د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
عید فطر؛ شکفتن و بازگشت به فطرت
قلب مالوف4_ج326
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۳۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۶ سرفصل
## عید فطر؛ شکفتن و بازگشت به فطرت
۰:۰۸
## جبههٔ نخست؛ عمل جوارحی و قطرهچکانی
۱:۳۳
## جبههٔ دوم؛ قلب و کشف و شهود
۲:۰۱
## جبههٔ سوم؛ کار عقلی که از آن میگریزیم
۲:۲۱
## سه کتاب علامه؛ آفاق و تدوین و انفس
۷:۲۷
## خواب؛ آینهٔ هستی در جان
۹:۴۷
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
السلام علیک ایADA الله و ربانی ایاته.
السلام علیکم و رحمة الله.
تبریک عرض میکنم این عید بسیار با عظمت رو که عید شکفتن است و
برگشتن به فطرت و درون.
از رهبر عزیزمون استفتاء شده در خصوص فطریه که اگر کسی فطریهش رو نده،
به هر دلیلی نتونسته بده فطریه رو و مدتی گذشته
چه کنه؟ آقا فرمودن که اگر فقیر بوده نداشته که بده که هیچ از گردنش ساقطه.
اما اگر فقیر نبوده به هر دلیل دیگهای
نداده، این احتیاط واجب این است.
آقا اینجا احتیاط کردن، فتوا ندادن.
احتیاط واجب این هست که
بده فطریه رو حتما بده.
که وقتی احتیاط واجبه دیگه میدونید یعنی یا باید همین رو حتما انجام بدی
یا رجوع کنی به مجتهدی که بعد از رهبر
یا بعد از مجتهد تو اعلمه ببینی ایشون چی فرمودن.
یکی از این دو راه رو داره. اما
در خصوص از اینجا به بعد اون یک ماه الحمد لله
خدای مهربانم توفیق داد که سر سفرهش باشیم قشنگ م--
همه داریم متوجه میشیم به قول معروف با
حس غیرمسلح حتی کاملاً متوجه میشیم که انگار یک بساتی جمع شد، یه فضایی رفت،
یه چیز دیگهای شد. اصلاً
همه دلتنگی و بیقراری و
اینها باید تو سه جبهه حرکت شروع بشه.
یعنی از عید فطر به بعد حتماً یعنی این رو
تأکید بزرگان اهل معرفت نه بنده حقیر
که اگر به غیر از این سه جبهه ما حرکت نکنیم
قطعاً ماه عسل ماه مبارک رمضانمون
به باد فنا خواهد رفت
و دستخوش تصورات شریطانی خواهد شد.
در سه جبهه ما باید حرکت کنیم که اتفاقاً وقتی هم که از این دنیا میریم
تو همین سه جبهه ما مورد بررسی قرار میگیریم.
یک بحث عمل به
جوارح با اعضا و جوارح عبادت کردن.
ما باید با همون وزان بلکه بهتر
عبادتمون رو ادامه بدیم.
عبادتها، شبزندهداریها،
ختم قرآن کردنها، ذکرها، وردها، نمازها،
عبادت رو. و من توصیه میکنم حالا بعداً انشاالله تو بحثمون اگه دوست داشتید این رو
روش کار میکنیم. توصیه میکنم
نمکین بریم جلو اما
پیدرپی. به جای اینکه بشینیم یه دفعه یه ختم قرآن مثلاً یه، یه جزء قرآن رو بخونیم یک ساعت
بعد نفس بیاد به ما فشار بیاره که بابا خسته میشی ولش کن.
اینها چه کنیم؟
خورد خورد، قطرهشکانی.
امتحان کنید. مثلاً برنامه بذارید هر وقت میخواید برید سراغ موبایلتون، موبایلتونو باز کنید یه صفحه قرآن بخونید.
امتحان کنید. من همین دیروز این کارو کردم پونزده صفحه قرآن خوندم.
گفتم خدایا امروز هر وقت خواستم موبایلمو نگاه کنم،
موبایل مهمتره یا نگاه به کتاب تو؟
کتاب تو. یه صفحه قرآن بخونید.
دیدم پونزده شب شد حساب کردم دیدم پونزده صفحه قرآن یعنی پونزده بار رفته بودم سراغ موبایلم.
خب امتحان کنید این قطرهشکانیها.
یه صفحه من خوندم دیدم دو دقیقه طول کشید.
خب این باعث میشه میگه حتی حدیث داریم که
خودعه بزن به نفست،
به نفست خودعه بزن، کلاه سرش بذار.
وقتی بگی یه دقیقه میخوام قرآن بخونم نفس اشکال نمیکنه.
میگه بخون بابا یه دقیقه چیه؟ و تو سرشو کلاه میذاری.
همینطوری. یه دور تسبیح به جای هزار تا یه دور تسبیح مثلاً صلوات، استغفار اینا.
حالا این خودش یه بحثیه که به موقعش باید روش کار کرد.
پس بحث، بحث عمل به جوارح.
که نباید این کفش به هر حال این وزنش،
ااا کم بشه نسبت به ماه مبارک رمضان.
دو بحث قلب هست.
حرکت قلبی، کشف شهود.
کشف و شهود همونطور که
به نحو اشراق در ماه مبارک رمضان به شما القاءاتی رخ داد از جاناهی
مقدس حضرت حق
قطعاً این رو باید ادامه بدید.
کشف و شهودتون رو حفظ کنید.
کشف و شهود با چی رخ میده؟
با گناه نکردن.
خیلی رک، پوست کنده، راحت.
اینکه گناه نکنیم. اگر کسی به سمت گناهان
و معاصی حرکت کنه دیگه کشفی چیه؟
به قول معروف که کشفت کشکه.
اگر کسی نگاهش دوباره آلوده بشه میگه غض ابصارکن
ترهم العجائب چشماتو ببند عجائب رو ببین.
یعنی چی عجائب رو ببین؟ یعنی پشت پرده رو ببین.
یعنی چی پشت پرده رو ببینی؟ کشف و شهود میشینه قلبت.
یکی از دوباره اون جبهههایی که بعد از مرگ ما مورد
سؤال قرار میگیریم بحث قلب ماست.
قلب که حالا ما دو سه ساله روش داریم focus کردیم
از بحث قرآنی داریم قلبها رو یک یک میشماریم میریم جلو و الان رسیدیم به قلب معلوف
که تألیف محل الفت است.
تألیف، جمع، مقام جمعی دارد.
عرش خداست. که ما باید و حتماً حتماً
بحث کشف قلبیمون رو جدی بگیریم با ترک معاصی و گناهان.
سومیش هم که متأسفانه، متأسفانه، متأسفانه
یا دل نمیدیم یا فرارییم یا اصلاً توجه بهش نداریم و اصلاً
اونهایی که تریبون به دست هستن هم خیلی توجه به این ندارن به جهت اینکه مستمعین فراری میشن
و مستمعین هم دل نمیدن.
بیشتر دوست دارن آقا یه ذکر بده، یه
دستور العمل بده در نحو چی؟
در بحث جوارح. یعنی اون جبهه اول، عبادت.
چگونه عبادت کنیم؟ چه جوری ذکر بگیم؟
چه-- آقا یه دستور العمل بده حاج آقا فلان.
یه ذکر بده گرم باز شه. بحث دست--
یا تو بحث کشف و کرامت قلبی میگه آقا چه کنیم مثلاً گناه نکنیم؟
موعظه حسنه. بیشتر دنبال موعظهاند
در صورتی که دعای امروز رو اگه خونده باشید،
دعای روز شنبه رو یا زیارت پیغمبر در امروز رو
خونده باشید، اونجا میگی-- عرض میکنی به پیغمبر که تو
دعوت کردی به سمت خدا
بر اساس آیه ادعو الی سبيل
ربک اول بالحکمة با حکمت بعد موعظة الحسنة که بحثش قبلاً گذشته.
جبههی سوم که معمولاً
از ما بگیرید تا شما معمولاً ازش فراری هستیم، دل نمیدیم کار عقلیه.
آقا جون بالاخره ما عقل داریم یا نه؟
اصلاً این عقل رو خدا برای چی به من و شما داده؟
عقل رو برای کارهای دشوار داده.
دقت بفرمایید. دشوار نه متعارف.
حالا آقا روزه یا شبه؟ خب معلومه روزه دیگه.
خب این ربط به عقل ما داره اینکه الان روزه؟
این به عقل ربط داره یا به قوهی خیال ما به اون سطوح از مسائل حسی ما تشخیص میده؟
نگاه ما، بصر ما تشخیص میده اصلاً نیازی به عقل نداره.
عقل جاهای دشواره.
بری درون مایه آیات و روایات رو بکشی بیرون.
بری توجه کنی به نظام آفاقی، به نظام انف--
انفسی، به کتاب تدوینی.
حالا حصرتون نکنم. اینجا که میرسیم حضرت علامه
دیگه قلم زده. غوغا کرده.
کولاک کرده. میگه آقا جون وظیفه شماست.
این جبهه سومه. کار عقلی و بعد از مرگ هم از ما سؤال میشه.
رک بگم از ما سؤال خواهد شد.
کار عقلی چقدر کردی؟ مگه عقل نداشتی؟
مگه وجه تمایز شما با
حیوانات عقل نبود؟
با عقلت چه کردی؟ عقل مال جاهای دشواره.
خطر. میگه آقا من نمیفهمم حرفی که تو میزنی.
خب نمیفهمی بشین تفکر کن.
چطور شیخ الرئیس وقتی متوجه نمیشد دوری کرد نماز میخوند، توسل میکرد،
میرفت میزد به بیابون از امام عصر میخواست که گرهی علمیش باز بشه.
چطور مرحوم آله 神 الهی برادر حضرت علامه حسن--
حضرت علامه طباطبایی چطور وقتی یه گرهی علمی براش پیش میاومد از کشف کرامات قلبیش، شهود قلبیش استفاده میکرد.
میرفت تو قبرستون با ارواح بزرگ
مثلاً آصف دلیی قاضی و اینها سعی میکرد ارتباط بگیره که بتونه گرهی علمیش و عقلیش باز بشه.
ولی من تا یه چیزی رو نمیفهمم پس میزنم.
این سه تا کتاب رو حضرت علامه توصیه کردن.
جالبه که یه جا یه جای خیلی شلوغ و حالا
دست به قلمم بودم خیلی برام جای تعجب بود.
من این مطلب رو عنوان کردم.
بعد دیدم بعد از منبر یکی اومد گفت آقا میشه اون
سه تا کتاب رو بگید از کجا میتونیم بخریم؟
حالا ببینید کتابها چی بود که بعد متوجه میشید چرا من تعجب کردم از سؤال ایشون.
این سه تا کتاب رو علامه فرموده چارهای ندارید.
باید بخونید اونم با عقلتون.
یک، کتاب آفاقی.
خوانش کتاب حالا بهش میگن کتاب هستی.
از جهت عرفانی بهش میگن قرآن هستی
و فی الارض آیات
للمؤمنین. این یه کتابه.
آفا-- نظام آفاقی زمین و آسمان إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات البته لأولي الألباب.
برای اهل فکر، اهل مغز.
کجاست این مغز ما کجاست؟
تفکر به آیات الهی.
دو، کتاب چی؟ کتاب
تدوینی. کتاب تدوینی همین قرآنه.
تدبر در آیات. نه اینکه همینجوری رد شیم ازش بریم.
از ظاهرش به باطنش برسیم.
بریم تدبر در قرآن رو ببینیم ملاصدرا چه معنا کرده
و پییش رو بگیریم در کتاب مفاتیح الغیبش ببینیم
ده تا شرط آورده در فاتحه دوم مفاتیح دومش
میفرماید ده تا شرط داره تو از ظاهر به باطن قرآن برسی.
یکی فهم عظمت قرآنه.
بفهمی قرآن چه عظمتی داره.
راههاش رو بریم دنبالش بگیریم. سومین کتاب هم کتاب انفسی.
جان. این سه تا کتاب رو باید خوند و فی الارض آیات للمؤمنین و فی أنفسکم
أفلا تبصرون. تو جان شما هم آیه ها خوابیده.
جان خودت رو بررسی کن که وقتی جان خودت رو بررسی کنی میبینی قرآن خودتی.
اساساً تمام نظام آفاقی همهی اینها در وجود تو خوابیده است.
تو وقتی خواب میبینی همهی نظام هستی رو سیر میکنی میای کجا میبینی اینها رو؟
تو وجود خودت. کجا دیدی اینها رو؟
چگونه دیدی؟ تو که اینجا بودی.
این سیر رو که حالا باز، باز هم برای چندمین بار تاکید میکنم
کتاب سیر معرفت نفس از علامه رو برید پی بگیرید عزیزان دلم.
ببینید به کجا میکشونت.
این سه تا کتاب رو باید از سیر عقلی شروع کرد رفت جلو.
کتاب هستی، نظام آفاقی.
کتاب تدوینی، قرآن.
کتاب انفسی، معرفت نفس.
این تازه میشه سیر عقلیمون. اگر تو این سه جبهه رفتیم جلو،
موفق بودیم، انشالله ما بنده خوبی هستیم.
اما اگر تو اینها در جا زدیم
شرمندهام و قیامت باید حساب کتاب پس بدیم.
ان شا الله که عاقبت ما ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد