یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
درآمد بحث
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله. یک بزرگواری سؤالاتی را پرسیدن که اجمالا فکر میکنم یک ده پونزده تا سؤال باشد اجمالا اینها را بنده حقیر چون مدتی بوده که منتظر بودن جوابشون را عرض کنم به صورت اجمال نه تفصیل. یکی اینکه پرسیدن راههای اینکه ما سخنرانیها را اینها را و ویسها و اینها را که به دردمان میخورد را نگه داریم و از بین نره چون میدونید ایتا متأسفانه اینها را بدون اینکه ر به ما بدن پاک کردند و ما بعضی از مطالبی که در سیر بحث بوده را از دست دادیم. و این مشکل در بعضی از پیامرسانها متأسفانه وجود دارد خصوصا پیامرسانهای ایرانی.
راه اینکه بتونن همیشود نگه دارند بهترین راه به نظر بنده حقیر این است که اینها را در یک مموری، کارت حافظهای چیزی آنجا جمعبندی کنن یا در مثلا دسکتاپ کامپیوترشون نگه دارند پوشهای برایش درست کنن که هر وقت خواستن به او رجوع کنن. یا حالا اگر دیگر سادهترین راه اینه که یک جاهایی مثل تلگرام که هنوز سرورش خالی نکرده آنجاها ذخیره کنن. البته بچههای کانال زحمت میکشند الان دارند به نام همین مرام گمنامی در پیامرسان تلگرام به ناچاری دیگر دارند دو مرتبه ویسهایی که باقی مانده و هنوز از بین نرفته را یا از جاهایی که میتوانستند تهیه کنن آنجا تجمیع کنن خصوصا بحثهای مرتبط به قلب در قرآن را که سیر بحث هست. اما سؤال بعدی پرسیدن که حد فعالیتهای ما مبتدیها باید چقدر باشد؟
ما چقدر باید تلاش کنیم زحمت بکشیم و اینها در این مسیر برایی اینکه خودمان را بسازیم. تلاش همانگونه که قرآن میفرماید "أَلَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى" آنچه که بر انسان میماند به همان سعی و تلاششه. هرچه بیشتر انسان تلاش کنه بهتره. اما دو تا نکته را باید در نظر بگیرن عزیزان. یکی اینکه اگر میخواهند انشاالله این تلاششون نتیجه بدهد، یکی اینکه عجول نباشند به قول استاد علامه علیه الرحمه خصوصا در رسیدن به نتیجه و اینها صبوری به خرج بدن، شرح صدر داشته باشن که به قول او هرچی دیرتر به انسان بدن و انسان را به آن نتایج برسونن انسان پختهتر بار میآید. معمولا آدمهایی که زود میگیرند زود میرسندد اینها زودم خراب میشوند.
مراتب معرفت
نکته بعد اینکه سعی کنن سیر را همینگونه دلخواهی و من درآوردی و اینها نه، یک سیری باشد که یعنی با یک مشرب، با یک مشرب برن جلو. هه مشرب صرف خودان، دلخواه خودان یا نه مثلا این، آن گاهی یک ذکر را از فلانی، یک سیره را از فلانی، یک دستور العمل از فلان و اینها کاری به جایی نمیرسد. با یک مشرب مثلا با مشرب علامه برن جلو. بهترین اه عرض شود دستورالعملها را او در آن سیر چهل و هفت گانه نامهها، برنامههاشون دارند دیگر. میتوانند عزیزان رجوع کنن نسبت به سعه وجودیشون آنها را برداشت کنن و انجام بدن. اما آنچه که در جواب این پرسش باید گفت اینه که تا تا آنجایی که انسان سعه وجودی دارد باید تلاش کنه و مطلقا از پا ننشینه و اگرم در مسیر زمین خورد مشکلی برایش ایجاد شد، متوقف شد دو مرتبه راه بیفتد.
چون ابدمان را داریم به سازیم دیگر. سؤال بعدی اینکه البته هر کدوم از این سؤالات بخواهیم تفصیلا صحبت کنیم دربارهش خیلی جوابها دارد و خیلی کتابها میشود دربارهش گفت و در جواب این سؤالات مطرح کرد. اما اجمالا گفته میشود و رد میشویم چون صدها سؤال همینگونه بیان میشود و بنده هم متأسفانه مشغولیتهای متعددی دارم و مجبورم به اجمال بیان کنم. سؤال بعدی پرسیدن که ما گاهی کارهایی را میکنیم مثل نافله شب، نماز شب یا آن چهارصد مرتبه ذکر یونسیه اینها که اینها برایی مثلا نیتمان بیداری جهانه که همه مردم بیدار شن یا ظهور امام عصر هدیه به او و اینها. پرسیدن که اینها آیا مقدماتی میخواهد و اینها؟ قطعاً مقدمات میخواهد اینها. مقدماتشم دیگر بهترین مقدماتی که اصلا منهای آن اینها ارزشی ندارند.
یعنی وصل به عالم باطن نمیشوند صرفا یک پوسته و ظاهریان، تقواست. یعنی بر بستر تقوا این کارها باید انجام شود. هرچه تقوا تقویتتر شود، قویتر شود، محکمتر شود، آن اثری که در این اعمال هست و مترتب بر آنهاست قویتر و شدیدتر و ماندنیتر هست. و دیگر صریحاً قرآن انما هست دیگر. فقط و فقط "إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ". خدا فقط و فقط از اهل تقوا قبول میکند تمام. پس بر بستر تقوا باید انجام شود. اینکه صرف لغلغه زبان باشد و یک خستگی بر بدن انسان بماند نه اینها سودی ندارد. باید به، بر بستر تقوا باشد و البته قطعاً میبایستی که انسان در این مسیر ظرفیت خود را هم بشناسه و نسبت به سعه وجودیش حرکت کنه.
نسبت انسان و خدا
اتفاقا سؤال بعدی همین است که میگویند ما احساس میکند که تلاشی که میکنیم، عباداتی که انجام میدیم از کار و خطوماتی که داریم و این سیری که داریم و سلوکی که داریم مثلا کافی نیست، کمه. بله این نگاه خیلی خوبیه که پیغمبر اعظم مشرح اسلام همین نگاه را ما دادند که تا آن بینهایتش رفتند باز فرمودند "حلم مزید" آیا باز هم هست؟ و همه اسما را به نحو امکانی البته اخذ کردند، تلقی کردند باز هم به سمت اسمای مستأثر حضرت حق حرکت میکنندد. بله این روحیه خیلی خوبیه که اگر کسی به قول مرحوم فارابی علیه الرحمه گرفتار مریضی بولیموس شود، یک گرفتاریه که برایی قوای هاضمه و سیستم گوارشی انسان پیش میآید که طرف گشنه شه اما اشتها به غذا ندارد.
در معنویات و عبادیات هم این چنین میشود انسان در حالی که روحش ضعیفه، لاغره اینها گرسنه است اما احساس گرسنگی دارد این یک نوع مریضیه یا به یک جای کوتاهی، کمی، قلیلی میرسه بسنده میکند. اما این را توجه داشته باشن باز تاکید میکنم را موضوع وسع انسان. اگر انسان یک دفعه بزنه ظرفیتشو بشکونه و پاره کنه این خرابکاری میشود و انسان را این نوسانات و رفت و برگشتها خسته میکند و دست از کار میکشد. باید همیشود لذت عبادت بر انسان بمانه. لذا فرمودند نسبت به سعی خود. گفت انسان قلبش چون متقلبه، منقلبه دائما در رفت و برگشته منقلبه. به یک عبارت اقبال دارد، ادبار دارد. وقتی که اقبال دارد یعنی حالات خوش و خوبی دارد فرمودند تا میتوانی به مستحبات بپرداز کارهای خوب و اینها.
اما وقتی ادباره یعنی اصلا حال آدم یک گونهه که بدش میآید خدایی نکرده مثلا قبض گرفتهش اینها. یا اگر نگیم بهتره نگیم بدش میآید یعنی مثلا کششش را ندارد اینها. جذابیت و شیرینی این اعمال برایش کم شده. آنجا فرمودند، خودان فرمودند در حد واجبات بسنده کنید. اما آن چینش استحبابها و اعمال مندوبه و مستحبات را باید به گونهای بچینه که اگر یک روزی هم قبض برایش ایجاد شد بتونه آنها را انجام بدهد. پس سعی وجودی خیلی مهمه و تا میزانی که دارد لذت میبرد، دارد کیف میکند. مثلا به قول اساتید و مشایخ ما اگر به جایی رسید که ورقه زد ببینه مثلا کی این سوره تموم میشود، کی این دعا تموم میشود نه، آن را ولش کنه.
آثار تربیتی بحث
آدم همیشود بارها گفتیم بعد از نمازش یک تسبیه بی بی اززهرا سلام الله علیها بگوید که به جاش بهترین مستحبات بعد از نماز و سند قبول یک نمازه اما با حال، با توجه، با طمع نینه. یک نغمهای هم ما روش گذاشتیم هدیه کردیم به شهید حججی. انشاالله بچهها در کانال بگین بذارن اینو که شود با همان حتی جمعخوانی کرد. چه برکاتی داشت این جمعخوانی تسبیهات اززهرا سلام الله علیها در بعضی از مدارس ما انجام دادیم یا اینو هدیه کردیم به شهید حججی کنار یادمان او خواندیم دست جمعی در مردم تاثیرات به سزایی داشت. با توجه و طمع نینه اینها بسیار، بسیار، بسیار ارزشش بالاتر از اینه که آدم تند تند خود را خسته کنه از این ذکر به آن ذکر، از این سوره به آن سوره و آخرش هم خسته شود.
سؤال دیگر اینکه پرسیدن این انجام اعمال متعارفی که ما داریم حالا در سیر عملیمان انجام میدیم در حالا حکمت و عرفان عملیمان گفتند که برایی اینکه رضایت حق درش باشد و اینها ما نیاز به تمرکز داریم و این تمرکز را در خلوت برایی ما حاصل میشود. خصوصا خانمها در جلوت و در مثلا حین انجام کارهای روزمرهمان اینها امکانش نیست که ما آن تمرکز را داشته باشیم. اولا ذکر صرفا این وردی نیست که روی زبانه. بارها گفتیم اصل ذکر اینه که شما مثلا توجه کنی، تفکر کنی، تأمل کنی، تعقل کنی و عبور کنی از ظاهر یک کلمهی وجودی به باطنش و لو خودت و لو یک پشه و لو به یک درخت و لو به یک آسمان. یک حقیقتی را درک کنی ناخودآگاه از درون بجوشه ذکر مثلا بگی سبحان الله.
یک عظمتی از اهل بیت در وجود خودت گل کنه، یک فهمی، معرفتی، جرقهای، یک تلقیای، یک الهامی، آن محبت که میجوشد از درون ناخودآگاه صلوات بر آنها بفرستی. درود بر امام حسین، سلام بر امام حسین. اینها اصل ذکر اینه و اینها اینکه صرفا همین که من دارم با کسی صحبت میکنم، تلویزیون میبینم، حواسم اصلا و ابدا به اعمالم نیست اینها به قول امیرالمؤمنین صلوات الله علیه خیری درش نیست در اینجور اعمال. پس بهتره که انسان در خلوت بگوید اما داشته باشد. یعنی اینگونه نیست که حالا چون ما نمیتوانیم تمرکز کنیم کلا تعطیلش کنیم. صمت و جو و سحر و خلوت و ذکر به دوام ناتمامان جهان را کند این پنج تمام. چارهای جز خلوت نیست و لو قلیل. خلوت و تمرکز با توجه عرفانی البته.
مراتب سلوک
بعد در حین اینکه مخصوصا خانمها حتی یون سر کار اینها تمام کارهایی که انجام میدن روزمره را میتوانند به نیت رضای حضرت حق انجام بدن. و هدیه کنن به امام عصرشون، آن هم عبادت محسوب میشود. نگه نداریم که زنی که در منزل برایی نمونه به فقر همسرش بسازه، نمیدانم بر کارهای سخت منزل بسازه و، و، و. اینها ثواب صبر ایوب به او میدن یا اینها چیزای کمی نیست. یادمه که دختر حضرت امام یک خاطرهای را نقل کرده بودن از عروس امام که حالا من توی مجلهای میخواهنددم که او به امام شکایهای میبرند حضرت امام علیه الرحمه که بچهام خیلی اذیتم میکند. اکنون نیز که بچهها میدونید یک گوله انرژین. دلایلی هم دارد که ما گمان میکنیم سریع انگ بیش فعالی به اوون میفشاریم و اینها و قرص و دوا میبندیم بچه، بچه را بیچاره میکنیم.
اینها به هر حال گلایه میکند که من حریف بچهام نمیشم. او که فقیه، عارف، فیلسوف، بنیانگذار انقلاب اصیل ماست و محی و مجدد اسلام و معالم و معارف دینی در سطح دنیاست. شخصیت برجسته دیگر را تعارف حرف نمیزند. او میفرماید من حاضرم تمام این هفتاد هشتاد سال عبادات و کارهام را همه برایی ثوابشو بدم با ثواب این سختی که شما در تربیت فرزند میکشی عوض کنم. پس میشود انسان اینها را همان آشپزی و همان جا را کشیدن و همان ظرف شستن و همان تربیت فرزند کارهایی که در خونه انجام میشود را هدیه کنه به امام عصر. حتی مرد از منزل میرود بیرون. "الکاد لعيالك المجاهد في سبيل الله" کسی که در راه برایی امرار معاش همسرش "الكاد" یعنی تلاش کنه به سختی بندازه به زحمت خودو بندازه "کالمجاهد" مثل مجاهد "في سبيل الله" در راه خداست.
اینها کم نیستن که "إنما الأعمال بالنيات" نیتها درست شد دیگر عین عبادت میشود همه کارها حتی نفس کشیدنا. میشود "أنفاسکن تسبيح" نفسهاتونم ثواب تسبیح دارد. اما سؤال بعدی که پرسیدن برخی از حملات شیطان خیلی شدید، آنیه اینها. بله هرچی که بر اساس آن آیه ای هم که مورد بحث قرار دادیم یک روزی که "لأقعدن لهُم صراطک المستقيم" و هر بندهای که در صراط مستقیم توای خدا قرار گرفت من به او کمین میزنم، حمله میکنم اینها از چهار جهت. اتفاقاً از حملات شیطان میشود تشخیص داد که ما در صراط هستیم یا نه. منتها باید گاردمان را ببندیم آماده باشیم. بهترین کار اولاً استعاذهست. یعنی به همین راحتی پناه بردن به خدا از شر شیاطین. "اعوذ بالله من الشيطان الرجيم" از منزل میآید بیرون بگوید وارد منزل میشود بگوید.
نتیجهٔ بحث
آن دعای "رب ادخلني مدخل صدق واخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطان نصيرا" عالیه برایی رفت و آمد را ورود و خروج از منزل یا به هر جای دیگرای که آن سلطان نصير امام عصره یاریگر انسان میشود، شیاطین را دفع میکند. به خصوص توصیه میکنم به خودم و دیگران سوره ناس و فلق را بسیار خواندن. لب آدم تر باشد در خونه زیاد بخونه و قبل خواب موقع بیداری در منزل یا بلند اذان گفتند در خونه خیلی تاثیر دارد در دفع شیاطین. زیاد خونه را داغ و گرم نگه نداشتن خیلی خوبه در دفع شیاطین. برایی نمونه طرف به امام صادق صلی الله علیه شکوه کرد. قابل توجه اینهایی که دنبال ذکر و وردن که حالا برایی نمونه گمان میکنندد شیاطین یا اجنه برایی نمونه تسخیرشون کردند چه و چه. به گلایه کرد که حالات عجیبی در منزل ما هست یا برایی نمونه اتفاقات عجیبی میافتد.
حضرت فرمودند آن موقعها آن خونههای قدیمها دیوارهای بلند داشتن. پنج متر ظاهراً دیوارای خونه او بوده و او فرمودند آن بالا آن برایی نمونه متر آخر آن انتهای دیوار را سرتا سر پنجره بزن باز بذار. این کا را کرد بعد خونه آرامش پیدا کرد. از حضرت بعداً سؤال کرد سرش چی بود؟ حضرت فرمودند که چون خونه داغ بود این گرما میرفت را سقف جمع میشد محل چون شیاطین جنسشون از آتشه، آتش و گرما را دوست دارند آنجا تجمع میکردند. گفت الان که زمستونه خوبه که خیلی داغ نشه خونه محل توجه آنها میشود و حتی بیتوجهیه به آنها. اینکه انسان از آنها حرف نزنه خیلی هی تا یک چیزی میشود حرف از جن نزنه. آنها دوست دارند چون أبا و استکبرود دیگر. شیطان عبا کرد استکبار ورزید. با آدم متکبر باید متکبراینه رفتار کرد.
حدیث هم داریم تکبر کنی اصلاً حرف ازشون نزنی. ما این همه خدا لطف کرده اطلاعات از جن داریم تا حالا دیدید در صحبتهامان برایی نمونه خیلی از اینها چیزی بگوییم. خیلی آن همه آیات و صد و چهارده سوره یک دونهشو خدا به جن اختصاص داده. آن نیز چون یکی از کلمات وجودیه نظام هستیه. به هر حال آن نیز جنهای خوب هم باید معرفی میشدند و چه و چه. حالا ادعهای هم هست من سفارش به آنهایی که مخصوصاً گمان میکنندد چه میدونم جن زده شدن و من خیلی هم اینها را قبول ندارم. اگرچه هست اما نه اینکه هر مشکلی برایی ما پیش آمد بگوییم سحر و تسخیر و نمیدانم دعا و طلسم و یا شیاطین و اجنه و اینها. اما هست در مفاتیح ما چند تا خانواده گرفتار را معرفی کردیم انجام دادند نتیجه گرفتند. در فهرست مفاتیح نگاه کنید.
درآمد بحث
پیراهون نمیدانم دفع و از بین بردن طلسمات و جادوها و سحر و نمیدانم شیاطین و اینها. نمیدانم بستگی کارها اینها. هم دعا هست هم سوره قرآن هست از پیغمبر و اهل بیت. مرحوم شیخ قمی در مفاتیح آوردن خدا رحمت کنه. آیه بهجت هم به ما سفارش میکرد به همین مفاتیح خیلی دست کم نگیریم اینها رو. بعد پرسیدن که هدیه کردند اعمال، این اعمالمان را که هدیه میکنیم به اهل بیت علیهم السلام واقعاً اینها باقی میمانن؟ بله چرا نمیمانن حتی دینمان را آنها امین اللهاند دیگر. السلام علیک یا امین الله فی الارض امین اللهاند دیگر. به امین الله دینمان را هدیه کنیم. آنها دیگر خودان که امانت خدا هستند امانت دار هم هستند و هر عملی که به آنها هدیه شود آن بخشیش که به آنها رسیده، آن نوری که به آنها رسیده میمانه.
آن که پیش ماست ضایع میشود متأسفانه به غفلت به گناه و البته با توجه به آن نکتهای که قرآن فرمودند هر عملی که با ضمیمه تقوا بود این پذیرفته شده نیست و نورش به اهل بیت خواهد رسید و باقی خواهد ماند. اگر بدون ضمیمه تقوا باشد نخیر نمیماند. اما سؤال بعدی گفتند از کجا بفهمیم که خودمان را شناختیم و به خوش خودناسی رسیدیم و اصلاً چگونه این حاصل میشود و این، این خیلی این سؤال خیلی جواب دارد خیلی و خیلیهم پرسیدن مخصوصاً اگر این جوابی که من در جلیل ارسال میکنم ادمین کانال بذارن در کانال چون خیلیها پرسیدن این را که حالا ما هی میشوندویم اهمیت معرفت نفس چگونه اخذ کنیم؟ اولاً باز توصیه میکنم که عجول نباشیم. این راه، راه طولانیست و باید استخون خرد کرد.
ثانیاً اگر دنبال این هستیم که برسیم به آنجا که خودمان را شناختیم، نه این غلطه. ما آخرش اتفاقاً به این میرسیم که آن من عرف نفسه فقد عرف ربه یک وجهش که از آن صد وجهی که علامه حسن زاده الله الرحمة فرمودند همینه که انسان به جایی میرسد که میبیند من عرف نفسه چون نتوانست بشناسه نفس خود را فقط عرف ربه محقق نخواهد شد. یعنی نه خود را میتواند درست آنطور که حق و حاقق ماجراست بشناسه نه خداشو. حالا در آن حد نسبی در حد نسبی بخواهیم بشناسیم چون از این جهت هم نشدنیست که خدای منان انسان را به وزان خود از ذات و صفات و افعال آفریده و وقتی شناخت حق به حضرت حق امکانش نیست پس انسان هم نیست. اما باید نسبی به نسبت رفت و شناختی کسب کرد. آن سیر را بارها پیشتر گفته شد.
مراتب معرفت
حالا با آن سه معرفت نفس سه جلدی از تعلّمه شروع کنن برن جلو و صد کلمه در معرفت نفس، گنجینه گوهر روان، اتحاد عاقل به معقول، انسان در عرف عرفان، سرخ العیون في شرح العیون، آن شصت و شش مسائل نفس اینها تا حالا در نهایت برسن به کتابهایی مثل تمهید القواعد ابن قواعد ابن ترکه یا برایی نمونه مصباح العقول ابن فناری و فصوص ابن عربی. اینها دیگر حالا اسفار هم که دیگر عالیه یا منظومه حاج ملا هادی. اینها دیگر سطح بسیار عالی و تخصصی آنهاست. این کتابها مثل برایی نمونه عرض شود خدمتتون فصوص ابن عربی برایی نمونه اینها موضوع اینها وجود است، وجود. لکن چون انسان به یک معنا میشود گفت آن بزرگترین آیت حق و پرجلوهترین مراعات و آینهی حضرت حق است و خدا به تمام خود را در حد امکان در آینهی وجود انسان به نمایش گذاشته.
لذا هیچ چارهای نیست که انسان در سیر شناخت وجود، وجود خود را بشناسه که یک جزئی از کله. لذا چه شیرین که اولین درس معرفت نفس از تعلّمه این است که آنچه مشهود ماست وجود است. این بحث وجود شناسی و توحید از صمد و توحید قرآنی یا به یک عبارت میشود گفت توحید یا حالا آن توحید وجودی عرض کنیم. این در برایی نمونه آن عالیترین مراتبش در کتابهایی مثل فصوص مورد بحث قرار گرفته. اما آن استخون باید خرد کرد تا به آنجا رسید. شاید ما الان ادعاشو داشته باشیم برایی نمونه درس هم بدیم بحث هم بکنیم اینها. اما اینکه فهمش چگونه است، چگونه جا افتاده اینها کار هر کسی نیست. لذا باز گفته میشود از همین ابتدا انسان شروع کنه برود و یواش یواش خورد خورد وقتی به آنجا رسید که دیگر کلاً به مراتب وجود میپردازد.
وقتی مراتب وجود را بررسی میکند، یکی از آن تشئونات حضرت حق و از آن شؤون از آن مجاری از آن آیات از آن کلمات از آن ظلال اینها البته به نحو تامش انسانه. و میبینی که انسان آنجا دیگر خودو نشون میده که چه کلمهایه، چه آیه ایه، چه آیت اللهیه، بلکه چه آیت الله الاعظمیه. بعد آنجا کلمه وقتی شناخته شد کلمه تامه الهیه که امام است، حجت است، خاتم است، نبی و رسول است. اینها شناخته میشوند که نسبت به تام بودن یا اتم بودنشون یا مطلق و مقید بودنشون شناخته میشوند. اینها یک سیر ده بیست ساله میطلبد. البته بر پایهی طهارت نفس و تقوا. به همین راحتی دست نمیآید که انسان گمان کنه که دیگر من چهار پنج سال وقت گذاشتم هنوز گیجم، متوجه نیستم. باید اینها را دائم در گوشمان به قول علامه بشنویم. روحمان هی اینها را بشنوه.
نسبت انسان و خدا
بهترین قلم هم الحمد لله یک عارف و فیلسوف جامع الاطراف مثل از تعلّمه حسن زاده الله الرحمة که در معاصر ما بودند ما با آن برایی نمونه با آن ران همه ما هم عصر بودیم، نفس کشیدیم با آن ران بهترین جامع الاطرافترینشون اون بهترین مشرب را دارند قشنگ با دلگرمی و رأفت و عطوفت نسبت به مریدانشون شما را پیش میبرند مطمئن باشید. یعنی از دور دورادور کسی بر سفرهی علامه بشینه من به قطع و یقین گفته میشود که تحت تربیت او از دورادور حتی قرار میگیرد و شروع میشود کار او. حالا اینو خیلی خلاصه و اجمالاً و ااا عرض شود لطیفانه پیشتر گفته شد و رفتیم خیلی هم روش نایستادیم وگرنه چه حرف اینجا زیاد داریم. اما سؤال بعدی پرسیدن کسی که عبادالرحمن میشود چه روحیات و حالاتی دارد؟ اصلاً چگونه میشود عبادالرحمن شد؟
حالا ظاهراً بر اساس آن مطلبی که عزیزان در کانال گذاشته بودن که او حضرت علامه توصیه به خوانش سوره الرحمن در هر روز داشته که به مقام عبادالرحمن حداقل در برزخ برسه فکر میکنم این سؤال آنجا ایجاد شده. به هر حال، ااا توصیه میکنم به همان دستورات پانزده گانه خود استاد در انتهای رساله لقاء اللهشون رجوع کنن که هنوز ما البته به توضیح آن نرسیدیم. ما کلیات لقاء الله را داریم شبهای جمعه در یا زهرا شرق میگیم و عزیزان بارگذاری میکنند. میتوانید پیوسته دنبال کنید تا برسیم به یکی از آن دستورات پانزده گانه. اتفاقاً همین آیات انتهایی سوره فرقان است که از عبادالرحمن شروع میشود. اگر رجوع کنید به آن آیات انتهایی سوره فرقان از عبادالرحمن به بعدش قشنگ دیگر شرح میدهد.
یعنی توضیح میدهد که اصلاً چه خصوصیاتی دارند، چه حالاتی دارند و باید چگونه باشن. حالا فعلاً هم انشاالله ما رسیدیم اگر زنده باشیم و توفیق بود توضیح میدیم آنجا در ادامه بحث لقاء الله. و سؤال بعدی که ماشاالله که اینها همه سؤالات مربوط به یک عزیزه به یک کاربرود. حالا شما گمان کنید که روزی صدها سؤال بیاید اینها بعد باید عزیزان صبوری کنن. حالا در خصوص سؤالات هم نکتهای گفته میشود. سؤال بعدی این است که آیا روی خصلتها و ملکاتی که در ما هست کار شود؟ یعنی آنهایی که در ما جان گرفته، راسخ شده اینها کار شود یا لازم به ایجاد برایی نمونه و پرورش خصلتهای جدیده؟ اولاً آنچه که ایجاد شده، ایجاد شده، انشا شده، ملکه شده، راسخ شده اینها اگر انسان اولین وظیفهای که دارد اینه که اینها را تعالی ببخشه و حفظ کنه.
آثار تربیتی بحث
قبل از اینکه برود سراغ ملکات بعدی اینها را حفظ کنه. اتفاقاً حضرت علامه یک جمله شیرینی دارند در شرح فصوصشون را ممد له من روحشون شاد. میفرمایند البته خیلیها به این توجه نمیکنند. هی دنبال از این ذکر به آن ذکرن، از این مقام به آن مقامن. میفرماید من توصیه میکنم اجازه بدید یک ذکری که گل انداخته حالا من لطیفانهاش را گفته میشود مضمان سخن او رو. شما دلتون با آن، وجود خود ران با آن عجین شده.
یکی از اذکار و اسماء الهی که با آن خو کردید آن را آنقدر پیش را بگیرید، آنقدر بگویید القا شود به خود ران و الهام شود به وجود خود ران و آنقدر اقرار کنید بگویید تا تکرار کنید تا بر اثر تردد، تردد که مرحوم ملاصدرا در آن در ده اصل فاتحه دوم مفاتیح دوم کتاب شریف ااا مفتاح دوم کتاب شریف مفاتیح الغیبشون آنجا ده شرط که میارن برایی تدبر در قرآن یکیش همین تردده. تردد یعنی هی رفت و آمد کردند. سر اینکه در نماز امام هست صد بار یا کن عبد و یا کن استعین گفته شده همین تردده. حضرت علامه فرمود تردد کنید زیاد در یک اسم اجازه بدید سلطان و دولت آن اسم در شما پیاده شود که میشود همان اسم اعظم وجود. بالاخره به یک اسم اعظم برسید.
بله، در کنار تقویت این خصلت خیلی بهتره که انسان حس وجودی پیدا کنه و برود به سمت اینکه خصلتهای دیگر را هم انشا و ایجاد کنه در خود و پرورششون بدهد که آن با دو تا راهکار میشود رسیده که ادب آموزی "یا علمهم الكتاب والحكمة" یکی هم طهارت نفس دیگر "و یزکیهم" این دو تا البته در زیل خوانش آیات یعنی "یتلو عليهم الآیات" این اتفاق میافتد. سؤال آخرم که این عزیز پرسیدن گفتند ای کاش استاد حالا برایی نمونه برنامهای ما که خودمان را استاد به استاد نمیدونیم حالا بهتره بگوییم معلم اگر قابلش باشیم برنامهای را برایی نمونه به عزیزان که حالا او مؤدبانه حرمت قائل شدن فرمودند به شاگردانشون تعیین کنم. بنده توصیه میکنم که اینها ااا کار امثال بنده نیست.
مراتب سلوک
دستور العمل و ذکر و ورد و چه میدونم سیر بحث و اینها، سیر ببخشید سیر عملی دادند خصوصاً اینها. اینها مال امثال خود علامههاست. ما نباید پامانو کفش آنها بکنیم و شما هم چنین توقعی از بنده حقیر نداشته باشید. گاهی یک آهی بعضیها میکشند که آه برایی نمونه خوش به حال اینهایی که برایی نمونه به حاج نزدیکن نمیدانم هیئتشون میرن فلان حرفهای خصوصی به آنها میزند. نه، شما یک دونه از این بچهها را پیدا کنید که برایی نمونه ما به صورت خاص و اخص برایی نمونه به اینها دستور العمل چیزی نه، مطلقاً. اتفاقاً حضرت علامه هم اینگونه نبودن. او هم اتفاقاً میگفتند بذارید خود طرف طبق تجربه و همین سنت استدراج و درج ثمه ثمه روزگار برسه پخته شود. خیلی اینگونه نبودن که این مشکلو پیدا کردی بفرما این یک دستور العمل، این یک ذکر.
بسیاری حتی مشکلات برایی نمونه روحی عرض شود زمین خورده بودن نوسانات درونی حتی مریضیهای جسمی، روانی اینها میآوردند حضرت استاد بارها و بارها نصیحت میکردند که حالا همین در حد یک نصیحت که حدود الهی را رعایت کنید انشاالله اینها هم برطرف میشود و اینها. یعنی اصلاً سنت حضرت استاد بر بر خلاف سنت خیلی از حالا بگوییم بزرگان چه عرض کنیم کسایی که هی تند و تند دستورالعمل، سیرهی عملی فلان اینها میدادند نه اینگونه نبود و ما ندیدیم و از شاگردان تراز اول او هم نشنیدیم که اینگونه باشن او. مگر یک وقتایی که حضرت استاد حالا برایی نمونه کاسهشون لبریز شود به قول ما یا به قول شاگردان اصیلشون و اما بنعمت ربتک فحدث شود به جهت حدیث کردند نعمت حضرت حق یک کشفی را بخوان بیان کنن از باطن چیزی بگن هم خیلی به ندرت، خیلی.
او وقتی در خصوص طی الارض در اواخر سنشون صحبت، عمر شریفشون صحبت میکنندد با اینکه حدود نوزده بیست سالشون بوده این موهبت را دریافت میکنندد اصلاً انگار هیچی از طی الارض نمیدانند عملاً. یعنی اینگونهه که متاسفانه بسیاری تا به محض اینکه به یک جایی میرسندد یک چیزی را میچشند سریع دست به قلم میشوند، دست به مریدبازی و مریدپروری و چه میدونم اینها خوبم نیست.
نتیجهٔ بحث
و در حالی که قد تبین رشد من الغی عزیزان توجه داشته باشن قد تبین رشد من الغی کاملاً مشخصه، کاملاً راه تبینه آشکاره رشد و غی این راه از بیراهه راه استشا کاملاً آشکاره نیازی ندارد انسان خودو اذیت کنه و با همین سیر بندگی همینایی که حالا حضرت آلامه میفرمایند سیر حکمت و عرفان نظری و در حد سعی خودمان در عمل اینها پیش بریم انشاالله به امید خدا یواش یواش خودان تفضل میکنندد و دربها باز میشود. این از سؤالاتی که شده بود توسط تازی عزیز و مدتی هم منتظر بودن. ما چون بعضی از این سؤالات مشترک بود به صورت کلی جواب دادیم. یک نکتهای هم خیلی خلاصه سریع عرض کنم اگرچه خیلی طول کشید این وویس ببخشید اما مورد سؤال بسیاری واقع میشود. آن نیز در خصوص سؤالاتیه که مطرح میشود. من خواهش میکنم در چند مورد
یکی اینکه بعضی از سؤالات اصلاً در حیطهی اطلاعات بنده نیست و حتی اگرم باشد بنده اجازه نمیدم به خودم ورود کنم در این مسائل. برایی نمونه طرف میگوید یک ذکری حاج بدن ما پرخوری نکنیم. این به اراده و همت انسانها ربط دارد. اینها سؤالاتیه که نباید پرسیده شود. یا بعضی از خواهرای محترمه جسارت میکنند من بنا به مصالحی با خانمها نه ارتباط تلفنی و حتی نه پیامکی اینها سعیم بر این است که نداشته باشم بنا به مصالحی. بعد حتی تا جایی پیش میرن که حالا برایی نمونه ما شاگرد برایی نمونه خصوصی او شویم و نه مطلقا. یعنی اصلاً خانمها باید تحت تربیت حالا از نزدیک خصوصاً اساتید خانم و هم جنس خودان قرار بگیرن مگر از دور باشد دورادور برایی نمونه آثار، کتابها، سخنرانیها و اینها اشکال ندارد.
و برخی سؤالاتی که میپرسند این برایی رسیدن به جواب این سؤالات نیاز به مقدماتی دارد که باید صبور باشن. یعنی مقدماتی که بر این سؤال انسان باید بنشینه و در وجود این سائل بنشونه میبیند چندین جلسه طول میکشد. باید صبوری کنن، صبر داشته باشن، حالا حالاها دنبال جواب آن سؤال نباشن. بعد لذا معمولاً اینجور سؤالا در ما جواب نمیدیم. یا برخی سؤال پرسیدن در این وویسها در سیر بحثها جوابهاشون هست. زحمت بکشن اینها را پیدا کنن. حالا اگر متاسفانه عرضم که عرض شد بعضی وویسها پاک شده رجوع کنن. بعداً عزیزان توصیه میکنم به اوون که لینک کانال جدید تلگرامو بذارن و رجوع کنن. بسیاری از این سؤالهایی که میپرسند ما جواب دادیم در سیر بحثها. نکته بعد این که بعضی از این سؤالاتی که میپرسند در سیر بحث بیان میشود.
درآمد بحث
یعنی در همین سیر بحثهای متعددی که به فضل الهی در پیش هستیم به موقعش میآید بیان میشود. اینها را هم ما جواب معمولاً نمیدیم چون به وقتش باید بیان شود به موقعش در جای خود. و نکته آخر هم این که توقعاتی که بعضی از عزیزان در نوع سؤالاتشون از بنده حقیر دارند ناشی از عدم شناختشون از این حقیر هست که اینها را هم بالاخره ما سعی میکنیم خیلی جواب ندیم چون بالاخره این اشتباهه ما گمان کنیم که اگر یک نفر برایی نمونه خوب صحبت میکند خوبم بتونه دستورالعمل بدهد یا برخی دنبال مخصوصاً اینن که یک آدمی را برایی نمونه پیدا کنن، یک عاشق عبد الزهرایی برایی نمونه پیدا کنن که او مافالضمیر بخونه بتونه تمام این بزرگان اهل معرفت ما مثل سید علی قاضی اینهام اینگونه نبوده که دائماً این حالات را داشته باشن که یک وقتهای خاصی بالاخره لبریز میشدد و آن موقعهای ترشحاتی از وجودشون.
بعدم اینها از کتمودن به اینجا رسیدن و ضمن اینکه اصلاً راه به قدری مشخص و آشکاره اصلاً نیازی به این دستورالعملهای آنچنانی نیست. برایی نمونه تا ما وقتی مولتیویتامینی مثل صلوات داریم، تا وقتی امانی مثل استغفار داریم، تا وقتی تصفیهکنندهای، غمزدایی، جلا بخشی مثل ذکر یونسیه داریم، تا وقتی به نورانیت نماز شب داریم، تا وقتی ااا بارور کننده عقل مثل سکوت و خلوت داریم و تا وقتی ورزش فکری مثل همین حکمت و عرفان نظری داریم، تا وقتی عباداتی مثل نماز اول وقت داریم، تا وقتی عروج و معراجی مثل صداقت داریم. اینها وقتی اینجور چیزها را داریم و نردبان بسیار صعود دهندهای مثل ااا عرض شود دوری از معاصی و گناهان و تقوا و اینها داریم دیگر چرا هی دنبال یک آدمی باشیم که بخواد درون ما را بخونه و "بل الإنسان على نفسه بصيرة".
هر کسی به نفس خود از دیگران آگاهتره. لذا توصیه اختتامیه و انتهایی بنده حقیر به خودم و عزیزان همین هست که خودمان از هر کسی آگاهتریم به خودمان. این جملهی آخری بنده را بارها گفته شد دوباره تکرار میکنم. ما یک معلم میخوایم که دین را خوب شناخته باشد، اخذ کرده باشد. البته به نفس بزرگان نه خود. تلقی کرده باشد و این را بتونه با بیان شیوا و خوب و همان مطالب سنگین علمی را همه فهم ااا القا کنه. القا خصوصاً القا کنه به دیگران که میخواهند اهل زحمت باشن واقعاً اهل تلاش باشن، اهل همت باشن به آنها. اگر کسی یک سال برش گذشت و واقعاً این تجربه حقیر به شما گفته میشود و واقعاً هیچ حرامی را مرتکب نشد و هیچ واجبی ازش فوت نشد. دیگر آن استاد کلی که عزیزان برخی دنبال آن هستند آن را خدا خود در مسیر طرف قرار میده.
مراتب معرفت
مثلا ی بهجت وقتی وارد حوزه نجف شد از در حجره استاد علی قاضی بود دیگر علیه الرحمه صدا زدن که محمد تقی آمدی. او را خواست و به هر حال تحت تربیت قرار داد. این چنینه و تا میشود عزیزان عجول نباشن در این ماجرا بسپرن به خدا. نشد به قول مشایخ و بزرگان ما برزخ، برزخ هم سیر استکمالی هست. آنجا انشاالله اولیا هستند، شهدا، عرفا اینها آنجا هم هستند. آنجا دستشون هم اتفاقاً بازتره. یکی از بزرگترین اساتید ما که گردن ما حق حیات دارد و ما به وساطت او به بسیاری از بزرگان وصل شدیم از جمله علامه، از جمله ی بهجت او یادمه در حوزه یک عرض شود وسط حوزمان یک حجره، یک حوض آبی بود. دور این حوض آب یک ساعت با سرعت تند او قدم میزد منم دنبال کنارش تند تند القا میکرد مطالب را من اصلا فرصت میداد من بنویسم، نه تأمل کنم روشون.
بعد برایی نمونه من جرات نداشتم بگم استاد میشود اینو یک بار دیگر بدید؟ حالا وقتی تموم میشد ما باید دیگر زرنگی میکردیم مینشستیم آنچه که ما حصلش بود را مینوشتیم. که حالا به فضل الهی از به بسم الله تا صدق اللهشو معمولاً مینوشتیم چون القا بود دیگر نفس بود. فکر میکنم به چهل دقیقهای صحبت شد. اما این صحبت درد همه عزیزان و کاربراین دلسوز و دلسوختهی توی مسیر معارفی میخورد. انشاالله همه به دقت خوب گوش بدن و مطالبشو پیاده کنن و در خصوصاً بیان سوالاتشون لحاظ کنن این نکات رو.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.