د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۸
دارای متن همگام
شک میان سه و پنج
قلب منحرف8_ ج59
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۰۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## شک میان سه و پنج
۰:۱۲
## هوای نفس؛ بزرگترین عامل زیغ قلب
۱:۱۱
## حکمت لقمان؛ روایت تفسیر قمی
۲:۱۰
## هنر مجاهده در وسط زندگی
۶:۴۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
یکی دیگه از شکهای صحیح شک بین سه و پنج است.
اگه کسی در حال ایستاده در رکعت در
نماز چهار رکعتی شک کنه که سه رکعت خونده یا پنج رکعت
باید سریع بشینه. وقتی که نشست اون رکعت آخر رو ادامه نداد، یه رکعت از شکش کم میشه.
در حقیقت میشه شک بین دو و چهار.
اون موقع شک دو و چهار حکمش این بود دیگه شاید دو رکعت خونده دو تا جاخالی داره.
دو تا نماز یعنی دو رکعت نماز
احتیاط ایستاده باید بخونه نه دو تا، دو رکعت.
دو رکعت نماز احتیاط ایستاده میخونه
لکن رهبر عزیزمون فرمودن اینجا احتیاطاً نمازو دوباره اعاده کنه.
توی این خصوصه سه و چهار.
البته اون سه و پنج.
اون شک دیروزم که عرض کرده بودیم،
اون هم در حال ایستاده اگر این شک اتفاق افتاد باید اعاده میکرد، یعنی احتیاطاً.
در خصوص نماز
عرض کنم موضوع انحراف قلبی
ما یه ذره بیشتر رو این وایسادیم چون
خیلی مهمه و مبتلا به
و کمتر کسی هست که درگیر دلایل انحراف قلبی بشه.
حالا ما نمیگیم کمتر کسی هست که دچار انحراف قلبی بشه
اما درگیر با عواملش میشه قطعا.
ما گفتیم از مهمترین
عوامل انحراف قلبی
که چیزی که باعث میشه انسان قلبش به زایغ بیفته،
هوای نفسه. اون که پیغمبر فرمود انی
اخوف اخاف علیکُم افنان.
من بیشترین چیزی که برای شما میترسم دو چیزه.
اتباع الهوی و طول العمل دیگه.
هوای نفس و آرزوی طولانی.
این چون بیشترین چیزی هم که از پیغمبر در موردش میترسه ما بیشتر روش توقف میکنیم.
دقت داشته باشید همیشه برای من سؤال بود که چرا
لقمان حکیم، حکیم شد؟
و چرا تو قرآن اصلاً یه سوره به نامش داریم.
در حالی که ما روایاتی داریم که لقمان پیغمبر نبوده.
خب این همه ما پیغمبر داشتیم براشون
سوره ای نیست. اما لقمان یه سوره به نامشه
و به عظمت هم یاد میشه.
خدا در قرآن به عظمتشون یاد کرده و بهش حکمت خود خدا فرموده بهش حکمت دادیم.
چرا؟ چرا اصلاً این سؤال خیلی مهمیه.
چرا به ه-لقمان حکیم
حکمت دادن و خدا تو قرآن
ازش یاد کرده؟ برای خود من این سؤال بود که الحمد لله حالا در
لسان اهل بیت جوابشو پیدا کردم.
برای شما عرض میکنم. طولانیه یه ذره حدیث من بخشیش رو عرض میکنم.
تفسیر قمی جلد دو، صفحه صد و شصت و دو.
از امام صادق صلوات الله علیه سؤال شد.
سألت ابا عبدالله عن لقمان وحكمة التي ذكرها الله عز وجل.
چرا خدا یاد کرده تو قرآن از لقمان و بهش حکمت داده؟
از امام صادق پرسیدن حضرت چنین جواب دادن.
فقال حضرت فرمود اما والله
خب نگاه کنید خیلی مهمه اینکه خدا چه رسول--
حضرت امام صادق با قسم لفظ جلاله شروع میکنه صحبتشو.
والله ما اوتی لقمان الحکمة
به خدا قسم به لقمان حکمت نداده خدا بحسب
ولا مال ولا اهل ولا بسط
فی جسم ولا جمال.
به خاطر زیبایی و نمیدونم جسم
قوی و نمیدونم
فامیل و نسب و مال و اهل و اینها نبوده.
حضرت فرمود و لکنّه کان رجلاً قویاً فی امر الله
متورعاً في الله.
بلکه او یک مردی بود که قوی بود در امر خدا.
یعنی به شدت رعایت
حدود الهی رو انجام میداد.
باورع بود. متورعاً
في الله. اینجاش حالا بعد ادامه پیدا میکنه.
من این بخشش رو بیشتر توجه میدم بهش که موضوع بحث ماست.
ويعتبر و يتعلم ما يغلب به نفسه.
