د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۹
دارای متن همگام
شکِ سه و چهار و پنج در ایستاده
قلب منحرف9_ ج60
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۷:۳۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. درود بر داعیِ خدا و ربّانیِ آیات.
۰:۱۲
## قلبِ منحرف؛ آیهٔ صف
۰:۳۲
## آغازِ انحراف؛ تصدیقِ نفس و رکون به هوا
۳:۱۳
## شیخ انصاری و نانِ حلوایی
۴:۵۱
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. السلام علیکم و رحمة الله.
یکی دیگه از شکیات صحیح شک بین سه و چهار و پنج در رکعت در نماز چهار رکعتی در حال ایستاده است.
ایستادی در نماز چهار رکعتی شک میکنی سه رکعت خوندی یا چهار رکعت خوندی یا پنج رکعت.
خب بلافاصله باید بنشینی.
وقتی که نشستی و اون رکعت آخر رو ادامه ندادی،
یکی، یه دونه از این شکهات کم میشه.
دیگه به جای شک سه و چهار و پنج میشه شک دو و سه و چهار.
شک دو و سه و چهار هم قبلاً گفته بودیم که
عملیاتش چگونه است. شاید دو رکعت خوندی چون پایه شک دوه.
شاید دو رکعت خوندی. اینجا باید
دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخونی این جای خالی پر شه.
شاید سه رکعت خوندی. اینجا باید یه دو رکعتی نماز احتیاط نشسته بخونی
تا جای اون یک رکعت پر بشه.
تمام. پس دو رکعت نماز احتیاط ایستاده دو رکعت نماز
احتیاط نشسته میخونی.
تمام. لکن رهبر عزیزمون اینجا یه احتیاط کردن فرمودن احتیاطاً نماز رو هم اعاده کن بعد از اینکه این کارو کردی.
اما در خصوص قلب منحرف
یکی دیگه از آیاتی که اشاره به
قلبی که دچار زگ شده کرده آیه پنج سوره صفه.
میفرماید و اذ قال موسى لقومه یا قوم لم تؤذوننی و قد تعلمون انی رسول الله الیکم.
حضرت، حضرت موسی به قومش گفت چگونه منو
شما اذیت میکنید؟
لم تؤذوننی چرا منو اذیت میکنید با اینکه میدونید قد تعلمون
با اینکه میدونید انی رسول الله من رسول خدایم به سوی شما.
فلما زاغوا ازاغ الله.
اینجا دیگه بحث انحراف قلبه.
وقتی که اونها از حق منحرف شدند،
فلما زاغوا وقتی اونها منحرف شدند ازاغ الله قلوبهم اون موقع خدا هم قلبشون رو
منحرفتر کرد. یعنی راه رو هموار کرد برای اینکه اینها
قلبشون منحرفتر بشه.
والله چرا؟ والله لا يهدي القوم الفاسقین.
چون خدا فسق، آدمای فاسق رو دوست نداره.
پس یکی از دلایل انحراف قلب
که همون بحث فسق است
اینه که انسان خودش، خودش با پای خودش به سمتی بره که خدا
او رو منحرفتر کنه.
یعنی خودش موجبات انحراف قلبش رو فراهم کنه با پای خود، با دست خودش.
این آیه صراحتاً میفرماید
زاغوا اونها منحرف کردن، منحرف شدند بعد ازاغ الله.
خدا هم سنتش اینه. اگه کسی به سمتش بره
راه رو به سمت هدایت براش
بازتر میکنه. کسی به سمت ضلالت بره راه رو برای به سمت ضلالت رفتن براش
فراهم میکنه. پس هرچی که هست دست خود طرفه
و انحراف،
شروع انحراف از اینه که ما به هوای نفسمون پا بدیم.
اینو قبلاً عرض کردیم که یه دلیلی که ما رو هوای نفس خیلی پافشاری میکنیم
چون حدیث داریم شروع انحرافه.
در کتاب دعائم الاسلام جلد دو صفحه سیصد و پنجاه و دو
از مولاemon علی علیه الصلاة والسلام یه حدیث
پرنهیب وارد شده که و ان اول المعاصی میخوایم بدونیم
اصلاً اولین معصیتی که ما کردیم
پایهش چی بوده؟ مبناش چی بوده؟
توی این حدیث به زیبایی تمام
فرموده است ما چرا گناهکار شدیم؟
فرمودن و ان اول المعاصی
اصلاً آغاز گناهان از اینجاست.
تصدیق النفس که انسان تصدیق کنه نفسشو هوا و خواهش نفسشو همون اولین بار که
خواهش کرد، هوا گرفت وجود انسان رو همون لحظه تصدیقش میکنه.
این پایه اول معصیته.
و همچنین فرمود و الركون الی الهوی.
رکون یعنی تمایل پیدا کردن، اعتماد کردن.
اینکه انسان اعتماد کنه به هوای نفسش.
تمایل کنه به هوای نفسش.
یعنی همون پا دادن به هوای نفسه.
اگر اون لحظه اول جلوشو گرفتی سوارش میشی.
اما اگر ولش کردی بیچارهمون میکنه.
میبرمون تا نا کجا آباد.
علت اصلی انحرافات همه همینه.
اول از اینجا شروع شده. خدا رحمت کنه شیخ مرتضی انصاری بزرگ رو.
ایشون وقتی که در تهران تو مدرسه مادرشاه
با یکی از طلاب هم حجره شده بودند،
خب تازه که آمده بود هم حجره شده بود شیخ مرتضی انصاری بزرگ، اون عالم جلیل القدر،
زعیم جهان شیعه به این طلبه هم حجرهش
حالا هم مباحث بودند یا هرچی یا هم پایه بودند بهش
گفت داری میری خرید برای ما یه نون بخر برای غذامون، ناهارمون.
این طلبه هم رفت گفت آخه نونه به تنهایی که فایده نداره.
اینم تازه اومده با ما هم حجره شده.
یه مقدار حلوا هم خرید گذاشت رو نون و آورد.
شیخ مرتضی وقتی رسید تو حجره دید حلوا هم رو نونه گفت حلوا رو از کجا آوردی؟
من فقط پول نون به تو دادم.
گفت قرض کردم. پولم نداشتم اما قرض کردم.
شیخ مرتضی گفت من
کی میخواد به من بگه که
ضمانت بده که من تا فردا زندهام که میتونم قرضم رو ادا کنم.
نمیخوام. خدا خیرت بده.
همون نونو میخورم. نونه رو خورد.
تازه نونی که زیر حلوا بود هم نخورد.
یعنی حلوایی شده بود. این یعنی چی؟
جلوگیری از خواهش و هوای نفس.
دوست داره بخوره. خوشمزه است.
امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام یه حلوای خیلی خوشمزهای که توش بادوم و چی و اینا هم ریخته بودند
خیلی خوش طعم و خوشبو آوردن تعارف کنند حضرت
یه نگاه کرد نخورد. یه بار دیگه هم یه تا-- فالوده آوردن جلو به حضرت انگشت زد تو دهانش دید خیلی خوشمزه است.
نخورد. گفتن یا مولا چرا نمیخوری؟
فرمود میترسم پررو بشه نفسم چیزای بهتر از این بخواد.
حالا ما که نمیتونیم مثل مولا علی علیه الصلاة والسلام باشیم ولی حداقل مراقبت کنیم.
اینا به گوشمون بخوره. فکر نکنیم خیلی علیه السلام هستم من.
بعد اینجا شیخ مرتضی نخورد.
نون زیر حلوا رو هم نخورد. نون، نونهایی که حلوایی نبودو خورد.
این قصه تموم شد و رفت تا چندین سال بعد
اتفاقاً همین طلبه هم حجره شیخ مرتضی انصاری اومد نجف محضر حضرت آیت الله
شیخ مرتضی انصاری بزرگ
بهش گفت آقا شما چه کردی که
شدی زعیم جهان شیعه، مرجع عالیقدر جهان.
مثل، مثل یکی بره پیش حضرت امام
یا رهبر عزیز بگه شما چه کردی علمدار اسلام و انقلاب شدی.
ایشون جوابشو اینطوری داد. فرمود از همون جایی که اون نون حلوایی رو نخوردم، نه حلوه رو ها،
اون نونی که حلوایی شده بود رو نخوردم.
اما شما با ولاع تمام هم نان رو خوردی هم حلوا رو.
اینها ر-ر-ریزه کاریهاییه که بزرگان رعایت کردن لذا خدا هم علم داد دستشون.
پرچم داد دستشون. ولی من وقتی رعایت نمیکنم خدا هم اعتماد نمیکنه به من که.
تو همین جایی که هستم درجا میزنم یا پس رفتم میرم.
ان شا الله عاقبتmon ختم بخیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و آل
محمد و عجل فرج
جلسه قبل
جلسه بعد