جالب و عجیبی به آقای عسگر اولادی میده، میگه.
میفرماید که اهداف ما برای این انقلاب،
هنوزم هیچ خبری نبوده پونزده خرداد هم هنوز رخ نداده.
چند ماه مونده هنوز. اهداف ما برای این انقلاب سه چیزه.
ببینید اهداف بلند امام رو.
اول اسلامی کردن ایران.
دو، اینا جملات امامه.
دو، اسلامی کردن کشورهای اسلامی.
سه، جهانی کردن اسلام.
و خب فاز اولش که تو انقلاب خودمون رخ داد.
اسلامی کردن ایران. به سمت این داریم حرکت میکنیم.
البته به تمام کمال که نرسیده ولی به سمتش داریم
حرکت میکنیم. بنامون این بوده.
الان تو فاز دوم اون اهداف بلند امامیم.
جه-- اسلامی کردن کشورهای اسلامی،
کشورهایی که به ظاهر اسلامیاند اما باید اسلامی بشن.
همین بیداری اسلامی که تو منطقه رخ داد
اخیراً رهبر عزیزمون یه جمله خیلی کلیدی و جالبی داشتن،
مخاطبین و اینها هم حضار هم خندیدن به این جمله آقا ولی خیلی جالب بود که
آقا فرمودن میگن
اِاِاِ آمریکاییها میگن مردم ایران اما میترسن.
اگر از شما میترسن چطور در دهه
پنجاه شما رو از ایران بیرون کردن
و در دهه نود
از منطقه بیرونتون کردن؟
این از منطقه بیرون کردن یعنی همین اه هدف فاز دوم
امام رحمت الله علیه که مد نظرش بود.
یعنی بیداری اسلامی یا اسلامی کردن کشورهای اسلامی که داره اتفاق میفته.
سومیش هم جهانیسازی اسلامه.
بعد امام میفرمود آقای عسگر اولادی میگه امام فرمودن که
وقتی این فاز سوم رخ داد، اون موقع ما محضر
ولی نعمتمون امام عصر
عرض میکنیم که مولا جان مو--
جهان در انتظار قدومت است.
ببینید نگاه رو، نگاه بلند رو.
این ناشی از چی میشه؟ همین آیندهنگری، اینها از چی ناشی میشه؟
صریح آیه قرآن میگه این باید قلب منیب داشته باشه
و الا نمیتونم به وجه اتم و بالاش
و الا نمیتونه. جالبه که تازه بعضی جاها اون
اوایل حضرت امام خب خیلی به خواب و اینها توجه نمیکردن.
بعضی جاها هم که اگر یه وقت امام
نمیشه گفت متزلزل یا مثلاً
اِمم تصمیم قاطعی نداشتن،
بزرگانی بودن در کنارش محکمش کنن مثل امثال آقای بهجت خاک که کنار رهبر ما بودن محکمش میکردن.
مثل آقای کشمیری. نمونه زیاد اینطوری هست که آقا سید احمد میگفت
من قبلاً براتون عرض کردم تو نجف وقتی امام یه خواب دید که امیرالمؤمنین تو قبر میگذارش و پشت
کمر آقا یه چیزی تو قبر اذیتش میکرده.
امیرالمؤمنین برمیداره میگه راحت شدی؟
میگه بله و امام تعبیرش این بوده که تو همون نجف از دنیا میره و به دست امام انقلاب پیروز نمیشه.
پیروز خواهد شد اما نه به دست-- بعد خبر میرسه با آقای کشمیری.
حالا ج-- جریانش مفصله که آقا سید احمد معرفی میکنه
و خواب امام رو تعبیر میکنه که اون آقای کشمیری بزرگ
که حالات عجیبی هم داشت.
مثلاً هشت ساعت عبا رو سر رو به روی حرم امیرالمؤمنین دائم الذکر بوده.
یه آدم عجیبی بوده. ایشون
میفرمود نخیر، این خواب اتفاقاً یعنی اینکه انقلاب به س-- به زودی پیروز خواهد شد و حضرت امام
پرچم ولایت رو بلند خواهد کرد
و اونچه که در این مسیر
امام امت را اذیت میکنه مثل اون چیزی که کمر آقا رو تو قبر اذیت میکرده، مولا برمیداره
خود اهل بیت براش رفع میکنن
تا متصل بشه به قیام جهانی حضرت حجت.
ببین این بلند
نظریهای عرفانی و معنوی ناشی از انابه است.
چیزی به جز این نیست. و البته
ما در صریح آیات قرآن هم داریم "والشمس وضحاها".
حالا این بحث مبسوط باید ادامهش بدیم.
ولی چه کنیم فرصت هم محدوده و ما هم تبرکاً میگیم اگرچه امروز من باید خوب نیم ساعت، یک ساعت
خطبهخوانی میکردیم، جشن میگرفتیم،
شادی میکردیم. امروز برنامه ویژه اصلاً ارائه میدادیم تو این محل،
شیرینی میدادیم اصلاً یک برنامه ویژه.
ولی چه کنیم؟ به هر حال شب بسیار با عظمت و فرخندهایست.
شب آزادی و رهایی ما از بنده.
واقعاً بخوایم اینو تعبیرش کنیم تا شب باید بشینیم.
به هر حال میخوام عرض کنم که
اِاِاِ در یه همچین شبی،
اون بلند نظری امام از جهت عرفانی
توسط بزرگانی که طی تاریخ
گفته بودن حتی میگن امام وقتی ب--
خیلی سنش کم بود طلبه بود، مرحوم آقای شهاب الدین بزرگ رحمت الله علیه امام رو تو سن جوانی دیده بود،
صداش کرده بود تو گوشش گفته بود
که آره تو یکی روزی
دولت اسلامی تشکیل خواهی داد و چه و چه.
اینها تو خاطرات هست. حالا من میخوام بگم.
امشب همون شبه که کلید واژهش خورد و
به هر حال ما میخوام عرض کنم که در سوره "والشمس وضحاها"
میگه خورشید و ضحاها، خورشید پیغمبره، ضحاها دینشه، نورشه.
بلافاصله میفرماید "والقمر اذا
تلاها" میگه اِاِ
اِاِ ماهی که اِاِ شبها خودش رو نشون میده.
ماه شب میاد بیرون دیگه. داره در حقیقت
تلویحاً میگه که بعد از هر نوری یه ظلمتی در طبیعت روزگار آشکار میشه.
ولی "والنهار اذا جلا" در نهایت نور خودش رو متجلی میکنه.
اینجا یک نهی بیست و امثال ما.
پیغمبر با اون عظمتش وقتی اسلام رو جهانیسازی کرد،
خیلی-- اصلاً کسی باورش نمیشد
روزای اول. هرچی پیغمبر تو گوش بعضیا میخوند صبور باشید.
چرا پیغمبر فرمود این آیه سوره هود
من رو پیر کرد، محاسنم رو سفید کرد.
تو سوره هود که میفرماید اِاِاِ
استبر جان؟ استقم كما امرت آفرین.
ومن تاب معك فاستقم كما امرت.
میگه استقامت ببرز به اونچه که ما به تو امر کردیم.
توجه بهش نمیکنن خیلیا.
تفسیر میگه این قسمت دومش بوده که پیر کرده پیغمبر رو.
ومن تاب معك یعنی استقامت
مسلمونا، امت اونا باید مستقیم باشن.
تا میبینن شب شد میبازن خودشونو.
خب خیلی جنگها ما داشتیم.
روزی یه دونه خرما دو نفر میخوردن.
شب ابی طالب داشتیم. خونریزیها داشتیم.
باورشون نمیشد یه روزی اسلام جهانگیر بشه.
وقتی پیغمبر مژده فتح
روم و ایران رو داد، کسی باورش نمیشد.
ولی شد. خب میخوام بگم که تو بحث انقلاب ما هم همین هست.
یک سختیهایی قطعاً در مسیر ما، یک شبهایی، یک ظلمتهایی وجود داره.
اما در نهایت انشاالله واللیلة والنهار اذا
جلا. حالا این بحث رو خیلی نصفه نیمه من گفتم و نپخته شد.
ببخشید. انشاالله که این شب فرخنده باشه برای هممون.
من خواهش میکنم امشب تو خونهمون لااقل برای زن و بچهمون شده به برکت امام و خون شهدا تعظیم کنیم امشب رو.
واما بنعمت ربک فحدث نعمت رو حدیث کن، بیان کن.
یه شیرینی بگیریم بریم خونهمون.
انشاالله روح امام و شهدا از ما راضی باشن.
نثار همشون صلوات بفرستیم.
اللهم صل على
محمد و آل محمد و عجل
جلسه قبل
جلسه بعد