د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۸
دارای متن همگام
خلاصۀ قلب مألوف؛ قصد عبور از ظاهر به باطن
قلب مالوف18_ج340
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۰:۲۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## خلاصۀ قلب مألوف؛ قصد عبور از ظاهر به باطن
۰:۱۱
## نفحات در ایام دهر؛ فتعرضوا لها
۰:۵۷
## چهار چشم؛ روایت امام سجاد در تفسیر صافی
۲:۰۰
## یوم ظرف ظهور؛ نحن ایام الله
۲:۲۰
## توجه عرفانی؛ اصحاب کهف، توسل، آل یاسین
۸:۱۳
## ختم جلسات قلب مألوف
۹:۱۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایه آیه.
سلام علیکم و رحمة الله.
خلاصه قلب مألوف آنچه که به فضل الهی در این چند جلسه عرض کردیم
خلاصهش این بود که قلب مألوف
صاحب مقامی است که
سیر و سفر میکند از ظاهر به باطن عالم.
در حقیقت از اسم ظاهر خدا از اسم از ظاهر خدا
به اسم الباطن سفر میکند
و اساساً قصدش
حرکت است از ظاهر به باطن.
بر همین اساس روایت بسیار زیبایی که قطعاً بارها شنیدید رو عرض میکنم خدمتتون
و چون هدف ما در این بحث
ز-- عبور از ظاهر به باطن هست، یک لایه پنهانتر این حدیث رو هم با هم بررسی میکنیم.
از کتاب احیا العلوم، جلد یک،
صفحه صد و سی و چهار، پیامبر عظیم الشأن اسلام علیه الصلاة و السلام و علی آله فرمودند که ان
لربکم فی ایام دهرکم نفحات
فتعرضوا لها. در بعضی از
منابع نوشتهاند الا فتعرضوا
لها. یعنی اینکه
بدونید که قطعاً
برای پروردگار شما ظاهرش البته اینو میفرماید که در ایام عمر شما
نفحات جمع نفح یعنی وزیدن،
یه نسیمهای رحمتی از سمت پروردگارتون وزیدن میگیره فتعرضوا لها
خودتون رو در معرض این نسیمها قرار بدهید
که به هر حال قطعاً
اونطور که در روایات و
آیات بررسی شده است، اساساً همونطور که
در ظاهر خدای منان به ما چشم و گوش و قلب و اینها داده، در باطن هم اینها رو به ما عطا کرده.
مثلاً در تفسیر صافی، جلد دو، صفحه صد و بیست و هشت از امام سجاد صلوات الله علیه روایتی هست که
الا ان للعبد اربع اعین عینان
يبصر بها امر دينه
ودنياه وعینان يبصر بها امر آخرته.
فاذا اراد الله بعبد خيرا فتح له العينین اللتين في قلبه
فأبصر بهما الغیب وامر آخرته.
واذا اراد الله به
غير ذلك ترك القلب بما فيه.
خلاصهش این میشه که وقتی خدای منان برای بندهش
یعنی بنده برای بندهی خودش
ایجاد کرد چهار تا چشم رو ایجاد کرد.
خدا برای بندهی خودش
در خلقت بشری چهار چشم رو قرار داد.
دو تا چشم در سره
که در حقیقت
امر ظاهر رو باهاش رصد میکنه.
دو تا چشم هم در قلبشه
که نسبت به آخرتش با اون دو تا چشم
بصیرت پیدا میکنه. که وقتی خدا برای بندهش خیری رو بخواد دو تا چشم قلبش رو باز میکنه.
یعنی همون چشم باطن.
که و اگر به جهت کارهای خود بنده،
کارهای زشت بنده، خدا در
خیرش رو بخواد به روی بندهای ببنده،
اون موقع اون دو تا چشم قلبش رو میبنده
و در حقیقت غلق میکنه
و قلب چیزی رو نمیفهمه.
این اشاره به همین داره و اشاره به همین توجه به باطن البته از ظاهر داره.
ببینید مختصراً عرض کنم که
يوم در حکمت میفرمایند يوم ظرف ظهور اشیا است.
چون اینجا میفرماید ان لربکم فی ایام دهرکم.
ایام جمع يوم.
يوم ظرف ظهور اشیا است.
جالبه که از اهل بیت علیهم الصلاة والسلام روایت شده که نحن ایام الله.
اون ایام الهی ما هستیم.
یعنی ظرف ظهور تمام اشیا ما هستیم.
در حقیقت آنچه که در نظام هستی در آن به آن در حال ظهور و بروز و تجلیست
همان ظهور و بروز ولایت است.
تجلیات ولایت کلیه است.
که البته ان لربکم از ناحیه پرورش دهنده شما همه اینها ذیل اسم رب خداست
و اینکه میفرمود در این حدیث ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات،
این وزشها در،
در حقیقت ایام دهرکم یعنی در همون
ظرف ظهور عمر شماست.
یعنی آن به آن هر روز تمام اشیا برای شما در حال تجلی
نو به نو هستند. در حال ظهور نو به نو و تازه به تازه هستند.
شما ظاهراً در و دیوار میبینی و فرش و
این وسایل و اشیاء دور و برت و آسمان و زمین و
نباتات و جمادات و حیوانات و انسانها و اینها که یکی از این اشیا هم
خود شما هستی. در حالی که
میفرماید در این اشیا
که در آن به آن در حال
ظهور جدید هستند،
یک نفحههایی است، وزشهای رحمتی است، خودتون رو در معرض اونها قرار بدید.
یعنی اینکه چشم باطنتون رو باز کنید
و این باطن رو ببینید، از ظاهر عبور کنید.
ظهور اشیا رو آن به آن ببینید که یسبح لله ما في السماوات وما في الارض
که آنچه که در آسمان و زمین آنچه که در نظام هستی وجود دارد دائماً در حال تسبیح الهیاند.
و در حقیقت و "کلّاً فی فلك یسبحون"
شناگرند در وجه خدا.
این همون ز-- در حقیقت معنای دقیق
يوم هست که ظرف ظهور اشیا
که شما ببینید همونطور که قبلاً توضیح داده شد یک اساس اما یک وقت
رود نیل میشکافد،
یک وقت اژدها و مار بزرگ میشود، یک وقت
سنگ رو میشکافد به دوازده چشمه بدل میکند.
یک چیز هست، یک شی هست اما ظهور و بروز متعدد.
لذا خدا در قرآن در خصوص خودش میفرماید "کل یوم هو
فی شأن". هو اون خدا "قل هو الله احد".
اون خدای احد صمد "کل یوم
هو فی شأن". این يوم رو دوباره ظرف ظهور بگیرید.
یعنی در آن به آن در همهی اشیا خدا در حال تجلی و ظهور جدید است
که مرحوم محی الدین عربی یک رساله اساساً بر اساس بر
ذیل همین آیه شریفه دارد که یعنی چی و "کل یوم هو فی شأن".
آن به آن خدا در حال تجلی و ظهور و بروز است
که قبلاً هم باز عرض شد حتی
ما هم آن به آن فرد جدیدی هستیم.
سلولهامون دائماً در حال تغییرند.
علم تجربی میگه هر هفت سال یک بار ما بدنمون نو میشه.
اما حکمت و عرفان میفرماید آن به آن.
در حقیقت اگر کسی
به توجه عرفانی بشینه
و از ظاهر به باطن سفر کنه، میبینه که همهی اشیا در حال
ذکر حضرت حقاند و برای او
ظهور و تجلی جدید دارند.
لذا از این جاها میتونه
به اون و-- نسیمهای رحمت برسه و توجه عرفانیه که انسان رو به اونجا میرسونه.
در خصوص توجه عرفانی،
حالا انشاالله قبلاً البته م-مباحثی رو عرض کردیم چند جلسه اگر فرصت شد بعداً نکتهای هم عرض میکنیم
که یکی از معجزات حضرت حق در انسان همین توجه عرفانی است.
یک خواب سیصد و نه سالهی
در حقیقت اصحاب کهف همون توجه عرفانی اونها بوده.
ما میگیم خواب. در عموم گفته میشه خواب اما توجه عرفانیه و جالب که
خود خواب یه شعبه از توجه عرفانیه
و اگر کسی به توجه عرفانی بنشیند،
توجه کند و این توجه مقام بسیار بالاییست که تو دعای
توسل هم ما میف-- به خدا عرض میکنیم که
"اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک
بنبيك نبي الرحمه".
ما به وسیله پیغمبر به تو متوجه میشویم.
یا امام عصر فرمود هرکی میخواد به ما توجه کنه از طریق آل یاسین زیارت آل یاسین.
حالا بحثش انشاالله بعداً اگرچه قبلاً مطالبی هم عرض کردیم.
به هر حال ختم کلام این که اگر چنانچه کسی بخواد خودشو "فتعرّض لها"
در معرض نفحات و وزشهای رحمت الهی قرار بگیره،
قرار بده، بایستی که
چشمش رو باز کنه به باطن.
همین در حقیقت سفر از ظاهر به باطن همون حقیقت قلب معروف است.
اونم از تک تک اشیا
که این اشیا همون اسماء اللهاند
و به میزان سعه وجودی انسان میتونه تعلیم بگیره اون اسماء رو که "علم
و علم آدم الاسماء كلها"
که حضرت علامه حسن زاده حفظه الله تعالی فرمودن به جای
الاسماء میتونید بگذارید الاشیا
"وعلم آدم الاشیا كلها".
یعنی به باطن و به حقیقت آنچه که هست
برسی. "اللهم ارني الاشیاء كما هي" دعای پیغمبر.
خب پس قلب معروف میشود.
خلاصهش این که در این انتهای بحث جلسات مربوط به قلب معروف خلاصهش این هست
که سفریست از ظاهر
به باطن. انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل-
جلسه قبل
جلسه بعد