ددرس‌گفتارها

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.

بسم الله الرحمن الرحیم.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین.

الحمدلله على کل نعمه و اسال الله من فضله.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

ما رسیده بودیم به این جمله از [مکث] محی الدین عربی رحمة الله علیه در آخرین فصل کتاب فسوس‌شون.

اینطوریه این جمله که اولین افراد یکه یا دوئه یا سه، اولین افراد.

اولین افراد.

اصلا اولین عدد چیه؟

اینطوری بگیم.

اولین افراد سه است.

حالا از جهت عددی‌شو الان وقت نیست بعداً براتون ثابت می‌کنیم چرا اولین عدد سه هست.

اولین افراد سه است.

ذات احدیت و مرتبه‌ی الهیت و حقیقت روحانیت محمدی [صدای تشویق] صلی الله علیه و آله و سلم که عقل اول است .

و این افراد سه است یا عدد سه است و آنچه بر این اولیت از افراد افزوده شود از آن سه است.

یعنی از این سه تاست.

یعنی هرچی که منتشر می‌شه، منتیشی می‌شه، انشا می‌شه، به یک معنا ظهور می‌کنه، بروز می‌کنه، خارج می‌شه، چی بگیم؟

طلوع می‌کنه.

همه و همه پرتوی این سه‌اند.

خیلی حرف، حرف عمیقیه‌ها.

خیلی حرف، حرف گران قیمت و بالاییه‌ها.

حالا اینا از حیث طولی بخوای بسنجی چجوری‌اند؟

همونطور که خودش گفته اول ذات احدیت.

شما الان چگونه می‌تونی بفهمی احدیت عالم، یه احدیت داشتیم، یه واحدیت.

احدیت اون منتها الیه، دیگه بالاترین درجاته که هرچی این پایینه اصلش اونجاست.

بیده ملکوته کل شیء والیه ترجعون.

والیه ترجعون آقا.

یعنی قراره ما بریم به سمت احدیت؟

بله.

خب وقتی من نمی‌دونم احدیت چیه هاج و واج می‌شم، اونجا گرفتار می‌شم، برزخ می‌شه برام.

چه کنم؟

چه نکنم؟

خب بفرمایین از الان بفهم، یاد بگیر، بدون که چرا.

حالا اون کسی که رفته به سمت یادگیری اما وقت ایجاب نکرده، حالا به هر دلیلی خدا لعنت کنه اونایی که دست ما رو از دامان اهل بیت کوتاه کردن و امیرالمؤمنین رو دستشو بستن که ما از اماممون الان دوریم.

به هر دلیلی نیمه کاره موند این حرکتش، این سیرش، این کسب معرفتش، این‌ها رو فقط حواستون باشه فقط این‌ها رو امام باقر صلوات الله علیه در کافیه مرحوم کلینی اعلا الله مقامه شریف و امام صادق هم دارن که براشون ملکی مق-- مقرر می‌شه به اینا تعلیم بده آنچه که نرسیدن از قرآن .

یعنی کار و بار ما بعد از مرگ همینه.

کسب معرفت و کلاس درس و بحث.

آقا برای کی؟

کسی که اینجا رفته به سمتش.

بقیه چی؟

نخیر.

بقیه همینطوری گرفتار‌اند، تو برزخن .

توجه کردید؟

خب پس اینجا باید یه آشنایی‌ای پیدا کرد که اونجا فبصرک الیوم حدید نشه.

چشم تیز نشه به چیزهایی که اصلا نمی‌دونی هاج و واجی نمی‌فهمی.

چرا امیرالمؤمنین رو می‌بینید حاضری جون براش بدی؟

چرا؟

چرا؟

چرا تو مناجات گفتیم روایت شد؟

چرا امام صادق صلوات الله علیه فرمود خدا چون قسم یاد کرده جان مؤمن رو نگیره مگر اینکه راضیش کنه.

چرا با صورت امیرالمؤمنین راضیش می‌کنن؟

چرا خواهرها با ح-- با صورت حضرت زهرا راضیتون می‌کنن که جون بدید؟

چون با اون معنوسی، عجینی .

می‌شناسیش.

یک عمر باهاش خو کردی.

اصلا چیو دوست داری بیشتر از اون؟

اینه.

سرش اینه.

حالا کسی که اصلا حسین نمی‌شناسه، حضرت زهرا نمی‌دونه کیه، اصلا امیرالمؤمنین کجا بود؟

تو زندگیش نیست.

خب این لب مرگ اونا رو می‌بینه؟

نخیر، هیچکدومو نشونشون نمیدن.

اینا ناموس خدا هستن فقط امیرالمؤمنین رو.

بعضیا معتقدن امام عصرش هم می‌بینه.

یا حضرت زهرا رو دیدن که ناموس خداست.

چهره پیغمبر رو هر کسی نمی‌بینه.

اون جمع الجمعه.

باید جمع کرده باشی حقایق و معارف و ولایت رو تا بتونی چهره پیغمبر ببینی.

تو دلت جواب بده چند بار تو عمرت نماز پیغمبر خوندی؟

بعضیا اصلا نخوندن.

بعضیا اصلا نشنیدن پیغمبر همچین نمازی داره.

اون کسی که می‌دونه مثل من بیچاره پر ادعا چند بار خوندی حاجی؟

توفیق می‌خواد آقا.

مگه هر کسی می‌تونه بخونه؟

یه بار می‌خونه کمرش می‌شکنه.

اصلا نمی‌تونه ادامه بده.

توفیق می‌خواد، لیاقت می‌خواد.

مگه هر کسی می‌تونه پیغمبر ببینه؟

امیرالمؤمنین اونم دلیل داره.

نمی‌شه اونو برداری.

اون شکل خداست قل کل يعمل على شاکلته.

قرآن فرمود بگو همه، علامه حسن زاده روحش شاد فرمودن این کل خدا هم درشه.

یعنی خدا هم عمل می‌کنه به شاکله‌ی خودش.

لذا حرف می‌زنه به صوت علی.

ظهور می‌کنه به چهره‌ی علی.

بهشت می‌سازه، همش به ذکر علیه.

کلید در، در بهشت می‌خوای بکوبی علی، علی میگه روایت داریم دیگه.

ملائکه که کثرت عالم در اون‌هاست.

بیشترین خلق الهی ملائکه است.

وسائط فیض‌اند.

هرچه از حق به ما می‌رسه از طریق اون‌هاست.

همه به نور علی‌اند.

نمیشه اونو برداری.

لذا کافر و مؤمن علی رو می‌بینن لحظه‌ی موت.

اصلا نمیشه اونو برداری.

این یه وجه اثباتش که الان براتون ثابت کردم.

اما حضرت زهرا رو کی می‌بینه؟

باید من اهل البيت شد.

[مکث] یه بچه سیدی اومده بود هی دل از ما آب می‌کرد.

می‌گفت آره خواب مادرم زهرا رو دیدم.

بغلم کرد.

انقدر صورتش نورانی بود و من اشک می‌ریختم گوش می‌دادم.

[مکث] همون اشکی که من می‌ریختم گوش می‌دادم، همون نشون میده خودشو یه روزی.

به ما مادر رو نشون میدن.

انشاالله.

[مکث] من اینجا ح-- خیلی حرف‌ها دارم در خصوص حضرت زهرا.

چند ساله با همیم؟

بعضیاتون سی و پنج ساله ما با همیم.

بعضیاتون کمتر، بیشتر بیست سال، ده سال.

هنوز محرم نشدیم.

من بعضی از حرف‌ها در خصوص حضرت زهرا بگم.

[مکث] خدا انشاالله محرممون کنه به این صحبت‌ها.

[مکث] پس اینجاییم الان.

آقا وقتو داشته باشید من گرم صحبت که میشم، پنج دقیقه مونده، گرم میشم دیگه از دستم همچین در میرم.

خب بفرمایید خدا به شما خیر بده.

احدیت، الهیت، حقیقت روحانیت پیغمبر.

این سه تا یعنی نورانیت پیغمبر.

لذا فرمود اول ما خلق الله نوری یا روحی.

اول خلق خداست.

اول تعین خداست که معین شد، تعین پیدا کرد، عینیت پیدا کرد.

او از کجا اومد؟

این سلسله‌ی طولیه‌ رو داشته باشید، این سه.

او از کجا اومد؟

این که میگم اصلا نمیشه سه نباشه.

نمیشه دو و یک باشه.

اصلا نمیشه.

باید سه باشه.

اگر این سومی نبود، اصلا خلقت چیزی نبود.

لولاك لما خلقت Aflaak درسته؟

پس باید سه باشه.

حالا چرا دو نباشه؟

چون اگر، اگر، اگر این سومی از اون دومی منتشی نمی‌شد باز ابتر می‌موند.

اصلا اسم ظاهر حضرت حق ظهور نمی‌کرد.

اسم خدا معطل می‌موند.

نمیشه آقا.

اسم خدا نمیشه معطل باشه.

باید الهیت باشه.

الهیت چیه؟

مرتبه‌ی ظهور اسماء.

ذیل احدیته.

به یک معنا شروع واحدیته.

کثراته.

حالا این کثرت می‌خواد شروع بشه از کجا شروع میشه؟

از احدیت، از جمع الجمع به همین راحتی.

از ذات غیبی.

آقا الان شما اینجا نشست-نشستی اگر در شما رتبه‌ای از احدیت عالم نباشه می‌تونی درک کنی احدیت چیه؟

اصلا ابن عربی می‌تونست تو کتابش حرفی از احدیت بیاره؟

همین که آورده و همین که بسیاری از شرح، قلم زدن مثل علامه قیسری که یه کتابه نصف این قصه، فسوس ابن عربی نصف قطر اینه.

بعد علامه قیسری شرحش داده شده چهار برابر خود فسوس تو دو جلد که الان این جلدش، جلد دومش دست منه.

کی شرح داده؟

علامه حسن زاده چهارصد جلسه شرحشو از کجا آورده؟

[مکث] یه ربطی بین ما و احدیت هست.

شما الان چگونه داری متوجه میشی یه چیزی؟

من اصلا چجوری می‌تونم اینا رو الان بیان کنم اگر موهومه.

اگر در من رتبه‌ای وصل به احدیت نیست، چگونه ارتباط برقرار کنم؟

پس هست.

اون رتبه‌ای که در من و شماست جنسش از احدیته چیه؟

بگید.

قبلاً گفتم باید حاضر جواب باشید.

جان؟

نه نه.

یه رتبه‌ای در وجود ماست که جنسش از احدیته.

از قلب به پایین میشه واحدیت، کثرته.

ما فوق قلب چیه؟

بگو حسین آقا، روح دیگه.

شماها دیگه کلاسای مسعود بلال بودید باید خیلی حاضر جواب‌تر باشید.

یه دور اینا رو ما دور-- مرور کردیم.

یا اینجا هیئت متاسفانه البته جسارت نشه به دوستان اما خیلی آقا به عشق روضه و مناجات و اینا میان، خیلی شاید توجه به اون صحبت‌ها نکنن.

اما بحث بلال دیگه صرفاً بحثه.

باید یاد-- روح ما آقا جنسش از احدیته.

یعنی این روح ما الان اینجاست؟

بفرمایید جواب بدید.

الان روح ما اینجاست؟

آره.

هست.

مگه اینجا احدیته؟

اینجا احدیته؟

اینجا واحدیته.

اینجا کثرته.

اینجا بدنه.

اینجا قوه خیاله.

اینجا قوه وهمه.

اینجا رتبه‌ی عقله.

اینجا ماهیت قلبه که شروع کثراته.

پس روح ما کجاست؟

این یکی از خروجی‌های مهم بحث.

بفرمایید روح ما کجاست تو خزانه است.

خزانه کجاست؟

آیه ش کدومه؟

"ام من شيء إلا عندنا".

بگید دیگه "عندنا خزائنه".

"وما نزلناه إلا بقدر معلوم".

این که نازل شده اینه.

اینی که داریم می‌بینیم مرتبه ظهور و کثرات این نازل شده است.

روح ما اونجاست، تو خزانه است.

یعنی خورشید اونجاست.

تو طلوع اونی، تو رو-- تو پرتو اونی، تو یه رشحه ای از، تو ظل اونی، تو سایه حقیقت خودتی.

حقیقتت اونجاست.

مرتبه چیه؟

اندیت.

حالا الان می‌فهمیم شهدا تا کجا رفتن.

آی هیات یا زهرای دل شده ولایت و عاشق شهادت.

شهدا مقامشون کجاست؟

"ان درب بهم یرزقون".

مقام اندیت.

یک پارچه نورن، روحن و تا اونجا سیرشون دادن.

الله اکبر.

لذا شهیده، شاهد در تمام عالم .

الان من در اینجا حرف می‌زنم، مادرم، پدرم، برادرم روحشون شاد، اجدادم هر کسی که به من تعلق داره می‌شنوه، صدای من رو می‌شنوه.

[مکث] اون‌هایی که مسجد بلال بودن الان اینجا بعضیاشون تشریف دارن، می‌دونن دیگه ما گفتیم تنها حسی که باقی می‌مونه در انسان حس شنواییه .

و حس شنوایی ملکوتی، ملکوتیش تنها حسی‌ست که می‌تونه صوت مادی رو بشنوه.

دیگه چشم ملکوتی، همونا که از این دنیا رفتن ملکوتی‌ان الان.

با چشم ملکوتی نمی‌تونن ماده ببینن، ما رو نمی‌بینن.

حقیقت م-- تمثل ما رو می‌بینن، حقیقت ما رو می‌بینن.

از حس لمس و شم و ذوقشونم این شکلی‌ان.

درست شد؟

اما صوت ما رو می‌شنون.

الان اجداد من، اونایی که به من تعلق دارن صدای منو دارن می‌شنون .

فقط صدای منو به هرکس که تعلق دارم.

اما شهید چی؟

صدای تمام مردم کره زمین رو می‌شنون.

هلهله و ولوله و غلغله و تسبیح تمام ملائکه، تمام اشیا رو می‌شنون.

این یعنی شهید.

این مقام شهادته.

تمرین نماز برای تمرین به شهادت رسیدنه.

"اشهد ان لا اله الا الله".

شهوده.

چه شروعش "اشهد ان لا اله الا الله" اذان و اقامه، چه ختمش "اشهد ان لا اله الا الله" تشهد.

بعد میفتی به شهود دیگه سلام-- میگه "السلام علیک، السلام علینا، السلام علیکُم".

این ضمیر مخاطب جمع مخاطبه دیگه.

حالا درستش مخاطبه.

مغایب که نیست .

این شهوده.

نماز ما رو به شهود می‌رسه.

همه شهدا از نماز رسیدن .

روح نماز چیه؟

ولایته.

حالا پس اینا که گفتم وقتم گذشت.

ما پس روحمون اونجاست.

پس در ما رتبه‌ای هست که اهدیّت رو درک کنیم.

این یه تو دهنی به اونایی که چرا این حرفو می‌زنی؟

برای چی از اهدیّت حرف می‌زنی؟

برای چی از ذات خدا میگی؟

ول کن آقا، این حرفا رو نمی‌فهمن.

مردم کششش رو ندارن.

اگه ندارن پس روحشون چیکاره است؟

"بیده ملکوته کل شی" یعنی چی؟

"ام من شيء إلا عندنا خزائنه" یعنی چی؟

یعنی شما الان اینجایی اما کشیده شدی تا ذات غیبی، تا مرتبه اهدیّت .

حالا الان به حیوون بگی اهدیّت می‌فهمه؟

می‌فهمه یا نمی‌فهمه؟

بگید [مکث] به حیوان اهدیّت می‌فهمه یا نمی‌فهمه؟

قرآن به حیوون نازل شده؟

چرا به-- فقط به انسان نازل شده؟

چون فقط انسان اهدیّت می‌فهمه.

قرآن از کجا اومده؟

"انا انزلناه في ليلة".

از مرتبه اهدیّت اومده.

ده شب مسجد الرسول میدون رسالت، این عزیز دلم که اینجا تشریف دارن از همون جا افتادن تو این ده ما، درسته؟

در خصوص نزول قرآن ما حرف زدیم .

آخرم پاکتمونو دادن.

حاج آقا بین دو نماز شب آخر پا شد دکتر شجاعی گفت بسیار عالی.

چی؟

حالا از خیال خودشون تعریف و تمجید، تعریف و تمجید منو نمی‌کرد که تعریف و تمجید محی الدین رو می‌کرد.

تعریف و تمجید ملا صدرا، علامه حسن زاده رو می‌کرد.

منو نه، منه پوست استخونو می‌کرد .

موقع دعا شد.

یه پیرمرد حالا از این عرقچین به سرا میکروفونو گرفت گفت البته حاج آقا نظر خودشو گفت ما و همه این نمازگزارا هیچی نفهمیدیم تو این ده شب [خنده].

وقتمون گرفته شد .

آفرین به روح شهید حججی.

چگونه داره تربیت می‌کنه.

پیرمردی اومد کنار شهید حججی.

این [مکث] عنایت روحی شهید حججی‌ها.

برید محضرش.

این منفذهای وجود من یه ذره باز شد، یه ذره بارقه به من رسید، از اون رسید.

اون واسطه شد که علامه توجهی به ما کنه .

برای بعضیا تون داستانشو گفتم.

پیرمرده اومد تازه کجا؟

موکب شهید حججی.

تو کربلا بودیم.

یه هشت شب من اونجا هشت تا جلسه صحبت کردم شیرمرده اومد دستا پینه بسته.

فکر می‌کنم حدود مثلا هشتاد سالش بود.

گفت حاج من کشاورزم، بی‌سوادم.

[مکث] از اب-- این هشت شب حرفاتو شنیدم.

هیچی نفهمیدم اما خیلی لذت بردم.

خیلی نمی‌دونم چه-- تو حرفای شما چی بود، چه جنسی بود.

خیلی کیف کردم.

اندازه هشتاد سال منبر شنیدن هم تو این هشت جلسه کیف کردم.

گفتم فهمیدی خودتو نزن به نفهمی.

پدر منی.

اما این جسارت رو در حق خودت نکن.

فهمیدی که لذت بردی.

[مکث] از اون بگیر تا جوونی که گریه کرد ده شبی که محضر شهید حججی بودم، ده تا منبر رفتم سال اول شهادتش چند تا جوان اومدن اشک ریختن منو بغل کردن.

گفتن یک عمر ما در به در بودیم.

این ده شب گم‌شده‌هامون رو که وجودمون له له می‌زد این حرفا رو پیدا کردیم.

تو رو خدا اینجا رو، این شهر رو ول نکن برو.

من گفتم من چ-- آقا بفرمایید این حرفا از من نبوده.

همش از این کتاب، از این کتاب، از این کتاب.

سند، مدرک، نسخ نخواستید اون کانال پیدا.

چیکار به من دارید شما؟

گم‌شده‌هاتون اینجاست.

برید سراغش.

خدا رو شاهد می‌گیرم.

[مکث] اینجا دارم چی میگم؟

اینجا مسجد الرسول ساكن اینطوری شنیدم.

اون طرف همه گفت ما هیچی نفهمیدیم.

اونجا از جوون و بچه و پیرش همه گفتن ما فهمیدیم.

چرا؟

روح شهید.

شهید شه-- به مقام شهود رسیده.

شاهد بر عالمه.

نظر می‌کنه به وجه الله.

شوخیه مگه؟

باید بشین کنار شهید.

[مکث] یه جمله بگم تمام.

حرفمون هم نیمه کاره، تمام و ناپخته‌مون شب‌های جمعه هفته بعد انشاالله توفیق باشه ادامه میدیم که این سه رو.

تو الاهیت موندیم.

[مکث] مرتبه ظهور شد الاهیت، دیگه مندمج شدش اهدیه است که الان روح ما از اونجا اومده تا اینجا.

[مکث] جمله آخرم.

مراقب شهدای زنده باشیم.

شهدایی که رفتن البته اه-- بل احیا اون.

اونا هم زنده‌ن.

لا تحسبن الذین قتلوا فی سبيل الله امواتا اونا حیات دارن.

اما اینی که همین الان با بدن عنصری ات بغلت نشسته همین قراره شهید بشه.

[صدای بچه] مثل مهدی حسینی خودمون.

[صدای بچه] خداوکیلی الان فیلمای سینه زنش تو آشپزخونه هیئت رو می‌بینیم چه حالی می‌کنیم.

میگیم چرا نفهمیدیم تو شهید میشی؟

بار دیگه میگیم سال، سال شهداست تو این هیئت .

قدر همین بغل دستی‌هاتون با ص-- دل سیر همدیگه رو ببینید، بچشید، بغل کنید، مصافحه کنید.

بعد از هیئت با هم مصافحه کنید.

نورتون به هم منتقل می‌شه.

[مکث] به خدا قسم.

[مکث] خواهرها با هم، برادرها با هم مصافحه کنید، معانقه کنید.

این نور رو در هم کنید، [مکث] در هم تنیده بشه.

[صدای بچه] بلکه انشاالله همه رو با هم بخرن.

[مکث] یادتون باشه این بحث سه رو ادامه بدیم که بعد می‌رسیم به بحث علت عشق پیغمبر به جنس زن [مکث] و مرتبه لقاء الله که ما منظورمون اونه داریم به اونجا می‌رسیم.

این دومین جلسه از هشت جلسه‌ای که به نیت امام رضا نیت کردیم بگیم تا لقاء الله سفره‌اش جمع شه.

هشت جلسه دیگه انشاالله داریم.

والحمد لله رب العالمين از اینکه بنده رو تحمل کردید بیشتر از همیشه ممنونم.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

والحمد لله رب العالمين صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

تا حمد و سوره رو می‌خونید جا داره که بنده از طرف تک تک [مکث] عزیزان هیئتی یا زهرا خواهرها و برادرها از [مکث] مهمانان ارجمندمون از مشهد الرضا تشکر کنیم بابت مهمان‌نوازی جانانه‌شون در مشهد الرضا از ظاهرین هیئت.

به نمایندگی از ظاهرین، از مجاورین حضرت در مشهد هیئتی امشب تشریف آوردن از خواهرها و برادرها.

[مکث] من شرمنده‌ام.

زبانم قاصره از تشکر و از محبتی که در مشهد به ظاهرین هیئت و [مکث] نوجوون‌های به خصوص هیئت داشتن.

انشاالله بتونیم جبران کنیم براشون.

به همین مناسبت اولین جبرامون، جبرانمون این باشه.

نثار روح منوره و عالمه استادشون که به رحمت حق رفته، بانو، بانوی جلیله قیداری صلوات قشنگ بفرستید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم