ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 057

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز سخن

بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد وإیاک نستعین. الحمد لله على کل نعمته وأسأل الله من فضله. السلام علیک یا دعی الله وربانی آیاته. تبریک شب بسیار پر نور و سرور و با عظمت و ایام البیض هست. شب میلاد پدر عالم هستی‌ست. عقل کل و ابوالأئمة. ان‌شاءالله که مبارک باشد بر امام زمان عزیز و همه محبینش، خاصه پدران شما و همه اهل ایمان. چه شیرین که ماه، ماه ولایت است و شب سیزدهم هم مولود کعبه و میلاد کسی که خلیفه و وصی بلا فصل، وصی بلا فصل پیغمبر عزیز عالم هست.

پاک و مبارک آقا امیرالمؤمنین صلوات الله عليه بیرون آمده رو ورد خودش قرار بده و از می‌آیند این ادعیک دعای شریف که شاید بشود گفت مخلص و چکیده و ذوبده بهترین دعاهاست. در سه جمله قبلاً هم گفته شد این دعا رو هم در کتاب خصال شیخ صدوق علیک الرحمة می‌توانید بنگرید هم شیخ عباس علیک الرحمة در مفاتیح آورده. حضرت استاد علامه حسن زاده علیک الرحمة خیلی در شرح فصوص‌شون اصرار به ورد کردند این دعا داشتند که هی ورود کنی به این دعا. از، از اصل تردید هی ورود کنی، رفت و آمد کنی در این دعا ورد خودت قرار بدی.

طرح مسأله

خصوصاً ایشون می‌فرمودنددد که در شب اول ماه رجب صد و ده بار و در دیگر لیالی و ایام متبرکه این ماه و چه شبی بهتر از امشب و فردا و این ایام این دعای بسیار شیرین که شیرین‌تر از عسل، احلی من العسل که قطعاً توجه داشتید قبلاً هم حضرت می‌فرماید الهی کفا بی عزاً ان اکون لک عبدا. از عزت من همین بس. همین کفایت می‌کند. کسانی که دنبال عزتن. عرب به زمینی که سخته نوک تیشه درش فرو نمی‌رود. شکست ناپذیر به یک معنا می‌گوید عربون عزاز زمین سخت. کسی که می‌خواهد دشمن نتونه شکستش بده. شکست ناپذیر بشود.

چه دشمن داخل، چه با بیرون، چه خارج، چه نفسش، چه شیاطین نتونن حریفش بشن. این معنی عزته. یک وجه دیگر‌ش هم می‌شود آبرومندی، عزیز بودن، محبوب بودن این‌ همه درش هست. کسی که می‌خواهد به اینجا برسه نسخه رو مولا پیچیده. اگرچه در دعای خودشان این رو عرض کردند خدمت خدای منان. لکن قبلاً گفته شد که ادعیک مقامات انشایی اهل بیت علیهم الصلاة و السلام هست. و چون ولکم فی رسول الله اسوة حسنة و جانشینانش که اوصیا الهی هستنددد آن‌ هم اسوه‌اند برای ما. پس این راه به روی همه ما بازه. کسی نمی‌تواند بگوید این دعا مال آن‌ بوده، مال ما نیست.

بیان روایت

بله البته هر کس به سعی وجودیش که بحثش می‌آید. الهی کفا بی عزاً ان اکون لک عبدا. احبə همین عزت برای من کافیست کفایت می‌کند که من عبد تو باشم. یعنی عزت در عبودیت است. کسی که به دنبال عزت است آن رو در بندگی و عبودیت و عبد بودن باید پیدا کنه. و کفا بی فخراً. اکنون می‌رود سراغ فخر. ما به چه چیزهایی فخر می‌فروشیم؟ به چه چیزهایی تبختر داریم؟ افتخار ما به چه چیزهایی‌ست؟ مولا به خدا عرض می‌کند که و کفا بی فخراً ان اکنون آنجا من بنده تو باشم، اینجا ان تکون لی اکنون تو برای من باشی.

همین که تو رب من باشی، پروردگار من باشی این از حیث فخر برای من افتخار می‌کنم، مباهات می‌کنم که تو پروردگار منی. و البته می‌دانید که کسی رب است که فرمانرواست، سرپرست است. کسی‌ست که رزق بنده رو میده، امور بنده رو تدبیر می‌کند، دفع بلا از او می‌کند، حاجتش رو روا می‌کند، نیازهاشو فراهم می‌کند و، و، و. این‌ همه در معنای رب خوابیده. به یک معنا می‌شود گفت که مولا این چنین دارد می‌فرماید که کسی که خدا رب بشود، همان رب کسی‌ست که رزقش رو میده، دستش رو می‌گیرد، گره‌ش رو باز می‌کند، پامی و مدافعشه.

گشایش معنا

یدافع عن الذين آمنوا الله دیگر. ولی الذين آمنوا الله دیگر. دافع البلايا الله دیگر. این‌ همه نشون میده که در حقیقت رررزق من از توست. یعنی مسیر رو چا-چنان به روی بنده این دعا با دقت نظر باز می‌کند که انسان رو از همه شرک‌ و توجه به غیر ر می‌کند. که رازق من تویی، حافظ من تویی، صانع من تویی. کسی که به من افاضه می‌کند و فیض به من می‌رسوند مطلقاً هر فیضی رو از فیض حضور بگیر که اولین رزقی که بود ما از حضرت حق دریافت کردیم تا دیگر ارزاق رو ما از تو گرفتیم. دیگر چ-چنین بنده‌ای چشمش به هیچکس نیست. چشمش از همه سیر می‌شود.

این معنای همان تأکد بر توحده، تأکید بر توحیده. بعد اکنون درخواستش رو مولا بیان می‌کند و چقدر این درخواست شیرینه که درخواستش رو با این عبارت مولا شروع می‌کند که أنت كما أحب. خدايا تو آن طوری هستی که من دوست دارم. کدوم یک از ما تا اکنون با خدا اینطوری حرف زدیم؟ مگر اینکه دهان عصمت به ما بیاموزه. ما بلد نیستیم و نبودیم. خدايا تو آن طوری هستی که من دوست دارم. اکنون دعا، درخواست. فاجعلني كما تحب. منو طوری قرار بده که تو دوست داری، تو می‌پسندی، تو خوشت می‌آید. یعنی من بشم معشوق تو، تو عاشق من بشی. به، به، به عجب دعاییه.

تمثیل و شاهد

این هدیک ما به شما باشد که گفته شد تسریح حضرت استاد بار و بار بوده و هست در مخصوصاً ایام رجب که ماه ولایت است و باب شهر رسول الله و ماه شعبان است. کسی تا این ماه در رو نکوبه آن هم دق الباب ولایت نکنه، راهی به سوی شهر رسول الله که شعبان است پیدا نخواهد کرد و قطعاً هم شهر الله که ماه مبارک رمضانه در به بر آن باز نمی‌شود و او به ساحت قدسی لیلة القدر راه پیدا نخواهد کرد. و بیخود نشده بگوید من لیلة القدر رو درک کنم. سر و رمزش از همین ماهه که أنا ل علیٌ أبوابه کوبیدن در پدر.

بله، امشب میرید ان‌شاءالله به پدراتون تبریک میگید اما اول تبریک به پدر عالم. و اینکه أنا مدینة العلم و علیٌ بابها. مطلقاً علی علیک الصلاة والسلام درب پیغمبره. در هر موضوعی، حکمت، علم، رزق، هرچی، فیض، مطلقاً فیض. پس باید از درب امیرالمؤمنین صلوة الله علیک وارد شد. خوشا به حال آن‌هایی که اعتکاف می‌روند. و الحمدلله شنیدیم خیلی از بچه‌ امسال اعتکاف دارندد می‌روند و بعد از اتمام این جلسه می‌روند. همونی که اکنون اینجا مخصوصاً نوجوونا نشستند الحمدلله راهی اعتکافن.

دقت در واژه‌ها

به همین دلیل از این حیث خوشحالیم که بچه‌ می‌روند و از این حیث هم چون دیگر بسیاری نیستن دیگر فردا شب، پس فردا شب یا ظهر مراسم نداریم چون بچه‌ خیلی‌شون می‌روند اعتکاف. خدا رو شکر اولین رزقی که خدا به معتکف میده یعنی حداقل کمترین، کمترین چیزی که خدا مقدر کرده برای معتکف فرمودم تمام گناه‌هاش بخشیده می‌شود.

اکنون دیگر بعد از این دیگر بستگی دارد آن فضیلت و برتری که به او میدن به اینکه چگونه وارد بر محیط اعتکاف می‌شود و چه اعمالی رو انجام میده، چگونه آن سه شب خودشو مهمان خدا می‌کند و چه اطعمه و اشربه‌ای رو از سر سفره برمی‌دارد. این رو تبرکاً و تذکرًا مقدم منبرمون باشد تا بریم به فضل الهی ادامه بحث حضرت استاد رو در انتهای نامه سوم داشته باشیم. نامه سوم بود دیگر درسته؟ اگه یادتون باشد. بله، نامه سوم انتهای نامه حضرت استاد می‌فرمودنددد که دل را اطلس آسا ساده و هموار دا که عکاس ارواح را در او گردآوری.

جریان بحث

این را تا اینجا توضیح دادیم که چرا اطلس و منظور از عکس ارواح، عکس‌های ارواح چیست؟ که دل سالم کرسی ملائکه، نشیمنگاه ملائکه می‌شود. ملائکه نازل میشن. خوش نشینن ملائکه هر جایی نمیشینن. نازشونم خیلی زیاده. دلی که سالم بود، قلب سلیم اگر به او رسیدی آن موقع است که به قول حضرت استاد کرسی ملائکه می‌شود. ملائکه آنجا نازل میشن و می‌نشینند. خوش نشین هم هستندد. البته نازشون رو هم باید خرید. و عکاس ارواح گردد. چی عکاس ارواح گردد؟

یعنی دائماً از ارواح که همان مفارقات و ارواح و این‌ عالم ارواح که می‌گوییم به یک مع ما مرسلات و مفارقات که این‌ دیگر وجودشون ، وجود فارغ از ماده‌ست، مجردند. البته از حیث اتم بخوایم بگیریم فقط خداست که مجرده از دیگر اصلاً هیچ شائبه‌ای حتی صادر اول هم مطلق هست. مجرد مطلقه اما باز مقید به قید اطلاقه. اما حضرت حق حتی قید اطلاق رو هم دیگر ندارد.

لایهٔ باطنی

هرچی در تو ما مجردات ما شنیدیم که فارغ از ماده‌ست به حد اعلاش در حضرت حق اما ظهور حق، ظهور از صادر اول نفس الرحمن، رق منشور، آن نور مشوش، صورت الصور، حقیقت الحقائق بگیر بیا تا همینطوری مراتب مادون هرچی که میای به مراتب مادون می‌بینی که رتبه که می‌آید پایین دیگر انزل مراتب نشئ ماده دیگر ماده‌ست، ماده‌ست، مرکباته، عالم تركیبه. خراب می‌شود این‌ها. طورش هی عوض می‌شود. عالم کن و فساده. ولی آنجا این‌گونه نیست. ارواح واسطه‌ی فیض‌اند. واسطه‌ی فیض‌اند آن‌ علت، علت همه معلول‌اند.

اکنون ما عرض شد ما خودمان رو معلول بگیریم، یک علتی داریم ما. علتمون میشن به یک در سلسله طولی البته نه عرضی میشن ارواح . که البته علت معدند نه. از جمله اعداد. علت طامه حضرت حق اما چون سلسله‌ی فیض ایّاز علی الاصلاح که حضرت حق باشد فیضش رو از هر حیثی، از هر جنسی، از هر نوع از انواع و انواع فیض خدا بخواد نازل کنه بر بنده‌ش اصلاً سنت الهی از طریق وسایت فیض الهی‌ست. آن‌ دیگر در بالاترین مراتب‌اند ارواح. برای رسوندن فیض به من و شما که ولن تجد لسنة الله تبدیلا ولن تجد لسنة الله تحویلا.

ثمره در عمل

تحویل بردار و تبدیل بردارم نیست سنت الهیه. اصلاً مطلقاً فیض از دایره‌ی ، وساعت فیضه، که اکنون درسته و لداین، ولدینا مزید. درسته قبلاً هم گفته شد ان شا الله بعداً هم به وقتش عرض خواهیم کرد که اینطور نیستش هم که خدا هرچی به ما عطا می‌کند ماحصل اعمالمون باشد. از تو دلش یک مقدار چنین بگی مگی جسارتاً که حالت این انگار که نفس نمی‌پذیرد خداش این چنین باشد. هیهات ما ذا لک من ذنبک. ما این ذن ما به تو اینطوری نیست چون تو کریمی، ربی. هرچی داری در چنته میذاری تا بنده تو پرورش بده؟

قرار باشد در قبل اعمال ما باشد عطایای تو که دیگر ما ول ما اتلی. نه این یک بستری‌ست، یک جهشی‌ست، یک شروعی‌ست. ولی ولدینا مزید اضافه‌ش پیش خداست. یعنی خیلی افاضات الهی که اضافه بر اعمال ماست ، بدون در نظر گرفتند اعمال ماست. اما، اما از مسیر فیضه، از مسیر از کانال فیضه، از مسیر وساطت فیضه. لذا اینجا متوجه می‌شویم یعنی چی؟ هیچ خیری به ما نمی‌رسد مگر از امام زمان عزیز می‌رسد. حتی ارتباط ما با امیرالمؤمنین که پدر امام زمان ماست. او به منزله ابوالأئمه‌ست، پایگاه ولایت است. وصی بلا فسق پیغمبر است.

پیوند با معارف

حتی امام عصر هم فیضش رو از آن کانال می‌گیرد. چه از حیث پرورشش که از نفس کل می‌گیرد که بحثش تو فاطمیک گذشت که نفس کل مادرشون حضرت زهرا صلوات الله علی بود. چه از فیض از حیث تدبیر، تدبیر که عقل کل است. امیرالمؤمنین صلوات الله. که نفس می‌شود دامنه عقل. نفس می‌شود دامنه یعنی مرتبه‌ای که عقل می‌خواهد ارتباط بگیره با مادون. عقل می‌خواهد فیضش رو برسونه به مرتبه مادون پایین‌تر از خودش. به کثرات، به خلائق، عقل می‌خواهد فیض برسونه، می‌خواهد تدبیر کنه. نزول یا صعوده؟ این می‌شود قوس نزول.

عقل وقتی می‌خواهد فیض رو پیاده کنه از چه طریقی؟ دامنه ش می‌شود نفس. از طریق نفس پیاده‌سازی می‌کند. لذا مرتبه تعلق نفس به خلائق می‌شود نفس. مرتبه، مرتبه تعلق عقل، عقل کل، دل، کثرات به خلائق، به اشیا که من و شما هستیم از طریق نفسه. نفس که نفس کل حضرت زهرا. یعنی از طریق مادر فیض می‌رسد. فیض از طریق مادر می‌رسد و امام عصر صلوات الله علیک هم اینچنین تا از امام عصر به ما می‌رسد که دیگر مرتبه تعلق عقل به مادون می‌شود نفس کل که حضرت زهرا صلوات الله علیک هست. این سلسله مراتب.

ادامهٔ برهان

اکنون آنجا وقتی شما مراتب رو دقت می‌کنی که تفرق محاله. آیک قرآن می‌خواهندد. این قوس نزول این چنینه. اصلاً چینش و بافت نظام هستی این چنینه. می‌آید تا مرتبه مادون. اکنون الا از، از السما تا کجا؟ الارض می‌توانی زمین وجود خودت بگیری که بدنت این زمینه روحت می‌شود سما وجودت. می‌توانی الارض رو بزنی به بیرون از وجود خودت. همین زمین مادی، ماده. آن السما مجردات، الارض مادیات، عالم ماده، کن و فساد، نشئه طبیعت. اکنون السما می‌شود اکنون تو سیر بحث داریم می‌ریم، می‌شود جایگاه ارواح. ارواح فیض رو می‌خواهند پیاده کنن به ارض.

امر می‌خواهد پیاده بشود. امرم که واحد دیگر. اکنون صاحب الامر کیست؟ چه مقامی دارد صاحب الامر بقیة الله الاعظم که همه امر رو می‌گیرد. منت نسبت به امورات خلق این امر تقسیم می‌شود، تبدیل به فیض می‌شود. تو آن‌قدر قصتته، این آن‌قدر قصتته. آن هم که وزن کشی که می‌شود نسبت به رتبه تو و ارتباط تو با ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیک وزن کشی صورت می‌گیرد و همان مقدار تو قصتت رو می‌گیری. امشب شب گرفتند قسط از ولایت هست. یعنی ماه اینطوریه. مخصوصا این ایام البيض. خیلی حرفا داریم امشب می‌زنیم.

شهادت حال اولیا

اهلش اگه زرنگ باشن، زیرک باشن و البته سیر بحث‌هامون رو جلسات پیش، پیش گرفته باشن تا اکنون جا نمونده باشن، حرف‌های به درد بخوری امشب ان‌شاءالله دارد گیرشون می‌آید. همینطور سلسله طولانی می‌آید تا ارض. بعد دو مرتبه ادامه آیک است. دو مرتبه برگشت می‌کند معراج. دو مرتبه برگشت می‌کند قوس صعود که ما اکنون در قوس صعود قرار گرفتیم. اکنون قوس صعود، آن ارواح که در آنجا هستندد بالاخره باید یک ارتباطی ما با آن‌ بگیریم یا آن‌ یک مناسبتی بین ما و با، با آن‌ باید باشد.

قبلاً گفته شد یک تناسبی یک مناسبتی باید بین مدر، مدرک و مدرک باشد. ما که مدرکیم درک می‌کنیم بین مدرک و مدرکات یک تناسبی باید باشد. اگر ما بخواهیم ارتباط با ارواح بگیریم یا این سمتی بگوییم ما بخواهیم بگیریم قوس صعود، آن‌ بخوان به ما بگیرن قوس نزول. بالاخره ارتباط ما با ارواح یک تناسبی می‌طلبد. اصلاً نمی‌شود به غیر از این. این تناسب کجاست؟ تناسب ما در ارتباط با ارواح که وسائط فیض‌اند. که اکنون این ارواح سلسله طولیش می‌رود تا کجا؟

مسیر سلوک

روح، آن روح اعظم هم که بر اساس حدیث امام صادق صلوات الله علیک از تفسیر فرات کوفی که فاطمی گفته شد فاطمه زهرا صلوات الله علیک هست. اسامی دیگر خانم نسبت به رتبه‌های وجودی. یک حقیقته با اسامی متعدد. مثل اینکه شما یک حقیقتی، یک وجود واحدی اما اسم‌های متعدد داری. در عین حال نشسته ای، ایستاده ای، خورنده ای، نمی‌دانم گوینده ای. شنونده‌ای، بیننده ای. این‌ به اسمای شما نسبت به انواع وجودی ولی یک وجود واحدی. او هم نفس کل است هم روح اعظم است.

همینطور واسطه فیض است با اسمای متعدد و یک وجود واحد شو بالاخره یک تناسبی بین ما و آن ارواح باید باشد. این تناسب کجاست؟ این همه جون کندم حرف زدم تا به این برسم. این تناسب بین ما و آن ارواح کجا ایجاد می‌شود اولا و اسمش چیست؟ چگونه ایجاد می‌شود؟ از حیث عملیات، از شود بندگی یا سیر و سلوک که بشود بگوییم یا مثلا بگوییم عرفان عملی این کجاست؟ این چگونه است؟ حضرت استاد اینجا گفته دیگر چرا خودتو اذیت می‌کنی؟ چی فرمودندد حضرت استاد؟ فرمودندد که دل سالم، اسمش درآمد. دل سالم، قلب سلیم.

فقرهٔ پایانی جلسه

اکنون باید بریم قلب سلیمی رو که یادم نیست کجاست از آن بین آن شصت و خورده‌ای قلبی که به فضل الهی ما از قرآن استخراج کردیم و هر جلسه بیست جلسه، سی جلسه بنا به فراخور بحث در خصوص نوع قلب در قرآن با آیات بحث کردیم. در کانالم هست بخواید رجوع کنید. آن قلب سلیم رو بریم ببینیم. مشخصات قلب سلیم هم آنجا درآریم. حضرت استاد می‌فرماید اگر قلبت، دلت سالم بود، آن موقع چی می‌شود؟ دل سالم کرسی ملائکه، محل نزول و نشست ملائکه. تازه تو با قدسیان هم‌نشین میشی. تازه با ملائکه هم‌ردیف میشی.

می‌توانی واسطه‌ای برای ارتباط بگیری با وسایل فیض که در آن سلسله طولیک وسایل فیض ملائکه‌اند که فیض رو به تو می‌رسونند. حتی از طریق امام عصر. البته ما داریم فیض بلاواسطه از این حیث که می‌گویما نه مطلقا بلاواسطه نه. اصلا آن را بردار از ذهنت. بلاواسطه یعنی ملائکه کنار برن امام عصر مستقیم به خودت عنایت کنه. واسطه کل بشود حضرت. اکنون آن رو فعلا کاری نداریم. اما ملائکه، ارواح، ارواح می‌آیند این‌ در حقیقت تناسبی که بین ما و آن‌ برقرار می‌شود باعث می‌شود که چی بشود؟ فیض به ما نازل بشود. این فیض در ما نازل بشود یعنی چی؟

قلب باید سالم باشد که آن‌ بیان نازل بشن و دل بشود کرسی ملائکه باز حضرت فرمودندد و عکاس ارواح گردد. یعنی اینکه تو در قوه خیالت، گفتیم قوه خیال دوربین عکس‌برداری نفس ناطق است. قوه خیال تندتند به جای اینکه از محرمات، از کارهای زشت، از خبیثات، از خبائث، ها؟ از خبیثین این‌ عکس بگیره و این تا ابد تو وجودش هست که قبلا گفتیم علم امروز می‌گوید تا هفت سال در نهان‌خانه خودت هرچی ببینی، فیلم، عکس، هرچی ببینی از پیرامون خودت مطلقا تو وجودت هست. علم الهی می‌گوید تا ابد هست. هرچی ببینی و تو اصلا همونی هستی که می‌بینی.

همونی هستی که داری می‌شنوی. همونی که داری خودت کتاب وجود خودت رو می‌نویسی. اکنون تناسب تو با بیرون از خودت مدرک و مدرک. تو مدرک با مدرکات می‌خواهی درک کنی قدسیان رو. تا تناسب نباشد "لا یمسه إلا المت сегодняшний" نمی‌شود مس کرد. و اصلا من و شما همونی هستیم که مس می‌کنیم. چی رو مس می‌کنیم؟ مزاجمون چگونه، چگونه است؟ بافت وجودیمون چگونه است؟ از چه پدر و مادری؟ با چه اخلاق و اعتقادات و باورهایی؟ با چه اعمالی؟ با چه دیدن‌هایی؟ با چه شنیدن‌هایی؟ با چه خوردن‌هایی؟ با چه بوییدن‌هایی؟ با چه گویش و گفتن‌هایی؟

با چه کسانی نشست و برخاستند؟ این این‌ من همونم. من همونم که هستم. اصلا نمی‌توانی شما تناسب رو برداری. اینکه امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام وقتی خدا لعنت کنه آن شقی اول و آخر رو، اشق الاشقیا، ابن ملجم مرادی. وقتی به حضرت اظهار محبت کرد، حضرت فرمود من تو رو در صحیفه محبینم نمی‌بینم. عنوان صحیفه المؤمن حب علی ابن ابی طالب. اصلا تو نیستی تو این صحیفه. یعنی اصلا محبت من عنوان و صحیفه المؤمن حب علی یعنی در صحیفه، در کتاب وجود تو، در آن عنوانش، مطلعه‌ش، مصدرش، بابش، ورودیش، آن صفحه اصلیش، فهرستش، هرچی.

اصلا به من وجود ندارد. من در تو در حقیقت اصلا نمی‌بینم. یک معناش اینه. باید تناسب باشد. اکنون چون فرصت نیست و ما هم بچه‌ می‌خواهند برن اعتکاف قول دادیم که نه تموم کنیم. اگرچه تازه به نخع بحث رسیدیم. مغز بحث به آن مثل گردویی که شکستیمش اکنون به مغزش رسیدیم یا پسته‌ای که شکستیم جون کندیم تا به او رسیدیم اکنون می‌خواهیم مغز رو بخوریم. باشد با فرصت‌های بعدی توفیق باشد. فقط یک چند تا نشانی و منبع بدم. به قول دانشگاهیا بدم. خواستید رجوع کنید. در خصوص تناسب، اکنون این بحث رو ان‌شاءالله ادامه میدیم.

چون مهمه، خیلی هم مهمه. در بحث تناسب که رابطه نفس است با غیب، غیب الهی، با الهیت نظام، رابطه نفس ما با غیب یک تناسبی بین ما و قایق باید باشد تا فیض رو بگیره. اکنون چه در بحث این مرتبه دوم که بحث استفازه است یا استفاده، می‌خواهی استفاده ببری، می‌خواهی فیض ببری، استظهار کنی، نور بگیری، استظهاء، استفاده. چه در بحث، بحث یا افاضه. اکنون می‌خواهد از تو بشی منشاء صدور. دیدین یکی می‌خواهد بره منبر، از فیض حاج آقا ما رو به فیض برسونن. افاضه بفرماین. یعنی یک چیزی می‌خواهد از تو صادر بشود.

چه کلماتی تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. یکی بحث استظهاء‌ست، استفاده‌ست، من می‌خواهم فیض ببرم، تناسب می‌خواهد. تناسب اینجا مصرفه. یک وقت هست من می‌خواهم و در حقیقت افاضه کنم. یعنی من به کسی خیر برسونم. باز اینجا بحث همان کل یهمل علی شاکلته‌ست. کل، کل حتی خدا. اولش بر اساس شاکلشه. تو شاکلت چگونه است؟ شکلت چگونه است؟ همان‌طور ازت صادر می‌شود. اعمال، نیت‌هات، گویشت، حرفت، خواستگاه وجودی، هرچی که هست.

اگه اینجا عاشق طبیعت و دنیای ادنا مرتبه عالمین، بهشت هم بریم از اول می‌خواهم بهشت هم دنبال گس خایی می‌کنم، حور و قصور و انهار و و این چیز هستیم. آن انزل مراقب، سیب و گلابی. نه اگه اینجا مثل اکنون شما بین شما با کسایی که اکنون تو دربن دارندد عشق و حال می‌کنندد شب تعطیلی فرق می‌کند. اکنون شما مگه دنبال چی؟ آن اشمع لذت‌های بهشتی که معارف، پیاده‌سازی معارف، کسب معارف جزو اعلی و اشمع نعمت‌های بهشتی‌ست. به به که چقدر شیرینن آن‌ها. قابل قیاس با حور و قصور نیست اما اهلش رو می‌خواهد، باهات تناسب می‌خواهد.

اکنون شما می‌خواهید افاضه، آقا بفرمایین شما چی تو چنتت داری؟ چی تو کتت داری؟ آقای ذاکر، آقای مداح، آقای سخنران، مثلا آقای ولایتی که ادعا می‌کنی من ولایت نوکر، نوکر امام حسین . کنید ببینم چی داری؟ چی تو چنته داری؟ قل بگو کل یهمل علی شاکلته. شاکلت به چه شکله؟ نمی‌توانی ادا بازی درآری. ادا و اصول جای دیگر است. معرکه بازی جای دیگر است. یک سال، دو سال، ده سال تو معرکه بگیری دم بزنی من نوکر امام حسین. خلوتتو می‌خواهی چه کار کنی؟ وقتی که دنیا بهت رو بیاره چی؟

حضرت استاد می‌فرمودندد اکنون که تو جلسه درس و بحثیم همه حال همه خوبیم. ایشون می‌فرمودندد و من در شرح مثبا الحوسن، منم از شما بهترم. ایشون می‌فرمودندد منم از شما بهترم. اما به وقتش وقتی دنیا رو بیاره زن و بچه و پول و ثروت و منصب و جایگاه و مخصوصا جایگاه‌های اجتماعی این‌ها، آن موقع معلوم می‌شود که چه کار هست. آن قل کل یهمل علی شاکلته. یکی در و اکنون رفرنس‌هایی که می‌خواهم، می‌خواستم و بگویم و تمام. یکی در اکنون ان‌شاءالله بحث می‌کنیم بعدا به امید خدا اگه زنده باشیم توفیق باشد.

در نعمت سوم اشارات خصوصا فصل سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم این بحث تناسب رو خیلی خوب می‌توانید آنجا بنگرید. در درس صد و چهار شرح مثبا الحوسن حضرت استاد علامه حسن زاده که می‌رسد به دو فصل عرشیک که حضرت ابن فناری از استاد عزیزشون صدر القونوی که برجسته‌ترین شاگرد بلا فصل ابن عربی بود، آنجا آن دو فصل رو می‌آورد پیرامون همین بحث قل کل یهمل علی شاکلته و بحث تناسب رو آنجا پیاده می‌کند بسیار عالی. چقدر علامه تو درس صد و چهار با زیبایی تمام این رو بیان می‌کند.

یک بخش سه چهار پنج دقیقه‌ایش رو تو گوشی همراه آماده کرده بودم که بذارم انتهای بحث. منت چون عزیزان نبودن که پخش زنده رو بذارن که موبایل من آزاد باشد، گوشی همراهم آزاد باشد. اکنون گوشی همراه ما رو گذاشتن برای پخش زنده. دیگر دستبالم بسته هست، نمی‌توانم برای شما پخش کنم. باز هم علامه ناز کرد. باز هم دچار گرفتار ناز علامه شدیم. بله ناز دارندد. ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. والحمد لله رب العالمین. اللهم صل علی محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.