ددرس‌گفتارها

حی ربی ما در خدمتیم جهت اگر سوالی باشه.

این میکروفون رو اگر برسونید.

هست میکروفون؟

خواهش می‌کنم خودم میام.

کسی تشریف داره به همراه، خدا به همراهشون باشه.

استاد ببخشید حالا دیگه میکروفون اینجا بود ما [صدای پاک کردن میکروفون] سوءاستفاده.

خواهش می‌کنم.

خیلی متشکرم از- سلامتین بیانات ارزشمندتون.

خواهش می‌کنم.

همین مورد آخری که فرمودین، ااا که حی ما به هر حال تو مراتب وجودی خودمون آخرین مرتبه روحه.

اون چیزی که باقی میمونه و انا لله و انا الیه راجعون همون روحیه که می‌پیونده به روح اعظم و اون همیشه حیه.

منظورتون این بود؟

بله دیگه.

بله، همین.

بله.

اصلاً حی، روح، روح از چی میاد؟

[پچ‌پچ] یه بار اینجا بحث کردیم ما.

و نفخت فیه من روحی.

از همون روح اعظم.

راحه.

راحه.

ریح یا، یا از باد میاد.

اینجا توی ف-فکر کنم تو اون سالن آمفی تئاتر هم بودیم.

یه جلسه خیلی عجیبی هم شد.

بحث کردیم.

ریشه روح.

حالا اون روحی، و نفخت فیه من روحی، اصلاً اگر روح ابدی نباشه چگونه خدا به خودش انتساب میده؟

اتفاقاً یه فرمایشی در ش-- عرض شود خدمتتون.

شرح اسفار ملاصدرا حضرت استاد در جلسه نود و نه، ااا نود و دو دارن خیلی شیرین.

همین امروز من گوش می‌دادم.

می‌فرمودن که انسان کامل، حضرت فرمود انسان کامل نه در بهشت است، امیرالمؤمنین فرمود نه در بهشت است، نه در جهنم است، نه در زمین است، نه در آسمان است، نه در ملک است، نه در ملکوت است.

همه متعجب موندن.

پس کجاست؟

انسان کجاست؟

انسان کامل کجاست؟

پیغمبر الان کجاست؟

ایشون فرمودن که فی مقعد صدق عند ملک مقتدر.

یعنی این روح، روحی شوخی نیست.

ولی حیوانات اینجوری نیستن.

نباتات اینجوری نیستن.

جمادات اینجوری نیستن.

فقط انسان.

الله اکبر.

چه کرده خدا؟

خب سؤال بعدی.

[پچ‌پچ] خواهش می‌کنم.

[پچ‌پچ] فکر می‌کنم تو کتاب روح مجرد بود.

کلامه تهرانی یه سؤال پرسیده بود از علامه طباطبایی- [سرفه] که از علامه طباطبایی یه سؤال پرسیده بود در مورد فناء فالله.

کلامه تهرانی سؤال می‌پرسیدن هی از علامه طباطبایی که آقا فانی می‌شه وقتی یک انسان یک روحی فانی می‌شه در- بر خدا دیگه برگشتش چیه؟

هم-- چیزی ازش می‌مونه؟

علامه طباطبایی فقط یه پاسخ ساده می‌دادن که نه، یک چیزی می‌مونه که این برمی‌گرده.

باز سؤال رو تکرار می‌کردن علامه تهرانی، سؤال رو تکرار-- علامه فقط همین جواب ساده رو می‌دادن.

حالا من فکر می‌کنم این در رابطه با همین علس-- اصل هفتاد باشه که وقتی ذات از بین میره، ماهیتش از بین میره، پس ذات از بین میره.

این چجوری میشه؟

اون بحث فنا رو که بخواین توضیح بدی که یک چیزی می‌مونه که برمی‌گرده، این چیه؟

این که اینور می‌مونه روحه، میره اونور فانی میشه، این چجوری میشه؟

به، این رو فهمش رو در فرق بین حقیقت و ذات و اسما متوجه میشیم.

ببینید اسما مرتبه چی بودن؟

ظهور ذات.

درسته؟

همین که ذات ظهور می‌کنه میشه مرتبه ظهور اسما، اسما، اسما.

البته گفتیم به این میگن اسم الاسم.

حالا به صورت متعارف میگیم اسما.

وقتی که ظهور می‌کنن یعنی عینیّت پیدا می‌کنن دیگه.

درسته؟

یه عینیتی پیدا می‌کنن.

یه ماهیتی می‌گیرن که عینیّت پیدا شه.

شخص، فرد میشه.

حالا وقتی عینیّت برداشته بشه [مکث] شخص برمی‌گرده به ذات.

حالا مثالش رو اینطوری می‌زنن.

مثل موجی که از دریا بلند میشه، شکن دریاست، موج جدای از دریا که نیست، هست.

ظاهراً موجو می‌بینی از مثلا جدای از دریاست ظاهراً.

اما همون دریاست، شکن آبه.

آب شکن خورده شده موج.

حالا همون موج برمی‌گرده و إنا لله و راجعون برمی‌گرده به دریا.

[سرفه] در حقیقت دریا خودش متلاطم شده- یعنی ذات اونجا فانی میشه دوباره تولد پیدا می‌کنه.

تولد در ذات دیگه.

[سرفه] برمی‌گرده- عینیّتش رو برمی‌دارن.

دیگه میره میشه کلی.

مثل خود روح، روح اعظم یه که روح کلیه دیگه.

اما وقتی میاد عینیّت پیدا می‌کنه در اشخاص و افراد جزئی میشه.

حالا این روح می‌خواد برگرده بره، [سرفه] اگر برسه به اون مقاما.

و الا خب مشرکین و منافقین یه بلایی سر خودشون آوردن که تو همون برزخ می‌مونن.

اینا شهوده و شنوده.

قبلاً هم عرض کردیم نه عقلی پیدا می‌کنن، نه فوق طور عقلشون.

تو همون مثال می‌مونن بیچاره‌ها.

اما انسانی که به فناء في الله می‌رسه اتفاقاً به بقا می‌رسه.

چرا؟

چون عینیّتشو برمی‌دارن میره به اصلش، میره به ریشه‌ش، میرسه، می‌رسه به اون حالت کلی، کلی میشه.

اصلاً ملائکه مگه [مکث] در عالم مجردات تام نیستن؟

عالم عقول عالم مثال هم مجرده اما مجرد به نحو مثالیه.

به نحو تجرد تام نیست.

عقول تجرد تامه یعنی حقیقت کلیه‌ست.

پس چرا باز ما میگیم ملائکه جمع می‌بندیم؟

اونجا کلیه نسبت-- یک حقیقته.

یک حقیقت کلیه نسبت به اینکه کدوم شأنش میخواد الان طرف بشه، طرف بشه با عینیت هرشیئی اون اسم پیدا میکنه.

مثل اینکه شما داری-- نفست داره میبینه یا چشمت؟

نفست میبینه نسبت به اینکه چه شأنی از نفست میخواد ظهور کنه، طرف پیدا میکنه.

میشه این چشم تو کاسه سرت.

میخوام ببینم.

اسمت میشه چی؟

بصیر.

حالا همون نفس میخواد شأنش عوض بشه، این دفعه بشنوه.

میخواد بشنوه.

اسمش عوض میشه دیگه.

میشه سمعی.

طرفش میشه گوش شما.

طرف پیدا میکنه دیگه.

یا بالعکس بخوای بگی این گوش طرف میخواد.

طرفش چیه؟

نفسته.

بدون طرف که نمیشه.

حالا خود حضرت عالی یک وجود واحد مگه نیستی؟

تموم شده دیگه.

حالا اینا شؤونات وجودیه شما.

حالا هرچی که شما میری بالاتر این تعیینات هم ازت گرفته میشه.

به قولی قازورات.

حالا چی بگیم؟

بگیم آلودگی، بگیم سایه‌ها، بگیم کثافات فلسفی، چی بگیم؟

اینا، اینا از اد-- اضافات.

от توحید اسقاط الاضافات.

یادتونه اینو یه بار گفتم؟

от توحید اسقاط الاضافات که حضرت استاد فرمودن استادشون اینو حدیث برزخی گرفته بودن.

от توحید اسقاط الاضافات.

هرچی اضافات از از شما میگیرن میری به سمت اصلت.

اگر بری برسی یا ببرنت به اصل الحاق دیگه کلهن بنور واحد میشه.

یک حقیقت کلیه.

دیگه، دیگه همینطور نیست شما دوباره برگردیا.

شما یک بار میای این یک بار قص نزول رو طی میکنی، یک بارم قص صعود و تموم شد.

شخص دیگری، فرد دیگری میاد.

دیگه شما نمیای.

[زنگ موبایل] دیگه سؤال؟

بعد رجعت میشه؟

رجعت.

وما ادراک ما الرجعة.

الرجعته ما الرجعة.

وما ادراک ما الرجعة.

اینو یه جلسه طلب دارید از من.

یک چیزایی که توی جلسه گفتیم حالا به احترام سوال خواهرمون، حضرت استاد قبول ندارن رجعت جسمانی رو.

توی این نشئه طبیعت.

می‌فرمایند که رجعت هست.

رجعت میان مثل جنگ بدر.

می‌دیدن که یا رسول الله عده‌ای سوار، عده‌ای سفیدپوش و سوار بر اسب دارن کمک ما می‌کنن با دشمن می‌جنگن.

این رجعته.

یا اینکه شهید سید حسن نصرالله رو دامادشون بوده فکر کنم پسرشون بود.

پسرشون گفتن باباشونو خواب دیدن اخیرا.

گفته ما در حال بر، آمادگی برای برگشتنیم که کمک کنیم مقاومتو.

این برگشتن این رجعت جسمی نیست.

در خصوص حضرت مریم فتمثل لها بشرا سویا.

لها بشرا سویا.

برای حضرت مریم، جبرائیل که وجود مجرده متمثل شد.

کسی نمی‌دید.

میان کمک می‌کنند اما به وجود اون طور ملکوتیشون، نه جسمانی.

البته آدمی که تو قالب جسمشه می‌تونه اونا رو ببینه.

اما اونا قالب جسمی ندارن.

امیرالمؤمنین می‌تونن ببینن؟

کی ببینه؟

امیرالمؤمنین، حاج قاسم، ما که ارتباط کردیم.

بله می‌تونن ببینن.

اونایی که می‌مونن پای بندشون، پای مثل کس دیالی.

حالا قطعاً اون‌هایی که پای رکاب حضرت هستن اینجا تو نشئه طبیعتاً رجعت حاج قاسم سلیمانی‌ها رو، این‌ها رو می‌بینن ان شاء الله.

خب اونا رو می‌بینن یا مرحوم مالک اشتر رو.

تمثلی؟

تمثلی می‌بینن.

این‌ها می‌بینن.

بله اینا متمثل میشن بله.

ولی کفار و مشرکین و منافقین چی؟

آیا می‌بینن؟

دیگه با خداست.

می‌تونن ببینن، می‌تونن نبینن.

با خداست.

جانم؟

حدیث امام صادق تو رویا ابوالحسن ابن اشعری می‌بینند که از کناسه کوفه از طرف زمین رد می‌شه در حالی که داره خاک لباسش رو می‌زنه.

اینا همه تأویل داره دیگه تفسیر انفسی داره اینا.

مثل ازالزلزلة الأرض که گفتیم.

حضرت استاد قبول نداره زمین بپاچه از بین بره.

برای چی از این رساله رو برای چی خوندیم؟

رساله رد و فتح ایشون.

میگه اصلاً دنیا دار، دار حقیقت است و خواهد بود الی، الی الأبد.

این دنیا هست چون ادوار خلقت تموم شدنی نیست.

تا بردار نیست، متا بردار نیست.

همونطور که از کی و من نداره، اصلاً از کی نداره.

تا خدا بود، بود.

خل، خلقش هم بود كان الله ولم یکن معه شيء والآن كما كان.

الان هم همونطوره.

یعنی معیت با خدا ندارن.

و الا اسم الخالق خدا نمی‌تونه معطل بمونه که باید پیاده شه.

تا ابد هم همین شکله.

همینطور خلقت پشت خلقت میاد پس زمین هست.

اون باید منظوره.

الان مثلا میگه قبر عذاب قبر مگه الان متعارف نیست که تو این قبر فقهیه؟

ولی ما ثابت کردیم که اصل عذاب قبر به اون بدن برزخی‌ه.

اصلا قبر بدن برزخی ماست.

البته از اثری که در بدن دنیایی داره به خاطر مجالست چند ساله‌ش گفتیم بنا به نظر ملاصدرا چون قوه خیال انگار یک رشحه ای از نفس هنوز تو بدن مادی مونده، اون بدنی هم که تو قبر مقبور شده است در این قبر فقهی خاکی اونه هم احساس درد یا لذت رو داره.

خب؟

اما اصل فشار قبر و تنگی و ظلمت و روح و ریحان برمی‌گرده به بدن برزخی.

قبر اونه.

این تأویل بردارن اینا.

فرمایش شما هم همینجوره.

دیگه؟

بفرما آقای فاطمی.

[پچ،پچ] این میکروفن جلوته.

یه چیزی که از حدیث حضرت امیر یادم آمد که ایشون گفته بود "انه هو یا انک میت الأحیا".

یه سری انسان‌ها که حالا فکر کنم می‌خواستن خودم از عزاله‌ی ذات خودم بهش تعبیر کنم.

آقا کسی که ذاتش عذاله میشه میت میشه.

درسته؟

ذاتش چی میشه؟

ذات، کنه وجودیش عذاله بشه یعنی از بین ببره.

بخواد از بینش ببره.

عذاله بشه.

یه همچین چیزی داریم ما که مثلا ما الان مصداق عینیشو بگیم توی دنیا رژیم صهیونیستیه.

شخصی مثلا صهیونیست که یثکد ما همینطوری داره خون می‌ریزه.

آیا این با ذات خلیفة الله من فکر نکنم یکی باشه، یکسان باشه.

درسته؟

آره اینا مرده‌های متحرکن دیگه.

آره.

کل أنعام.

میت الأحیا.

اصلا کل أنعام که نه بل هم از بدتره.

حیوانات که دیگه حشر عقلانی ندارن که.

تو برزخه.

ذو الحوش و حشرت اینو عرض کردیم حشر برزخیه.

والسلام.

و خ-- اینا من نگردونم بعد میرم یه حالا کات می‌زنیم میریم توی دنیای آخرت.

شما میخوای بدونی که روحشون چی میشه؟

إن دار الآخرة لحيوان خب؟

من میخوام بدونم اون‌ها رو اونجا راه میدن اصلا؟

اینا که دیگه مردن.

بعد گفتیم که جایی که حیوانه باز ضد خودش نمی‌سازه.

آیا اینا رو اونجا راه میدن؟

راه نمیدن؟

چطوریه؟

آره.

اون إن دار الحيوان مال گنهکارها و نیکوکاراست یا نه فقط جای صلحاست؟

نه، نه اون حیوان حتی حضرت استاد می‌فرمود جهنم هم حیوان.

آتش جهنم حیاته یعنی حیات داره، زنده است.

درخت بهشت حیات داره، زنده است.

یعنی یک ت-- یک مثلاً جسم و ماده و خاکی خاک نیست، ماده نیست.

اون مثلاً حیات محض است تا الی الابد.

اونم ابدیه.

خب؟

منتها یه چیزی رو باید در نظر بگیرید.

اونم اینکه اون مراتب عالیه عقلی و قلبی و مافوق طور قلب، اونها اینا راه پیدا نمی‌کنن به اونجا.

یعنی مشتکل، منافقین و کفار، دشمنان خدا به خصوص.

اینها چون اون روح امانته، امانت رو خیانت کردن ازشون اخذ میشه.

یعنی به صورت حیوان یا بلهم از بدتر از حیوان.

یه چیزی که به قول استاد گشتر گاو پلنگند.

اصلاً معلوم نیست چه حیوانی‌اند.

منسوخ شدن به چهره‌های عجیب و غریب هشت برزخی پیدا می‌کنند و تمام.

دیگه روحی براشون روح اخذ میشه ازشون.

اما اهل ایمان نه، روحشون متعالی میشه بدن رو خالی می-- بدن رو رها می‌کنه.

هی مثل موشک هی پوسته‌های اون روینشو رها می‌کنه، هی میره بالاتر.

دیدی موشک چند تا پوسته از خودش جدا می‌کنه یا مثل مار که هی پوست می‌اندازه.

اهل ایمان به این شکلن؛ میرن به اون درجات عالیه که برسند به اون روح اصلی چون روح دارند روحشون مزمهل نشده، روحشون اخذ نشده.

اونجایی که تو آیه شریفه فرمود اَأَرَذْنَا الأَمَانَاتِ.

عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَأَبَيْنَهُمَا [سخنگوی 1: اه] وَاخْشَى.

أَمْ حَمَلَهَا الْإِنسَانُ [سخنگوی 1: اه].

فَأَمَلَّهَا الْإِنسَانُ.

إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا.

ظَلُومًا جَهُولًا.

احسنت.

این امانته.

اصلاً خود-- بعد از حضرت سؤال کردن از امام صادق علیه السلام این امانت چیه؟

که أَرَذْنَا الأَمَانَاتِ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا [سخنگوی 1: اه] فَاشْفَقْنَ مِنْهَا ترسیدن.

این امانت چی بوده؟

فرمود ولایت ما اهل بیت بوده.

ولایت، روح ولایت، همون روح اعظمه.

پیغمبر به حضرت زهرا فرمود تو روح منی، جان منی، روح بین دو پهلوی منی.

یعنی جان منی.

گفت ام ابیها پرورش پیغمبر هم با نفس کل بوده و حضرت زهرا مصداق عینی نفس کل بوده.

لذا شد ام ابیها.

اون روح کلی که اونجا انتظار این روح جزئی که به متعلق گرفته رو می‌کشه ما و انّا الیه راجعون میریم تا ما ملحق به اون بشیم.

بقیه این ازشون چون امانته دیگه امانت که همیشه با طرف نیست.

اگر خیانت کنه ازش می‌گیرن.

امانته اسمش رو خودشه.

یه روایت تو کافی مرحوم کلینی اعلا الله مقامه الشریف داریم جواب شما رو میده.

می‌فرماید حتی مؤمن وقتی که به گناه می‌افته، لحظه‌ی گناه روح ایمان ازش اخذ میشه.

اون لحظه‌ای که مؤمن داره گناه می‌کنه روح نداره.

مرد.

اون روح، همون روحه، همون ولایت آل الله.

همون روح جزئی‌ست که از روح کُل جدا شده.

امانته داره خیانت می‌کنی اون لحظه بی‌روحی.

لذا- حتی about مؤمن اینطوریه.

به محض اینکه پشیمون میشی نفس ملهمه میاد، نفس- لوامه ...لوامه میاد سراغت.

نفس ملهمه میاد الهام می‌کنه، لوامه سرزنشت می‌کنه.

اگر این سرزنش رو قبول کردی، قبول کردی که درسته، درست میگی من قابل سرزنش‌م، این میشه روح توبه.

سریع دو مرتبه امانت رو برمی‌گردونن.

اما پیغمبر می‌فرماید همون دیگه نیست.

یعنی به کل اون نیست.

یه بخشیشو به شما برمی‌گردونه.

شما امانتو خیانت کردی.

برای همین میگه کمن لازم به مثل نه عین کسیه که گناه نکرده التائب من الذنب.

خلاصه‌ش اینکه رفقا دست به دامان آل الله شیم.

هیچ راهی برای نجات جز انسان کامل نیست.

که نیست، که نیست.

انسان کامل هم پیغمبر عزیز عالم بود.

بین ما دو تا یادگار گذاشت، قرآن و عترت.

این دو تا.

راه دست پیدا کردن به عترت، قرآنه که بحث امروزمون بود.

هیچ راه دیگه‌ای ما نداریم.

والحمد لله رب العالمین.

صلوات.

اللهم صل على محمد و آل محمد و سلم