ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 014

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شک پس از نماز؛ بی‌اعتنایی

یکی دیگر از شک‌هایی که نباید در نماز به آن اعتنا کرد، شک بعد از خود نماز است. جلسه پیش گفته شد شک بعد از محل — مثلاً از سجده گذشته‌ای و شک می‌کنی، یا از رکوع گذشته‌ای — نیز نباید اعتنا شود. این نیز می‌گوید بعد از نماز، وقتی نماز تمام شد، اگر شک کنی که بخشی را درست خوانده‌ای یا نه، به جزئی از آن، اعتنا مکن؛ نماز تمام شده است.

آیات انابه و قلب منیب

چند آیه خوانده می‌شود تا برداشتن با عقلِ محدود روشن شود؛ زیرا این آیات با بحث منیب و قلب منیب مرتبط است و نکته‌ای برجسته دارد.

آیهٔ سیزده سورهٔ غافر:

«هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا ۚ وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ» (غافر/۱۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که آیاتش را به شما می‌نمایاند و از آسمان برایتان روزی فرو می‌فرستد؛ و جز کسی که رو کند متذکر نمی‌شود.

خدا خود را چنین معرفی کرده: آیاتش را می‌نمایاند و از آسمان رزق نازل می‌کند؛ اما صریحاً می‌فرماید هر کسی نمی‌فهمد. وما یتذکر الا من ینیب: فقط اهل انابه — دارای قلب منیب — که دائماً در حال رجوع به خداست و آن‌به‌آن توجه دارد.

در سورهٔ ق، آیات شش و هفت و هشت، به آسمان‌ها و زمین و عظمت خدا در خلائق اشاره می‌کند و می‌فرماید تبصره و ذکری برای هر عبدِ منیب. بصیرت و یادآوری برای بنده‌ای است که به حالت انابه رسیده. کشف حقایق و رموز عالم هستی جز با قلب منیب ممکن نیست.

آیهٔ نه سورهٔ سبأ نیز: إن فی ذلک لایة — باز نظر انداختن به آسمان‌ها و زمین — و در انتها إن فی ذلک لایة لكل عبد منیب. نشانه را فقط بندگان منیب می‌فهمند؛ کسانی که دائماً به سمت خدا رجوع کرده باشند. انابه در قرآن هم دربارهٔ گناهکاران آمده — که بازمی‌گردند و ترک معصیت می‌کنند — و هم دربارهٔ پیامبران، که درجات عالیهٔ انابه است نه درجات ابتدایی. هرچه انابه بیشتر شود، تذکر و فهم و نکته‌سنجی و رمز‌یابی در این عالم بیشتر می‌شود؛ تا جایی که می‌تواند حقایقی از آینده بفهمد که هر کسی نمی‌فهمد.

آینده‌نگری امام؛ سه هدف انقلاب

خوشحالیم که طی تاریخ در جایگاه ولایت پس از امام عصر کسانی قرار گرفته‌اند که توانسته‌اند آینده‌شناسی و آینده‌نگری کنند؛ بصیرت داشته‌اند و ما پشت سرشان راه افتاده‌ایم. نمونه: حضرت امام. با یک واسطه از یکی از بزرگان نقل است که از آقای عسگر اولادی در روزهای آخر عمر دست‌نوشتی گرفته که خودِ گوینده دیده است. اواخرِ ماه سال چهل و یک — هنوز سال چهل و دو نرسیده و سرمنشأ انقلاب نبوده — با امام دیدار و خلوت خصوصی داشته؛ فقط آقای عسگر اولادی و امام، دل شب. امام جملهٔ عجیبی می‌فرماید: اهداف ما برای این انقلاب — هنوز هیچ خبری نبوده؛ پانزده خرداد هم رخ نداده؛ چند ماه مانده — سه چیز است. اهداف بلند امام: اول، اسلامی کردن ایران؛ دوم، اسلامی کردن کشورهای اسلامی؛ سوم، جهانی کردن اسلام.