ایشون ع-عبرت میگرفت از همه چی
و میدونست چگونه به نفسش غالب بشه.
خیلی مهمه. و يجاهد بهي هواه.
با هوای نفسش در مجاهده بود.
در حال جهاد با
هوای نفسش بود. اینطور نبود که نفسش اجازه داشته باشه جولان بده.
و يعترض به من الشيطان
و از همین جهت از شیطان اعتراض میکرد.
فكان يداوي قلبه بالفکر.
حالا اینجا داره راهکارا رو ارا-ارائه میده حضرت.
ایشون کسی بود که يداوي دوا میکرد.
قلبه بالفکر قلبش رو با فکر دوا میکرد.
چ-چیزی که تو ما کمه. همش دائماً میخوایم حرف بزنیم.
و يداوي نفسه بالعبر.
نفسش رو دوا میکرد با عبرت گرفتن.
هر چیزی رو به راحتی از کنارش رد نمیشد.
عبرت میگرفت. و كان
لا يذعن الا فیها ينفع و این خیلی مهمه.
میفرماید که نزدیک هیچ چیزی نمیشد در حالی که نفعی براش نداشته باشه.
هر چیزی رو میخواست ورود کنه درش حتی فکر، کلام، نیت،
جایی میخواست بره، هر کاری میخواست بکنه،
در صورتی که نفعی براش داشته باشه این کارو میکرد.
نفع اخروی. فبذلك بعد حضرت میفرماید فبذلك
به این خاطر بود که اوتی الحکمة و منح الاسم.
قابل توجه اینایی که گمان میکنند
عصمت به غیر از معصومین نمیرسه.
و منح الاسم اینجا حضرت فرمود
به مقام عصمت رسیده،
اینکه بهش حکمت داده خدا، مال همون مخالفت با هوای نفس.
همین. اصلا عمده و ریشهی
سر خوردن بزرگ-- هر کسی که
به سمت هوای نفس رفته به سمت انحرافات عقیدتی و اخلاقی رفته و بعداً از اسلام جدا شده،
اینه که پا داده به هوای نفسش.
اجازه داده نوا-- این هوای نفسش، خواهش نفسش،
التماس نفسش جولان بده.
برای همین اه-- بزرگان ما به شدت احراز میکردن.
مراقب بودن. البته این
یک تمرین و ممارست بسیار زیادی رو میطلبه،
مخصوصاً کسانی که حالا گاهی اوقات این حرفا که زده میشه
یه عده من دیدم تو هیئت خودمون بعضیا
مجرد موندن. دیگه داره چهل سالش میشه با--
بهش که میگی نه میگه سخته نه نمیخوام من میخوام
مخالفت نفس کنم. خدا رحمت کنه شیخ انصاری
رحمت الله علیه دید دو نفر
نشستن دارن با هم بحث میکنن بغل کرسی از این شاگرداش بودن ظاهراً.
یکی اون یکی رو نصیحت میکنه که آره ازدواج کن.
این میگه نه بابا سخته ول کن تهذیب نفس و عشقه.
از این حرفایی که بعضی طلبهها میزنن.
شیخ خیلی ناراحت شد. گفت چی دارید شما به هم میگید؟
به فلانی گفتن که نمیدونم
یه کسیو پیدا کردن تو هوا میپره.
مثلاً پر میکشه تو آسمونا.
گفت هنر نکرده که کبوتر هم میپره.
گفت یکیو پیدا کردن رو آب راه میره گفت اون هنر نکرده.
روغنم ولش کنی رو آب راه میره.
اینا هنر نیستش که. کن فی الناس ولا تكن معهم.
این حدیثه. بین مردم باش
ولی از اونها نباش.
هنر اینه که ازدواج کنی، درگیر بشی، چرخندههای وجودت درگیر بشه با این شؤون اجتماعی، با زنت، با بچههات، خواهشها،
بایدها، نبایدها اینا. باید در عین حال مخالفت نفس داشته باشی.
این در حال دائما در حال مجاهده
و تلاش باشی. نه اینکه حالا یه گوشه ای روحانیت پیشه کنی و مجرد بمونی و
دائما هم زمین لعنتت کنه.
ما هیئت خودمون که منبر میریم میگیم ملعونها کجا نشستن؟
همه میدونن منظورم کیه. یعنی مجردها.
حدیث داریم دائما زمین مجردها رو لعن میکنه.
تازه هست-- اگرم تازه شهید بشه،
کسی که متأهل شهید شده هفتاد برابر اجر میبره.
شوخی هم اگه. درگیر شده باید تو این حالت خودشو بسکه کرده، این هنره.
پس یادمون باشه روحانیت هم خوب نیست اما در خ- وسط خط مقدم
جهاد باید مراقب هوا و خواهشهای نفسانی بود.
حالا یه بعضی از وجوهش رو انشاالله روزهای بعد عرض میکنیم.
عاقبتمون انشاالله که ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد