د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
استفتای عسل و شیرهٔ نجسشده
قلب مُخبت7_ج164
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۵۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## استفتای عسل و شیرهٔ نجسشده
۰:۱۰
## سه راه اخبات و زیربنای طهارت
۱:۰۷
آیا بهشت جنسش از چیست؟ جنس بهشت از نور است. از چه نوری؟ نور سیدالشهدا. خلقت بهشت از نور سیدالشهداست. اگر
۲:۲۷
## طهارت دنیایی و وجوه ظاهری
۳:۱۵
## حواس پنجگانه، لسان و گوش
۸:۰۸
## متنجس و عین نجاست؛ خیال و مراتب بالاتر
۱۱:۵۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. السلام علیکم و رحمه الله.
در وادی طهارت
س-- استفتای دیگری که از رهبر عزیزمون شده اینه که اگر عسل یا شیره
نجاستی درش بیفته آیا قابل پاک شدن و تطهیر هست یا نه؟
جواب این هستش که اگر این عسل یا شیره یا مثال اونها
به صورت جامد باشن جوری که
کسی نگاه کرد بگه این مایع نیست.
وضعیت این عسل و این شیره و اینها جو--
به گونهای باشه کسی نگاه کرد بگه این چیه؟
الان مایع، مایع نیست، جامده.
در این صورت همون نجاستی که افتاده توش و با یه مقدار اطرافشو
برداری پاکه. بقیهش پاکه.
اما اگر حالتی باشه که بهش بگن مایعه، این دیگه الان این عسل مایعه،
این نبات مایعه، این
شیرهی مایعه؛ اون موقع دیگه هیچ کاریش نمیشه کرد.
تمامش نجسه باید بریزی بیرون.
در خصوص قلب مخدبت
عرض کردیم با توجه به اینکه ما سه تا راه حل قرآنی عرض کردیم میشه به اخبات
فقط از این سه راه رسید؛
تزکیه و تذکره و
تعلیم. و گفتیم زیربنای همهی اینها تزکیه است یا
مقدمهی همهی اینها
طهارت است. شما اگر دقت بفرمایید از آیهی بیست و سه سوره هود هم که قبلاً ملاحظه کردید،
به ظرافت این ب-- به این گونه بیان شده "إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات وأخبت".
"و أخبت إلى ربهم" اونایی که این سه
ضلع مثلث رو تو زندگیشون لحاظ کردن، ایمان داشتن، عمل صالح داشتن و اخبات که عرض کردیم جمع بین خضوع و خشوع
و اطمینان درونه. کسی اینها، این سه تا رو داشت قطعاً چی میشه؟
"أولئک" اینها "أصحاب الجنة
هم فيها خالدون". تأکید هم میکنن که دیگه همیشه تا ابد اونا.
و من از شما سؤال میکنم آیا
بهشت جنسش از چیه؟
جنس بهشت از نوره.
از چه نوری؟ نور سید و شهدا.
خلقت بهشت از نور سید و شهداست.
اگر "لا يمسه إلا المطهرون" است
و ابی عبدالله و عالم نور و ملکوت رو نمیشه به جز طهارت مس کرد،
پس بهشت رو هم به جز طهارت نمیشه مس کرد.
پس زیربنای حتی بهشت رفتن هم جز طهارت نیست.
لذا اینجا اینکه میگه "أخبت إلى ربهم" اصلاً "أخبت" اومده کنار ایمان و عمل صالح
کأنّ این تو-- این تأکید رو بکنه که وقتی ایمان تو ایمان کارساز است،
مگه ایمان غیر کارساز هم داریم؟
بله. قرآن فرمود "يا أيها الذين آمنوا آمنوا"
وقتی عمل تو عمل کارساز است
که در وادی اخبات وارد شده باشی که زیربناش اینجا چیه؟
طهارته. حالا طهارت دنیایی دربارهش حرف زده شده، کتابها نوشتن.
یعنی ما به زلصقاة عرض کنم اگر
یه چقدر الان سه چهار ساله
با هم داریم حرفهای اهل بیت رو بررسی میکنیم و آیات قرآن رو،
عین چهار سال دیگه ما فقط در طهارت حرف بزنیم حرف باید پیاده بشه و زیاد.
کتابها نوشتن، صحبتها کردن.
فقط یکی از بزرگان علمای دینی چهل
سخنرانی پرمایه
پیرامون طهارت به صورت علمی ارائه داده.
بزرگان کتابها نوشتن،
رسالهها نوشتن. حالا من چند وجهش رو مختصر عرض میکنم میرم.
نمیخوام ورود کنیم به این قصه فقط در، در همون همین حد که ما
اهمیتشو بدونیم و الا بحث ما چیز دیگه است.
طهارت که زیربنای
به هر حال عبادیت ما و زیر بیان، زیربنای رسیدن به بهشت ما و قلب مخدته است
در چند وجه باید بررسی بشه.
یکی طهارت باط-- ظاهری انسانه،
یکی طهارت باطنی انسان.
تو هر کدومش وجوهی داره.
مثلاً طهارت ظاهری یه وجهش برمیگرده به لباس انسان،
لباس-- بدن انسان
و اینها احکام شرعی دارن البته
و حدود اونها باید رعایت بشه.
کما اینکه ما بدون طهارت حق نداریم با لباس نجس حق نداریم نماز بخونیم.
بدون وضو حق نداریم بخونیم.
خود همون وضو کلی درش اسرار هست که من از یکی از بزرگان علما بلکه از چند تاشون سؤال کردم خودم به شخصه.
چه کنیم نمازمون خوب بشه؟ فرمودن توجه به وضو کنید.
وضو البته درست عربیش وزوعه.
وزو وقتی تمام شد
میشه وضو که نور است.
حالا اینا وجوهی رو بیان کردن بزرگان.
در وضو باید حواسمون باشه ما داریم اصلاً چی کار میکنیم.
در یک حدیثی پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمودن سر اینکه تو
صورتتو میشوری برمیگرده به جریان
اینکه آدم نبی الله رو کرد به گندم ممنوعه، به شجرة ممنوعه.
رو کرد. لذا رو تو میشوری.
آدم با دست اون رو
دست درازی کرد که اون رو بچینه.
طمع کرد با دستش. دستتو میشوری.
با پا به سمت اون حرکت کرد.
پاتو میشوری. اون
ماحسل و حالا اون خوشهی چیده شده رو بر سرش نهاد و برا هواس برد.
به سرت میکشی. ببینید اینها
هر کدوم وجوهی داره.
یعنی اسراری داره.
حالا این یک چیزی که پیغمبر فرموده درش هزاران اسرار اهل سر بیان کردن.
تا طهارت نباشه، تا ما دست نشوییم
دست شستن نه یعنی فقط ظاهر.
دست نشوییم از هر آنچه که منطقهی ممنوعه است
ما دستمون به دامان خدا و ملکوت و اماممون نمیرسه.
همینطور حالا تو بحثهای لباس و بدن
و که لباس مثلاً حضرت امام رحمتالله علیه میگن یه لک میافتاد رو لباسش سریع عوض میکرد.
این دیگه بحث اسراف نیست که.
یا همون لک رو میشست یا کل لباس رو.
چون حدیث پیغمبر فرمودن که لباساتون رو تمیز نگه دارید.
گفتن چرا یا رسول الله؟ البته در حد درک و فهم اونا گفته و لو
عالمی باز همین جا حرف هست و من شنیدم که به شما میگم هست.
خدا شاهد اغراق نمیکنم.
پیغمبر فرموده بعدش رو عرض کنید پیغمبر فرمود این لباس دیگه ذکر نمیتونه بگه.
کثیفه طهارت نداره. ذکر نمیتونه بگه.
تو منعش کردی و اون که ذکر نمیگه که امّا تو نمیتونی نفس بکشی.
بدنت اگر کثیف باشه نمیتونه ذکر بگه.
حالا این وجوه متعددی تو بحثهای ظاهریه داره.
تو غذا غذایی که میخوری غذای جسمته باید پاک باشه.
هم پاکی ظاهری داشته باشه که حلال باشه و طیب باشه که قبلاً
فرق رزق حلال و واسع و طیب رو تعریف کردیم.
هم باید عرض شود که
طهارت باطنی داشته باشه اون غذا هم
طهارت ظاهریه. کار کردن طهارت داره، حرف زدن طهارت داره.
یعنی کار کردن چه-چگونه طهارت داره؟
میگن که کارگر اگر بیش از حدی که اسلام تعریف کرده
کار کنه، اون کارش طهارت نداره.
اگر کمتر کار کنه تنبلی کنه، اون
عدم طهارت در کاره.
حالا اینا رو تعریف شده، پیاده کردن مطالب رو.
من فقط میخوام تشنه بشید ببینید عجب چه وجوهی داره.
یا حتی غذا خوردن.
اگر کسی گرسنه نیست و غذا میخوره، این خوردنش طهارت نداره.
اگر کسی گرس-- سیر شده باز داره میخوره
باز این طهارت نداره. میزنه درون رو
بیچاره میکنه، درون رو از بین میبره، اون درون مایه رو نفس رو خفه میکنه.
تو نطفه خفه میکنه. حالا این بحثهای ظاهریه بعد میره تو باطن حواس
پنجگانه که دیگه
هی هرچی میری جلوتر اینا لطیفتر میشه.
چشم چقدر میگه "هر آنچه که دیده ببیند
دل کند یاد، ز دست دیده و دل هر دو فریاد.
هر آنچه دیده ببیند دل کند یاد" این نگاه به شدت
تاثیر داره در وجود انسان.
حرف زدن یه طور، شنیدن یه طور.
حدیث داریم اگر کسی فکر نکنه و حرف بزنه، این حرف زدنش طهارت داره.
حتی اگر حرف خوب میخواد بزنه.
قربونتون برم. اگر امیرالمؤمنین علیهسلام نفرمود
که العاقل لسانه
وراء عقله یا قلبه
والجاهل لسانه،
لسانه أمام عقله یا قلبه.
یعنی یه ملاک بزرگیه. حتی حرف خوبم اگر میخواد بزنه باید فکر کنه و بزنه.
بدون فکر اگر مطلقاً
نمیگه اگر کسی حرف بد بزنه.
میگه اصلاً حرف خوب هر ه-- مطلق کلام
حرف لسانش به حرکت دراومد اگر بدون تفکر و تعقل و تدبر باشه و لو حرف خوب میخواد بزنه این طهارت نداره.
این از عقل برنمیخیزه چون طهارت منشأش عقله.
توجه کردید؟ حالا
شما میگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
بحث لسان. اگر من از شما یه سؤال بپرسم،
ا که
همهتون در درونتون جواب میدید قطعاً.
کی به شما حرف زدن یاد داد؟
اینکه فم شما، این
فک شما، زبان شما، حلق شما،
اینا ماهیچهها چگونه تکون بخورن، حرکت کنن
تا این مخرج رو ادا کنن.
پدر مادر یاد داد؟ نه.
بهطور غیرعادی اصلاً
خود بچه وقتی به سن خاصی رسید شروع میکنه حرف زدن.
کی اینو داره از درون بهش یاد میده؟
خدا. خدا الهام میکنه نفسش به حرف زدن میافته.
این لسان یک جسم، یک جسم ظاهریه است.
نفسه که داره حرف میزنه.
نفس ناطقه دیگه. نه-- یعنی جان ما داره حرف میزنه.
لذا میگن از حرف زدن
تا مرد سخن نگفته باشد عیب هنرش نهفته باشد.
از حرف زدن بفهم آقا جانش چگونه است.
لذا اگر کسی حرف خوب میزنه
جانش پاکه. البته با اون شرطی که گفتیم همراه با تدبر و تعقل.
حتی خیلی امروز یه حدیثی شنیدم خیلی تکونم داد.
دیدم. امیرالمؤمنین علیهسلام فرمود هر چیزی حریم و ادبی داره.
خیلی عجیبه این و قربون این
امیر لسان و بیان. فرمود حریم سؤال اینه که
وقتی سؤال رو شنیدی تأمل کنید.
بلافاصله جواب ندی. دیدی بزرگان سؤال میپرسیدین میگفت تأمل میکنم فکر میکنی بلد نیست.
حریم نگه میداره. خب این اگر حریم رعایت نشه باز داره
نجس حرف میزنه. اون حرفش طهارت نداره.
اگر کسی فحش میده حدیث داریم قطعاً از پلیدی جانشه.
نفسش ناپاکه. چون جان داره حرف میزنه.
زبان که نیست. جان ناپاکه.
همینطوری شما تو گوش اگر
دهان ما جسم ما رو تقویت میکنه، چیزی میخوریم،
گوش ما دهان روح ماست.
روح ما، جان ما با گوشمون تغذیه میشه.
اونچه که میشنویم اگر درسته و حقه طهارت داره.
اگر باطله نجسه.
تو داری جانت رو نجس میکنی و من لا-لايه پرانتز یه سری رو
از اهل سر از خودمم نیست به شما عرض کنم.
سریعم ازش رد میشم. اگر ما متنجس شویم بر اثر ارتباط با کر پاک میشیم.
اما اگر عین نجاست شویم دیگه هزار تا کوه حتی تو دریاها بگردونمون
هیچ فایدهای نداره. اگر عین نجاست بشیم کر چیه؟
اهل بیتن. با ارتباط با اهل بیت عین نجاست بشیم هیچی هزاری هم کربلا بریم پاکی نیست.
اما اگر نجس بشیم، یعنی
متنجس بشیم، برخورد به نجاست کنیم با ارتباط با اهل بیت میتونیم پاک شیم.
بحث طهارت انقدر مهمه.
حالا شما این لایهها رو بگیر برو جلو.
دست و پا و گوش و حواس ظاهری و بعد برو تو بحث چی؟
خیال. خیال. انقدر حدیث داریم معذرت میخوام این مثال رو میزنم که وقت مجامعت
اگر زن و مرد به فکر غیر از همسر خودشون باشن هنگام انعقاد نقطه-نکته،
اون بچه پلید به دنیا میاد.
هم تو جسمش بزرگان گفتن یه مشکلاتی ایجاد میشه.
البته گفتن چه مشکلاتی ایجاد میشه
و هم تو روحش پلیدی و خباثت و نجاست ایجاد میشه.
این دیگه نجاست که فقط این نجاست ظاهری نیست.
این مرتبه نازلترین مرتبه
نجاست عالمه. این مثلاً بول و غائت و اینا خون و اینا.
همینطور بعد برو تو بحث اوه-- وه، قوای واهمه برو بالا
تا جایی که دیگه جان و سر آدم باید پاک باشه.
سر و سر باید پاک بشه.
خفی وجود آدم پاک بشه.
اخفاء وجود آدم پاک بشه.
که من این حرفو بزنم بعضیا
اعتراض میکنن که حرفاتون یه مقدار سنگین میشه و شده و فلان و اینا.
دو تا داستان بگیم. انشاالله که
خدای منان ما رو به حقایق
همین پیرامون طهارت آشنا کنه که بدون این لا یمسّهو لا نمیشه مس کرد.
"لا یمسّهُ إلاّ المتَهَرّون".
عاقبتمون انشاالله ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد