د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۶
دارای متن همگام
قضای روزهٔ فراموششده؛ حداقلِ یقینی
قلب مالوف6_ج328
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۳۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## قضای روزهٔ فراموششده؛ حداقلِ یقینی
۰:۰۹
پیرامون قلب معروف به فضل الهی، آیهٔ پنجاهوسه فصلت بسیار تأملبرانگیز است:
۱:۱۵
## توحید صمدی؛ یک وجود و آثار او
۲:۳۹
## یهدی و یضل در خوانش ابنعربی
۳:۰۰
## زیارت حسنین؛ السلام علیک ایها الحق
۷:۴۸
## قلب مألوف و انس با آیات
۸:۰۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
عزیزی پرسید که اگر کسی فراموش کرده چه تعداد روزهایی رو روزهش قضا شده
یا نگرفته، حالا یا بچهش یا خودش
یا پدر مادرش که حالشون خوب نبوده.
حالا میخواد روزه قضاشو بگیره فراموش کرده یا ننوشته اینا چه کنه؟
نظر آقا و مراجع این هستش که اون حداقلی که یقین دارد، این دو تا رو در نظر داشته باشید.
یکی حداقل نه حداکثر،
یکی هم یقین. یعنی باید یقین کنه که حداقل مثلا این چه--
چهار روز، پنج روزو حتما دیگه داشتم.
به همون میزان اکتفا کنه.
مگر اینکه بخواد احتیاط کنه دیگه
اشکال نداره خواست احتیاط کنه بیشتر بگیره.
نکتهی دیگهای که پیرامون قلب معروف به فضل الهی امروز عرض میکنیم
توجه به این آیهی عجیبیه که خیلی فکر منو مشغول کرده به خودش
و از شما دعوت میکنم که روی این آیه کار کنید.
میفرماید که آیه پنجاه و سه سوره فصلت
"سنریهم" اون
سین و صوفه مال آیندهست.
به شما خواهیم نشان داد.
چی رو؟ آیاتنا، نشانههای ما رو
"فی آفاق و فی أنفس".
اون نظام آفاقی و انفسی که عرض کردیم دو تا کتابی که کتاب آفاقی
و کتاب ن-- انفسی که اینها باید مطالعه بشن.
میگه ما آیاتمون رو در اینها یعنی این قرآن آفاقی یا قرآن هستی
یا قرآن انفسی رو که آیات ما درش نوشته شده رو
به شما خواهیم نشان داد که چی بشه؟
عجیبه این تیکهی آیه. "حتی
یتبین". تا اینکه روشن بشه "لهم" برای اینها،
برای این-- یعنی تمام
انسانها این روشن بشه.
چی؟ "أنه الحق".
"أنه الحق".
یعنی تمام این آفاق و انفس و همه رو یکپارچه یک نظام بگیر که او حق است.
نمیفرماید به حق است، میفرماید بلکه
حق است. توجه بفرمایید به این نکته.
مثلا منصور حلاج بیچاره گفت أنا الحق دارش زدن.
نفهمیدن چی داره میگه. این آیه
داره میگه این نزا-- أنه الحق نمیگه أنهم
اینا تک تکشون ح-- مثلا
حقاند یا به حقاند بلکه همه رو یکپارچه یک نظام بگیر و این نظام احسن عالم که تو هم یکی از اج--
اجزاء اونها هستی حق است،
نه به حق. اینا ترجمهاش فرق میکنه.
مثلا شما الان خدا رو بخوای ف--
ترجمه کنی بهترین اسم که رو خدا میذاری چیه؟
براساس فلسفه بری جلو میگی وجود.
براساس عرفان بری جلو میگی حق.
درسته؟ اینجا داره میگه این نظام احسن رو جدای از هم فرض نکن.
یکپارچه فرض کن و اسمش هم حقه.
قرآن داره میگه. نه اینکه این
نظام مثلا استغفرالله آفتاب خداست، زمین خداست، اینا نه.
اما جدای از خدا نیست.
خدا هم جدای از اینها نیست که شما بری توی آسمون یه جایی دنبال خدا بگردی.
این حیرتی که انسان بهش دست میده در پس این آیه، این آیهی عجیب
نشون میده که تمام نظام هستی یک وجود واحدند.
باز توحید صمدی. ما به هر طرف میریم بر میخوریم به همون
توحید صمدیه که ابداعات حضرت علامه حسن زاده است دیگه.
که یک وجود واحد داریم،
بقیه آثار این وجودند.
من و شما از آثار وجودیم
که نمودار حضرت حقیم.
اصلا چیزی جز حق نیست.
چیزی جز خدا و آثارش نیست.
من و شما کی هستیم، چی هستیم که بخواهیم اظهار وجود کنیم؟
هرچی هست خداست. وقتی این چنین نگاه میکنی میگه به س-- به صحرا بنگرم صحرات بینم درستشه، نه صحرات بینم.
به دریا بنگرم دریات بینم.
هر طرف نگاه میکنی خدا میبینی.
لذا حضرت علامه میفرمایند که خدا رو ش-- الهی شکر
که دیدهی جهانبین ندارم.
من اصلا جهان نمیبینم، یکپارچه خدا میبینم.
این البته به کشف و شهود قلبیست
و وقتی حاصل میشه که تمام طبق سیر بحث و روزهای پیش که عرض کردیم،
عقل انسان، عقل نظری بیاد برنامهریزی کنه بر اساس سهء وجودی
بدن و قلب تو یه جوری برنامهریزی کنه که تو
دائما انشراح داشته باشی، شرح صدر، بسط وجودی.
لذت ببری، زده نشی از عبادت و بندگی خدا تا بری جلو.
بعد یواشیواش چشمت به عالم به این گونه باز بشه که همه چی رو آیت حق ببینی
که همون معنای موت قبل انتموتایه که حالا فردا دربارهش صحبت میکنیم.
خیلی شیرینه. مثلا یعنی چی؟
اون تولد دوبارهست که به قول حضرت عیسی
سلام الله علیه تا کسی دو بار متولد نشه به اون کمالات نمیرسه.
حالا بعدا بحث میکنیم. همه چی رو باید آیت حق دید.
این چیز دشواری هم نیستها.
یعنی اگر یه مقدار به فکرمون، به مغزمون
فشار بیاریم تو سختی، عقل مال سختیهاست دیگه،
برسونیش به حوزهی قلب، به حس حضور برسیم،
عالم رو محضر خدا میبینیم.
یه جملهی ثقیله البته، خیلی دشواره اما چون جاشه دیگه عرض میکنم.
چون حضرت امام بزرگ ما،
این عزیز خدا روحش شاد کنه که گردن ما حق حیات داره به عظمت از ابن عربی یاد میکرد، ما هم یاد میکنیم چرا نکنیم؟
بذار سنگسارمون هم بکنیم. ایشون توی کتاب فتوحاتش یه جملهای--
بحثی داره بین ذیل آیهی
"إن الله يهدي من يشاء ويضل من يشاء" خیلی عجیب سخن میگه اونجا.
میفرماید يهدي من يشاء عدهی خدا هدایت میکنه.
هرکی بخواد هدایت میکنه. کیا رو هدایت میکنه؟
کی نیاز به هدایت داره؟
کسی که به گمراهی رفته دیگه.
دقت-- توجه بکنید، یه نگاه جدیدی از آیه پیدا کنید.
کی نیاز داره که دستشو بگیری هدایتش کنی؟
کسی که راه رو گم کرده. میگه "یهدی میشها"
مال کساییه که توحید عددی دارن.
همه چی رو یه چیزه، یه جدا--
انسان و ان-- جماد و حیوان و آسمان و زمین و اینا رو جدا فرض کردن.
بعد حالا دنبال خدا دارن میگردن.
به قول استاد علامه کوکو میکنند.
اما میگه تو هوهو کن. این
باید بری به جایی برسی که به مقام ضلالت برسی.
عجب! چه ترجمه عجیبی.
این عارف به الله میگه "و یضل میشها"
اون یض-- یضل چیه؟
مقام هیمانه، حیرته.
یعنی همین توحید صمدی.
یعنی خدا کسایی رو که محو در حضرت حق میشن،
هیچ چیزی نمیبینن جز خدا، اونها رو
خدا به حالت ضلالت میکشونه.
ضلالت اینجا نه به معنای گمراهیها، یعنی اصلاً راهی دیگه ندارن، کجا برن؟
به هر طرف نگاه میکنند حق میبینن، خدا میبینن.
آیهشم که الان خوندیم. "یتبین لهم انه الحق".
همه چی حق है. اصلاً جز خدا چیزی نیست که قبلاً بحث شد مقام ليلة القدر وجودیه.
جالبه که امروز زیارت امام حسن رو میخوندید، زیارات هر روز هفته رو میخونید دیگه.
امروز متوسل میشید به چ-- کدوم بزرگوارا؟
امروز متعلق به امام حسن و امام حسین.
یه زیارتنامه کوچولو داره. بخونید اینا رو هر روز.
بعد مهمان میکنی خودتو.
جالبه، توفیق اجباری. میگی یا امام حسن، یا امام حسین ما مهمان شماییم، پناهنده به شماییم، فعظیفانی و،
و فاحسن مثلاً ضیافتی، بهترین مهمونی رو برای ما وفا کن.
فعجیرانی، ما رو پناه بده.
اونجا به امام حسن میگی "السلام علیک".
دقت کنید "السلام علیک ایها الحق الحق".
تو حقی. امام حسن حقه.
نمیگی تو به حقی. اصلاً حقی.
چیزی جز حق وجود نداره.
یکی از شؤون حضرت حق امام حسنه.
یکی از شؤون حضرت حق، یکی از
در حقیقت ش-- میشه گفت آثار حق، به یک معنا ظهور حق، به یک معنا
جلوهی حق تو هستی. وقتی اینطوری نگاه کردی قلب به مقام شهود میرسه.
اصطلاحاً بهش میگن قلب چی؟
شما بفرمایید. بحث ما چی بود؟
قلب معلوف. به انس و الفت با آیات خدا میرسی و همهی نظام هستی رو یکپارچه میبینی.
یک حقیقت میبینی که تو یک جزئی از اونها هستی.
این نگاه ببین چقدر نگاه زیبا و شیرینیه.
اصلاً انسان احساس خطر میکنه؟
احساس پوچی میکنه؟ احساس بیهدفی میکنه؟
همه چی رو دارای هدف که ربنا سبحانک
ما خلقت هذا باطلا.
سبحانک ربنا ما خلقت هذا باطلا.
تو باطل نیافریدی این عالم رو.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. سلام
جلسه قبل
جلسه بعد