د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۷
دارای متن همگام
نکتهای فقهی در روزهٔ زنان
قلب مالوف7_ج329
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۷:۲۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## نکتهای فقهی در روزهٔ زنان
۰:۱۲
## قلب مألوف و تولد انسانی
۱:۱۷
## رحم مراتب و دعای تحویل حال
۱:۳۷
## کشتن عادتهای حیوانی؛ موتوا قبل ان تموتوا
۵:۲۲
## دو بار متولد شدن و حدیث عیسی
۷:۰۹
## عذاب برزخی؛ خروج اجباری از عادت
۱۳:۳۷
## مصائب دنیا؛ رحمت پیش از برزخ
۱۵:۲۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. سلام علیکم و رحمة الله.
خانمهایی که عادت ماهانه دارن در زمان روزه داری و ماه مبارک رمضان،
اون چند روزی که عادت میشن،
خب اون روزها رو نباید روزه بگیرن
ولی بعد از ماه مبارک رمضان باید قضاشو به جا بیارن
و اون موقع کفاره نیاز نداره.
بعضیا اشتباهاً گمان میکنند که باید همون
به محض اینکه عادت شدن یا بعد از ماه مبارک کفاره اون روزا رو بدن حتی بعضیا قضاشم نمیگیرن.
نخیر قضا به گردنشونه و کفاره نیست.
مگر اینکه تا ماه مبارک
رمضان سال بعد قضاشو نگیرن، اون موقع کفاره هم به گردنشون میاد.
در حین اینکه قضا هم باز بر گردنشون هست،
کفاره اون روزهاها رو هم باید
ادا کنن. خب پیرامون قلب مألوف،
یکی از مهمات
حقایق این قلب
امروز بیان میشود به فضل الهی.
اونم اینکه یکی از
بطون معانی قلب مألوف
قلبی که به مقام جمعی و تألیف و انس با ملکوت رسیده است، تولد انسانیست.
در حقیقت معنای درست تولد انسانی همون رسیدن به
قلب مألوف است. یعنی چی؟
ببینید عزیزان ما یک تولد
حیوانی داریم که
روزیست که از رحم شریف مادر متولد شدیم و وارد این عالم شدیم.
اون تولد انسانی نیست، تولد حیوانیست
و در حقیقت هر کسی الان میاد
اگر ازش بپرسی که
شما چند سال عمر کردی بر اساس
سالهایی که از گردش زمین به دور ماه یا خورشید از لحظه تولد حیوانیش
گذشته است سنش رو محاسبه میکنه.
که به قول حضرت آقای جوادی آملی
میفرمود که این حرکت تو محسوب نمیشه که.
این در حقیقت حرکت دیگریست.
حرکت زمین است به دور خورشید یا ماه.
در حالی که زندگی هر کسی محصول حرکت خود اوست نه حرکت دیگری.
اینکه زمین
چند مرتبه یا چند سال به دور
خورشید گذشت، این
میزان در حقیقت سالهای
گذشته بر زمین رو
نشون میده نه من و شما که به ما چه که زمین این مقدار گذشت.
پس میزان عمر ما
در حقیقت برمیگرده به اون میزانی که
ما حرکت در خودمون داشتیم.
حرکت در خود میشود حرکت علمی و عملی که به قول حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله تعالی
"علم و عمل جوهرند و انسان ساز."
در حقیقت شناسنامه هر کسی به قول حضرت آقای جوادی آملی سیره و سنت خود اوست،
نه گردش زمین به دور ماه و خورشید.
که اگر به این موضوع دقت کنید در حقیقت ما یک تولد حیوانی داریم که از
رحم مادر متولد میشیم، وارد نشئه طبیعت میشیم
که در مراتب اگر
در مراتب سیر کنی هر مرتبه مادون به منزله رحم هست برای مرتبه مافوق.
یعنی وقتی که ما وارد عالم
ملک و نشئه طبیعت شدیم، فعلاً اینجا به منزله رحم میشود برای
عالم برزخ. نشئه بعد از
در حقیقت طبیعت.
اینجا رحم اونجا میشود
که ما باید دائماً در حال
سیر و حرکت علمی و عملی باشیم تا حالمون
عوض بشود. چقدر این دعا شریفه که "یا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار يا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال"
که اتفاقاً این دعا وارد شده به هنگام تحویل سال.
دقیقاً توش از تحویل حال،
عوض شدن حال، حالی به حال جدید بلکه احسن حال سخن گفته
که قبلاً بحثش گذشت که
برا- بنا به نظر شیخ اکبر محی الدین علیه الرحمه
این احسن حال همون حال پیغمبر است که "اللهم غير سوء حالنا بحسن حالک"
همون احسن حال همون حال خداست یا همون حال پیغمبر است که همون
حال صادر اول است
که این در سیر و حرکت علمی و عملی ما نشون داده میشه.
در حقیقت صعه وجودی ما.
خب پس ما یک تولد حیوانی داریم، یک تولد
انسانی. اما تولد انسانی
اصطلاحاً یا همون در حقیقت
معنای واقعی قلب مألوف
میشه گفت با کشتن عادتهای حیوانی رخ میده.
کی ما متولد میشیم به انسانی؟
تولد انسانی پیدا میکنیم؟
وقتی که عادتهای حیوانی مون رو بکشیم.
اینکه میفرماین "موتو قبل ان تموتو"
یعنی اون عادتهای حیوانیت رو بکش.
موتو. بکش عادتهای حیوانیت رو
و وارد به عادتهای الهی شو
که این اصطلاحاً بهش میگن خروج از عادت
و در موضوع خروج از عادت، عادت خیلی حرف داریم خیلی.
انشاالله توفیق بشه میگیم. لکن فعلاً همین مقدار داشته باشیم که ما با خروج از عادتها و اون خو
کردنهای با عالم کفرات در این دنیا،
اینکه خو میکنیم به هر چیزی
با خروج از این خو و این عادت،
در حقیقت سیر ما
به، به سمت قلب مألوف یا در حقیقت به سوی یک حقیقت یا نظام توحیدی،
توحید الهی، اونم مقام جمعی، توحید صمدی که همه
نظامات هستی رو یکپارچه
همونطور که بحثش گذشت یک حقیقت
مألوف و در هم پیچیده
یا ملهوف در هم پیچیده فرض کنی و ببینی بلکه ببینی و بلکه بچشی.
که بر اساس توحید صمدی یک وجود بود و بقیه
تمام ما سوی الله همه آثار او هستند.
همه ظهور و بروز او هستند.
آیات او هستند.
اگر کسی در همین نشئه طبیعت خو کند به همین ظاهر آیات، به همین ظاهر
در حقیقت نظامات،
این از عادت خارج نشده، این زندگی حیوانی کرده مثل حیوانات که
همین میخورند و میخوابند و میچرند و با هم حتی گفتوگوها دارند و
اونا هم زاد و ولد دارند و
خشم و غضب و شهوت دارند و اینکه به حضرت ابراهیم
سلام الله عليه و علی نبينا و آله دستور داد خدای منان که اون
چهار تا پرنده رو بگیر، قبلاً الحمدالله بحثش گذشت دیگه.
این چهار تا پرنده مظاهر
در حقیقت اون خلق و خوی حیوانی بودند در وجود انسان.
اینا رو چرا میگه ذبحشون کن بکششون؟
همون بحث موتوعه. بمیرید قبل از اینکه بمیرانند شما را.
یعنی قبل از اینکه به زور شما رو با مرگ از این عادتها
بخوان خارج کنن، خودتون از این عادتهای حیوانی خارج بشید.
اینا رو بکشید که طاووس بود مظهر
عجب و ریا و در حقیقت خودپسندی و تکبر و خودشیفتگی و
خودنمایی و. اردک بود مظهر
لجنخواری، حرامخواری، شبهه خواری یا خساست،
خساست نفس عرض شود.
کرکس بود مظهر غضب، شهوت، لاشخوری،
زور، استکبار اینها.
و همچنین خروس بود
مظهر شهوت. اون هم شهوات، همهگونه شهوات، شهوت نگاه کردن، شهوت
حرف زدن، شهوت راه رفتن، شهوت خوابیدن، شهوت خوردن،
شهوت پست و مقام و همه و شهوات غریزه ای همه و همه.
اینها هم به عنوان نمونه است،
مظهرند. و الا میشه در هر کدوم
تمام حیواناتی که مثلاً
زیبایی دارند تو زیل طاووس تعریف کرد.
حیواناتی که شهوتشون زیاده زیل خروس تعریف کرد.
میفرمود اینها رو بکش، ذبح کن.
بعد به حضرت میفرمود رو کوه ده تا قله بگذار.
این قلهها، قلههای قوای وجودی انسان است.
چرا ده تا؟ پنج تا حواس ظاهری داریم
و پنج تا هم حواس باطنی.
ظاهر همین حواس مثلاً بین--
قوه باصره میبینی خب؟
همین قوه رو باطنت هم داری که در خواب میبینی دیگه.
این بصره، چشم بصرت سرت بسته میشه.
در خواب با چه چشمی میبینی؟
با چشم باطن. همین پنج تا حواس ظاهری رو در باطن هم داری.
میفرمود این در حقیقت در این پ-- ده تا قوا، پنج تا ظاهر و پنج تا باطن
چکن، ریشهکن کن، ذبح کن این عادتها رو، عادتهای حیوانی رو.
بعد دو مرتبه روی این قلهها که گذاشتی اینها رو بخوان زنده شن.
اینا همش سیر انفسیشو وقتی
از تعلمه در، در حقیقت شرح مصباح الانس
فناری میفرمودن
اینجا ده تا قله رو به همین
ده تا قوای وجودی و اینکه دو مرتبه میخوانی زنده شون میکنی یعنی چی؟
دوباره شهوت زنده بشه؟ دوباره غضب زنده بشه؟
دو-- میفرمود اینها رو نسبت به شرع احیا کن، زنده کن.
زیل شرع ت-تفسیر کن، تعیین کن،
متمز کن. قوای وجودیت رو التزام بهش ببخش
نسبت به دستورات شرع و دین و قرآن و اهل بیت علیهم السلام و السلام.
در حقیقت احیاش کن. نه اینکه شهوتت رو کلاً
بکشی، ریشهکن کنی. از حیوانیت خارج کنی به انسانیت.
تحت عقل یعنی همه این قوا
دو مرتبه تحت عقل
احیا بشوند. که اون موقع میشود خروج از عادت، از عادات حیوانی خارج میشی و تولد انسانیت تو از اینجا شروع میشود.
این هستش که در حقیقت اگر ما بخواهیم به مقام
جمعی یا به مقام
در حقیقت الفت با ملکوت،
قلب مألوف، قلبی که الفت و انس گرفته با یکپارچگی نظام هستی، توحید صمدی حضرت حق
پیدا کرده برسیم،
هیچ چارهای نداریم جز اینکه دو بار متولد بشویم عزیزان.
که حدیثش هم البته
هست. حدیثی از حضرت عیسی
علی نبينا و آله و عليه الصلاة والسلام در کتاب بحر المعارف مولی عبد الصمد احمدانی صفحه صد و سه اومده که
از قول از عیسی فرمودن "لن
یلج ملکوت السماوات"
وارد ملکوت آسمانها نمیشه کسی که "ملم يولد مرتين"
کسی که دو بار زنده نشده باشه، دو بار متولد نشده باشه.
اینجا زنده شدن به وجه ربییه
تولد دوم زنده شدن به وجه ربی.
تولد اول زنده شدن خب به وجه خلقیه.
لذا اینا خیلی سر درشه.
میگه دو بار تا کسی دو بار متولد نشود نمیتونه به ملکوت آسمانها راه پیدا کنه عزیزان.
که این هم در حقیقت تولد اول همون از رحم مادر وارد میشی به این دنیا.
تولد دوم خروج از عادت،
رسیدن به حقیقت قلب مألوف، انس و الفت گرفتن با ملکوت عالم،
با اون توحید صمدی خو گرفتن
و آ-- ترک عادتهای حیوانیست
که اگر کسی تولد دوم رو نداشت همون یک بار
تولد حیوانی رو داشت مثل بچهای که از رحم مادر ناقص متولد میشه، سقط جنین که میگن،
ساقط میشه. وقت مرگش
اون موقع میخوان خروج از عادت بهش بدن و چون ناقص وارد عالم برزخ شده، تولد ثانیش تولد دومش
نا-- نقص داره. در حقیقت
این نقص باید جبران بشه چون
در برزخ هم ما
سیر تکاملی داریم. در تکامل برزخی بالاخره
و انّا الیه راجعون میگه باید به سمت الله حرکت کنه.
همه نواقص باید به نوعی برطرف بشود در این سیر.
وقتی که طرف از دنیا میرود اصطلاحاً حالا به هر مرگی،
مرگ با تصادف، مریضی، هرچی،
همین مرگ مصطلح وقتی از دنیا رفت
این دیگه تولد ثانی خودش رو اونجا داره تجربه میکنه.
اگر در دنیا تولد انسانی نداشت
در حقیقت اونجا ناقص وارد عالم برزخ شده و اونجا میخواد متولد بشه.
یعنی اونجا خروج از عادتهای حیوانیش میخوان بدن.
لذا اون خیلی سخته، خیلی دشواره.
سالیان سال بلکه برای بعضیا هزاران هزار سال طول میکشه
که اصطلاحاً بهش میگن چی؟
بهش میگن به این سختی
خروج از عادت و تولد انسانی پس از مرگ
بهش میگن عذاب برزخی.
عذاب برزخی. اون فشار قبر و تنگی و تاریکی و ظلمت و که همه هم در درون
خود انسان است و بس
برای اینکه از این عادتها خارج بشود.
در آیینه روایات
مثالی که اهل بیت علیهم الصلاة والسلام آوردن،
مثل زدن. تلك الأمثال ندر بحال الناس.
این مثلی که آوردن
به وجه عذاب و
معذب شدن و زنجیر و
آتش و نمیدونم سرب گداخته و
از شود. به هر حال تشبیه عاقل به معقول به محسوسه دیگه.
تشبیه معقول به محسوسه که تو حس کنی
آنچه که در عالم عقل قراره اتفاق بیفته.
پس این میشه تولد انسانی در نشئه
در حقیقت طبیعت که
وظیفه اول ماست. و اگر کسی به این وظیفهش عمل نکرد و ناقص وارد عالم
برزخ شد، میشود باز
همون تولد انسانی یا خروج از عادت اما به دست ملکوت.
دیگه تو از دستت خارج شده و به زور دیگه اونجا
در حقیقت باز پاکسازیه.
همش خروج از عادته.
اینه که در همین دنیا ولنبلونکم بشیئ من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنف-
والأنفس والثمرات وبشر الصابرین.
حالا صابرین کیان؟ الذين
اذا اصابتهم مصيبة قالوا وقتی مصیبت بهشون وارد میشه چی میگن؟
انا لله وانا الیه راجعون.
یعنی این دقیقاً همین رو داره توصیه میکنه که اساساً
ااا میشه گفت علت اصلی این مصیبات در دنیا اینه که خدا قبل از اینکه
وارد عالم برزخ بکنی و کار به شدت دشوار بشود، همینجا خروج از عادت به تو بده.
دلت رو بکنه با این عالم خو نکنی.
حشر و نشر با این عالم سبب نشه تو خو بکنی.
یکی از دلایلی که به نفس میگن نفس چون خو میکنه به هر طرف رو کنه زودی خو میکنه.
لذا میگه از ملک دل بکن.
تو دل نکندی من با مشکلات و مصائب و فقر و مریضی و گرفتاری و اینها
من خدای مهربان چون خیر تو رو میخوام
یه کاری میکنم تو دل بکنی تا
مسقط در حقیقت ساقط شده، سقط شده
ناقص وارد عالم برزخ نشی.
همینجا بیدار بشی، متنبه بشی
که انشاالله همه ما به این تولد انسانی
متولد بشیم که اون موقع اگر کسی
درست در همین در حقیقت تولد انسانی یا
تولد ثانیش درست خروج از عادت به تمامه کنه دیگه برزخ معنا نداره براش.
تا به محض اینکه نفس 나طقش انصراف از بدن داد و وارد
نشئه بعدی شد یک راه-- یک راست میبرنش به سمت بهشت
برین و بهشت در حقیقت وعده داده شده.
اصلاً دیگه برزخ معنا نداره که بخواد بین این عالم و اون عالم منتظر نگرش دارن.
چون ناقص و سقط شده وارد نشده.
انشاالله این بحث رو ادامه خواهیم داد.
عاقبتمون ختم به خیر بشه انشاالله به برکت صلوات بر محمد و آل
جلسه قبل
جلسه بعد