ددرس‌گفتارها

یه ربع فقط که از نورانیت منبر جا نمونه.

به شرط که گوش بدید.

[خنده] دیگه جلسه به قله رسیده بود.

بحثمون هم انشاالله البته از دیشب به قله رسید و یه مندمجی بود، جمعی بود، جمع‌الجمعی بود از مباحث حدوداً صد و سی جلسه لقاءالله.

حالا [مکث] تا یار که خواهد و میلش به که باشد ببینیم ادامه بدیم.

ما به نیت رساله لقاءالله حضرت استاد این بحث رو شروع کردیم.

اصلاً ورود به لقاء الله، لقاءالله استاد نکردیم.

اصلاً رساله رو ورود نکردیم.

برای فهم رقائع رساله لقاءالله استاد حضرت علامه حسن زاده ما صد و سی جلسه صحبت کردیم مقدمات گفتیم حالا برید تو رساله خودتون بخونید.

اگه بخوایم بریم تو رساله صد جلسه دیگه باید تو رساله باشیم.

امروز یه نکته‌ای رو عرض کنم، فتح بابی باشه.

این رو همونطور که عرض کردم عشق و شور و روضه و سینه زنی و همه چی نه دست من بود نه دست شما "وفی السماء رزقكم وما توعدون".

گمان می‌کنم انشاالله منبرمون هم همین باشه.

لذا این رو، این منبر رو تذکر حضرت رضا به خودتون بگیرید.

نیت کنید که امام رضا با شما سخن میگه که اگر غیر از این باشه هم من باختم هم شما.

دیشب عرض کردیم خواهرا انشاالله خوب گوش بدن.

دیشب عرض کردیم که در کلمه نود و نه معرفت نفس حضرت استاد چی فرمودن؟

صلاة رو، نماز رو گرفتن شهود در مقام وحدت در روح و لقاءالله خودش رو در صلاة و در نماز نشون میده.

گفتیم که هر چه بلایی در مسیر لقاءالله و "إنا إليه راجعون" قراره سر ما بیاد در صلاة و در نماز میاد.

ببین نمازت چگونه است.

لذا آقای بهجت فرمودن نماز نخون حال کنی.

نماز بخون که حالتو بسنجی که کجایی کاری، چه کردی با خودت.

حالا این نماز اسراری دارد.

دقت بفرمایید که شما هم در تسبیحات اربعه که هفت بار طی شبانه روز در نمازهای واجب به اندازه همون هفت طواف کعبه هفت بار تسبیحات اربعه میگی و طواف می‌کنی عرش الهی رو که عرش الرحمن قلب المؤمن عرش الرحمن و اون عرش الهی که چهار رکن داره همین سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله والله اکبر ارکان عرشه.

این ارکان عرش اومده کعبه درست کرده از بیت المعمور عبور کرده در قوس بزرگ اومده کعبه درست کرده که مکعبه و اونم چهار گوش.

این بحثا قبلاً بینمون گذشته.

همش هم به این چهار رکنه.

کسی شبانه روز طواف می‌کنه هفت بار باید طواف کنه دیگه.

طوافت با این تسبیحاته.

در هفت رکعت نماز واجب.

بعد طواف که می‌کنی دو رکعت نماز واجب داری، دو رکعت نماز طوافه که اگر اون دو رکعت رو نخونی حجت باطله.

اون می‌شه نماز صبحه که حجت رو کامل می‌کنه.

حالا اونجا همش بحث تسبیحه چون تسبیح از همشون مهم‌تره.

هیچ‌وقت فکر کردید که چرا تو رکوع و سجود هم سبحان ربی العظیمه تمام دیگه.

سبحان ربی العظیم.

دیگه و به همه چیه؟

سبحان ربی الاعلى و به همه چیه؟

فسبح بحمد ربك.

فسبح، پس تسبیح گو.

چشم سبحان الله.

نه، نه، نه صبر کن.

فسبح بحمد ربك.

این تسبیح به حمد چیه که سر تا سر نماز رو گرفته؟

البته نماز با الله اکبر شروع می‌شه.

شما وقتی که الله اکبر رو گفتی دستت، حالا بعضیا اسرار نمازو خدا لطف کنه یه روزی بشینیم سر سفره‌ش.

یه معناش اینه که تسلیمی دستتو میاری بالا.

یه معناش اینه که همه رو میزنی عقب.

تویی و خدا.

یک معناش آوردنه در محازي بین گوش و حلق که حلق، حلق حاجی.

حالا معانی زیادی داره.

در هر حال الله اکبر، الله اکبر هم در اون ش-- حدیث شریف که انوار این چهار رکن عرش رو برشمرد اول از الله اکبر اصلاً شروع کرد که رنگش هم گفتیم سرخه.

امام حسین می‌بینی باید بگی الله اکبر.

میری حرم بگی ال-- صد بار بگی الله اکبر و الحمدالله رنگش سبزه.

انشاالله بقی رفتی اونجا ذکرت الحمدالله باشه.

كلمة لا إله إلا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي.

ولاية علي بن ابي طالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي.

ولایت کلمه لا اله الا الله.

لا اله الا الله رنگش زرده.

رفتی حرم مولا لا اله الا الله ذکرشه و تسبیح هم که رنگش سفیده.

دیگه جمع الجمعه.

نور سفید رو از منشور تو فیزیک رد کنی اونور رنگین کمان می‌زنه.

مادره، نور حضرت زهراست و ذکرش تسبیحه.

لذا گفتن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها.

حالا چرا؟

من الآن بعضی از نکات همینطوری خدا می‌دونه همینطوری داره می‌جوشه بعضی از اسرار نمازو برای شما میگم.

حیف که وقتمون هم یه ربعه.

بعضی موقع‌ها آدم به حرف میفته.

حیفه.

بعد بعداً یعنی زبون قفل می‌شه.

آدم فکرش بسته می‌شه.

ذنش نیست.

حالا در هر حال تسبیح به هم چیه؟

میگه آ تسبیح بگو تنزی-- تسبیح تنزیهه یعنی منزه است خدا از هر عیب و نقص و هر ضعف و هر-- همه‌ی کمالات در اوست و هر، هر نقصی او منزه است.

اگر خدا رو منزه بگیری از حد از نقص تکلیف کثرات چی میشه؟

خدا منزه هست اما تکلیف کثرات و خلائق چی میشه؟

همه‌ی خلائق حد دارن.

به یک معنا ماهیت دارن.

ماهیت دارن یعنی یه قدری، یه قدری، یه اندازه‌ای دارن.

"و ما ننزله إلا بقدر معلوم".

هر چیزی نازل شده به یه قدر معلومی ماهیت داره، حدی داره، اندازه‌ای داره.

درسته صادر اول اون نفس الرحمن مطلقه اما خودش مطلقه به قید اطلاقه.

قید داره باز قید داره.

اما حضرت حق، حضرت حق هم مطلقه اما بدون قید اطلاقه.

یعنی انتها نداره.

اصلاً قید بردار نیست حضرت حق.

خب حالا حضرت حق و اگر فقط تنزیح کنی، تسبیح کنی چون ماهیت نداره، تنها وجودی‌ست که ماهیت نداره، حد نداره و البته عنیتو ماهیتهو عنیتو ماهیتهو تو اسفار ملاصدرا میفرماید عنیتو.

اصلاً همه هستی خدا، بود خدا وجود است که مشهود ماست.

این وجود مطلقه صمدی قرآنی این ماهیتشه.

اصلاً حد نداره.

حالا میخوای هرچی اسمشو بگذار.

بقیه حد دارن.

خب چه بگیم؟

اگر خدا رو تنزیح کنیم میشه خدای جدای از خلق.

چگونه ما بعد در وحدت کثرت ببینیم؟

چگونه در کثرت وحدت ببینیم؟

این معنای لقاء الله بود به فرمایش ملا محسن در کلمات مکنونش یادتونه؟

کتاب شریف کلمات مکنون.

"کلمه فی معنى لقاء الله".

کسی اینو بفهمه رسیده به لقای خدا.

وحدت میبینه، کثرت رو اونجا میبینه.

کثرت میبینه، وحدت رو اونجا میبینه.

چرا؟

گفتیم که از صمد اسمایی که در قرآن یک بار اومده حرف اول و آخر رو میزنه.

پدر به بچه‌ش میگه یک بار اینو بهت میگم برای همیشه بسهت باشه.

این یک بار خیلی حرف میشه.

بگردید اسمایی که در قرآن یک بار اومده مثل الصمد، مثل المتکبر.

اینا یک بار اومده، یک بار.

خیلی حرفه.

لذا چ-چبریایی مخصوص خداست.

اون صمد بی‌انتها‌ی بی‌قید اطلاق مخصوص خداست.

حالا صمد چیه؟

حضرت فرمودن یادتونه دیگه "الصمد الذي لا جوف له".

اصلاً هیچ جا خالی از او نیست.

همه جا رو پر کرده.

پس تکلیف این کثرات چی میشه؟

اگر خدا رو بگیریم منزه است.

تسبیح بگیم سبحان الله.

منزه است از حد، از ماهیت، از نقص.

همه‌ی خلائق ن-- حد دارن، نقص دارن، ماهیت دارن.

پس چگونه؟

اینا چی میشه؟

بالاخره تکلیف آیا خلائق منهای God هستند؟

یعنی دنیا رو، جایی رو، هر جا، هر جا که خلقت است حتی ملکوت هم خلق خداست.

جبروت هم لاهوت هم مافوق اون هم همه خلقت صادر مطلق فقط صادر خداست.

نفس الهیه.

هنو قید نگرفته.

چه عرض شود حد نگرفته به اون معنا.

حالا همه و همه، همه‌ی این کائنات حد دارن.

اینا منهای خدا.

پس خدا چگونه؟

لا یتناحی که شما یه جایی رو پیدا کردی که خدا نیست.

در صورتی که فرمود هیچ کجا از او خالی نیست.

همه جا رو پر کرده.

"هو معکم أینما کنتم".

هر کجا باشید او با شماست.

"هو الأول والآخر والظاهر والباطن".

حضرت استاد علامه حسن زاده علیه الرحمة والرضوان فرمودن هر اولی هو، هر آخری هو، هر ظاهری هو، هر باطنی هو.

اصلاً نمیتونی خدا رو برداری.

خدا رو برداری چیزی نمیمونه.

پس این کثرات شد چی؟

ماهیات.

این حدی که گرفتن اینا شدن چی؟

اینا شدن شأنی از شؤون حضرت حق.

اینا شدن آیات الهی.

ظهور اسماء الله.

"ظهورت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم".

پس اگر فقط تسبیح کنی خدا رو ناقص دیدی.

توحیدت صمدی قرآنی نیست.

یعنی کثرات رو، خلائق رو منها کردی از خدا.

خدا منزه است از حد.

پس اینا کیاند؟

اینا همه حد دارن.

اینا همه ماهیت دارن.

میگیم نه.

تسبیح به چی بگو؟

"فسبح".

آفرین به حمد.

هم چیه؟

تشبیهه.

هم تشبیهه.

میگی که این یه شباهتی داره به اسماء الهی.

آیا اسم حق، اسم حضرت حق، اسم حسنای حق، الحي در شما هست یا نه؟

شما حیات داری یا نه؟

مرده‌ای یا زنده ای؟

همین که حیات داری پس یک شأنی، یک رتبه‌ای، یک رشحی، یک سایه‌ای، یک ولی، یک کلمه‌ای هستی از اسم الحي حضرت حق که او بی‌انتهاست، تو حد داری.

خب؟

همینطور هر کجا به قول علامه رفیع قزوینی هر کجا که وجود، شما موجود هستی یا نه، وجود قدم نهاد اساکر یعنی لشگریان اسماء موجودند.

همه اسماء در تو هستند.

اما به چه شدتی؟

به چه حدتی؟

به قدر و اندازه‌ی تو.

حتی پیغمبر عزیز عالم هم الحي نیست.

الحي فقط خداست.

یعنی همه‌ی حیات.

العلیم یعنی همه‌ی علم.

الحکیم همه‌ی حکمت.

الكريم همه‌ی کرم پیش خداست.

فقط خداست.

پیغمبر اکرم کریم، حکیم، رحیم، رئوف اما الرحیم نیست.

الكريم فقط خدا.

مفرد محلا به الف و لام دلالت استغراق یعنی همه چی توشه.

پس چه کنیم؟

مجبوریم حمد هم بکنیم.

حمد یعنی تشبیه.

شباهت بگیر.

اینا از آیات الهی‌اند.

"وفی الارض" همین زمینی که روش نشستی و به عین خیالت هم نیست که این مهد توئه، آمادگاه توئه، آرامشگاه توئه.

"وجعل الارض مهادا".

اصلاً توجه نداری میفرماید "وفی الارض آیات للموقنين".

برای اهل یقین اینجا آیات داریم تو همین زمین.

"وفی انفسکم افلا تبصرون".

چرا نگاه نمی‌کنید به جان‌هاتون که آیات الهی‌اند.

پس تشبیه یعنی چی؟

اینکه خودت رو آیت الله ببینی، اسم الله ببینی "وهرة الموجودات" آیا شما موجودی یا نه؟

"ان بسم الله الرحمن الرحیم" ببینی.

این می‌شه حمد.

این می‌شه تشبیه، تشبیه خلائق یعنی به یک معنا ملبس شدن به لباس اسماء الله.

تشبه به الله.

من خدا رو دستم نمی‌رسه بهش چه کنم؟

حجتش نازل شده.

"انا انزلناه في ليلة القدر" اومده "تنزل الملائكة والروح" تشریف آورده که تو او رو ببینی شبیه او بشی.

تو هم تشبه به الله بگیری.

اصلاً معنای قدر، نهایت صلاة و نماز یعنی تشبه به الله.

تشبه به حجت الله از طریق اسماء الله.

لباس اسم الله به تن کردن.

کل باز دارم مندمج شده لقمه‌ها رو هی می‌جوَم دهان رفیقام می‌گذارم در سی و، صد و سی جلسه بحث لقاء الله خلاصه‌ش دارم می‌کنم تو بحث نماز.

لذا نماز سر الله.

ذکر الله اکبر.

"لذكر الله الاکبر".

قطعاً ذکر بزرگ خداست.

ببین نمازت چگونه است بعد می‌بینی که چی؟

معراجتم این، این گونه است.

لذا "الصلاة معراج المؤمن".

وقتی قیام می‌کنی ایستادی با تمام ملائکه تسبیح گویی، تحمید گویی، تحلیل گویی، تحمید گویی، تمجید گویی، تکبیر گویی.

ایستاده قیام.

وقتی میری در رکوع با تمام بهائم و حیوانات همراه می‌شی.

وقتی میری به سجده با تمام جمادات تسبیح گویی می‌شی.

وقتی می‌شینی با نباتات، حالا تو، می‌تونه تو، تو سجده نباتات باشه، نشسته جمادات باشه.

چرا؟

اگر اینطوری نگاه کنیم چون دهان نبات تو دهنه، توی زمینه.

برعکس ماست.

دهان ما بالاست، پامون رو زمین.

نبات یعنی درخت برعکسه.

دهانش تو زمینه که ریششه دست و پاش با آسمونه.

پس وقتی میریم به سجده با نباتات همراهیم.

می‌نشینیم تس-- حالا تشهد و سلام با جمادات که چسبیدی به زمین موقع نشستن.

درست شد؟

عجب نمازیه که از ابتدا تا انتها با تمام خلق الله همراهی و تسبیح گویی و تحمید گویی و بعد میری وارد تشهد، شهادت، شهادت میدم مقام شهوده.

دیروز عرض کردیم در کلمه نود و نه صد معرفت، صد کلمه در معرفت نفس حضرت استاد فرمود اون نماز شهوده نه رؤیت، شهوده بنحو جمعی یعنی قلبت خدا رو مشاهده کنه.

میگی "اشهد ان لا اله الا الله".

این شهوده.

به شهادت نشستی.

شوخیه مگه؟

می‌خوای شهید شی؟

نمازتو درست کن.

می‌خوای شهید شی؟

اشهد نمازت رو بساز.

"اشهد ان لا اله الا الله" شهادت میدم و "اشهد ان محمدا رسول الله.

اللهم صل على محمد و آل محمد".

بعد بعد میری آخر سمت صلا-- سلام.

سلام میدی.

هر سلامی یک معنا داره.

سلام آخر البته واجبه.

حضرت استاد فرمودن در سلام آخر تمام انبیا و اولیا دو-- تمام دای-- کل دوران‌های پیش از ما و بعد از ما.

ألف، ألف دوره و کوره آدم آمده و خواهد آمد همه رو سلام میدم.

تو هم بلدی؟

السلام علیکم به کی می‌خوره؟

دیگه مقام کثرته دیگه.

به همه شما سلام میدم.

به کیا؟

چون این‌ها شباهت به الله دارن.

تسبیح به حمد باید کرد.

نماز رو حواسمون باشه یعنی اسرار لوازم.

السلام علیکم از امام عصر عزیزت بگیر چهارده معصوم، همه انبیا، پیشین، فی الحال و بعد از زمان‌های ما که وقتی آب همه بر اساس رساله رد و فتح حضرت استاد همه کره زمینو دوباره بگیره قیامت ما دوره ما به پا بشه، بعد از اون دوباره دحول ارضی رخ بده و دوره جدید ألف، ألف، هزار، هزار، هزار همینطوری آدم اومده و خواهد آمد.

هر دوره قیامتش به پا می‌شه.

بعد دوره‌های جدید.

به همه سلام کن.

به همه اهل ایمان.

به زمین و زمان.

اگر چنین نمازی خوندی می‌بینی زمین و زمان، فرش و عرش و ما فیها همه انبیا و اولیا و ملائکه و همه دست به دست هم میدن تا تو رو بسازن.

چون گفتی چی؟

سلام بر همتون.

اونا هم می‌گن و علیکم السلام.

"تبتم و تابت الارض فیها دفنتم".

هر کجا که شما دفن هم بشید مثل شهدا اونجا رو تمیز می‌کنید، پاک می‌کنید.

بدنتون هم پاک می‌کنید.

این فلسفه شهادته.

هی بی‌خود بدون دانستن رمز و راز شهادت دم از شهادت نزنیم.

بی‌خود بدون دانستن اسرار و رمز و رموز صلاة و نماز دم از معراج و لقاء الله نزنیم.

اگر دوست داشتید به من خبر بدید خواهر و برادر که این بحث صلاة رو یه چند جلسه‌ای پنج شش جلسه‌ای اسرارش رو بگیم، بیان کنیم، فاش کنیم یه ذره تا حالا در خصوص نماز من حرف نزدم.

چون بحث لقاء الله قله‌شه دیگه.

"الصلاة معراج المؤمن" و مرتبه شهوده به من بگید.

اگه نه که دیگه امشب بحول و قوه الهی و به فضل حضرت حق دفتر بحث لقاء الله در هیئت یا زهرا جمع شد.

اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

سفره‌ایه که سرش نشستیم "فلينظر الانسان الى طعامه".

این طعامه ای الى علمه.

اخذ علم کردید لذا خدایا برکت بده به مولامون امام زمان.

سر سفره هم می‌شینید با خانوم‌هاتون و بچه‌هاتون اینا همه همسرتون سر سفره "اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان".

اینجام سفره معنویه.

اللهم بارک یعنی خدایا برکت بده به آقامون.

"اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين".

صلوات.

[صدای جمع]