د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
گنج مخفی و حبّ ذاتی حضرت حق
قلب مالوف3_ج325
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۹:۵۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## گنج مخفی و حبّ ذاتی حضرت حق
۰:۰۰
## تجلی حضرت حق و مراتب نفس و بدن
۰:۲۲
## قوس صعود؛ صادر اول و نفس الرحمن
۴:۰۷
## دعای تغییر حال؛ حال پیامبر
۴:۲۷
## قلب مؤمن عرش الرحمن؛ پیوند در سیر الیالله
۷:۰۰
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
"کنت کنزا مخفیا
فاحببت ان اعرف
فخلقت الخلق لکی اعرف"
که چندین جلسه به فضل الهی قبلاً صحبت کردیم که
در حقیقت عشق خدا، محبت و حب ذاتی حضرت حق به خودش
بر این تعلق گرفت که شناخته بشود و خلائق رو
ظهور داد، بروز داد، نمودار اون وجود کلی شدند.
این یعنی خود مقام
توحید صمدی در حقیقت همان
یک حقیقت پیچیده و معلوف و در هم جمع شدهست دیگه که ثمره
توحید صمدی هم
فهم این حقیقت میشه.
و در حقیقت کسی بتواند این رو درک کند که همه عوالم هستی
از یک حقیقت و حقیقت الحقایق
کلی بسط پیدا کردن این خیلی
کا-- به درد میخوره. این یعنی در مسیر
در حقیقت عرفان و توحید
بسیار کارگشا است.
خب حتی
ما قبلاً بحث کردیم که در
اه تجلی حضرت حق در حقیقت اون وجود صمدی
احدی حضرت حق
وقتی که تنزل پیدا کرد
که اون ذات غیب الغیوب امم در حقیقت بحث نفس بعداً پیاده شد و بعد
بدن که همون عالم هستیست
که در مراتب سیر معرفت نفس انسانی اینها
خوب تدوین میشه. در حقیقت میخوام عرض کنم که
حتی حکما فرمودند خدای منان در ابتدا یک تجلی اعظم کرد لکن به سه قسمت.
یادمه که در محرم و صفر سال گذشته
اینها اون پایین که جمع میشدیم
به جهت قصه کرونا، اونجا این مطلب رو چند روز دربارهش بحث کردیم اگه خاطرتون باشه
که قرآن یک وجود است به سه شکل.
در حقیقت از حضرت حق تنزل پیدا کرد.
سوره زمر آیه یک "تنزیل الكتاب من الله العزيز الحکیم".
تنزل پیدا کرده از کیه این کتاب؟
از من ال من الله
العزيز الحکیم که بر اساس نام عزت و
عزیز و حکیم حضرت حق این تجلی کرده.
حالا به سه شکل بود دیگه یادتون هست قرآن تدوینی
که همون مقام تألیف کلیه
که هم برگشت میکنه به همون
اه مقام تألیف کلیه قرآن "إنك لتلقى القرآن من لدن"
علم لدنی ذاتی حضرت حقه.
حکیم علیم. این قرآن تدوین بهش یک شکلش قرآن تدوینی بود.
یک شکلش قرآن هستی که همین نظام آفاقی و به منزله بدن اون نفس کلیه الهیه بود
و یک قسمش هم که قرآن انفسی بود.
قرآن جان، جان،
نفسی یعنی انسان، انسان کامل.
خب این به سه شکل از کجا اومد؟
از اون مقام تألیف کلی، ال از علم ذاتی حضرت حق.
خب این که در حقیقت در قوس نزول این اتفاق افتاده چون تنزيل الكتاب درست شد؟
این در قوس نزول رخ داده.
از یک وجود واحد
کثرات اه ظهور پیدا کردن، نمود پیدا کردن از اون
وجود. خب این میشه چی؟
در قوس نزول تألیف بدل به کثرات شده.
اون الفت بدل به کثرات شده.
پس تألیف بر میگرده به
چی؟ در قوس صعود یعنی در همین نشئه،
نشئه طبیعت که حرکت میکنید حالا اون "إنا لله"
آمدن از یک وجود واحد که البته
قبل از خلقت یعنی واسطه بین خلقت و حضرت حق باز
اه مقام قدسی دیگری هست به نام صادر اول که اون خلق هم نیست ازش به صورت الرحمن
یاد میشه یا نفس الرحمن
که سایه هم نداشته. سایه مال خلقه.
از اون بیست و هشت دسته خلائق خلق شدن که یکیش انسان هست.
در حقیقت باز مقام تألیف
اه بالا دست رتبه بالای خلائق میشه مقام صادر اول که پیغمبر و اهل بیت علیهم الصلاة والسلام در سیر
صعود در قوس صعود دنیوی
رفتن و رسیدن به همون مقام
صادر اول. جالبه که
عین این سی روز ماه مبارک رمضان
شما هر روز عرض میکردید به خدا در این دعای معروف که "اللهم غیر سوء
حالنا بحسن حالک" مگر خدا حال داره که میگی خدایا بدی حال ما رو به خوشی حال خودت
تبدیل کن، تغییر بده.
مرحوم محی الدین عربی علیه الرحمه
در فتوحاتش اگر اشتباه نکنم در فتوحات مکیهشون
اونجا دارن که این حال
منظور همون حال مقام صادر اول است که چون پیغمبر عظیم الشأن اسلام در قوس صعود یعنی در این دنیا
رفت و سیر کرد و رسید به اون مقام صادر اول فرمود: اون صادر اول منم.
پس لذا
اینجا مه-مرحوم شیخ اکبر میفرمود که این
"غير سوء حالنا بحسن حالک" یعنی اون حالک یعنی، یعنی حال خدا
به یک معنا میشه حال پیغمبر عظیم الشأن.
یعنی شما هر روز بعد از نمازهاتون از خدا میخواستید که
حالتون تغییر پیدا کنه به حال پیغمبر عظیم الشأن اسلام.
ببینید درون مایه این دعاها که به قول حضرت امام
رحمت الله علیه عظیمترین معارف
اهل بیت علیهم الصلاة والسلام در قالب این ادعیه است چون خلوت اونا با خدا بوده.
وقتی با قر-- با مردم و با ناس
تکلم میکردن با عموم مردم و تعارف صحبت میکردن
فوقش احکام فقهیه
و بایدها و نبایدها اینها رو بیان میکردن
که در حد عقل همه هست.
اما وقتی با خدا خلوت میکردن
ببینید چنان عظمتی میآفریدند که به قول حضرت امام علیه الرحمه کمیلشون میشود دعای کمیل میشه سر Ser.
خب پس این رو باید امروز متوجه شدیم که اون تألیف
در قوس صعود داره رخ میده و انا الیه راجعون.
همه ما داریم میریم به سمت او
که در حقیقت اگر اون عرش رو مقام
جمعی فرض کنیم، اون عرش رو قلب المؤمن عرش الرحمن که عرض شد.
در حقیقت تو قلبت باید پیوند بخوره به اون قلب
یعنی به اون عرش الهی که به یک معنا
اون مؤمن رو اگر حجت خدا بگیری که بعضی از روایت اطلاق به این موضوع داره
که اون ال-- قلب المؤمن عرش الرحمن منظور اون المؤمن حجت خداست.
پس تو قلبت که مقام جمعی وجودته،
سلطان وجودته، حاکم وجودته، حکیم وجودته
باید پیوند بخوره در قوس صعود در سیر الی الله، قربتا الی الله، انا لله و انا و انا الیه راجعون
یا الی المسیر.
اینا همه باید پیوند بخوره با اون قلب با اون عرش، عرش الرحمن که قلب تپنده
عالم هستی یا امام و حجت بن حسن العسکری علیهم الصلاة والسلام هست.
خب پس مقام تألیف اونجاست.
اونجا الفت برقرار میشه
که حالا بعدا انشاالله ما سخن خواهیم گفت به فضل الهی، به توفیق الهی که
این، اه، راههای رسیدن به الفت چیست؟
چگونه انسان به الفت میرسه؟
از طریق نماز، از طریق روزه،
از طریق-- ببینید همه الفت میاره که حالا به چه
نحوی به چه شکلی اینا باید بررسی بشه عزیزان روش کار بشه.
پس در مفهوم اصطلاح قرآن
به یک معنا همون بحث انس گرفتن قریش
با مکه بود که با ایجاد وحدت و الفتی که برقرار شد
این اتفاق رخ داد. اما در معنای کلی
عرض شود این در قوس نزول و صعود
باید بحث بشود و در حقیقت در سیر بند-بندگی که "انه عبدونی هذا صراط مستقیم" اون نزدیکترین راه به حضرت حق
صراط مستقیم است.
و چیزی که برگشت کند به یک
جهت، به یک قبله، به یک سمت،
به یک قلب، به یک
حقیقت کلیه که همون توحید ثمدی است.
اینا باید انشاالله درک بشه و دربارش به امید خدا در آینده
سخن بگیم. انشاالله که عاقبتمون ختم بخیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد