د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۳
دارای متن همگام
شک پس از محل
قلب منیب13_ ج45
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۸:۲۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## شک پس از محل
۰:۱۴
## احمد بن اسحاق و حسین شرابخوار در قم
۱:۲۶
## عنابه پاسخ میدهد؛ تأثیر نفس امام
۴:۲۰
## عنابه سبب هدایت؛ آیات رعد و شوری
۵:۰۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلامٌ علیکم و رحمة الله.
خب یکی دیگه از شکهایی که نباید بهش اعتنا کرد، شک بعد از محله.
در نماز محل
یک مثلا ااا
حمد گذشته، شما
می-میخوای بری رکوع یا رفتی رکوع،
یه دفعه یادت میاد که حمدو خوندی یا نه؟
فکر میکنی که چی شد؟ خوندم، نخوندم.
سو-سوره رو میدونی خوندی مثلا.
دیگه گذشته چون وقت حمد گذشته سوره رو هم خوندی اینجا گفتن اعتنا نکن.
وقتی که گذشت از محلش در هر چیزی
رفتی سجده شک کردی که رکوع انجام دادی اصلا یا نه؟
یا یکباره اومدی سجده، تو سجده یادت--
این چون محل رو گذروندی دیگه
البته شکها اگه یقین کنی که
تکلیفش چیز دیگهایه. اینجا میشه-- میگه اعتنا نکن خدا آسون گرفته.
پس بعد از محل
هر کدوم از اجزاء نماز محلش گذشت شک کردی در رابطه با اون
که درست انجام دادی یا نه، اصلا انجام دادی یا نه به شکه اعتنا نکن.
این یه حکم کلی هم هستها همه مراجع فرمودن.
اما در خصوص قلب منیت در تاریخ نقل میکنند که
ااا برای اینکه نکتهای رو پیرامون این قضیه و خیلی مهم
نکتهی قرآنی رو عرض کنم مصداقش رو اول بگم.
در تاریخ نقل میکنند که
شخصی بود به نام احمد بن اسحاق که وکیل اوقاف قم بود.
در اون زمان ایشون یکی از ااا
فقها و علمای
خوب و برجسته اون زمان بود که
در همون شهر قم یه آدم
حالا میشه گفت مؤمن و دوستار اهل بیتی بود اما گرفتار گناه شرابخواری شده بود به نام
حسین، معروفه در تاریخ به نام حسین در قم زندگی میکرد.
این حسین حالا هر کاری که با این
احمد بن اسحاق وکیل
اوقاف قم داشت اومد یه روز به دیدن ایشون کارشو حالا بگه و اینا یا هرچی تاریخ ننوشته چه کاری داشت.
اومد ایشون رو ببینه. احمد بن اسحاق چون میدونست ایشون
اگرچه سادات هم بوده حسین از فرزندان و نوادگان امام صادق صلی الله علیه بوده،
لکن چون شرابخواری میکرد راهش نداد.
گفت نه آخه بگید بره من کاری باهاش ندارم و
ایشون خیلی پژمرده شد حسین خیلی غمزده شد و محزون برگشت.
بعد ایشون، احمد بن اسحاق اون سال توفیق شد که بره مکه.
رفت حج رو انجام داد به هنگام برگشتن
گفت بریم زیارت امام زمانمون.
امام زمان ایشون امام حسن عسکری سلام الله علیه بودن.
رفتن سامرا محضر امام عسکری رو
درک کنن. وقتی که وارد شدن خواستن اذن ورود بگیرن حضرت راهشون ندادن.
گفتن بهش بگید بره. خیلی ایشون ناراحت شد.
خب اگر ما بریم در خونه اماممون رو یا یکی از وکلای اماممون رو که مراجع و علما و فقها اینا وکیل امامن
، وکیل عام و خاص. اینها مثلا رمون، ردمون کنن.
اگر بریم معلومه ما اهل عنابه نبودیم.
عنابه یعنی هی دائم برگردی دیگه قبلا ترجمه کردیم.
پس چیزی هم گیرمون نمیاد اگرچه با دل شکسته بریم.
اما نه اگر تضرع کنیم، زاری کنیم، دو مرتبه در بزنیم، خواهش کنیم، التجا کنیم،
اصرار کنیم، التماس کنیم قطعا در باز میشه.
کما اینکه ایشون این کارو کرد.
چون اهل عنابه بود
رم-- برنگشت حالا با همون دل شکسته بره.
واستاد ساعتها گریه کرد، تضرع کرد، زاری کرد، هی پیغام داد، خواهش کرد از آقا عذرخواهی کرد.
آقا هرچی بوده ببخشید، حلال کنید، اجازه بدید ما از موالیان شماییم، از شیعیان و دوستان شما هستیم.
ما رو رد نکنید از راه دور. اینقدر ااا اصرار کرد
تا امام عسکری سلام الله علیه چی شد؟
جواب داد دیگه راهش داد.
ببین عنابه اینجا جواب میده.
اومد محضر حضرت و به گریه افتاد که يا ابن رسول الله آخه چرا منو شما راه ندادی؟
چه خطای بزرگی از من سر زده که شما امام من رام ندادی؟
خیلی از موقعهامون این میریم حرم رامون نمیدن یه خطایی از ما سر زده.
خلاصه امام فرمودن که حسین از نوادگان جد ما امام صادق
اومد تو رو کار داشت و تو ردش کردی.
اولا اهانت کردی بهش.
اصلا قبولش نکردی. آدم میتونه یکم اگه مشکلی داره بیارش تو دفتر کارش چه میدونم بشینه نصیحتش کنه دوستانه،
خیلی برادرانه، پدرانه.
نه اینکه اصلا آخه ایشونو بگید بره، این اهانته دیگه.
دوما ایشون سادات بودن. بچه
ضراری از حضرت زهرا شما اهانت کردی.
خلاصه ایشون فهمید که از کجا خورده افتاد به گریه و توبه و
عنابه و از حضرت خواست که او هم او رو ببخشه و حضرت راضی شد و خلاصه برگشت.
وقتی که اومد قم خب وکیل بودن ایشون عالم بودن خیلیا اومدن سرش شلوغ شد.
اون موقعها حجهای قدیم اومدن دور و برش رو گرفتن و
جالبه که این حسین شرابخوار هم گفت خب آقا از مکه اومده رفته بعدم زیارت،
شنیده بود که رفته زیارت امام زمانش هم کرده،
این هم به عنابه افتاد. میتونست وقتی این ردش کرد بره دیگه هم نیاد.
اما ببینید این معلومه تو دلش یه نوری هست
که برش میگردونه. برمیگرده دوباره میاد در خونه
احمد بن اسحاق وارد میشه قاطی مهمونا میشینه زیارت قبول میگه و جالبه که تو تاریخ نوشته تا ایشون وارد میشه
احمد بن اسحاق خیلی احترام میکنه به ایشون.
بلند میشه کنار خودش جاش میده، تکریمش میکنه.
حسین خیلی تعجب میکنه. این چه کاریه نه به اون
طرد کردنش، نه به این تحقیر گرفتنش
خلاصه بهش میگه چی شد بعد که مهمونا رفتن چرا تو با من اینطوری دوگانه رفتار کردی؟
جریان رو تعریف میکنه. میگه امامم آقا اینطوری فرمودن و حسین-- ببین تأثیر
نفس امام از فرسنگها راه
چگونه در قلبش تأثیر میذاره، میشکنه.
میشکنه و برای همیشه شرابخواری رو کنار میذاره که هیچی،
دائماً تا آخر عمرش هی معتکف میشد.
هی میرفت تو مساجد اعتکاف میکرد و اهل عبادت شد.
جالبه که انقدر مقام عالی پیدا کرد که نزدیک قبر
حضرت معصومه سلام الله علیها هم دفنش کردن ایشون رو.
مردم شهر قم میشناسن. خب این عنابهست تو یک
روایت تاریخی دو جا جوابشو دیدیم.
پس عنابه سببش چی میشه؟
هدایت. آیا منشأ یا م-منبع قرآنی داره؟
بله. دقت کنید آیه بیست و هفت سوره ی--
رعد انتهاش میفرماید خدا که "ويهدي
الیه من عاب".
خدا هدایت میکنه به سوی خودش، کیا رو؟
"من عاب". هر کسی که برگرده به سمت خدا،
اهل رجوع باشه، ول نکنه بره، خسته نشه.
باز هم در آیه سیزده سوره شورا همین
اومده. حالا آیات زیادی هست من تبرکاً عرض میکنم.
انتهای آیه میفرماید "ويهدي الیه
من ینیب". اون عاب بود این ینیب.
هردوی از رو یک ریشهاند. خدا هدایت میکنه
اون کسی رو که عنابه میکنه یعنی برمیگرده دائم در خونه خدا.
پس ما سعی کنیم اگر میخوایم انشاالله نور هدایت در وجودمون تلألو کنه و در هر گناهی
خدایی نکرده افتادیم بپذیرن ما رو،
برگردیم و متوجه اشتباهی بشیم باید اهل عنابه باشیم.
یاد بگیریم که دائماً به سوی خدا رجوع کنیم بعد از هر گناهی حتی اگر از ما سر زد
به خدا رجوع کنیم. که البته این پایه اول عنابهست.
بعداً و قبلاً البته عرض کردیم که عنابه درجات بالایی داره تا جایی که همه انبیا تو قرآن اهل عنابه یاد شدن.
انشاالله که اهل عنابه باشیم.
عاقبت ما ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل
جلسه قبل
جلسه بعد