یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شک پس از محل
یکی دیگر از شکهایی که نباید بدان اعتنا کرد، شک پس از محل است. در نماز محل مثلاً حمد گذشته؛ میخواهی بروی رکوع یا رفتهای رکوع، یکدفعه یادت میآید حمد را خواندی یا نه؟ فکر میکنی خواندم، نخواندم. سوره را میدانی خواندهای. دیگر گذشته چون وقت حمد گذشته و سوره را هم خواندهای؛ اینجا گفتهاند اعتنا نکن. وقتی از محلش گذشت — در هر چیزی — رفتی سجده شک کردی که رکوع انجام دادی اصلاً یا نه؟ یا یکباره آمدی سجده و در سجده یادت آمد: چون محل را گذراندهای — البته اگر یقین کنی تکلیفش چیز دیگری است — اینجا میگوید اعتنا نکن؛ خدا آسان گرفته. پس پس از محل هر کدام از اجزاء نماز محلش گذشت، شک کردی درست انجام دادی یا نه، اصلاً انجام دادی یا نه، به شک اعتنا نکن. این حکم کلی است؛ همۀ مراجع فرمودهاند.
احمد بن اسحاق و حسین شرابخوار در قم
در خصوص قلب منیب، برای روشن شدن نکتهای مهم قرآنی، مصداقی تاریخی میآید. شخصی به نام احمد بن اسحاق وکیل اوقاف قم بود؛ از فقها و علمای برجستۀ آن زمان. در همان شهر قم مؤمنی دوستدار اهلبیت بود اما گرفتار گناه شرابخواری شده بود به نام حسین — معروف در تاریخ — از فرزندان و نوادگان امام صادق علیهالسلام. حسین یک روز برای کاری نزد احمد بن اسحاق آمد. احمد بن اسحاق چون میدانست او هرچند سید است شراب میخورد راهش نداد؛ گفت بگویید برود من کاری با او ندارم. حسین بسیار پژمرده و غمزده و محزون برگشت.
آن سال احمد بن اسحاق توفیق حج یافت. چون برگشت گفت برویم زیارت امام زمانمان؛ امام زمان او امام حسن عسکری سلاماللهعلیه بود. به سامرا رفتند محضر امام را درک کنند. چون وارد شدند و اذن ورود خواستند حضرت راهشان ندادند؛ گفتند بگویید برود. بسیار ناراحت شد. اگر به خانۀ امام یا یکی از وکلای امام — مراجع و علما وکیل عام و خاصاند — برویم و ردمان کنند، اگر برگردیم معلوم است اهل عنابه نبودهایم. عنابه یعنی هی دائم برگشتن. پس چیزی هم گیرمان نمیآید اگرچه با دل شکسته برویم. اما اگر تضرع کنیم، زاری کنیم، دوباره در بزنیم، خواهش و التجأ و اصرار و التماس کنیم قطعاً در باز میشود. چنانکه او کرد: چون اهل عنابه بود برنگشت با همان دل شکسته؛ ساعتها ایستاد گریه و تضرع و زاری کرد؛ هی پیغام داد و خواهش و عذرخواهی کرد: آقا هرچه بوده ببخشید، حلال کنید، اجازه دهید از موالیان و شیعیان و دوستان شما هستیم؛ از راه دور ما را رد نکنید. آنقدر اصرار کرد تا امام عسکری راهش داد.
عنابه پاسخ میدهد؛ تأثیر نفس امام
عنابه اینجا جواب میدهد. آمد محضر حضرت و به گریه افتاد: یا ابن رسولالله چرا مرا راه ندادی؟ چه خطای بزرگی از من سر زده که امام من راهم نداد؟ خیلی از مواقع به حرم میرویم و راهمان نمیدهند؛ خطایی از ما سر زده. خلاصه امام فرمودند حسین از نوادگان جد ما امام صادق آمد تو را کار داشت و تو ردش کردی. اولاً اهانت کردی؛ اصلاً قبولش نکردی. آدم میتواند اگر مشکلی دارد بیاوردش دفتر کارش، بنشیند نصیحتش کند دوستانه، برادرانه، پدرانه؛ نه آنکه بگوید برود — این اهانت است. دوماً ایشان سادات بودند؛ بچۀ زهرایی؛ اهانت کردی. خلاصه فهمید از کجا خورده؛ افتاد به گریه و توبه و عنابه و از حضرت خواست او را ببخشد؛ حضرت راضی شد و برگشت.
چون به قم آمد — وکیل و عالم بود — خیلیها آمدند دورش را گرفتند. حجهای قدیم چنین بود. جالب آنکه همان حسین شرابخوار شنید از مکه آمده و زیارت امام زمانش کرده؛ او هم به عنابه افتاد. میتوانست وقتی ردش کرد دیگر نیاید؛ اما معلوم است در دلش نوری هست که برمیگرداندش. دوباره آمد در خانۀ احمد بن اسحاق؛ قاطی مهمانان نشست و زیارت قبول گفت. تاریخ نوشته تا وارد شد احمد بن اسحاق بسیار احترامش کرد؛ بلند شد کنار خودش جایش داد و تکریمش کرد. حسین تعجب کرد: این چه کاری است — نه آن طرد و نه این تکریم؟ پس از رفتن مهمانان پرسید چرا با من دوگانه رفتار کردی؟ جریان را تعریف کرد که امامم چنین فرمود. تأثیر نفس امام از فرسنگها راه در قلبش نشست و شکست؛ برای همیشه شرابخواری را کنار گذاشت و هیچ؛ دائماً تا آخر عمر معتکف میشد، به مساجد میرفت اعتکاف میکرد و اهل عبادت شد. انقدر مقام عالی یافت که نزدیک قبر حضرت معصومه سلاماللهعلیها دفنش کردند؛ مردم شهر قم میشناسند.
عنابه سبب هدایت؛ آیات رعد و شوری
این عنابه است؛ در یک روایت تاریخی دو جا جوابش را دیدیم. پس عنابه سبب چه میشود؟ هدایت. آیا منشأ قرآنی دارد؟ بله. آیۀ بیستوهفت سورۀ رعد انتها میفرماید خدا یهدی الیه من اناب — هدایت میکند به سوی خود کسانی را که برگردند؛ اهل رجوع باشند؛ ول نکنند بروند؛ خسته نشوند. در آیۀ سیزده سورۀ شوری نیز آمده: و یهدی الیه من ینیب. آن اناب بود این ینیب؛ هر دو از یک ریشهاند. خدا هدایت میکند کسی را که عنابه میکند — دائماً در خانۀ خدا برمیگردد.
«وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ» (سوره رعد، آیه ۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی خود هر که را که بازآید هدایت میکند.
«وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ» (سوره شوری، آیه ۱۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به سوی خود هر که را که بازگردد هدایت میکند.
پس اگر میخواهیم نور هدایت در وجودمان تلألؤ کند و در هر گناهی که خداینکرده افتادیم بپذیرندمان و برگردیم و متوجه اشتباه شویم، باید اهل عنابه باشیم. یاد بگیریم دائماً به سوی خدا رجوع کنیم پس از هر گناهی. این پایۀ اول عنابه است؛ عنابه درجات بالایی دارد تا جایی که همۀ انبیا در قرآن اهل عنابه یاد شدهاند. انشاءالله اهل عنابه باشیم. عاقبت ختم به خیر به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.