فاز اول در انقلاب خودمان رخ داد: اسلامی کردن ایران؛ به تمام کمال نرسیده اما به سمت آن حرکت می‌کنیم. اکنون در فاز دوم اهداف بلند امامیم: اسلامی کردن کشورهایی که به ظاهر اسلامی‌اند اما باید اسلامی شوند. بیداری اسلامی در منطقه رخ داد. رهبر انقلاب جملهٔ کلیدی داشتند که حضار خندیدند اما بسیار جالب بود: آمریکایی‌ها می‌گویند از مردم ایران می‌ترسند؛ اگر از شما می‌ترسند چگونه در دههٔ پنجاه شما را از ایران بیرون کردند و در دههٔ نود از منطقه بیرونتان کردند؟ از منطقه بیرون کردن یعنی همان هدف فاز دوم امام که مد نظرشان بود: بیداری اسلامی یا اسلامی کردن کشورهای اسلامی که دارد اتفاق می‌افتد. سوم جهانی‌سازی اسلام است. امام به آقای عسگر اولادی فرمود وقتی این فاز سوم رخ داد، آن موقع محضر ولی‌نعمت‌مان امام عصر عرض می‌کنیم مولا جان جهان در انتظار قدوم شماست. نگاه بلند. این آینده‌نگری از چه ناشی می‌شود؟ صریح آیهٔ قرآن می‌گوید باید قلب منیب داشته باشد؛ وگرنه به وجه اتم نمی‌تواند.

خواب امام و تعبیر آقای کشمیری

جالب آن‌که اوایل حضرت امام خیلی به خواب توجه نمی‌کردند. بعضی جاها اگر زمانی تصمیم قاطعی نداشتند، بزرگانی کنارشان محکم می‌کردند؛ مثل آقای بهجت کنار رهبر، یا آقای کشمیری. نمونه: آقا سید احمد می‌گفت در نجف امام خوابی دید که امیرالمؤمنین او را در قبر می‌گذارد و پشت کمر چیزی در قبر اذیتش می‌کرده؛ امیرالمؤمنین برمی‌دارد؛ می‌گوید راحت شدی؟ می‌گوید بله. تعبیر امام این بوده که در همان نجف از دنیا می‌رود و به دست او انقلاب پیروز نمی‌شود — پیروز خواهد شد اما نه به دست او. خبر به آقای کشمیری می‌رسد؛ جریان مفصل است که آقا سید احمد معرفی می‌کند و خواب را تعبیر می‌کند. آقای کشمیری حالات عجیبی داشت؛ مثلاً هشت ساعت عبا بر سر رو به روی حرم امیرالمؤمنین دائم‌الذکر بوده. فرمود نخیر؛ این خواب اتفاقاً یعنی انقلاب به‌زودی پیروز خواهد شد و حضرت امام پرچم ولایت را بلند خواهد کرد؛ و آنچه در این مسیر امام امت را اذیت می‌کند — مثل آنچه کمر آقا را در قبر اذیت می‌کرد — مولا برمی‌دارد؛ خود اهل بیت رفع می‌کنند تا متصل شود به قیام جهانی حضرت حجت. این بلندنظری‌های عرفانی و معنوی ناشی از انابه است؛ چیزی جز این نیست.

والشمس و ضحاها؛ نور پس از ظلمت

در صریح آیات قرآن داریم والشمس و ضحاها. بحث مبسوط باید ادامه یابد؛ فرصت محدود است. امشب شب بسیار باعظمت و فرخنده‌ای است؛ شب آزادی و رهایی. در چنین شبی، همان بلندنظری عرفانی امام را بزرگانی طی تاریخ گفته بودند؛ حتی می‌گویند وقتی امام سنش کم بود و طلبه بود، مرحوم آقای شهاب‌الدین او را در جوانی دیده، صدا زده و در گوشش گفته بود تو روزی دولت اسلامی تشکیل خواهی داد. این‌ها در خاطرات هست. امشب همان شبی است که کلیدواژه‌اش خورد.

در سورهٔ والشمس و ضحاها: خورشید پیامبر است؛ ضحاها دین و نور اوست. بلافاصله والقمر اذا تلاها: ماهی که شب‌ها خود را نشان می‌دهد. تلویحاً می‌گوید بعد از هر نوری ظلمتی در طبیعت روزگار آشکار می‌شود؛ ولی والنهار اذا جلاها در نهایت نور خود را متجلی می‌کند. پیامبر با آن عظمت وقتی اسلام را جهانی‌سازی کرد، روزهای اول کسی باور نمی‌کرد. هرچه پیامبر در گوش بعضی می‌خواند صبور باشید. چرا فرمود این آیهٔ سورهٔ هود مرا پیر کرد و محاسنم را سفید کرد؟ استقم کما امرت و من تاب معک: استقامت بورز به آنچه امر کردیم؛ و استقامت کسانی که با تو توبه کردند. تفسیر می‌گوید قسمت دومش پیامبر را پیر کرده: استقامت امت. تا شب شد خود را می‌بازند. جنگ‌ها بود؛ روزی یک خرما دو نفر می‌خوردند؛ شعب ابی‌طالب؛ خونریزی‌ها. باور نمی‌کردند روزی اسلام جهانگیر شود. وقتی پیامبر مژدهٔ فتح روم و ایران داد کسی باور نمی‌کرد؛ ولی شد.

در بحث انقلاب ما نیز همین است. سختی‌هایی قطعاً در مسیر هست؛ شب‌ها و ظلمت‌هایی؛ اما در نهایت ان‌شاءالله والنهار اذا جلاها. این بحث نیمه‌کاره ماند. ان‌شاءالله این شب فرخنده باشد. خواهش آن است امشب در خانه لااقل برای زن و بچه به برکت امام و خون شهدا تعظیم کنیم. واما بنعمة ربک فحدث: نعمت را حدیث کن، بیان کن. شیرینی بگیریم برویم خانه. روح امام و شهدا از ما راضی باشند؛ نثار همه صلوات.

انابه اگر در حد ترک معصیت بماند درجهٔ سفلی است؛ اگر در مقام انبیا به رجوع دائم بدل شود درجهٔ عالی است. فهمِ آیات آفاقی — رزق آسمانی، تبصره و ذکری در سورهٔ ق، آیه در سبأ — پاداش همین رجوع است. بدون قلب منیب، آینده‌نگری سیاسی و عرفانی جز گمانه‌زنی نمی‌شود؛ با آن، خلوتِ سال چهل و یکِ امام با عسگر اولادی معنا می‌یابد.

سه هدف امام زنجیرهٔ واحد است: ایرانِ اسلامی پایگاه می‌شود؛ کشورهای اسلامی بیدار می‌شوند؛ جهان مهیای قدوم حجت می‌گردد. جملهٔ رهبر دربارهٔ بیرون راندن آمریکا از منطقه، ترجمهٔ عملی فاز دوم است. خوابِ قبرِ نجف نیز اگر به زبان انابه خوانده شود، نه یأس از پیروزی به دست امام، بلکه بشارتِ رفعِ اذیت به دست اهل بیت تا اتصال به قیام جهانی است.

سورهٔ شمس الگوی تاریخی نور و ظلمت است: پس از ضحیِ نبوت، قمرِ شب می‌آید؛ اما نهار نور را می‌گشاید. سورهٔ هود استقامتِ همراهان را بر دوش پیامبر می‌نهد؛ از این‌رو محاسن سفید شد. انقلاب نیز شعب و خون و شب دارد؛ لیکن وعدهٔ جلا همان است. تعظیمِ امشب در خانه و حدیثِ نعمت، ادبِ شکرِ همان کلیدی است که در شبِ آزادی خورده است.

شکِ پس از نماز ظاهراً فقهی است و آیاتِ منیب باطنی؛ پیوندشان ادبِ تمام‌شدن است: چنان‌که نمازِ تمام‌شده را با شکِ واهی مشغول نمی‌کنی، قلبِ منیب نیز پس از رجوع، در تردیدِ بی‌جا نمی‌ماند و به تذکرِ آیات می‌پردازد. فقه و عرفان در بیانِ استاد پهلویِ هم‌دیگرند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.