ددرس‌گفتارها

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله.

المستغاث بك يا حجة الله.

یه بزرگواری سؤالاتی رو پرسیدن که اجمالا فکر می‌کنم یه ده پونزده تا سؤال باشه اجمالا اینا رو بنده حقیر چون مدتی بوده که منتظر بودن جوابشون رو عرض کنم به صورت اجمال نه تفصیل.

یکی اینکه پرسیدن راه‌های اینکه ما سخنرانی‌ها رو این‌ها رو و ویس‌ها و اینا رو که به دردمون می‌خوره رو نگه داریم و از بین نره چون می‌دونید ایتا متأسفانه اینا رو بدون اینکه خبر به ما بدن پاک کردن و ما بعضی از مطالبی که در سیر بحث بوده رو از دست دادیم.

و این مشکل در بعضی از پیام‌رسان‌ها متأسفانه وجود داره خصوصا پیام‌رسان‌های ایرانی.

راه اینکه بتونن همیشه نگه دارن بهترین راه به نظر بنده حقیر این هستش که این‌ها رو در یک مموری، کارت حافظه‌ای چیزی اونجا جمع‌بندی کنن یا در مثلا دسکتاپ کامپیوترشون نگه دارن پوشه‌ای براش درست کنن که هر وقت خواستن بهش رجوع کنن.

یا حالا اگر دیگه ساده‌ترین راه اینه که یک جاهایی مثل تلگرام که هنوز سرورش خالی نکرده اونجاها ذخیره کنن.

البته بچه‌های کانال زحمت می‌کشن الان دارن به نام همین مرام گمنامی در پیام‌رسان تلگرام به ناچاری دیگه دارن دو مرتبه ویس‌هایی که باقی مونده و هنوز از بین نرفته رو یا از جاهایی که می‌تونستن تهیه کنن اونجا تجمیع کنن خصوصا بحث‌های مرتبط به قلب در قرآن رو که سیر بحث هست.

پس این یک نکته.

اما سؤال بعدی فـ-- پرسیدن که حد فعالیت‌های ما مبتدی‌ها باید چقدر باشه؟

ما چقدر باید تلاش کنیم زحمت بکشیم و این‌ها در این مسیر برای اینکه خودمون رو بسازیم.

خب تلاش خب همونطور که قرآن می‌فرماید "أَلَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى" آنچه که بر انسان می‌ماند به همون سعی و تلاششه.

خب هرچه بیشتر بهتر.

هرچه بیشتر انسان تلاش کنه بهتره.

اما دو تا نکته رو باید در نظر بگیرن عزیزان.

یکی اینکه اگر می‌خوان انشاالله این تلاششون نتیجه بده، یکی اینکه عجول نباشند به قول استاد علامه علیه الرحمه خصوصا در رسیدن به نتیجه و این‌ها صبوری به خرج بدن، شرح صدر داشته باشن که به قول ایشون هرچی دیرتر به انسان بدن و انسان رو به اون نتایج برسونن انسان پخته‌تر بار میاد.

معمولا آدم‌هایی که زود می‌گیرن زود می‌رسن اینا زودم خراب می‌شن.

نکته بعد اینکه سعی کنن سیر رو همینطوری دلخواهی و من درآوردی و این‌ها نه، یک سیری باشد که یعنی با یک مشرب، با یک مشرب برن جلو.

هه مشرب صرف خودشون، دلخواه خودشون یا نه مثلا این، اون گاهی یک ذکر رو از فلانی، یک سیره رو از فلانی، یک دستور العمل از فلان و اینا کاری به جایی نمی‌رسه.

با یک مشرب مثلا با مشرب علامه برن جلو.

خب بهترین اه عرض شود دستورالعمل‌ها رو ایشون در اون سیر چهل و هفت گانه نامه‌ها، برنامه‌هاشون دارن دیگه.

می‌تونن عزیزان رجوع کنن نسبت به سعه وجودیشون اون‌ها رو برداشت کنن و انجام بدن.

اما آنچه که در جواب این پرسش باید گفت اینه که تا میش-- تا اونجایی که انسان سعه وجودی داره باید تلاش کنه و مطلقا از پا ننشینه و اگرم در مسیر زمین خورد مشکلی براش ایجاد شد، متوقف شد دو مرتبه راه بیفته.

خسته نشه از تلاش.

چون ابدمون رو داریم می‌سازیم دیگه.

سؤال بعدی اینکه البته هر کدوم از این سؤالات بخواهیم تفصیلا صحبت کنیم درباره‌ش خیلی جواب‌ها داره و خیلی کتاب‌ها میشه درباره‌ش گفت و در جواب این سؤالات مطرح کرد.

اما اجمالا عرض می‌کنیم و رد میشیم چون صدها سؤال همینطوری بیان میشه و بنده هم متأسفانه خب مشغولیت‌های متعددی دارم و مجبورم به اجمال بیان کنم.

سؤال بعدی پرسیدن که ما گاهی کارهایی رو می‌کنیم مثل نافله شب، نماز شب یا اون چهارصد مرتبه ذکر یونسیه اینا که اینا برای مثلا نیتمون بیداری جهانه که همه مردم بیدار شن یا ظهور امام عصر هدیه به ایشون و این‌ها.

پرسیدن که این‌ها آیا مقدماتی می‌خواد و این‌ها؟

قطعاً مقدمات می‌خواد اینا.

مقدماتشم دیگه بهترین مقدماتی که اصلا منهای اون این‌ها ارزشی ندارن.

یعنی وصل به عالم باطن نمیشن صرفا یک پوسته و ظاهری‌ان، تقواست.

یعنی بر بستر تقوا این کارها باید انجام بشه.

هرچه تقوا قوی-- تقویت‌تر بشه، قوی‌تر بشه، محکم‌تر بشه، اون اثری که در این اعمال هست و مترتب بر اون‌هاست قوی‌تر و شدیدتر و ماندنی‌تر هست.

و دیگه صریحاً قرآن انما هست دیگه.

فقط و فقط "إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ".

خدا فقط و فقط از اهل تقوا قبول می‌کنه تمام.

پس بر بستر تقوا باید انجام بشه.

اینکه صرف لغلغه زبان باشه و یه خستگی بر بدن انسان بماند نه این‌ها سودی نداره.

باید به، بر بستر تقوا باشه و البته قطعاً می‌بایستی که انسان در این مسیر ظرفیت خودش رو هم بشناسه و نسبت به سعه وجودیش حرکت کنه.

اتفاقا سؤال بعدی همین هستش که میگن ما احساس می‌کنیم که تلاشی که می‌کنیم، عباداتی که انجام میدیم از کار و خطوماتی که داریم و این سیری که داریم و سلوکی که داریم مثلا کافی نیست، کمه.

بله این نگاه خیلی خوبیه که پیغمبر اعظم مشرح اسلام همین نگاه رو ما دادن که تا اون بی‌نهایتش رفتن باز فرمودن "حلم مزید" آیا باز هم هست؟

و همه اسما رو به نحو امکانی البته اخذ کردن، تلقی کردن باز هم به سمت اسمای مستأثر حضرت حق حرکت می‌کنند.

بله این روحیه خیلی خوبیه که اگر کسی به قول مرحوم فارابی علیه الرحمه گرفتار مریضی بولیموس بشه، یه گرفتاریه که برای قوای هاضمه و سیستم گوارشی انسان پیش میاد که طرف گشنه شه اما اشتها به غذا نداره.

در معنویات و عبادیات هم این چنین می‌شود انسان در حالی که روحش ضعیفه، لاغره این‌ها گرسنه است اما احساس گرسنگی داره این یه نوع مریضیه یا به یک جای کوتاهی، کمی، قلیلی میرسه بسنده می‌کنه.

اینا یه نوع مریضیه.

بله هرچی بیشتر بهتر.

اما این رو توجه داشته باشن باز تاکید می‌کنم رو موضوع وسع انسان.

اگر انسان یه دفعه بزنه ظرفیتشو بشکونه و پاره کنه این خرابکاری می‌شه و انسان رو این نوسانات و رفت و برگشت‌ها خسته می‌کنه و دست از کار می‌کشه.

باید همیشه لذت عبادت بر انسان بمونه.

لذا فرمودن نسبت به سعی خود.

گفت انسان قلبش چون متقلبه، منقلبه دائما در رفت و برگشته منقلبه.

حالات خوش و ناخوش داره.

به یک عبارت اقبال داره، ادبار داره.

وقتی که اقبال داره یعنی حالات خوش و خوبی داره فرمودن خب تا می‌تونی به مستحبات بپرداز کارهای خوب و اینا.

اما وقتی ادباره یعنی اصلا حال آدم یه جوریه که بدش میاد خدایی نکرده مثلا قبض گرفته‌ش اینا.

یا اگر نگیم بهتره نگیم بدش میاد یعنی مثلا کششش رو نداره این‌ها.

جذابیت و شیرینی این اعمال براش کم شده.

اونجا فرمودن، خودشون فرمودن در حد واجبات بسنده کنید.

اما اون چینش استحباب‌ها و اعمال مندوبه و مستحبات رو باید به گونه‌ای بچینه که اگر یه روزی هم قبض براش ایجاد شد بتونه اون‌ها رو انجام بده.

اینو توجه داشته باشید.

پس سعی وجودی خیلی مهمه و تا میزانی که داره لذت می‌بره، داره کیف می‌کنه.

مثلا به قول اساتید و مشایخ ما اگر به جایی رسید که ورقه زد ببینه مثلا کی این سوره تموم می‌شه، کی این دعا تموم می‌شه نه، اونو ولش کنه.

اونطوری فایده نداره.

آدم همیشه بارها گفتیم بعد از نمازش یه تسبیه بی بی اززهرا سلام الله علیها بگه که به جاش بهترین مستحبات بعد از نماز و سند قبول یه نمازه اما با حال، با توجه، با طمع نینه.

یه نغمه‌ای هم ما روش گذاشتیم هدیه کردیم به شهید حججی.

انشاالله بچه‌ها تو کانال بگین بذارن اینو که بشه با همون حتی جمع‌خوانی کرد.

چه برکاتی داشت این جمع‌خوانی تسبیهات اززهرا سلام الله علیها در بعضی از مدارس ما انجام دادیم یا اینو هدیه کردیم به شهید حججی کنار یادمان ایشون خوندیم دست جمعی تو مردم تاثیرات به سزایی داشت.

با توجه و طمع نینه این‌ها بسیار، بسیار، بسیار ارزشش بالاتر از اینه که آدم تند تند خودش رو خسته کنه از این ذکر به اون ذکر، از این سوره به اون سوره و آخرش هم خسته بشه.

یعنی زدگی ایجاد بشه.

نه این خوب نیست.

سؤال دیگر اینکه پرسیدن این انجام اعمال متعارفی که ما داریم حالا در سیر عملیمون انجام میدیم در حالا حکمت و عرفان عملیمون گفتن که خب برای اینکه رضایت حق درش باشه و این‌ها ما نیاز به تمرکز داریم و این تمرکز رو در خلوت برای ما حاصل می‌شه.

خصوصا خانم‌ها در جلوت و در مثلا حین انجام کارهای روزمره‌مون اینا امکانش نیست که ما اون تمرکز رو داشته باشیم.

چه کنیم؟

خب بله.

اولا ذکر صرفا این وردی نیست که روی زبانه.

بارها گفتیم اصل ذکر اینه که شما مثلا توجه کنی، تفکر کنی، تأمل کنی، تعقل کنی و عبور کنی از ظاهر یک کلمه‌ی وجودی به باطنش و لو خودت و لو یه پشه و لو به یک درخت و لو به یه آسمان.

یک حقیقتی رو درک کنی ناخودآگاه از درون بجوشه ذکر مثلا بگی سبحان الله.

یک عظمتی از اهل بیت در وجود خودت گل کنه، یک فهمی، معرفتی، جرقه‌ای، یه تلقی‌ای، یه الهامی، اون محبت که می‌جوشه از درون ناخودآگاه صلوات بر اون‌ها بفرستی.

درود بر امام حسین، سلام بر امام حسین.

این‌ها اصل ذکر اینه و این‌ها اینکه صرفا همین که من دارم با کسی صحبت می‌کنم، تلویزیون می‌بینم، حواسم اصلا و ابدا به اعمالم نیست اینا به قول امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خیری درش نیست در اینجور اعمال.

در-- پس بهتره که انسان در خلوت بگه اما داشته باشه.

یعنی اینطوری نیست که حالا چون ما نمی‌تونیم تمرکز کنیم کلا تعطیلش کنیم.

نه، لازمه.

صمت و جو و سحر و خلوت و ذکر به دوام ناتمامان جهان را کند این پنج تمام.

چاره‌ای جز خلوت نیست و لو قلیل.

خلوت و تمرکز با توجه عرفانی البته.

بعد در حین اینکه مخصوصا خانم‌ها حتی آقایون سر کار اینا تمام کارهایی که انجام میدن روزمره رو می‌تونن به نیت رضای حضرت حق انجام بدن.

و هدیه کنن به امام عصرشون، اون هم عبادت محسوب می‌شه.

نگه نداریم که زنی که در منزل مثلاً به فقر همسرش بسازه، نمی‌دونم بر کارهای سخت منزل بسازه و، و، و.

اینا سب-- ثواب صبر ایوب بهش میدن یا اینا چیزای کمی نیست.

یادمه که دختر حضرت امام یه خاطره‌ای رو نقل کرده بودن از عروس امام که حالا من توی مجله‌ای می‌خوندم که ایشون به امام شکایه‌ای می‌برن حضرت امام علیه الرحمه که بچه‌ام خیلی اذیتم می‌کنه.

الانم که بچه‌ها می‌دونید یک گوله انرژین.

دلایلی هم داره که ما گمان می‌کنیم سریع انگ بیش فعالی بهشون می‌زنیم و اینها و قرص و دوا می‌بندیم بچه، بچه رو بیچاره می‌کنیم.

اینا به هر حال گلایه می‌کنه که من حریف بچه‌ام نمی‌شم.

دیگه خسته شدم.

امام جمله جالبی میگه.

خب ایشون که فقیه، عارف، فیلسوف، بنیانگذار انقلاب اصیل ماست و محی و مجدد اسلام و معالم و معارف دینی در سطح دنیاست.

شخصیت برجسته دیگه رو تعارف حرف نمی‌زنه.

ایشون می‌فرماید من حاضرم تمام این هفتاد هشتاد سال عبادات و کارهام رو همه برای ثوابشو بدم با ثواب این سختی که شما در تربیت فرزند می‌کشی عوض کنم.

ببینید پس می‌شه انسان این‌ها رو همون آشپزی و همون جارو کشیدن و همون ظرف شستن و همون تربیت فرزند کارهایی که تو خونه انجام می‌شه رو هدیه کنه به امام عصر.

و چه خوش، چه خوب.

حتی مرد از منزل میره بیرون.

مگه حدیث نداریم؟

"الکاد لعيالك المجاهد في سبيل الله" کسی که در راه برای امرار معاش همسرش "الكاد" یعنی تلاش کنه به سختی بندازه به زحمت خودشو بندازه "کالمجاهد" مثل مجاهد "في سبيل الله" در راه خداست.

این‌ها کم نیستن که خ-- "إنما الأعمال بالنيات" نیت‌ها درست شد دیگه عین عبادت می‌شه همه کارها حتی نفس کشیدنا.

می‌شه "أنفاسکن تسبيح" نفس‌هاتونم ثواب تسبیح دارد.

اما سؤال بعدی که پرسیدن برخی از حملات شیطان خیلی شدید، آنیه این‌ها.

خب بله هرچی که بر اساس اون آیه ای هم که مورد بحث قرار دادیم یه روزی که "لأقعدن لهُم صراطک المستقيم" و هر بنده‌ای که در صراط مستقیم توای خدا قرار گرفت من بهش کمین می‌زنم، حمله می‌کنم اینا از چهار جهت.

باید همینطور باشه.

اتفاقاً از حملات شیطان می‌شه تشخیص داد که ما در صراط هستیم یا نه.

منتها باید گاردمون رو ببندیم آماده باشیم.

با چی؟

بهترین کار گفتن چیه؟

بهترین کار اولاً استعاذه‌ست.

یعنی پنا-- به همین راحتی پناه بردن به خدا از شر شیاطین.

"اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" از منزل میاد بیرون بگه وارد منزل می‌شه بگه.

اون دعای "رب ادخلني مدخل صدق واخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطان نصيرا" عالیه برای رفت و آمد را ورود و خروج از منزل یا به هر جای دیگه‌ای که اون سلطان نصير امام عصره یاریگر انسان می‌شه، شیاطین رو دفع می‌کنه.

به خصوص توصیه می‌کنم به خودم و دیگران سوره ناس و فلق رو بسیار خوندن.

این‌ها خیلی مهمن.

لب آدم تر باشه تو خونه زیاد بخونه و قبل خواب موقع بیداری در منزل یا بلند اذان گفتن در خونه خیلی تاثیر داره در دفع شیاطین.

زیاد خونه رو داغ و گرم نگه نداشتن خیلی خوبه در دفع شیاطین.

مثلاً طرف به ش-- امام صادق صلی الله علیه شکوه کرد.

قابل توجه این‌هایی که دنبال ذکر و وردن که حالا مثلاً گمان می‌کنند شیاطین یا اجنه مثلاً تسخیرشون کردن چه و چه.

به آقا ج-- گلایه کرد که حالات عجیبی در منزل ما هست یا مثلاً اتفاقات عجیبی می‌افته.

حضرت فرمودن اون موقع‌ها اون خونه‌های قدیم‌ها دیوار‌های بلند داشتن.

پنج متر ظاهراً دیوارای خونه ایشون بوده و ایشون فرمودن اون بالا اون مثلاً متر آخر اون انتهای دیوار رو سرتا سر پنجره بزن باز بذار.

بذار هوا رفت و آمد کنه.

این کارو کرد بعد خونه آرامش پیدا کرد.

از حضرت بعداً سؤال کرد سرش چی بود؟

حضرت فرمودن که چون خونه داغ بود این گرما می‌رفت رو سقف جمع می‌شد محل چون شیاطین جنسشون از آتشه، آتش و گرما رو دوست دارن اونجا تجمع می‌کردن.

گفت الان که زمستونه خوبه که خیلی داغ نشه خونه خب محل توجه اون‌ها می‌شه و حتی بی‌توجهیه به اون‌ها.

اینکه انسان از اون‌ها حرف نزنه خیلی هی تا یه چیزی می‌شه حرف از جن نزنه.

گمان نکنه کار جنه.

اون‌ها دوست دارن چون أبا و استکبره دیگه.

شیطان عبا کرد استکبار ورزید.

با آدم متکبر باید متکبرانه رفتار کرد.

حدیث هم داریم تکبر کنی اصلاً حرف ازشون نزنی.

ما این همه خدا لطف کرده اطلاعات از جن داریم تا حالا دیدید تو صحبت‌هامون مثلاً خیلی از این‌ها چیزی بگیم.

خیلی اون همه آیات و صد و چهارده سوره یه دونه‌شو خدا به جن اختصاص داده.

اونم چون یکی از کلمات وجودیه نظام هستیه.

به هر حال اونم جن‌های خوب هم باید معرفی می‌شدند و چه و چه.

حالا ادعه‌ای هم هست من سفارش به اون‌هایی که مخصوصاً گمان می‌کنند چه می‌دونم جن زده شدن و من خیلی هم اینا رو قبول ندارم.

اگرچه هست اما نه اینکه هر مشکلی برای ما پیش اومد بگیم سحر و تسخیر و نمی‌دونم دعا و طلسم و یا شیاطین و اجنه و این‌ها.

نه اینطوری هم نیست.

اما هست در مفاتیح ما چند تا خانواده گرفتار رو معرفی کردیم انجام دادن نتیجه گرفتن.

شیخ عباس قمی.

در فهرست مفاتیح نگاه کنید.

پیراهون نمی‌دونم دفع و از بین بردن طلسمات و جادوها و سحر و نمی‌دونم شیاطین و این‌ها.

نمی‌دونم بستگی کارها این‌ها.

هم دعا هست هم سوره قرآن هست از پیغمبر و اهل بیت.

مرحوم شیخ قمی در مفاتیح آوردن خدا رحمت کنه.

آیه بهجت هم به ما سفارش می‌کرد به همین مفاتیح خیلی دست کم نگیریم این‌ها رو.

بعد پرسیدن که هدیه کردن اعمال، این اعمالمون رو که هدیه می‌کنیم به اهل بیت علیهم السلام واقعاً اینا باقی میمونن؟

بله چرا نمیمونن حتی دینمون رو اونا امین الله‌اند دیگه.

السلام علیک یا امین الله فی الارض امین الله‌اند دیگه.

به امین الله دینمون رو هدیه کنیم.

اون‌ها دیگه خودشون که امانت خدا هستن امانت دار هم هستن و هر عملی که به اون‌ها هدیه بشه اون بخشیش که به اون‌ها رسیده، اون نوری که به اون‌ها رسیده میمونه.

اون که پیش ماست ضایع می‌شه متأسفانه به غفلت به گناه و البته با توجه به اون نکته‌ای که قرآن فرمودن هر عملی که با ضمیمه تقوا بود این پذیرفته شده نیست و نورش به اهل بیت خواهد رسید و باقی خواهد ماند.

اگر بدون ضمیمه تقوا باشد نخیر نمی‌ماند.

اما سؤال بعدی گفتن از کجا بفهمیم که خودمون رو شناختیم و به خوش خودشناسی رسیدیم و اصلاً چگونه این حاصل می‌شه و خب این، این خیلی این سؤال خیلی جواب داره خیلی و خیلی‌هم پرسیدن مخصوصاً اگر این جوابی که من در آقا جلیل آقا ارسال می‌کنم ادمین کانال بذارن تو کانال چون خیلی‌ها پرسیدن این رو که حالا ما هی می‌شنویم اهمیت معرفت نفس خب چگونه اخذ کنیم؟

آیا اصلاً رسیدیم؟

نرسیدیم؟

چه کنیم اینا؟

اولاً باز توصیه می‌کنم که عجول نباشیم.

این راه، راه طولانی‌ست و باید استخون خرد کرد.

ثانیاً اگر دنبال این هستیم که برسیم به اونجا که خب خودمون رو شناختیم، نه این غلطه.

ما آخرش اتفاقاً به این می‌رسیم که اون من عرف نفسه فقد عرف ربه یک وجهش که از اون صد وجهی که علامه حسن زاده الله الرحمة فرمودن همینه که انسان به جایی می‌رسه که می‌بینه من عرف نفسه چون نتونست بشناسه نفس خودش رو فقط عرف ربه محقق نخواهد شد.

یعنی نه خودش رو می‌تونه درست اونطور که حق و حاقق قصه‌ست بشناسه نه خداشو.

این یکی از وجوهش البته.

حالا در اون حد نسبی در حد نسبی بخواهیم بشناسیم چون از این جهت هم نشدنی‌ست که خدای منان انسان رو به وزان خودش از ذات و صفات و افعال آفریده و وقتی شناخت حق به حضرت حق امکانش نیست پس انسان هم نیست.

اما باید نسبی به نسبت رفت و شناختی کسب کرد.

اون سیر رو بارها عرض کردیم.

حالا با اون سه معرفت نفس سه جلدی از تعلّمه شروع کنن برن جلو و صد کلمه در معرفت نفس، گنجینه گوهر روان، اتحاد عاقل به معقول، انسان در عرف عرفان، سرخ العیون في شرح العیون، اون شصت و شش مسائل نفس این‌ها تا حالا در نهایت برسن به کتاب‌هایی مثل تمهید القواعد ابن قواعد ابن ترکه یا مثلاً مصباح العقول ابن فناری و فصوص ابن عربی.

اینا دیگه حالا اسفار هم که دیگه عالیه یا منظومه حاج ملا هادی.

اینا دیگه سطح بسیار عالی و تخصصی اوناست.

این کتاب‌ها مثل مثلاً عرض شود خدمتتون فصوص ابن عربی مثلاً این‌ها ببینید موضوع این‌ها وجود است، وجود.

خب لکن چون انسان به یک معنا می‌شه گفت اون بزرگ‌ترین آیت حق و پرجلوه‌ترین مراعات و آینه‌ی حضرت حق است و خدا به تمام خودش رو در حد امکان در آینه‌ی وجود انسان به نمایش گذاشته.

لذا هیچ چاره‌ای نیست که انسان در سیر شناخت وجود، وجود خودش رو بشناسه که یک جزئی از کله.

لذا چه شیرین که اولین درس معرفت نفس از تعلّمه این است که آنچه مشهود ماست وجود است.

بعد به وجود می‌پردازه.

این بحث وجود شناسی و توحید از صمد و توحید قرآنی یا به یک عبارت می‌شه گفت توحید یا حالا اون توحید وجودی عرض کنیم.

این در مثلاً اون عالی‌ترین مراتبش در کتاب‌هایی مثل فصوص مورد بحث قرار گرفته.

اما خب اون استخون باید خرد کرد تا به اونجا رسید.

شاید ما الان ادعاشو داشته باشیم مثلاً درس هم بدیم بحث هم بکنیم اینا.

اما اینکه فهمش چگونه است، چگونه جا افتاده اینا کار هر کسی نیست.

لذا باز عرض می‌کنم از همین ابتدا انسان شروع کنه بره و یواش یواش خورد خورد وقتی به اونجا رسید که دیگه کلاً به مراتب وجود می‌پردازه.

وقتی مراتب وجود رو بررسی می‌کنه، یکی از اون تشئونات حضرت حق و از اون شؤون از اون مجاری از اون آیات از اون کلمات از اون ظلال اینا البته به نحو تامش انسانه.

و می‌بینی که انسان اونجا دیگه خودشو نشون میده که چه کلمه‌ایه، چه آیه ایه، چه آیت اللهیه، بلکه چه آیت الله الاعظمیه.

بعد اونجا کلمه وقتی شناخته شد کلمه تامه الهیه که امام است، حجت است، خاتم است، نبی و رسول است.

این‌ها شناخته می‌شن که نسبت به تام بودن یا اتم بودنشون یا مطلق و مقید بودنشون شناخته می‌شن.

اینا یه سیر ده بیست ساله می‌طلبه.

البته بر پایه‌ی طهارت نفس و تقوا.

به همین راحتی دست نمیاد که انسان گمان کنه که خب دیگه من چهار پنج سال وقت گذاشتم هنوز گیجم، متوجه نیستم.

نه خیلی باید زحمت کشید.

باید این‌ها رو دائم تو گوشمون به قول علامه بشنویم.

حرف شنو باشیم.

گوش دهان روحه.

روحمون هی این‌ها رو بشنوه.

بهترین قلم هم الحمدلله یک عارف و فیلسوف جامع الاطراف مثل از تعلّمه حسن زاده الله الرحمة که در معاصر ما بودند ما باهاش مثلاً باهاشون همه ما هم عصر بودیم، نفس کشیدیم باهاشون بهترین جامع الاطراف‌ترینشون ایشونن بهترین مشرب رو دارن قشنگ با دلگرمی و رأفت و عطوفت نسبت به مریدانشون شما رو پیش می‌برن مطمئن باشید.

یعنی از دور دورادور کسی بر سفره‌ی علامه بشینه من به قطع و یقین عرض می‌کنم که تحت تربیت ایشون از دورادور حتی قرار می‌گیره و شروع می‌شه کار ایشون.

حالا اینو خیلی خلاصه و اجمالاً و ااا عرض شود لطیفانه عرض کردیم و رفتیم خیلی هم روش نایستادیم وگرنه چه حرف اینجا زیاد داریم.

اما سؤال بعدی پرسیدن کسی که عبادالرحمن می‌شه چه روحیات و حالاتی داره؟

اصلاً چگونه می‌شه عبادالرحمن شد؟

حالا ظاهراً بر اساس اون مطلبی که عزیزان تو کانال گذاشته بودن که ایشون حضرت علامه توصیه به خوانش سوره الرحمن در هر روز داشته که به مقام عبادالرحمن حداقل در برزخ برسه فکر می‌کنم این سؤال اونجا ایجاد شده.

به هر حال، ااا توصیه می‌کنم به همون دستورات پانزده گانه خود استاد در انتهای رساله لقاء الله‌شون رجوع کنن که هنوز ما البته به توضیح اون نرسیدیم.

ما کلیات لقاء الله رو داریم شب‌های جمعه در یا زهرا [س] شرق می‌گیم و عزیزان بارگذاری می‌کنن.

می‌تونید پیوسته دنبال کنید تا برسیم به یکی از اون دستورات پانزده گانه.

اتفاقاً همین آیات انتهایی سوره فرقان است که از عبادالرحمن شروع می‌شه.

اگر رجوع کنید به اون آیات انتهایی سوره فرقان از عبادالرحمن به بعدش قشنگ دیگه شرح می‌ده.

یعنی توضیح می‌ده که اصلاً چه خصوصیاتی دارن، چه حالاتی دارن و باید چگونه باشن.

اونجا رجوع کنن.

حالا فعلاً هم انشاالله ما رسیدیم اگر زنده باشیم و توفیق بود توضیح می‌دیم اونجا در ادامه بحث لقاء الله.

و سؤال بعدی که ماشاالله که این‌ها همه سؤالات مربوط به یه عزیزه به یک کاربره.

حالا شما گمان کنید که روزی صدها سؤال بیاد اینا بعد باید عزیزان صبوری کنن.

حالا در خصوص سؤالات هم نکته‌ای عرض می‌کنم.

سؤال بعدی این است که آیا روی خصلت‌ها و ملکاتی که تو ما هست کار بشه؟

یعنی اونایی که تو ما جون گرفته، راسخ شده این‌ها کار بشه یا لازم به ایجاد مثلاً و پرورش خصلت‌های جدیده؟

ببینید اولاً اونچه که ایجاد شده، ایجاد شده، انشا شده، ملکه شده، راسخ شده این‌ها اگر انسان اولین وظیفه‌ای که داره اینه که این‌ها رو تعالی ببخشه و حفظ کنه.

قبل از اینکه بره سراغ ملکات بعدی این‌ها رو حفظ کنه.

اتفاقاً حضرت علامه یه جمله شیرینی دارن در شرح فصوص‌شون رو ممد له من روحشون شاد.

می‌فرمایند البته خیلی‌ها به این توجه نمی‌کنن.

هی دنبال از این ذکر به اون ذکرن، از این مقام به اون مقامن.

ایشون سری رو فاش می‌کنند.

می‌فرماید من توصیه می‌کنم اجازه بدید یک ذکری که گل انداخته حالا من لطیفانه‌اش رو عرض می‌کنم مضمون سخن ایشون رو.

شما دلتون باهاش، وجودتون باهاش عجین شده.

یکی از اذکار و اسماء الهی که باهاش خو کردید اون رو انقدر پی‌ش رو بگیرید، انقدر بگید القا بشه به خودتون و الهام بشه به وجودتون و انقدر اقرار کنید بگید تا تکرار کنید تا بر اثر تردد، تردد که مرحوم ملاصدرا در اون در ده اصل فاتحه دوم مفاتیح دوم کتاب شریف ااا مفتاح دوم کتاب شریف مفاتیح الغیب‌شون اونجا ده شرط که میارن برای تدبر در قرآن یکیش همین تردده.

تردد یعنی هی رفت و آمد کردن.

سر اینکه در نماز امام هست صد بار یا کن عبد و یا کن استعین گفته شده همین تردده.

حضرت علامه فرمود تردد کنید زیاد در یک اسم اجازه بدید سلطان و دولت اون اسم در شما پیاده بشه که می‌شه همون اسم اعظم وجود.

بالاخره به یه اسم اعظم برسید.

بله، در کنار تقویت این خصلت خب خیلی بهتره که انسان حس وجودی پیدا کنه و بره به سمت اینکه خصلت‌های دیگر رو هم انشا و ایجاد کنه در خودش و پرورششون بده که اون با دو تا راهکار می‌شه رسیده که ادب آموزی "یا علمهم الكتاب والحكمة" یکی هم طهارت نفس دیگه "و یزکیهم" این دو تا البته در زیل خوانش آیات یعنی "یتلو عليهم الآیات" این اتفاق می‌افته.

سؤال آخرم که این عزیز پرسیدن گفتن ای کاش استاد حالا مثلاً برنامه‌ای ما که خودمون رو استاد به استاد نمی‌دونیم حالا بهتره بگیم معلم اگر قابلش باشیم برنامه‌ای رو مثلاً به عزیزان که حالا ایشون مؤدبانه حرمت قائل شدن فرمودن به شاگردانشون تعیین کنم.

بنده توصیه می‌کنم که ببینید این‌ها ااا کار امثال بنده نیست.

دستور العمل و ذکر و فرد-- ورد و چه می‌دونم سیر بحث و این‌ها، سیر ببخشید سیر عملی دادن خصوصاً این‌ها.

این‌ها مال امثال خود علامه‌هاست.

مال استادکل‌هاست.

این‌هاست.

مشایخ و بزرگان ما.

ما نباید پامونو کفش اون‌ها بکنیم و شما هم همچین توقعی از بنده حقیر نداشته باشید.

گاهی آقا یه آهی بعضی‌ها می‌کشند که آه مثلاً خوش به حال اینایی که مثلاً به حاج آقا نزدیکن نمی‌دونم هیئت‌شون میرن فلان حرف‌های خصوصی به اونا می‌زنه.

نه، شما یه دونه از این بچه‌ها رو پیدا کنید که مثلاً ما به صورت خاص و اخص مثلاً به اینا دستور العمل چیزی نه، مطلقاً.

اتفاقاً حضرت علامه هم اینطوری نبودن.

ایشون هم اتفاقاً می‌گفتن بذارید خود طرف طبق تجربه و همین سنت استدراج و درج ثمه ثمه روزگار برسه پخته بشه.

خیلی اینطوری نبودن که خب این مشکلو پیدا کردی بفرما این یه دستور العمل، این یه ذکر.

نه اینطوری نبود.

بسیاری حتی مشکلات مثلاً روحی عرض شود زمین خورده بودن نوسانات درونی حتی مریضی‌های جسمی، روانی اینا می‌آوردن حضرت استاد بارها و بارها نصیحت می‌کردن که حالا همین در حد یه نصیحت که حدود الهی رو رعایت کنید انشاالله این‌ها هم برطرف می‌شه و این‌ها.

یعنی خ-- اصلاً سنت حضرت استاد بر عل-- بر خلاف سنت خیلی از حالا بگیم بزرگان چه عرض کنیم کسایی که هی تند و تند دستورالعمل، سیره‌ی عملی فلان اینا می‌دادن نه اینجوری نبود و ما ندیدیم و از شاگردان در-- تراز اول ایشون هم نشنیدیم که اینطوری باشن ایشون.

مگر یه وقتایی که حضرت استاد حالا مثلاً کاسه‌شون لبریز بشه به قول ما یا به قول شاگردان اصیلشون و اما بنعمت ربتک فحدث بشه به جهت حدیث کردن نعمت حضرت حق یه کشفی رو بخوان بیان کنن از باطن چیزی بگن هم خیلی به ندرت، خیلی.

ایشون وقتی در خصوص طی الارض در اواخر سنشون صحبت، عمر شریفشون صحبت می‌کنند با اینکه حدود نوزده بیست سالشون بوده این موهبت رو درخوا-- دریافت می‌کنند اصلاً انگار هیچی از طی الارض نمی‌دونن عملاً.

یعنی اینطوریه که متاسفانه خیلیا تا به محض اینکه به یه جایی می‌رسن یه چیزی رو می‌چشن سریع دست به قلم می‌شن، دست به مریدبازی و مریدپروری و چه می‌دونم این‌ها خوبم نیست.

و در حالی که قد تبین رشد من الغی عزیزان توجه داشته باشن قد تبین رشد من الغی کاملاً مشخصه، کاملاً راه تبینه آشکاره رشد و غی این راه از بی‌راهه راه استشا کاملاً آشکاره نیازی نداره انسان خودشو اذیت کنه و با همین سیر بندگی همینایی که حالا حضرت آلامه می‌فرمایند سیر حکمت و عرفان نظری و در حد سعی خودمون در عمل این‌ها پیش بریم انشاالله به امید خدا رواش-- یواش یواش خودشون تفضل می‌کنند و درب‌ها باز می‌شه.

این از سؤالاتی که شده بود توسط تازی عزیز و مدتی هم منتظر بودن.

ما چون بعضی از این سؤالات مشترک بود به صورت کلی جواب دادیم.

یه نکته‌ای هم خیلی خلاصه سریع عرض کنم اگرچه خیلی طول کشید این وویس ببخشید اما خب مورد سؤال خیلیا واقع می‌شه.

اونم در خصوص سؤالاتیه که مطرح می‌شه.

من خواهش می‌کنم تو چند مورد؛ یکی اینکه بعضی از سؤالات اصلاً در حیطه‌ی اطلاعات بنده نیست و حتی اگرم باشه بنده اجازه نمی‌دم به خودم ورود کنم تو این مسائل.

مثلاً طرف می‌گه یه ذکری حاج آقا بدن ما پرخوری نکنیم.

خب این به اراده و همت انسان‌ها ربط داره.

چه ربطی به ذکر داره؟

به امثال اون.

این‌ها سؤالاتیه که نباید پرسیده بشه.

یا بعضی از خواهرای محترمه جسارت می‌کنن من بنا به مصالحی با خانم‌ها ار-- نه ارتباط تلفنی و حتی نه پیامکی اینا سعی‌م بر این است که نداشته باشم بنا به مصالحی.

بعد حتی تا جایی پیش میرن که حالا مثلاً ما شاگرد مثلاً خصوصی ایشون بشیم و نه مطلقا.

یعنی اصلاً خانم‌ها باید تحت تربیت حالا از نزدیک خصوصاً اساتید خانم و هم جنس خودشون قرار بگیرن مگر از دور باشه دورادور مثلاً آثار، کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و اینا اشکال نداره.

و بعضیا سؤالاتی که می‌پرسن این س-- برای رسیدن به جواب این سؤالات نیاز به مقدماتی داره که باید صبور باشن.

یعنی مقدماتی که بر این سؤال انسان می‌پ-- باید بنشینه و در وجود این سائل بنشونه می‌بینید چندین جلسه طول می‌کشه.

باید صبوری کنن، صبر داشته باشن، حالا حالاها دنبال جواب اون سؤال نباشن.

بعد لذا معمولاً اینجور سؤالاتو ما جواب نمی‌دیم.

بهشون بر نخوره عزیزان.

یا بعضیا سؤال پرسیدن تو این وویس‌ها تو سیر بحث‌ها جواب‌هاشون هست.

زحمت بکشن اینا رو پیدا کنن.

حالا اگر متاسفانه عرضم که عرض شد بعضی وویس‌ها پاک شده رجوع کنن.

بعداً عزیزان توصیه می‌کنم بهشون که لینک کانال جدید تلگرامو بذارن و رجوع کنن.

بسیاری از این سؤال‌هایی که می‌پرسن ما جواب دادیم تو سیر بحث‌ها.

نکته بعد این که بعضی از این سؤالاتی که می‌پرسن تو سیر بحث بیان می‌شه.

یعنی تو همین سیر بحث‌های متعددی که به فضل الهی در پیش هستیم به موقعش میاد بیان می‌شه.

عجله نکنن عزیزان.

اینا رو هم ما جواب معمولاً نمی‌دیم چون به وقتش باید بیان بشه به موقعش تو جای خودش.

و نکته آخر هم این که توقعاتی که بعضی از عزیزان در نوع سؤالاتشون از بنده حقیر دارن ناشی از عدم شناختشون از این حقیر هست که این‌ها رو هم بالاخره ما سعی می‌کنیم خیلی جواب ندیم چون بالاخره این اشتباهه ما گمان کنیم که اگر یه نفر مثلاً خوب صحبت می‌کنه خوبم بتونه دستورالعمل بده یا به-- بعضیا دنبال مخصوصاً اینن که یه آدمی رو مثلاً پیدا کنن، یه عاشق عبد الزهرایی مثلاً پیدا کنن که ایشون مافالضمیر بخونه بتونه تمام عاش-- این بزرگان اهل معرفت ما مثل آقا سید علی قاضی اینام اینطوری نبوده که دائماً این حالات رو داشته باشن که یه وقت‌های خاصی بالاخره لبریز می‌شده و اون موقع‌های ترشحاتی از وجودشون.

بعدم اینا از کتمودن به اینجا رسیدن و ضمن اینکه اصلاً راه به قدری مشخص و آشکاره اصلاً نیازی به این دستورالعمل‌های آنچنانی نیست.

مثلاً تا ما وقتی مولتی‌ویتامینی مثل صلوات داریم، تا وقتی امانی مثل استغفار داریم، تا وقتی تصفیه‌کننده‌ای، غم‌زدایی، جلا بخشی مثل ذکر یونسیه داریم، تا وقتی به نورانیت نماز شب داریم، تا وقتی ااا بارور کننده عقل مثل سکوت و خلوت داریم و تا وقتی ورزش فکری مثل همین حکمت و عرفان نظری داریم، تا وقتی عباداتی مثل نماز اول وقت داریم، تا وقتی عروج و معراجی مثل صداقت داریم.

این‌ها وقتی اینجور چیزها رو داریم و نردبان بسیار صعود دهنده‌ای مثل ااا عرض شود دوری از معاصی و گناهان و تقوا و این‌ها داریم دیگه چرا هی دنبال یه آدمی باشیم که بخواد درون ما رو بخونه و "بل الإنسان على نفسه بصيرة".

هر کسی به نفس خودش از دیگران آگاه‌تره.

لذا توصیه اختتامیه و انتهایی بنده حقیر به خودم و عزیزان همین هست که خودمون از هر کسی آگاه‌تریم به خودمون.

ما الان یک معلم می‌خوایم.

این جمله‌ی آخری بنده رو بارها گفتم دوباره تکرار می‌کنم.

ما یک معلم می‌خوایم که دین رو خوب شناخته باشه، اخذ کرده باشه.

البته به نفس بزرگان نه خودش.

تلقی کرده باشه و این رو بتونه با بیان شیوا و خوب و همون مطالب سنگین علمی رو همه فهم ااا القا کنه.

القا خصوصاً القا کنه به دیگران که می‌خوان اهل زحمت باشن واقعاً اهل تلاش باشن، اهل همت باشن به اون‌ها.

اگر کسی یک سال برش گذشت و واقعاً این تجربه حقیر به شما عرض می‌کنم و واقعاً هیچ حرامی رو مرتکب نشد و هیچ واجبی ازش فوت نشد.

دیگه اون استاد کلی که عزیزان بعضیا دنبال اون هستن اون رو خدا خودش در مسیر طرف قرار میده.

مثلا آقای بهجت وقتی وارد حوزه نجف شد از تو حجره استاد علی قاضی بود دیگه علیه الرحمه صدا زدن که آقا محمد تقی آمدی.

ما چه دیر آمدی.

ما منتظرت بودیم و این‌ها.

ایشون صداش زد.

ایشون رو خواست و به هر حال تحت تربیت قرار داد.

این چنینه و تا میشه عزیزان عجول نباشن تو این قصه بسپرن به خدا.

نشد به قول مشایخ و بزرگان ما برزخ، برزخ هم سیر استکمالی هست.

اونجا انشاالله اولیا هستن، شهدا، عرفا اینا اونجا هم هستن.

اونجا دستشون هم اتفاقاً بازتره.

خدا حفظ کنه.

یکی از بزرگ‌ترین اساتید ما که گردن ما حق حیات دارد و ما به وساطت ایشون بس-- به بسیاری از بزرگان وصل شدیم از جمله علامه، از جمله آقای بهجت از-- ایشون یادمه تو حوزه یه ح-- عرض شود وسط حوزمون یه حجره، یه حوض آبی بود.

دور این حوض آب یک ساعت با سرعت تند ایشون قدم میزد منم دنبال کنارش تند تند القا می‌کرد مطالب رو من اصلا فرصت میداد من بنویسم، نه تأمل کنم روشون.

یعنی به این شکل.

بعد مثلاً من جرات نداشتم بگم استاد میشه اینو یه بار دیگه بدید؟

مطلقا.

حالا وقتی تموم می‌شد ما باید دیگه زرنگی می‌کردیم می‌نشستیم اونچه که ما حصلش بود رو می‌نوشتیم.

که حالا به فضل الهی از به بسم الله تا صدق الله‌شو معمولاً می‌نوشتیم چون القا بود دیگه نفس بود.

خب وقتتون رو نگیرم.

فکر می‌کنم به چهل دقیقه‌ای صحبت شد.

اما این صحبت درد همه عزیزان و کاربران دلسوز و دلسوخته‌ی توی مسیر معارفی می‌خوره.

انشاالله همه به دقت خوب گوش بدن و مطالبشو پیاده کنن و در خصوصاً بیان سوالاتشون لحاظ کنن این نکات رو.

والحمد لله رب العالمين.