یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتای عسل و شیرهٔ نجسشده
در وادی طهارت، استفتای دیگری از رهبر معظم شده است: اگر نجاستی در عسل یا شیره بیفتد، آیا قابل پاک شدن و تطهیر هست یا نه؟ جواب این است که اگر این عسل یا شیره یا مانند آنها به صورت جامد باشد؛ جوری که کسی نگاه کرد بگوید این مایع نیست — وضعیت به گونهای باشد که بیننده بگوید اکنون مایع نیست، جامد است — در این صورت همان نجاستی که افتاده و با مقداری از اطرافش برداری، بقیه پاک است. اما اگر حالتی باشد که به آن بگویند مایع است — این عسل مایع است، این شیره مایع است — آنموقع دیگر هیچ کاری نمیشود کرد؛ تمامش نجس است و باید بریزی بیرون.
سه راه اخبات و زیربنای طهارت
در خصوص قلب مُخبِت گفته شد با توجه به اینکه سه راه حل قرآنی عرضه شد، میتوان به اخبات فقط از این سه راه رسید: تزکیه و تذکره و تعلیم. و گفته شد زیربنای همهٔ اینها تزکیه است یا مقدمهٔ همهٔ اینها طهارت است.
اگر دقت کنید از آیهٔ بیست و سوم سورهٔ هود که پیشتر ملاحظه شد، به ظرافت اینگونه بیان شده:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» (هود/۲۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و در برابر پروردگارشان فروتنی نمودند، آنان اهل بهشتاند و در آن جاوداناند.
آنان که این سه ضلع مثلث را در زندگی لحاظ کردند — ایمان داشتند، عمل صالح داشتند، و اخبات که گفته شد جمع میان خضوع و خشوع و اطمینان درونی است — کسی این سه را داشت قطعاً «اولئک اصحاب الجنة هم فیها خالدون». تأکید نیز میکنند که همیشه تا ابد آناناند.
آیا بهشت جنسش از چیست؟ جنس بهشت از نور است. از چه نوری؟ نور سیدالشهدا. خلقت بهشت از نور سیدالشهداست. اگر
«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز پاکان به آن دست نمیزنند.
است و ابیعبدالله و عالم نور و ملکوت را نمیشود جز با طهارت مس کرد، پس بهشت را هم جز با طهارت نمیشود مس کرد. پس زیربنای حتی بهشت رفتن هم جز طهارت نیست.
لذا اینجا که میگوید «أخبتوا الی ربهم»، اصلاً «أخبت» کنار ایمان و عمل صالح آمده کأنّ این تأکید را بکند که وقتی ایمان تو ایمان کارساز است — مگر ایمان غیر کارساز هم داریم؟ بله؛ قرآن فرمود «یا ایها الذین آمنوا آمنوا» — وقتی عمل تو عمل کارساز است که در وادی اخبات وارد شده باشی؛ که زیربنایش اینجا چیست؟ طهارت است.
طهارت دنیایی و وجوه ظاهری
طهارت دنیایی دربارهٔ آن حرف زده شده، کتابها نوشتهاند. سالها میتوان فقط در طهارت سخن گفت و هنوز حرف بسیار است. بزرگان کتابها و رسالهها نوشتهاند؛ یکی از بزرگان علمای دین چهل سخنرانی پرمایه پیرامون طهارت به صورت علمی ارائه داده است. اینجا چند وجه مختصر گفته میشود؛ فقط در همین حد که اهمیتش دانسته شود؛ وگرنه بحث اصلی چیز دیگری است.
طهارت که زیربنای عبودیت ما و زیربنای رسیدن به بهشت و قلب مُخبِت است، در چند وجه باید بررسی شود: یکی طهارت ظاهری انسان، یکی طهارت باطنی. در هر کدام وجوهی دارد. برای نمونه طهارت ظاهری یک وجهش به لباس انسان و بدن انسان بازمیگردد و احکام شرعی دارند و حدود آنها باید رعایت شود. کما اینکه بدون طهارت و با لباس نجس حق نداریم نماز بخوانیم؛ بدون وضو حق نداریم بخوانیم.
خود همان وضو کلی در آن اسرار هست. از چند تن از بزرگان علما پرسیده شد چه کنیم نمازمان خوب شود؟ فرمودند توجه به وضو کنید. وضو البته درست عربیاش «وزوء» است؛ وزو وقتی تمام شد میشود وضو که نور است. بزرگان وجوهی بیان کردهاند. در وضو باید حواسمان باشد چه میکنیم.
در حدیثی پیامبر عظیمالشأن اسلام فرمودند سر اینکه تو صورتت را میشویی برمیگردد به جریان اینکه آدم نبیالله رو کرد به گندم ممنوعه، به شجرهٔ ممنوعه؛ لذا رو را میشویی. آدم با دست به آن دستدرازی کرد که بچیند؛ طمع کرد با دستش؛ دستت را میشویی. با پا به سمت آن حرکت کرد؛ پایت را میشویی. آن محصول و خوشهٔ چیدهشده را بر سر نهاد و برای حوا برد؛ به سرت میکشی. اینها هر کدام وجوه و اسراری دارد. آنچه پیامبر فرموده در آن هزاران اسرار اهل سر بیان کردهاند. تا طهارت نباشد، تا دست نشوییم — دست شستن نه فقط ظاهر — دست نشوییم از هر آنچه منطقهٔ ممنوعه است، دستمان به دامان خدا و ملکوت و اماممان نمیرسد.
لباس، غذا، کار و خوراک
همینطور در بحث لباس و بدن: حضرت امام رحمةاللهعلیه میگویند یک لک میافتاد روی لباسش سریع عوض میکرد. این بحث اسراف نیست؛ یا همان لک را میشست یا کل لباس را. چون حدیث پیامبر فرمودند لباستان را تمیز نگه دارید. گفتند چرا یا رسول الله؟ در حد درک آنان گفته؛ ولو عالمی باز همینجا حرف هست. پیامبر فرمود این لباس دیگر ذکر نمیتواند بگوید؛ کثیف است، طهارت ندارد؛ ذکر نمیتواند بگوید. تو منعش کردی؛ و آن که ذکر نگوید — اما تو نمیتوانی نفس بکشی. بدنت اگر کثیف باشد نمیتواند ذکر بگوید. این وجوه متعددی در بحثهای ظاهری دارد.
در غذا: غذایی که میخوری غذای جسمت است؛ باید پاک باشد. هم پاکی ظاهری داشته باشد که حلال باشد و طیب باشد — که پیشتر فرق رزق حلال و واسع و طیب تعریف شد — هم طهارت باطنی داشته باشد آن غذا.
کار کردن طهارت دارد، حرف زدن طهارت دارد. کار کردن چگونه طهارت دارد؟ میگویند کارگر اگر بیش از حدی که اسلام تعریف کرده کار کند، آن کارش طهارت ندارد. اگر کمتر کار کند و تنبلی کند، آن عدم طهارت در کار است. اینها تعریف شده و مطالب پیاده شده؛ فقط باید تشنه شد تا وجوه دیده شود.
یا حتی غذا خوردن: اگر کسی گرسنه نیست و غذا میخورد، این خوردنش طهارت ندارد. اگر کسی سیر شده باز دارد میخورد باز این طهارت ندارد. میزند درون را بیچاره میکند، درونمایه را، نفس را خفه میکند؛ نطفه را خفه میکند.
حواس پنجگانه، لسان و گوش
این بحثهای ظاهری بعد میرود در باطن حواس پنجگانه که هر چه جلوتر بروی لطیفتر میشود. چشم: چقدر میگوید «هر آنچه که دیده بیند دل کند یاد؛ ز دست دیده و دل هر دو فریاد.» این نگاه به شدت تأثیر دارد در وجود انسان. حرف زدن یک طور، شنیدن یک طور.
حدیث داریم اگر کسی فکر نکند و حرف بزند، این حرف زدنش طهارت ندارد — حتی اگر حرف خوب میخواهد بزند. اگر امیرالمؤمنین علیهالسلام نفرمود که العاقل لسانه وراء عقله والجاهل لسانه أمام عقله. یعنی یک ملاک بزرگ است. حتی حرف خوب هم اگر میخواهد بزند باید فکر کند و بزند. بدون فکر مطلقاً نمیگوید اگر کسی حرف بد بزند. میگوید اصلاً حرف خوب — مطلق کلام — اگر لسانش به حرکت درآمد بدون تفکر و تعقل و تدبر باشد ولو حرف خوب میخواهد بزند این طهارت ندارد. این از عقل برنمیخیزد چون طهارت منشأش عقل است.
اگر بپرسند کی به شما حرف زدن یاد داد؟ اینکه فم و فک و زبان و حلق و ماهیچهها چگونه حرکت کنند تا مخرج را ادا کنند — پدر و مادر یاد داد؟ نه. بهطور غیرعادی اصلاً خود بچه وقتی به سن خاصی رسید شروع میکند حرف زدن. کی این را از درون به او یاد میدهد؟ خدا. خدا الهام میکند؛ نفسش به حرف زدن میافتد. این لسان یک جسم ظاهری است؛ نفس است که دارد حرف میزند — نفس ناطقه؛ یعنی جان ما دارد حرف میزند. لذا میگویند از حرف زدن تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. از حرف زدن بفهم جانش چگونه است. لذا اگر کسی حرف خوب میزند جانش پاک است — البته با آن شرط تدبر و تعقل.
امروز حدیثی شنیده شد که بسیار تکان داد. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود هر چیزی حریم و ادبی دارد. بسیار عجیب است این؛ قربان این امیر لسان و بیان. فرمود حریم سؤال این است که وقتی سؤال را شنیدی تأمل کنید؛ بلافاصله جواب ندهی. دیدی بزرگان سؤال میپرسیدند میگفت تأمل میکنم؛ فکر میکنی بلد نیست؛ حریم نگه میدارد. اگر حریم رعایت نشود باز دارد نجس حرف میزند؛ آن حرفش طهارت ندارد. اگر کسی فحش میدهد حدیث داریم قطعاً از پلیدی جانش است؛ نفسش ناپاک است. چون جان دارد حرف میزند؛ زبان که نیست؛ جان ناپاک است.
همینطور گوش: اگر دهان جسم را تقویت میکند با آنچه میخوریم، گوش دهان روح ماست. روح ما، جان ما با گوشمان تغذیه میشود. آنچه میشنویم اگر درست و حق است طهارت دارد؛ اگر باطل است نجس است. تو داری جانت را نجس میکنی.
متنجس و عین نجاست؛ خیال و مراتب بالاتر
پرانتز سری از اهل سر — و سریع از آن میگذریم: اگر ما متنجس شویم بر اثر ارتباط با کر پاک میشویم. اما اگر عین نجاست شویم دیگر هزار کوه حتی در دریاها بگردانندمان هیچ فایدهای ندارد. اگر عین نجاست شویم کر چیست؟ اهلبیتاند. با ارتباط با اهلبیت اگر عین نجاست شویم هیچی؛ هزار بار هم کربلا برویم پاکی نیست. اما اگر نجس شویم — یعنی متنجس شویم، برخورد به نجاست کنیم — با ارتباط با اهلبیت میتوانیم پاک شویم. بحث طهارت اینقدر مهم است.
حالا این لایهها را بگیر و برو جلو: دست و پا و گوش و حواس ظاهری و بعد برو در بحث خیال. آنقدر حدیث داریم — معذرت از این مثال — که وقت مجامعت اگر زن و مرد به فکر غیر از همسر خودشان باشند هنگام انعقاد نطفه، آن بچه پلید به دنیا میآید. هم در جسمش بزرگان گفتهاند مشکلاتی ایجاد میشود، هم در روحش پلیدی و خباثت و نجاست. این دیگر نجاست فقط نجاست ظاهری نیست. این مرتبه نازلترین مرتبهٔ نجاست عالم است — بول و غائط و خون و اینها.
همینطور بعد برو در بحث قوای واهمه؛ برو بالا تا جایی که دیگر جان و سر آدم باید پاک باشد. سرّ و سر باید پاک شود. خفی وجود آدم پاک شود. اخفی وجود آدم پاک شود. بدون این «لا یمسه إلا المطهرون» نمیشود مس کرد. عاقبت ختم به خیر باد؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.