یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمہ و اسأل الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی یا آیتہ السلام علیک حين تحمد و تستغفر.
سلام علیکم و رحمة الله.
[پچپچ کردن] الان عزیزم آقا مهدی که صلوات میگرفت از شما یاد خاطرهای افتادم که در اصفهان که حوزه صدر درس میخوندیم خدا رحمت کن حضرت آیت الله، آیت الله العظمی آقای شیرازی ابتهی شیرازی بزرگ رو که با اون کهولت سن میاومد نماز جماعت در حوزه ما ظهرها میخوند.
یه روز بین دو نماز بلند شد و با اون ریش سفید و اینها قسم یاد کرد.
حالا فرصت نیست میخوایم درس و بحث داشته باشیم خیلی سریع ازش رد میشم.
یه پیرمرد اونجا بود صلوات میگرفت، جمع رو تشویق میکرد، ذکر میگفت، شلوغ میکرد اینا تو نماز جماعت.
ایشون قسم یاد کرد که این پیرمرد قیامت از من و شما یه سر و گردن بالاتره.
فرمود اینایی که جلسات ذکر رو، جلسات الهی رو، جلسات اهل بیت رو گرم میکنند، داغ میکنند، صلوات میگیرن، ذکر میگن اینا یه سر و گردن بالاتر از ما هستند.
وقتایی که آقا مهدی نیست من دلم برای این صلوات گرفتنهاش تنگ میشه.
خیلی شیرین هستن.
به ذائقه دل ما خیلی شیرینه این.
همین چند تا دونه صلواتی که میگیره تا ما شروع کنما.
[پچپچ کردن] حالا بخون.
انشاءالله این شیرینی- صلوات.
اللهم صلي على محمد و آل محمد.
انشاءالله این، این شیرینی انشاءالله به بچههاشم برسه.
اگرچه شیرین هستن.
خودش هم شیرینه.
شیرینی.
[پچپچ کردن] برای سلامتی خودش، بچههاش، خانومش و همه زحمتکشهای این هیئت صلوات دیگری هدیه کنید.
اللهم صلي على محمد و آل محمد.
خب خیلی سریع که شاید این جلسه بستگی داره باز به لطف حضرت حق و خطی که اونها به ما میدن.
اما ظاهرا دیگه این جلسه آخرین جلسه لقاء الله باشه.
برای همین خیلی سریع این انتهای بحث رو عرض کنم خدمتتون که خیلی هم مهمه.
رسیدیم به اینجا که در محمد الحمم حضرت استاد که شرح بر فصوص الحکم ابن عربیست فرمایش ابن عربی رو اول بیان میکنند که "فهو سبحانه و تعالی یشتاق لهذا الصفت الخاصة التي لا وجود لها الا عند الموت فيبل بها شوقهم الیه كما قال تعالی في حديث تردد." خیلی این حدیث تردد جالبه.
الان خودش بیان میکنه.
"وهو من هذا الباب." حدیث رو بیان میکنه.
"ما ترددت." پروردگار سبحان فرمودند "ما ترددت في شيء أنا فاعله كترددي في قبض عبدي المؤمن يكره الموت وأنا أكره مساءته ولا بد له من لقائي." خیلی حدیث شیرینه.
حالا عبارت ابن عربی رو کامل کنم بعد بهتره میدم ترجمه خود حضرت استادو براتون بخونم.
"فبشره باللقاء.
و ما قال له ولا بد له من الموت لعل لا يقمه بذكر الموت ولما كان لا يلقي الحق، يلقي الحق الا بعد الموت كما قال عليه السلام ان اح-" اینم باز فرمایش حضرت حق "ان احدکم لا يري ربه." هیچ کدوم از شما پروردگارشو نمیبینه.
حتی تا که "يموت" تا وقتی که بمیره.
پس لقاء الله اونجا هست.
"لذلك قال تعالى." جان؟
بله این موت اجباری.
"ولا بد له من لقائي." هیچ چارهای از لقاء من نیست.
"فاشتهاق الحق لوجود هذه النسبة." حالا ترجمه حضرت استاد رو ذیل این فرمایش ابن عربی براتون بخونم با دقت ببینید چه فرموده.
عالیه.
خیلی شیرین.
واقعا خداروشکر که لقاء الله سفرهش جمع نشد که ما به اینجا هم برسیم.
"پس حق تعالی اشتیاق دارد مر این صفت خاص." کدوم صفت خاص؟
جلسه پیش بحث کردیم یعنی رؤیت در مظاهر.
بندهش حق رو در مظاهر ببینه.
هرچی پیرامون میبینه، هرچی در خود میبینه، اینها رو مظاهر حق ببینه.
مظاهر حق ببینه.
پس حق تعالی اشتیاق دارد.
اشتیاق، شوق داره که بندهش اینطوری باشه.
"مر این صفت خاص را که او را جز در هنگام موت وجود و حصول نیست." یعنی این یعنی تو پرانتزه یعنی حضرت استاد اضافه کردن.
"یعنی این لقاء باید با ارتفاع حجاب و شهود حق در تجلیاتش صورت بگیرد و این معنی حاصل نمیشود مگر به موت.
پس به این آب وصال التهاب شوق مشتاقان به حق سبحانه و هو آرام میشود." اون کسی که ملتهبه برای دیدن عاشق معشوقش، عاشق شده دیدار حضرت حق رو میگه به این آب وصال این التهاب برداشته میشه.
چنانکه در حدیث تردید فرمود و این حدیث تردید از باب اشتیاق حق تعالی به لقاء عبد است.
الله اکبر آقا.
اشتیاق حضرت حق به ملاقات عبد.
همیشه ما میشنویم که ما مشتاق دیدار خدا بشیم.
[مکث] پس حق تعالی عبد مؤمن را این ترجمه چیه؟
ترجمه فرمایش ابن عربی بقیش.
پس حق تعالی عبد مؤمن را به لقاء بشارت داد و فرمود "ولا بد له من لقایی" و نفرمود "ولا بد له من الموت." نفرمود هیچ چارهای برای بندهم نیست الا به موت.
دقت دارید خدا چقدر خوبه.
فرمود "فلا بد له." [زنگ موبایل] موت رو حرف نزد، لقاء رو حرف زد.
هیچ چارهای برای بندهم نیست "من لقایی" مگر دیدار من.
تا به ذکر موت او را چرا؟
چرا نفرموده این فرمایش حضرت ع-- میفرماید چرا "ولا بد له من لقایی" فرموده؟
نفرموده "لا بد له من الموت." عجب خداییه.
به جهت اینکه تا به ذکر موت او را غمگین ننماید.
میدونه این بنده اصلا اسم موت میاد غمگین میشه.
نمیدونه چه خبره توش.
خبر نداره چه خیر کثیریه.
چه اقتضای انس به عالم طبیعت متأسفانه و نشئه انسی این معنی را ایجاد میکند.
لچون مؤمن به لقای حق تعالی نائل نمیشود مگر بعد از موت چنانکه رسول خدا فرمودند "ان علکم لا یری ربّه حتی يموت" از این جهت حق تعالی فرمود "لا بد له من لقایی." [مکث] پس اشتیاق حق تعالی برای وجود این نسبت است.
یعنی برای حصول این صفت که اشتیاق در مظاهر باشد.
خب "ما تردت من شیء انا فاعله کترددی فی قبض عبدی المؤمن." در هیچ کاری پروردگار سبحان فرمودند من انقدر که در قبض روح بندهی مؤمنم تردد میکنم، اینو ظاهراً به تردید میگیری.
شک و تردید درست شد؟
اما شک و تردید که در خدا راه نداره.
این تردد، این رفت و برگشت چیه؟
در هیچ کاری من تردد نمیکنم.
در بعضی جا دیدم متأسفانه که زبان نفهمن ترجمه شده بود که تردید نمیکنم.
مگه میشه خدا تردید کنه؟
[مکث] در هیچ کدوم تردید نمیکنم به اندازهی وقتی میخوام قبض روح بندهی مؤمنم رو بکنم.
این برای شما پیش میاد.
مگه عاشق آل محمد نیستید؟
مگه نام معلا امام باقر نفرمود در قرآن به ایمان یاد شده؟
شما هم بهش ایمان آوردید مؤمنید.
پس شما مؤمنید.
عبدی المؤمن هم فرمود.
پس تک تک شما لحظهی موتتون این حالت پیش میاد.
[مکث] خب چرا اینطوریه؟
چرا خدا تردید میکنه؟
حالا عرض تردید رو معنا میکنم براتون.
یكره الموت چون اون بنده بدش میاد از موت و انا اكره عجب خداییه مساءته.
منم کراهت دارم ناراحتی بندهمو ببینم.
[سرفه] ولا بد له من اللقاء اما چه کنم که هیچ چارهای جز لقای من براش نیست.
برای همین تردید میکند.
حالا تردید چیه؟
منظور از تردید حق، قبض و بسط در افعال خداست که از صفات فعل حق است.
یعنی صفات ذاتی نیست.
در ذات حضرت حق نیست.
صفات فعلی حضرت حق.
مثل پروردگار سبحان ذاتاً المنتقم نیست که این اسم فعلیه است.
اسم ف-- یعنی اسم فعله.
یعنی نسبت به افعال بندگانش میشه ذو انتقام.
سلام علیکم.
در قرآن هم میفرماید الله یقبض و يبسط قبض و بسط.
الله یقبض و يبسط والیه ترجعون آیه دویست و چهل و پنج بقره.
پس معنا این میشود من در تمام کارهایی که انجام میدهم، خدا میفرمود من در تمام کارهایی که انجام میدهم قبض و بسط در تجلیات دارم.
لکن مثل این قبض و بسط که در مورد روح مؤمن است مثل این، مثل این قبض و بسطی که در خصوص روح مؤمن هست ندارم، مثل این ندارم.
این قبض و بسط در چیه که صفات فعل حضرت حقه؟
در ظهور اسماءه، قبض و بسط.
ببینید وقتی که اسم جلال تو بحث قلب مرعوب هنوز فکر کنم تو کانال نذاشته علیرغم اینکه یک هفته هم گذشته متاسفانه بحث اون، اون جلسهای که در خصوص قلب مق-- مرعوب فی قلوبهم الرعب در آیه دو سوره هشت صحبت کردیم، اونجا این بحث رو آوردیم حتما گوش بدید.
اسم جلال خدا وقتی تو قلب پیاده میشه قبض ایجاد میشه.
این قبض.
برای مشرکین و منافقین و کفار همین میمونه.
دیگه هیچ اتفاقی همینطور قبض میمونه ب-- میشه رعب.
ترس وجودشون رو برمیداره.
یکی از لشکریان خداست میدونستید؟
سه تا لشکر به کمک امام عصر میان.
یکیش رعبه.
لشکر رعبه که اونجا ما توضیح دادیم خواستید رجوع کنید به قلب مرعوب.
با اسناد و مدارک آوردیم.
یکیش رعبه.
اسم جلالی نازل میشه بر قلب آدم بدا، کفار.
انقدر که اسرائیل از ما میترسه عمراً ماها، اصلاً ترس چیه؟
در جنگ دوازده روزه کی فکر میکرد مردم انقدر متحد باشن، انقدر قلوبشون متلف بشه، اتلاف قلبی ایجاد بشه.
کی اینو این-- الان بهتون میگم چه اتفاقی میفته.
اسم جلال نازل میشه تو قلب اونا به صورت رعب.
در قلب، قلب ما به صورت قبض هر دو منقبض میشن، تنگ میشن.
بله مؤمن هم ابتدا چون اسم جلال میاد نگران میشه قلب منقبض میشه.
خب نگران میشه، اون مرعوب میشه، میترسه، وحشتزده میشه.
بعد خدا چگونه اهل ایمان رو ادامه میده با ما، با اونا دیگه ادامه میده.
چی کار میکنه؟
همه اینها رو، همه رو تو اون بحث گوش بدید.
من از کتاب عارف عربی از نمت اشارات شیخ الرئیس و چند تا کتاب دیگه اونجا توضیح دادم از رو خلاصشو دارم برای شما عرض میکنم راحت الحلقوم.
اونجا سدر میاد به کمک قلب.
رب اشرح لی صدری.
انشراح سینه که ایجاد میشه در فتوحات ابن عربی این اومده اینجا این، این تیکه.
من جای دیگه ندیدم این تیکه رو.
باب دویست و نود فتوحات ابن عربی رو نگاه کنید.
دیشب اینجا همراهم بود متاسفانه امشب نیاوردم.
انشراح قلب ایجاد میشه.
شرح، شرح صدر.
چون قلب در سینه است.
سینه محل گنجایش قلبه.
ق-- صدر خودش رو باز میکنه منشترح میشه به اسم جمال.
این میشه چی؟
بسط.
اون قبض، این بسط.
سینه وقتی گشاده شد رب اشرح لی صدری و یسر لی امری.
کار آسون میشه.
قبض از قلب برداشته میشه، حالت منبسط میشه، حال خوش پیدا میکنی.
همه مردم میگفتن، اصلا تعجب میکنیم هیچکس نمیترسه.
میرن رو پشت بوم فیلم میگیرن از موشک بارون مثلاً بمبارون اسرائیل.
"عه اونجا رو زد، اینجا.
یا، یا ما هم بزن." اصلا انگار هیچکس نمیترسید.
انگار که نه واقعاً.
این از کجاست؟
این لشکر حضرت حقه.
در دل اونا با رعب.
در دل ما با این انبساط.
حالا البته رعب با اونها چه کرد؟
رعب با اونها تا جایی کشیده شد که اونا ل-- اونا نقشه رهبر رو هم کشیده بودن.
زهی خیال باطل.
حالا به همین آرزو دق مرگشون کنه.
نقشه برای رهبرمون هم کشیده بودن اما خودشون اخیراً هم، اون موقع میگفتن آره میزنیم، میزن-- اخیراً اون سیاستمدارهای اصلیشون، اینا گفتن که آقا ما جرات نکردیم بزنیم.
ما ت-- این ترسیدن بزنن.
این ترس از کجا میاد؟
بعد نکته دوم، یکی ترس از اینکه اون علم رو ترسیدن بزنن.
دو اینکه تجهیزات بسیار پیشرفتهتر از این داشتند که بخوان استفاده کنند.
نکرد، ترسیدن.
سه وقتی خروش ایران، چون اینا فکر میکردن از درون میپاچه ایران.
اصلاً نیازی به این موشکها و اینا نیست.
از درون ایران میپاچه و تجزیه میشه و مردم خودشون میوفتن به جان نظام.
البته برعکس شد.
همه یکپارچه شدن، متحد شدن.
تیرشون به سنگ خورد.
بعد باورشون نمیشد که اولاً یک، اون موشک خلیج فارس و ایران رو کنه که یه دونه فقط زد مثل ستاره دنبالهدار همینطوری میرفت بالا.
همه دنیا مات و مبهوت شدند.
اینا استراتژیهای جنگیه دیگه.
تاکتیکهای جنگیه که اون چیز خوبشون آخر سرها.
تازه خیلیا رو هنوز رو نکردن.
نکته بعدی این که پایگاه آمریکا زده شد.
اصلاً باور نمیکردند ایران بزنه چون درگیر جنگ با اسرائیل بود.
پایگاه آمریکا رو زد.
دیگه التماس صلح اومد دیگه.
اینا جزو لشکر حق نیست.
از خودت نبین.
ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رما.
این یعنی توحید بگید افعالی.
پشت رهبر ما به توحید گرمه.
نه به من و توها.
فکر نکنی من و تو، من و تو یه وظیفهای داریم باید انجام بدیم.
چه من باشم چه نباشد.
امام عصر عزیز ما سر سوزنی کمتر از سر سوزنی نیازی به ما نداره.
هیچ نیازی به ما نداره.
منت سر آقا نذاریم.
آقا ما یارتیمها.
ما هستیم پای رکابتیمها.
بشین سر جات داداش.
ترک المولا یکی از چی بود؟
ترکی که در رساله خواجه عبدالله اینجا براتون بحث لا حول الله خوندیم یکیش ترک المولا بود.
ترک المولا یعنی چی مولا تو ترک کن.
یعنی این که، یعنی این که تو نیستی که اونو مولای خودت قرار دادی یا منت میذاری میگوییم آقا عاشقتم.
امام حسین دوستت دارم.
بشین سر جات.
اون تو رو مرید خودش مأمون خودش قرار داده.
او تو رو محب خودش قرار داده.
تو چی کارهای؟
ترک المولا کن اینجا.
این خیلی نکته مهمیه ها.
ما این تو اینجا گرفتاریم.
اینجا مشرکیم.
تو این قصه مشرکیم.
تردید حضرت حق این چنینه.
حالا اینو بیار رو موت پیاده کن.
چقدر خدا قبض و بسط ایجاد میکنه، تردید.
هی میره میاد میره.
ملائکه میرن میان.
اسماء الهی هی به شدت و حدت، ضعف و شدت هی پیاده میشن.
قبض بسط، قبض جلال، جبروت، ملکوت، عظمت، جبروت، لاهوت.
همه اسماء از ملکی بگیر ملائکه انزل مراتب بگیر تا مرتبه وجود.
همه متوجه مؤمن میشن.
آقا قيامتیست دو چیز.
یک وقت صلات.
الصلاة عراج المؤمنین که وقت نشد ما دربارش حرف بزنیم تو این هیئت.
میخواستیم لا حول الله رو ختمش کنیم به ده جلسه پیرامون نماز.
یک نفر از شما همین آقا مهدی اون شب گفت باشه.
گفتم آقا میخواید؟
فقط ایشون گفت باشه.
هیچ.
ما هم رهاش کردیم.
یه چند تا دو سه تا خانوما بعدم البته پنجاه نفرم یه پیام اومد.
اما اینجا یکیشم آقا موته.
خدا توفیق بده.
یه ده جلسه پیرامون موت، ده جلسه پیرامون صلات.
من که حرف ندارم که از بزرگان.
این کتاب دست منه مال من نیست که.
من دارم بلع و قورت میکنم.
اینها رو بگم چه اتفاقی میفته، چه بارگاهی ایجاد میشه.
تمام ملک و ملکوت متوجه تو میشن.
همه انبیا، همه مرسلین از خاتم بگیر از آدم تا خاتم تا صدیقه شهیده.
تو این دو وقت متوجه مؤمن میشن.
الله اکبر.
وقت صلات، معراج و وقت صعود، عروج.
انشاءالله بحث صلات- ما نیت میکنیم.
چرا نکنیم؟
هشت شب ها، هشت شب مثلا در مورد نماز حرف بزنیم.
انشاءالله تا بعد شب این قبض و بس چه میکنه تا بالا-- که چی بشه؟
آقا سعید به نظر شما قبض و بس، قبض و بس برای چیه؟
این قبض و بست موقع موت، تردده که به نام تردد یاد شده و حضرت حق فرموده اسماش این چنین پیاده میشه برای چیه؟
جان؟
آفرین آقای سروسی.
برای اینکه طرف رو راضی کنه چون قسم یاد کرده خدا محب امیرالمؤمنین رو تا راضی نکنه نمیبره.
[مکث] این آقا چیه که محبش رو انقدر خدا محل میذاره؟
[مکث] و این تاجی که پدر و مادر سر تو گذاشتن تو حالیت نیست.
قدر پدر و مادر نمیدونیم ما.
[مکث] به جهت اینکه حالا این موضوع از ممت اللحم هم تمام.
خب؟
برای اینکه اینو خوب متوجه بشیم یعنی چی بسته در تجلیات، قبض در تجلیات، ظهور اسماعی و صفاتی حضرت حق.
این که بهش اصطلاحا میگن شهود عارف.
تو عارف میشی.
وقت موت عارف از دنیا میری.
میدونستی اینو؟
به برکت چی؟
عارف بالاترینه.
یعنی بالاتر از عاقله.
چون عقل محدودیت داره.
ما فوق طور عقل هم داریم.
درسته آقا امیر؟
از شبی ليل till صبح گفتیم دیگه.
فوق طور عقل میشه مرتبه، مرتبه شهود.
مرتبه الوهیت.
ظهور، اولین ظهور اسماء الله بدون تعین ما فوق مرتبه جبروت و عقله.
[مکث] خب؟
عارف میشی.
شوخی نیست.
به چه خاطر؟
نه خب شا-- بله شهوده که عارف میشی.
خب به چه خاطر تو به اینجا میرسونن و میگن به سلامت.
جان؟
به خاطر امیرالمؤمنین.
این کار خداست به عشق مولا تو، تو رو عارف نکنه نمیبره.
عارف میشی راضی میشی.
[مکث] خیلی حرفهها.
حالا شهود عارف رو میخوام از یه چند خط کوتاه از این کتاب هشتصد کلمه در اخلاق و معارف و سیر و سلوک الی الله حضرت آیت الله پهلوانی.
اولش هم چقدر تعریف و تمجید از رهبر عزیزمون پیرامون ایشون اومده.
کیف کردم.
چقدر آقا، آقا فرموده من از ایشون استفاده میکنم.
الله اکبر.
[مکث] خیلی جالبه.
روحش شاد.
حضرت آیت الله سعادت پرور از برجستهترین شاگردان علامه طباطبایی بودند.
[مکث] ایشون در خصوص شهود عارف میفرماید ای عزیز عارف به خداوند متعال حق سبحانه و را از راه نفس خویش یا سایر مظاهر میشناسد.
[سرفه] عارف به خداوند متعال حق سبحانه و را از راه نفس خویش یا سایر مظاهر میشناسد و مشاهده میکند، زیرا خداوند سبحان با هر چیزی هست.
این معنای ترجمه همه فهم اون فرمایشات ابن عربیه.
زیرا خداوند سبحان با هر چیزی هست.
"هو معكم أينما كنتم" و بر هر چیزی محیط است.
"أحاط بكل شيء علما" بکله نه علی کله.
بکله یعنی به تار و پود هر چیزی.
احاطه، احاطه دارد.
پس هر جا مظهری از مظاهر پروردگار باشد، چه خودت چه اطراف، هر چند آن مظهر نفس شخص عارف باشد، که هست [مکث]، خداوند سبحان با او یعنی با اون مظهر که میتونه نفس حضرت عالی باشه، [مکث] با او و محیط به اوست.
[مکث] خدا با تو و محیط به توست.
حالا میخوای از طریق نفست این رو بسنجی.
[مکث] نه از طریق نفست از درونت میتونی با بیرون ارتباط بگیری.
این درون نفس به وزان حق آفریده شده در ذات و صفات و افعال و اسماء.
تنها موجودی هستی که پروردگار سبحان در افعال و صفات و اسماء و ذات تو رو به وزان خودش آفریده.
حد نداری.
[مکث] برای همین ابد داری.
حد نداری تو.
تمام اسماء رو میتونی در خودت پیاده کنی.
لذا فرمایش ایشون اینطوری تموم میشه.
هر کس خداوند دلش را به معرفت خود مهر کند، یعنی انتخابش کند، حق سبحانه و را به حقیقت ایمان با اسماء و صفاتش و با هر موجود و مظهری و محیط به آن میبیند.
پروردگار سبحان را در تار و پود و محیط بر هر چیزی چه خودش و چه بیرون از خودش میبیند.
کسی که این عرفان رو خدا بهش عطا کنه.
[مکث] عارف به الله خداوند سبحان را با هر چیزی که به او توجه کند مشاهده میکند.
و همین رو، از همین رو تمام اشیا برایش معلم، معلم او خواهند شد.
معلم یعنی محل پیدا کردن.
محلی که معلوم میشه.
تمام اشیا براش معلوم میشه که اینها اسماء اللهاند.
"وعلم آدم الأسماء كلها".
حضرت استاد فرمودند "أي الأشياء كلها".
شما یک شیء هستی یا نه از میان موجودات؟
حتی امام صادق فرمودند که خدا خودش رو هم شی نام گذاشته اما شیئی که شیئیت نداره.
[مکث] شما یک شیئی، خب؟
[مکث] "أي الأشياء كلها".
الأسماء كلها یعنی اشیا همون اسماءاند.
اسم خدا پیاده شده که الان هستی.
اگر اسم الحي حضرت حق پیاده نشده باشه تو چگونه حیات داری؟
آنفآن هم داره پیاده میشه.
تجلی اول.
یمیت.
رفت.
این به معنای موت نابودی و عدم نیست.
به معنای عوض شدن طوره.
مثل اینکه انما تنتقلون من دارا الى دار.
شما رو منتقل میکنند از این دار به یه دار دیگه.
اون اسمی که در تو پیاده شد آنفآن داره پیاده میشه از اسم الحي در تو که تو حیات داری همین الان، الان حیات داری حالا یمیت.
طورش عوض میشه و یحیی.
یمیت و یحیی و یحیی و یمیت و همینجوری دائماً این دو اسم در کارند.
احیا حضرت اسرافیل ناموسدارشه.
احا-- احیا.
اماته حضرت قابض الارواح ناموسشه.
دو تا ملک خدا گذاشته آنفآن مراقب توئه.
رقیب و اتید توئه.
آنفآن دارن در تو این دو اسم رو پیاده میکنند.
آنفآن تو هستی، نیستی، هستی، نیستی.
این نیستی یعنی طورت عوض میشه.
تجلی حضرت حق در تو جدیده.
آنفآن تو جدیدی.
تو آدم قبلی نیستی.
علم پ-- ط-طبیعی میگه هر هفت سال یک بار سلولهای آدم عوض میشه و هر هفت سال جدید میشه بدنش.
الان علم الهی اینو نمیگه.
علم عنایه حضرت حق میفرماید آنفآن.
يسأله من في السماوات والأرض.
آنچه در آسمان و زمین است يسأله در حال گدایی از حضرت حقاند.
چرا گدایی؟
يسأله چرا سؤال؟
چون أنتم الفقراء إلى الله والله هو الغني الحمید.
خب حالا جواب حضرت حق کل یوم یوم بگیر ظرف ظهور.
کل یوم یعنی در هر ظهوری حضرت عالی در هر ظهوری هو او فی شأن در یک شأن جدیده.
در هر ظهوری الان تو داری ظاهر میشی.
اسماء دارن در تو تلألؤ میکنند مثل پرتو نور خورشید در حال ظهورند.
هو فی شأن.
او در شأن جدیده.
او داره تجلی میکنه تو که هستی.
پس تو تجلی اویی.
اینطوری بگیم.
اینجا که میرسیم حضرت استاد دیگه الحمدالله که به اینجا رسیدیم اوج، اوج، اوج، اوج بحث تو همین آیه است.
که فرمود آیه دو سوره حدید باید باشه.
هو الأول دو یا سه.
هو الأول والآخر والظاهر والباطن وهو بكل شيء عليم.
عليم.
[مکث] این یعنی چی؟
کی یادشه فاطمیه پارسال ما همین رو اونورم نشسته بودیم.
اونجا خانم آقا این برعکس بود، اونورم نشسته بودیم.
قشنگ یادمه رو منبر.
اینو چجوری ترجمه کردیم ب-- الان نسبت به سیر بحث باید چی بگیم؟
آیه سه.
آیه سه، سه سوره حدید.
یعنی هر اولی هو.
هر آخری، هر آخریها هو.
هر ظاهری هو.
هر باطنی هو.
اصلا چیزی جز هو نیست.
منتها وقت-- هو اسم اشاره به ذاته.
اسم ذاته یا اسم اشاره به ذات.
وقتی میخواد تجلی کنه، تجلی یعنی ظهور.
با چی تجلی کرده؟
با الله، با الوهت، الوهیت.
اون اسم جامع.
کی تونست تو سیر سعودی بره خودش برسونه به اسم جامع.
اون که گفت من رآنی فقط رء الله هر کی منو دید الله رو دیده پیغمبر.
حالا او رفته میگه دستتو بده من تو رو هم با خودم ببرم.
ما اصلاً اومدیم فلسفه اومدن به این دنیا همینه.
چیزی جز این نیست.
بیاییم از مهلت دنیا استفاده کنیم به شفاعت خاتم انبیا برسیم دستمونو بدیم بهش اون ما رو بکشونه ببره بالا چون ما ظرفیت اینو نداریم الله در ما پیاده بشه.
ما ظرفیت اینو داریم یک اسم تجلی کنه بشه کانال وجودی ما سر وجودی ما بشه رب وجودی ما ظهور کنه اسم اعظم ما باشه ما رو متصل کنه به دریای لایتناهی وجود.
دو اسمی کمند.
مثلا حضرت نوح گفتیم چند اسمی بود؟
بیست و پنج اسمی بود.
ما انبیا هشت اسمی داریم پونزده اسمی داریم.
هست یه روایتی حضرت اینا رو فرمودن.
اونکه همه اسمها شوخی نیست.
پیغمبر عزیز عالم چه کرده؟
چه وجود اوسعی داشته.
بعد او اومده دست من و تو رو بگیره ببره بالا.
بچههاشو فدا د-داده فدا کرده.
یک یک عزیزترین کسشو که حضرت صدیقه شهیدهست فداییل کرده برای اینکه دست من و شما رو بگیره ببره تا اون مرتبه.
امام رضا فرمود کسی که جلسهای به پا کنه که در اون جلسه امر ما احیا بشه.
الله اکبر.
میشه در این هیئت امر ولایت اونها احیا بشه؟
یعنی مرده بوده احیا بشه.
خب؟
میدونید چی میشه؟
حضرت چه مژدهای دادن برای همچین کسی؟
معنا فی درجاتنا [مکث] معنا فی درجاتنا.
الله اکبر.
همون فلیرخل معنای ابا عبدالله موقع رفتنش به سمت کربلا.
الله اکبر.
فلیرخل معنا.
این معنا مقام اندیته.
عند ربهم یرزقون.
مقام شهوده، مقام شهادته .
خلاصه و چکیده و زبده و عصاره و همه فهمش اینه.
خدایا ما رو از همسایگان دیوار به دیوار علی بن موسی الرضا قرار بده.
یا امین.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد