یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
خلاصۀ قلب مألوف؛ قصد عبور از ظاهر به باطن
خلاصۀ آنچه به فضل الهی در چند جلسه دربارۀ قلب مألوف گفته شد این بود که قلب مألوف صاحب مقامی است که سیر و سفر میکند از ظاهر به باطن عالم. در حقیقت از اسم الظاهر خدا به اسم الباطن سفر میکند و اساساً قصدش حرکت از ظاهر به باطن است. بر همین اساس روایت بسیار زیبایی که قطعاً بارها شنیدهاید بیان میشود؛ و چون هدف عبور از ظاهر به باطن است، یک لایۀ پنهانتر این حدیث نیز بررسی میگردد.
نفحات در ایام دهر؛ فتعرضوا لها
از کتاب احیاء العلوم، جلد یک، صفحۀ صدوسیوچهار، پیامبر عظیمالشأن فرمودند: ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات فتعرضوا لها — در بعضی منابع الا فتعرضوا لها. بدانید برای پروردگارتان در ایام عمرتان نفحاتی هست؛ نفحه جمعش نفحات یعنی وزیدن؛ نسیمهای رحمتی از سمت پروردگار میوزد؛ خود را در معرض این نسیمها قرار دهید. چنانکه در روایات و آیات بررسی شده، اساساً همانطور که در ظاهر خدای منان چشم و گوش و قلب داده، در باطن نیز اینها را عطا کرده است.
چهار چشم؛ روایت امام سجاد در تفسیر صافی
در تفسیر صافی، جلد دو، صفحۀ صدوبیستوهشت، از امام سجاد صلواتاللهعلیه: الا ان للعبد اربع اعین؛ عینان یبصر بهما امر دینه و دنیاه و عینان یبصر بهما امر آخرته. فاذا اراد الله بعبد خیرا فتح له العینین اللتین فی قلبه فأبصر بهما الغیب و امر آخرته. و اذا اراد به غیر ذلک ترک القلب بما فیه. خلاصه آنکه خدای منان برای بندهاش در خلقت بشری چهار چشم قرار داد: دو چشم در سر که امر ظاهر را رصد میکند؛ دو چشم در قلب که نسبت به آخرت بصیرت میدهد. چون خدا برای بندهای خیر خواهد دو چشم قلب را میگشاید — همان چشم باطن — و اگر به جهت کارهای زشت بنده خیر را ببندد، آن دو چشم قلب را میبندد و غلق میکند و قلب چیزی نمیفهمد. این اشاره به توجه به باطن از ظاهر دارد.
یوم ظرف ظهور؛ نحن ایام الله
مختصر آنکه در حکمت میفرمایند یوم ظرف ظهور اشیاست؛ چون اینجا میفرماید ان لربکم فی ایام دهرکم. ایام جمع یوم. جالب است از اهلبیت روایت شده: نحن ایام الله؛ آن ایام الهی ماییم؛ یعنی ظرف ظهور تمام اشیا. آنچه در نظام هستی آنبهآن در حال ظهور و بروز و تجلی است همان ظهور ولایت است؛ تجلیات ولایت کلیه. ان لربکم از ناحیۀ پرورشدهندۀ شما؛ همه ذیل اسم رب خداست. و اینکه میفرماید فی ایام دهرکم نفحات، این وزشها در ظرف ظهور عمر شماست؛ یعنی آنبهآن هر روز تمام اشیا برای شما در حال تجلی نو به نو و ظهور تازه به تازهاند. شما ظاهراً در و دیوار و فرش و وسایل و آسمان و زمین و نباتات و جمادات و حیوانات و انسانها را میبینی — و یکی از این اشیا هم خود تو هستی — در حالی که در این اشیا که آنبهآن در حال ظهور جدیدند نفحههایی است، وزشهای رحمتی است؛ خود را در معرض آنها قرار دهد؛ یعنی چشم باطن را بگشاید و باطن را بنگرد و از ظاهر عبور کند. ظهور اشیا را آنبهآن بنگرد که یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض؛ آنچه در نظام هستی است دائماً در حال تسبیح الهی است؛ و کلاً فی فلک یسبحون — شناگرند در وجه خدا. این معنای دقیق یوم است: ظرف ظهور اشیا. یک اساس است اما یک وقت رود نیل میشکافد، یک وقت عصا اژدها و مار بزرگ میشود، یک وقت سنگ را میشکافد به دوازده چشمه بدل میکند؛ یک چیز است، یک شیء، اما ظهور و بروز متعدد.
«كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» (رحمن/۲۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر روز او در کاری است.
هو همان خدا؛ قل هو الله احد؛ آن خدای احد صمد کل یوم هو فی شأن. این یوم را دوباره ظرف ظهور بگیرید؛ یعنی آنبهآن در همۀ اشیا خدا در حال تجلی و ظهور جدید است. مرحوم محیالدین عربی رسالهای اساساً ذیل همین آیۀ شریفه دارد. حتی ما نیز آنبهآن فرد جدیدی هستیم؛ سلولها دائماً در حال تغییرند. علم تجربی میگوید هر هفت سال یکبار بدن نو میشود؛ اما حکمت و عرفان میفرماید آنبهآن. اگر کسی به توجه عرفانی بنشیند و از ظاهر به باطن سفر کند، میبیند همۀ اشیا در حال ذکر حضرت حقاند و برای او ظهور و تجلی جدید دارند. از این جاها میتواند به نسیمهای رحمت برسد؛ و توجه عرفانی است که انسان را به آنجا میرساند.
توجه عرفانی؛ اصحاب کهف، توسل، آل یاسین
یکی از معجزات حضرت حق در انسان همین توجه عرفانی است. خواب سیصدونهسالۀ اصحاب کهف همان توجه عرفانی آنان بوده. عموم خواب میگویند اما توجه عرفانی است؛ و جالب که خود خواب شعبهای از توجه عرفانی است. اگر کسی به توجه عرفانی بنشیند — و این توجه مقام بسیار بالایی است — در دعای توسل نیز به خدا عرض میکنیم: اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة؛ به وسیلۀ پیامبر به تو متوجه میشویم. یا امام عصر فرمود هر که میخواهد به ما توجه کند از طریق آل یاسین.
ختم جلسات قلب مألوف
ختم کلام آنکه اگر کسی بخواهد خود را فتعرض لها در معرض نفحات و وزشهای رحمت الهی قرار دهد، باید چشمش را به باطن باز کند. همین سفر از ظاهر به باطن همان حقیقت قلب مألوف است؛ از تکتک اشیا که همان اسماء اللهاند و به میزان سعهٔ وجودی انسان میتواند تعلیم بگیرد آن اسماء را:
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (بقره/۳۱)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همۀ نامها را به آدم آموخت.
حضرت علامه حسنزاده حفظهالله فرمودند به جای الأسماء میتوانید بگذارید الأشیاء؛ و علم آدم الأشیاء کلها؛ یعنی به باطن و حقیقت آنچه هست برسید. اللهم أرنی الأشیاء کما هی دعای پیامبر. پس قلب مألوف میشود. خلاصۀ انتهای بحث جلسات قلب مألوف این است که سفری است از ظاهر به باطن. انشاءالله عاقبت ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.