د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴۹
دارای متن همگام
آغاز سخن
نامه ها برنامه ها ۶۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۵:۰۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۲ سرفصل
## آغاز سخن
۰:۰۰
## طرح مسأله
۲:۴۸
## بیان روایت
۵:۰۶
## گشایش معنا
۷:۱۲
## تمثیل و شاهد
۷:۳۵
## دقت در واژهها
۱۰:۵۵
## جریان بحث
۱۱:۲۷
## لایهٔ باطنی
۱۴:۰۶
## ثمره در عمل
۱۶:۰۵
## پیوند با معارف
۱۷:۵۰
## شهادت حال اولیا
۲۱:۴۱
## مسیر سلوک
۲۳:۳۴
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم.
اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمته وأسأل الله من فضله.
السلام علیک یا دعی الله
وربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
تبریک عرض میکنم شب بسیار
پر نور و سرور و با عظمت و
ایام البیض هست. شب میلاد پدر عالم هستیست.
عقل کل و
ابوالأئمة. انشاءالله که مبارک باشد بر
امام زمان عزیزمون و همه
محبینش، خاصه پدران
شما و همه اهل ایمان.
چه شیرین که ماه، ماه ولایت است و
شب سیزدهم هم
مولود کعبه و
میلاد کسی که
خلیفه و وصی بلا فصل،
وصی بلا فصل پیغمبر عزیز عالم هست.
پاک و مبارک آقا امیرالمؤمنین صلوات الله عليه بیرون اومده رو
ورد خودش قرار بده
و از میان این ادعیه
دعای شریف که شاید بشه گفت
مخلص و چکیده و ذوبده
بهترین دعاهاست.
در سه جمله قبلاً هم عرض کردیم
این دعا رو هم در کتاب خصال
شیخ صدوق علیه الرحمة میتونید ببینید هم
شیخ عباس علیه الرحمة در مفاتیح آورده.
حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمة خیلی
در شرح فصوصشون
اصرار به ورد کردن این دعا
داشتند که هی ورود کنی به این دعا.
از، از اصل تردید هی ورود کنی،
رفت و آمد کنی در این دعا ورد خودت قرار بدی.
خصوصاً ایشون میفرمودند که
در شب اول ماه رجب صد و ده بار
و در دیگر لیالی و ایام متبرکه این ماه
و چه شبی بهتر از امشب و
فردا و این ایام
این دعای بسیار شیرین
که شیرینتر از عسل،
احلی من العسل که قطعاً
توجه داشتید قبلاً هم عرض کردم
حضرت میفرماید الهی
کفا بی عزاً ان
اکون لک عبدا.
از عزت من همین بس.
همین کفایت میکنه.
کفا بی عزاً. کسانی که دنبال عزتن.
عرب به زمینی که سخته
نوک تیشه درش فرو نمیره.
شکست ناپذیر به یک معنا
میگه عربون عزاز
زمین سخت. کسی که میخواد دشمن نتونه شکستش بده.
شکست ناپذیر بشه. چه دشمن
داخل، چه با بیرون،
چه خارج، چه نفسش، چه شیاطین
نتونن حریفش بشن.
این معنی عزته. یه وجه دیگهش هم میشه
آبرومندی، عزیز بودن، محبوب بودن اینها
همه درش هست. کسی که میخواد به اینجا برسه نسخه رو مولا پیچیده.
اگرچه در دعای خودشون این رو عرض کردن خدمت
خدای منان. لکن خب قبلاً عرض کردیم که
ادعیه مقامات انشایی
اهل بیت علیهم الصلاة و السلام هست.
و چون ولکم فی رسول الله اسوة حسنة
و جانشینانش که
اوصیا الهی هستند اونها هم اسوهاند برای ما.
پس این راه به روی همه ما بازه.
کسی نمیتونه بگه این دعا مال اونها بوده، مال ما نیست.
بله البته هر کس به سعی وجودیش که بحثش میاد.
الهی کفا بی عزاً ان اکون
لک عبدا. احبə
همین عزت برای من کافیست
کفایت میکنه که من
عبد تو باشم. یعنی عزت در عبودیت است.
کسی که به دنبال عزت است اون رو در بندگی و عبودیت و عبد بودن باید
پیدا کنه. و کفا بی فخراً.
حالا میره سراغ فخر. ما به چه چیزهایی فخر میفروشیم؟
به چه چیزهایی تبختر داریم؟
افتخار ما به چه چیزهاییست؟
مولا به خدا عرض میکنه که
و کفا بی فخراً ان
حالا اونجا من بنده تو باشم، اینجا ان تکون لی حالا تو برای من باشی.
چی باشی؟ رب باش. همین که تو رب من باشی، پروردگار من باشی این
از حیث فخر برای من بس--
افتخار میکنم، مباهات میکنم که تو پروردگار منی.
و البته میدونید که
کسی رب است که فرمانرواست،
سرپرست است.
کسیست که رزق بنده رو میده،
امور بنده رو تدبیر میکنه،
دفع بلا از او میکنه، حاجتش رو روا میکنه، نیازهاشو فراهم میکنه و، و، و.
رب. اینا همه در معنای رب خوابیده.
به یک معنا میشه گفت که مولا این چنین داره
میفرماید که کسی که
خدا رب بشه،
همون رب کسیست که رزقش رو میده،
دستش رو میگیره، گرهش رو باز میکنه، پامی و مدافعشه.
یدافع عن الذين آمنوا
الله دیگه. ولی الذين آمنوا الله دیگه.
دافع البلايا الله دیگه.
اینا همه نشون میده که
در حقیقت رررزق من از توست.
یعنی مسیر رو چا-چنان به روی بنده این دعا با دقت نظر باز میکنه که انسان رو از همه شرکها
و توجه به غیرها رها میکنه.
که رازق من تویی، حافظ من تویی، صانع من تویی.
کسی که به من افاضه میکنه و فیض به من میرسونه مطلقاً هر فیضی رو از فیض حضور بگیر که اولین رزقی که بود
ما از حضرت حق دریافت کردیم تا دیگر ارزاق رو
ما از تو گرفتیم. دیگه چ-چنین بندهای چشمش به هیچکس نیست.
چشمش از همه سیر میشه.
این معنای همون تأکد بر توحده،
تأکید بر توحیده. بعد حالا درخواستش رو مولا بیان میکنه و چقدر این درخواست شیرینه
که درخواستش رو
با این عبارت مولا شروع میکنه که أنت كما أحب.
خدايا تو اون طوری هستی که من دوست دارم.
کدوم یک از ما تا حالا با خدا اینطوری حرف زدیم؟
مگر اینکه دهان عصمت به ما بیاموزه.
ما بلد نیستیم و نبودیم.
خدايا تو اون طوری هستی که من دوست دارم.
أنت كما أحب. حالا دعا، درخواست.
فاجعلني كما تحب.
منو طوری قرار بده که تو دوست داری،
تو میپسندی، تو خوشت میاد.
یعنی من بشم معشوق تو،
تو عاشق من بشی. به، به، به عجب دعاییه.
این هدیه ما به شما باشه که عرض کردیم تسریح حضرت استاد
بارها و بارها بوده و هست
در مخصوصاً ایام رجب که ماه ولایت است و
باب شهر رسول الله و ماه شعبان است.
کسی تا این ماه در رو
نکوبه اونم دق الباب
ولایت نکنه، راهی به سوی شهر رسول الله که شعبان است
پیدا نخواهد کرد و قطعاً هم شهر الله که ماه مبارک رمضانه
در به روش باز نمیشه و او به ساحت
قدسی لیلة القدر راه پیدا نخواهد کرد.
و بیخود نشده بگه من لیلة القدر رو درک کنم.
سر و رمزش از همین ماهه
که أنا ل علیٌ أبوابه کوبیدن در پدر.
بله، امشب میرید انشاالله
به پدراتون تبریک میگید اما اول تبریک به پدر عالم.
و اینکه أنا
مدینة العلم و علیٌ بابها.
مطلقاً علی
علیه الصلاة والسلام درب پیغمبره.
در هر موضوعی، حکمت، علم، هر-- رزق، هرچی، فیض،
مطلقاً فیض. پس باید از درب امیرالمؤمنین صلوة الله علیه وارد شد.
خوشا به حال اونایی که اعتکاف میرن.
و الحمدلله شنیدیم خیلی از بچهها امسال اعتکاف دارن میرن و بعد از اتمام این جلسه میرن.
همونی که الان اینجا مخصوصاً نوجوونا نشستن الحمدلله راهی اعتکافن.
به همین دلیل از این حیث
خوشحالیم که بچهها میرن و از این حیث هم چون دیگه
خیلیا نیستن دیگه فردا شب، پس فردا شب
یا ظهر مراسم نداریم چون بچهها خیلیشون میرن اعتکاف.
خدا رو شکر اولین رزقی که
خدا به معتکف میده یعنی حداقل کمترین،
کمترین چیزی که خدا مقدر کرده برای معتکف
فرمودم تمام گناههاش بخشیده میشه.
حالا دیگه بسته-- بعد از این دیگه
بستگی داره اون فضیلت و برتری که بهش میدن
به اینکه چگونه وارد بر
محیط اعتکاف میشه و چه اعمالی رو انجام میده، چگونه اون سه شب خودشو مهمان خدا میکنه
و چه اطعمه و اشربهای رو
از سر سفره برمیداره. این رو
تبرکاً و تذکرًا عرض کردم مقدم
منبرمون باشه تا بریم به فضل الهی
ادامه بحث حضرت استاد رو در انتهای
نامه سوم داشته باشیم.
نامه سوم بود دیگه درسته؟
اگه یادتون باشه. بله، نامه سوم انتهای نامه
حضرت استاد میفرمودند که دل را اطلس آسا ساده و هموار دا که عکاس ارواح را در او گردآوری.
اینو تا اینجا توضیح دادیم
که چرا اطلس و منظور از
عکس ارواح، عکسهای
ارواح چیه؟ که دل سالم
کرسی ملائکه،
نشیمنگاه ملائکه میشه. ملائکه نازل میشن.
خوش نشینن ملائکه هر جایی نمیشینن.
نازشونم خیلی زیاده. دلی که سالم بود، قلب سلیم اگر بهش رسیدی
اون موقع است که به قول حضرت استاد کرسی ملائکه میشه.
ملائکه اونجا نازل میشن و مینشینن.
خوش نشین هم هستن. البته نازشون رو هم باید خرید.
و عکاس ارواح گردد.
چی عکاس ارواح گردد؟
دل، قلب .
یعنی دائماً از ارواح که همون مفارقات و ارواح
و اینها عالم ارواح که میگیم به یک مع ما مرسلات و مفارقات
که اینها دیگه
وجودشون ، وجود
عرض شود فارغ از مادهست،
مجردند. البته
از حیث اتم بخوایم بگیریم فقط خداست که مجرده از حیث--
دیگه اصلاً هیچ شائبهای
حتی صادر اول هم
مطلق هست. مجرد مطلقه اما باز مقید به قید اطلاقه.
اما حضرت حق حتی
قید اطلاق رو هم دیگه نداره.
هرچی در تو ما مجردات
ما شنیدیم که فارغ از مادهست
به حد اعلاش در حضرت حق اما
ظهور حق، ظهور از صادر اول نفس الرحمن،
رق منشور، اون نور مشوش،
صورت الصور، حقیقت الحقائق بگیر بیا تا همینطوری مراتب مادون
هرچی که میای به مراتب مادون
میبینی که رتبه که میاد پایین دیگه انزل مراتب نشئ ماده دیگه مادهست، مادهست، مرکباته، عالم تركیبه.
خراب میشه اینا. طورش هی عوض میشه.
عالم کن و فساده. ولی اونجا اینجوری نیست.
ارواح واسطهی فیضاند.
واسطهی فیضاند اونا علت،
علت همه معلولاند. حالا ما عرض شد ما خودمون رو
معلول بگیریم، یه علتی داریم ما.
علتمون میشن به یک مع-- در سلسله طولی البته ها نه عرضی میشن
ارواح . که البته علت معدند نه.
معداتاند. از جمله اعداد.
علتاند. علت طامه حضرت حق
اما چون سلسلهی
فیض ایّاز علی الاصلاح که حضرت حق باشه فیضش رو از هر حیثی، از هر
جنسی، از هر نوع از انواع و انواع فیض
خدا بخواد نازل کنه بر بندهش
اصلاً سنت الهی از طریق وسایت فیض الهیست.
اونا دیگه در بالاترین مراتباند ارواح.
برای رسوندن فیض به من و شما که ولن تجد
لسنة الله تبدیلا ولن تجد
لسنة الله تحویلا.
تحویل بردار و تبدیل بردارم نیست سنت الهیه.
اصلاً مطلقاً فیض از دایرهی
، وساعت فیضه، وساعت--
که حالا درسته و لداین، ولدینا مزید.
درسته قبلاً هم عرض کردیم ان شا الله بعداً هم به وقتش عرض خواهیم کرد
که اینطور نیستش هم که خدا هرچی به ما عطا میکند
ماحصل اعمالمون باشد.
از تو دلش یه مقدار همچین بگی مگی
جسارتاً که حالت این انگار که
نفس نمیپذیره خداش این چنین باشه.
هیهات ما ذا لک من ذنبک.
ما این ذن ما به تو اینطوری نیست چون تو کریمی، ربی.
هرچی داری در چنته میذاری تا بنده تو پرورش بده؟
قرار باشه در قبل اعمال ما باشه عطایای تو که دیگه ما ول ما اتلی.
نه این یک بستریست، یک جهشیست، یک شروعیست.
درست شد؟ ولی ولدینا مزید
اضافهش پیش خداست. یعنی خیلی افاضات الهی که اضافه بر اعمال ماست ،
بدون در نظر گرفتن اعمال ماست.
اما، اما از مسیر فیضه،
از مسیر از کانال فیضه،
از مسیر وساطت فیضه.
لذا اینجا متوجه میشیم یعنی چی؟
هیچ خیری به ما نمیرسد مگر از
امام زمان عزیزمون میرسه.
حتی ارتباط ما با امیرالمؤمنین که پدر امام زمان ماست.
او به منزله ابوالأئمهست، پایگاه ولایت است.
وصی بلا فسق پیغمبر است.
حتی امام عصر هم
فیضش رو از اون کانال میگیرد.
اینو توجه داشته باشید. چه از حیث پرورشش که از نفس کل میگیرد
که بحثش تو فاطمیه گذشت که
نفس کل مادرشون حضرت زهرا صلوات الله علیها بود.
چه از فیض از حیث تدبیر،
تدبیر که عقل کل است.
امیرالمؤمنین صلوات الله.
که نفس میشه دامنه عقل.
نفس میشه دامنه یعنی مرتبهای که عقل میخواد ارتباط بگیره با مادون.
عقل میخواد فیضش رو برسونه به
مرتبه مادون پایینتر از خودش.
به کثرات، به خلائق، عقل
میخواد فیض برسونه، میخواد تدبیر کنه.
ها؟ رو دقت کنید.
چیه؟ نزول یا صعوده؟ تدبیر.
این میشه قوس نزول.
عقل وقتی میخواد فیض رو پیاده کنه از چه طریقی؟
دامنه ش میشه نفس. از طریق نفس پیادهسازی میکنه.
لذا مرتبه تعلق نفس به خلائق میشه نفس.
مرتبه، مرتبه تعلق عقل،
عقل کل، دل، کثرات به خلائق، به اشیا
که من و شما هستیم از طریق نفسه.
نفس که نفس کل حضرت زهرا.
یعنی از طریق مادر فیض میرسه.
فیض از طریق مادر میرسه
و امام عصر صلوات الله علیه هم اینچنین تا از امام عصر به ما میرسه
که دیگه مرتبه تعلق عقل به
مادون میشه نفس کل که حضرت زهرا صلوات الله علیه هست.
این سلسله مراتب. حالا
اونجا وقتی شما مراتب رو دقت میکنی که تفرق محاله.
آیه قرآن میخونه. این قوس نزول این چنینه.
اصلاً چینش و بافت نظام هستی این چنینه.
میاد تا مرتبه مادون.
حالا الا از، از السما تا کجا؟
الا الارض. الارض میتونی زمین وجود خودت بگیری که بدنت
این زمینه روحت میشه سما وجودت.
میتونی زم-- الارض رو بزنی به بیرون از وجود خودت.
همین زمین مادی،
ماده. اون السما مجردات،
الارض مادیات، عالم ماده، کن و فساد، نشئه طبیعت.
حالا السما میشه
الان تو سیر بحث داریم میریم،
میشه جایگاه ارواح. ارواح فیض رو میخوان پیاده کنن به ارض.
امر میخواد پیاده بشه. امرم که واحد دیگه.
امر واحد.
حالا صاحب الامر کیه؟
چه مقامی دارد صاحب الامر بقیة الله الاعظم
که همه امر رو میگیره. منتها نسبت به امورات خلق این امر تقسیم میشه،
تبدیل به فیض میشه. تو انقدر قصتته، این انقدر قصتته.
اونم که وزن کشی که میشه
نسبت به رتبه تو و ارتباط تو با ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه وزن کشی صورت میگیره
و همون مقدار تو قصتت رو میگیری.
امشب شب گرفتن قسط از ولایت هست.
یعنی ماه اینطوریه. مخصوصا امشب.
مخصوصا این ایام البيض. خیلی حرفا داریم امشب میزنیم.
اهلش اگه زرنگ باشن، زیرک باشن و البته سیر بحثهامون رو جلسات پیش، پیش گرفته باشن تا الان جا نمونده باشن،
حرفهای به درد بخوری امشب انشاالله داره گیرشون میاد.
همینطور سلسله طولانی میاد تا ارض.
بعد دو مرتبه ادامه آیه
است. قوس نزول.
دو مرتبه برگشت میکنه معراج.
آیه قرآنا. دو مرتبه برگشت میکنه
قوس صعود که ما الان در قوس صعود قرار گرفتیم.
حالا قوس صعود، اون
ارواح که در اونجا هستن
بالاخره باید یه ارتباطی ما با اونا بگیریم یا اونا یه مناسبتی بین ما و با،
با اونها باید باشه. قبلاً عرض کردیم یه
تناسبی تن-- یک مناسبتی
باید بین ااا
مدر، مدرک و مدرک باشه.
ما که مدرکیم درک میکنیم بین مدرک و مدرکات
یه تناسبی باید باشه. اگر ما بخواهیم ارتباط با ارواح بگیریم
یا این سمتی بگیم
ما بخواهیم بگیریم قوس صعود، اونا بخوان به ما بگیرن قوس نزول.
بالاخره ارتباط ما با ارواح یه تناسبی میطلبه.
اصلاً نمیشه به غیر از این. این تناسب کجاست؟
جواب بدید. تناسب ما در ارتباط با ارواح که وسائط فیضاند.
که حالا این ارواح سلسله طولیش میره تا کجا؟
نفس کل. روح، اون روح اعظم هم که بر اساس حدیث امام صادق صلوات الله علیه از تفسیر فرات کوفی
که فاطمی عرض کردیم فاطمه زهرا صلوات الله علیه هست.
اسامی دیگر خانم نسبت به رتبههای وجودی.
یک حقیقته با اسامی متعدد.
مثل اینکه شما یک حقیقتی، یک وجود واحدی
اما اسمهای متعدد داری.
در عین حال نشسته ای، ایستاده ای، خورنده ای،
نمیدونم گوینده ای. ها؟
شنوندهای، بیننده ای. اینا به اسمای شما
نسبت به انواع وجودی ولی یک وجود واحدی.
او هم نفس کل است هم روح اعظم است.
ها؟ همینطور واسطه فیض است
با اسمای متعدد و یک وجود واحد
شو بالاخره یک تناسبی بین ما و اون ارواح باید باشه.
این تناسب کجاست؟ این همه جون کندم حرف زدم
تا به این برسم. این تناسب بین ما
و اون ارواح کجا ایجاد میشه اولا و
اسمش چیه؟ چگونه ایجاد میشه؟
از حیث عملیات،
از شود بندگی یا سیر و سلوک که بشه بگیم یا مثلا بگیم
عرفان عملی این کجاست؟
این چگونه است؟ اسمش چیه؟
خب حضرت استاد اینجا گفته دیگه چرا خودتو اذیت میکنی؟
چی فرمودن حضرت استاد؟ فرمودن که
دل سالم،
اسمش دراومد. دل سالم، قلب سلیم.
حالا باید بریم قلب سلیمی رو که یادم نیست کجاست از اون بین اون شصت و خوردهای قلبی که
به فضل الهی ما از قرآن استخراج کردیم
و هر جلسه بیست جلسه، سی جلسه بنا به فراخور بحث
در خصوص نوع قلب در قرآن با آیات بحث کردیم.
در کانالم هست بخواید رجوع کنید.
اون قلب سلیم رو بریم ببینیم.
مشخصات قلب سلیم هم اونجا درآریم.
حضرت استاد میفرماید اگر قلبت، دلت سالم بود،
اون موقع چی میشه؟ دل سالم کرسی ملائکه،
محل نزول و نشست ملائکه.
تازه تو با قدسیان همنشین میشی.
تازه با ملائکه همردیف میشی.
میتونی واسطهای برای ارتباط بگیری با وسایل فیض
که در اون سلسله طولیه وسایل فیض
ملائکهاند که فیض رو به تو میرسونن.
حتی از طریق امام عصر.
البته ما داریم دقت بفرمایید
فیض بلاواسطه از این حیث که میگما نه مطلقا بلاواسطه نه.
اصلا اونو بردار از ذهنت. بلاواسطه یعنی ملائکه کنار برن
امام عصر مستقیم به خودت عنایت کنه.
واسطه کل بشه حضرت.
حالا اون رو فعلا کاری نداریم.
اما خب ملائکه، ارواح،
ارواح میان اینها در حقیقت تناسبی که بین ما و اونها برقرار میشه باعث میشه که چی بشه؟
فیض به ما نازل بشه. خب این فیض در ما نازل بشه یعنی چی؟
قلب باید سالم باشه که اونها بیان نازل بشن و دل بشه کرسی ملائکه باز حضرت فرمودن
و عکاس ارواح گردد.
یعنی اینکه تو
در قوه خیالت، گفتیم قوه خیال دوربین عکسبرداری نفس ناطق است.
قوه خیال تندتند به جای اینکه از محرمات، از کارهای زشت، از خبیثات،
از خبائث، ها؟
از خبیثین اینها عکس بگیره
و این تا ابد تو وجودش هست که قبلا گفتیم علم
امروز میگه تا هفت سال در نهانخانه خودت هرچی ببینی،
فیلم، عکس، هرچی ببینی از پیرامون خودت مطلقا
تو وجودت هست. علم الهی میگه تا ابد هست.
هرچی ببینی و تو اصلا همونی هستی که میبینی.
همونی هستی که داری میشنوی.
همونی که داری خودت کتاب وجود خودت رو مینویسی.
همونی. حالا تناسب تو
با بیرون از خودت مدرک و مدرک.
تو مدرک با مدرکات میخوای درک کنی قدسیان رو.
تا تناسب نباشه "لا یمسه إلا المت сегодняшний"
نمیشه مس کرد. و اصلا من و شما همونی هستیم که مس میکنیم.
چی رو مس میکنیم؟ نیتمون چیه؟
مزاجمون چگونه، چگونه است؟
بافت وجودیمون چگونه است؟
از چه پدر و مادری؟ با چه اخلاق و اعتقادات و باورهایی؟
با چه اعمالی؟ با چه دیدنهایی؟
با چه شنیدنهایی؟ با چه خوردنهایی؟
با چه بوییدنهایی؟ با چه گویش و گفتنهایی؟
با چه کسانی نشست و برخاستند؟
این هم-- اینا من همونم.
من همونم که هستم. تناسب هست.
اصلا نمیتونی شما تناسب رو برداری.
اینکه امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام
وقتی خدا لعنت کنه اون شقی
اول و آخر رو، اشق الاشقیا،
ابن ملجم مرادی. وقتی به حضرت اظهار محبت کرد،
حضرت فرمود من تو رو در صحیفه محبینم نمیبینم.
عنوان صحیفه المؤمن حب علی ابن ابی طالب.
اصلا تو نیستی تو این صحیفه.
یعنی چی؟ یعنی اصلا
محبت من عنوان و
صحیفه المؤمن حب علی ابن--
یعنی در صحیفه، در کتاب وجود تو،
در اون عنوانش، مطلعهش، مصدرش،
بابش، ورودیش، اون صفحه اصلیش،
فهرستش، هرچی. اصلا خب به من وجود نداره.
من در تو در حقیقت اصلا نمیبینم.
یک معناش اینه. باید تناسب باشه.
حالا چون فرصت نیست و ما هم بچهها میخوان برن اعتکاف قول دادیم که نه تموم کنیم.
اگرچه تازه به نخع بحث رسیدیم.
مغز بحث به اون
مثل گردویی که شکستیمش حالا به مغزش رسیدیم یا پستهای که شکستیم
جون کندیم تا بهش رسیدیم حالا میخوایم مغز رو بخوریم.
باشه با فرصتهای بعدی توفیق باشه.
فقط یه چند تا نشانی و منبع بدم.
reference به قول دانشگاهیا بدم.
خواستید رجوع کنید. در خصوص تناسب، حالا این بحث رو انشاالله ادامه میدیم.
چون مهمه، خیلی هم مهمه. در بحث تناسب
که رابطه نفس است با غیب،
غیب الهی، با الهیت نظام،
رابطه نفس ما با غیب
یه تناسبی بین ما و قایق باید باشه
تا فیض رو بگیره. حالا چه در بحث این
مرتبه دوم که بحث استفازه است
یا استفاده، میخوای
استفاده ببری، میخوای استفاض-- فیض ببری، استظهار کنی،
نور بگیری، استفاض-- استظهاء،
استفاده. چه در بحث، بحث اص--
ifade یا افاضه.
حالا میخواد از تو بشی منشاء صدور.
ifade بفرمایید. افاضه بفرمایید.
دیدین یکی میخواد بره منبر، از فیض
حاج آقا ما رو به فیض برسونن. افاضه بفرماین.
یعنی یه چیزی میخواد از تو صادر بشه.
بفرمایین. چه کلماتی تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.
یکی بحث اص-- استظهاءست،
استفادهست، من میخوام فیض ببرم، تناسب میخواد.
تناسب اینجا مصرفه. یک وقت هست من میخوام ifade و
از-- در حقیقت افاضه کنم.
یعنی من به کسی خیر برسونم.
باز اینجا بحث همون کل یهمل علی شاکلتهست.
کل، کل حتی خدا.
اولش بر اساس شاکلشه.
تو شاکلت چگونه است؟
شکلت چگونه است؟ همونطور ازت صادر میشه.
اعمال، نیتهات، گویشت، حرفت،
خواستگاه وجودی، هرچی که هست.
اگه اینجا عاشق طبیعت و دنیای اد-- ادنا مرتبه عالمین،
بهشت هم بریم از اول میخوام بهشت هم دنبال
گس خایی میکنم، حور و قصور و انهار
و و این چیزها هستیم.
اون انزل مراقب، سیب و گلابی.
نه اگه اینجا مثل الان شما
بین شما با کسایی که الان تو دربن دارن عشق و حال میکنن شب تعطیلی
فرق میکنه. الان شما مگه دنبال چی؟
اون اشمع لذتهای بهشتی
که معارف، پیادهسازی معارف، کسب معارف
جزو اعلی و اشمع
نعمتهای بهشتیست. به به که چقدر شیرینن اونا.
قابل قیاس با حور و قصور نیست اما اهلش رو میخواد، باهات تناسب میخواد.
توجه بفرمایید. حالا شما میخواید افاضه،
آقا بفرمایین شما چی تو چنتت داری؟
چی تو کتت داری؟ آقای ذاکر، آقای مداح،
آقای سخنران، مثلا آقای ولایتی که ادعا میکنی من ولایت اهل-- نوکر، نوکر امام حسین بفرمایید.
ifade کنید ببینم چی داری؟ چی تو چنته داری؟
این هم چیه؟ قل
بگو کل یهمل علی شاکلته.
شاکلت به چه شکله؟ نمیتونی ادا بازی درآری.
ادا و اصول جای دیگهست. معرکه بازی جای دیگهست.
یه سال، دو سال، ده سال تو معرکه بگیری
دم بزنی من نوکر امام حسین.
خلوتتو میخوای چیکار کنی؟ وقتی که دنیا بهت رو بیاره چی؟
حضرت استاد میفرمودن الان که تو جلسه درس و بحثیم
همه حال همه خوبیم. ایشون میفرمودن و من در شرح مثبا الحوسن، منم از شما بهترم.
ایشون میفرمودن منم از شما بهترم.
اما به وقتش وقتی دنیا رو بیاره
زن و بچه و پول و ثروت و منصب و جایگاه و
مخصوصا جایگاههای اجتماعی اینا، اون موقع معلوم میشه که چیکار هست.
اون قل کل یهمل علی
شاکلته. یکی در و حالا رفرنسهایی که میخوام،
میخواستم عرض کنم و بگم و
تمام. یکی در حالا انشاالله بحث میکنیم
بعدا به امید خدا اگه زنده باشیم توفیق باشه.
در نعمت سوم اشارات خصوصا فصل سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
این بحث تناسب رو خیلی خوب میتونید اونجا ببینید.
در درس صد و چهار شرح مثبا الحوسن حضرت استاد علامه حسن زاده
که میرسه به دو فصل عرشیه
که حضرت ابن فناری
از استاد عزیزشون صدر القونوی که برجستهترین شاگرد بلا فصل
ابن عربی بود، اونجا اون دو فصل رو میاره پیرامون همین بحث قل کل یهمل علی شاکلته
و بحث تناسب رو اونجا پیاده میکنه بسیار عالی.
چقدر علامه تو درس صد و چهار
با زیبایی تمام این رو بیان میکنه.
یک بخش سه چهار پنج دقیقهایش رو
تو گوشی همراه آماده کرده بودم که بذارم انتهای بحث.
منتها چون عزیزان نبودن که پخش زنده رو بذارن که موبایل من آزاد باشه، گوشی همراهم آزاد باشه.
الان گوشی همراه ما رو گذاشتن برای پخش زنده.
دیگه دستبالم بسته هست، نمیتونم براتون پخش کنم.
باز هم علامه ناز کرد.
باز هم دچار گرفتار ناز علامه شدیم.
ناز دارن. بله ناز دارن.
انشاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت
صلوات بر محمد و آل محمد.
والحمد لله رب العالمین.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد