ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسه با پرسش بنیادین «من کیستم؟» در معرفت نفس آغاز می‌شود و نشان می‌دهد که بدن، خیال، عقل، قلب، روح و حتی مراتب سرّ و اخفی، همگی شئون و مراتب انسان‌اند، نه کنه حقیقت او. نفس نیز به‌عنوان مرتبهٔ تعلق روح به بدن تعریف می‌شود و با مرگ از میان نمی‌رود، بلکه تعلق آن از بدن مادی به بدن برزخی منتقل می‌شود. از اینجا بحث به نسبت معرفت نفس و معرفت حق می‌رسد و میان حقیقت ناشناختهٔ انسان و مرتبهٔ غیبی اسماء الهی قیاس می‌شود. اسم «الله» اسم جامع الهی دانسته می‌شود، اما عین کنه ذات نیست و تعبیر «هُوَ» برای اشاره به مرتبه‌ای فراتر از نام‌گذاری مطرح می‌گردد. در بحث اسماء مستأثره تأکید می‌شود که انسان، حتی انسان کامل، نمی‌تواند به کمالات الهی در مرتبهٔ مطلق، ذاتی و نامتناهی آنها احاطه پیدا کند. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله کامل‌ترین مظهر اسماء الهی است، اما مظهریت او نیز به اندازهٔ نهایت سعهٔ وجودی یک مخلوق است، نه مساوی با اطلاق نامتناهی صفات حق. نتیجهٔ کلی آن است که ادراک انسان همواره متناسب با سعهٔ وجودی اوست و کنه نفس و اطلاق اسماء الهی از احاطهٔ مخلوق بیرون است.

فهرست مطالب

پرسش «من» و مراتب وجود انسان

خیال، عقل، قلب، روح و مرتبهٔ سرّ

ناشناختگی کنه نفس و معنای «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ»

تعریف نفس و تعلق آن به بدن

اسم جامع «الله»، «هُوَ» و اسم مکنون

انسان کامل و مظهریت اسماء الهی

اسماء مستأثره و محدودیت ادراک مخلوق

اختصاص اطلاق و نامتناهی‌بودن صفات به خداوند

نکات کلیدی

نام، بدن، تخصص، قوای ظاهری و باطنی و دیگر اوصاف انسان، شئون او هستند و حقیقت نهایی «من» را تشکیل نمی‌دهند.

خیال محل ادراک صور است؛ صورت خیالی «معلوم بالذات» و شیء خارجی «معلوم بالعرض» شمرده می‌شود.

عقل، قلب و روح هر یک مرتبه‌ای بالاتر از وجود انسان را نشان می‌دهند، اما هیچ‌کدام به‌تنهایی کنه حقیقت انسان نیستند.

علوم و کمالاتِ ملکه‌شده در روح جمع‌اند و هنگام توجه در مرتبهٔ قلب ظهور می‌کنند.

«سرّ»، «سرّ سرّ» و «اخفی» نیز نام مراتب‌اند و نام‌گذاری آنها به معنای شناخت کنه حقیقت انسان نیست.

یکی از وجوه «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» این است که شناخت کنه نفس دشوار و از جهتی ناممکن است، زیرا خودِ شناسنده نیز در کنه حقیقتش ناشناخته است.

نفس، مرتبهٔ تعلق روح به بدن و حیث تدبیر و توجه روح به بدن است؛ با مرگ اصل آن نابود نمی‌شود.

خواب نمونه‌ای از کاهش توجه روح به بدن مادی و فعالیت در مرتبهٔ بدن برزخی معرفی می‌شود.

«الله» اسم جامع الهی است، اما در این تقریر نباید آن را عین کنه ذات غیبی دانست؛ «هُوَ» اشاره‌ای به مرتبه‌ای فراتر و پنهان‌تر است.

روایت «باب حدوث الأسماء» از سه اسم ظاهرشده و یک «اسم مکنون مخزون» سخن می‌گوید و در قرائت مطرح‌شده، «الله، تبارک، تعالی» سه اسم دانسته می‌شوند.

انسان به‌سبب محدودیت وجودی نمی‌تواند هیچ کمالی را در مرتبهٔ مطلق، مرسل، کنهی و نامتناهی آن دارا یا ادراک کند.

در یک تقریر، «اسماء مستأثره» حقایقی‌اند که برای خلق تعیّن و ظهور نیافته‌اند؛ در تقریر دیگر، همهٔ اسماء از حیث اطلاق و نامتناهی‌بودنشان مستأثر و مخصوص حق‌اند.

همان‌گونه که «وجود بالذات» مختص خداوند است، اطلاق و نامتناهی‌بودن علم، قدرت و سایر کمالات نیز تنها از آنِ اوست.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام مظاهر بسیار کامل اسماء الهی‌اند، اما مظهریت آنان به معنای برخورداری از علم و کمال نامتناهیِ ذاتی خداوند نیست.

هر انسان، از جمله انسان کامل، از اسماء و کمالات الهی به اندازهٔ سعه و طاقت وجودی خویش بهره می‌گیرد.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: معلوم بالذات، معلوم بالعرض، نفس ناطقه، مرتبهٔ تعلق، قلب، روح، سرّ، سرّ سرّ، اخفی، اسم جامع، «الله»، «هُوَ»، اسم مکنون مخزون، اسماء ذات، اسماء مستأثره، اطلاق، مرسل، کنه، سعهٔ وجودی، وجود بالذات، «العلیم».

منابع: اصول کافی، «باب حدوث الأسماء»؛ مصباح الأنس؛ آثار و درس‌های علامه حسن‌زاده آملی دربارهٔ «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ»؛ جلسهٔ ۷۸ شرح اسفار علامه؛ معرفت نفس علامه طباطبایی.

خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.