ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ صد و بیست و هشتم سلسلهٔ لقاءالله، سخنرانی شب جمعهٔ شهادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله؛ حجت‌الاسلام بیات. بحث به آخرین نوع فقر در مسیر لقاء — فقر عارف — می‌رسد و روی سومین جزء آن می‌ایستد: والاحتباس فی قید التجرید؛ حبس نفس در تجرد، حاضر نشدن به فرود از عالم ملکوت به ماده. نفس مجرد زبان ماده را به زبان روح برمی‌گرداند تا علم بچشد و معرفت شود؛ وادی، وادی عرفان است. آیت‌الله بهجت در پایان نماز ناله می‌کرد چون از تجرد به ماده برمی‌گشت؛ جمع کردن سفرهٔ هیئت بی‌اذن صاحب جلسه روا نیست. هندسهٔ معرفت از بالاست به پایین: از خدا به آیات، نه از اثر به مؤثر؛ دعای عرفه می‌گوید تردد در آثار بعد مزار می‌آورد. علامه حسن‌زاده ریاضیات و به‌خصوص هندسه را از اعظم وسایل تقویت نفس مجرد می‌داند؛ فکر را باید به ریاضی ورزش داد تا کم‌گو و دیرگو و نیکوگو شد. نفس کل در فص فاطمی حضرت زهراست؛ حبس نفس دست اوست. افلاطون بر سردر آکادمی نوشت هرکس هندسه‌دان نیست وارد نشود؛ صاحبان همت جان به لب می‌رسانند تا جام به لب برسد. رنگ وجود در صلب پدر و رحم مادر گرفته می‌شود؛ در برابر والدین باید خاک بود. رزق موعود در آسمان است و این سفره سفرهٔ صاحب‌زمان است.

فهرست مطالب

  • استعاذه، بسم‌الله و سلام بر امام عصر
  • بازگشت به بحث لقاءالله؛ فقر عارف
  • والاحتباس فی قید التجرید
  • نفس مجرد؛ خواب بدن و بیداری ملکوت
  • از علم به معرفت؛ کار نفس
  • نالهٔ آیت‌الله بهجت در پایان نماز
  • هندسهٔ معرفت؛ از خدا به آیات، نه از آیات به خدا
  • کلمات مولا دربارهٔ عسل و شهوت
  • فرمایش علامه؛ ریاضیات در تقویت نفس مجرد
  • نفس مدبّر؛ فص فاطمی و نفس کل
  • ورزش فکر با ریاضی؛ کم‌گویی و دیرگویی
  • سردر سرای افلاطون؛ آکادمی و زحمت راه
  • صاحبان همت؛ جان به لب تا جام به لب
  • رنگ گرفتن در صلب پدر و رحم مادر
  • خاک بودن در برابر پدر و مادر
  • رزق در آسمان؛ سفرهٔ صاحب‌زمان

نکات کلیدی

  • فقر عارف آخرین نوع فقر در مسیر لقاءالله است؛ امشب جزء سوم آن: حبس در قید تجرید.
  • تجرید یعنی کندن از ماده و ماندن در زبان نفس مجرد؛ حال هیئت اگر پیش آمد، خروج لحظه‌ای از قید ماده بوده است.
  • بدن در خواب از کار می‌افتد؛ نفس و قوای ملکوتی‌اش بیدارند و تدبیر می‌کنند.
  • نفس صوت و صورت مادی را به زبان ملکوت برمی‌گرداند تا روح بچشد؛ دانایی تا وقتی به روح نرسیده علم است، چشیدن معرفت است.
  • «ما خلقت الجن والإنس إلا لیعبدون» یعنی لیعرفون؛ قرآن و برهان و فلسفه باید به عرفان هل بدهند.
  • حبس نفس در سلوک یعنی حاضر نشدن از تجرد فرود آمدن؛ نالهٔ آیت‌الله بهجت در سلام نماز از همین فرود بود.
  • سفرهٔ هیئت را بی‌اذن صاحب جلسه نه باید جمع کرد نه باید از سرِ حالِ ذاکر و منبری کش داد؛ حساب و کتاب دارد.
  • پس از خروج از هیئت تلپی در دنیای محض می‌افتیم؛ استناد پررو به آیات ارض و جبال از حال مبتدی است.
  • هندسهٔ معرفت از بالاست به پایین: یا من دلّ على ذاته بذاته؛ بک عرفتک وأنت دللتنی علیک.
  • پیامبر از خدا به آیات رسید نه از آیات به خدا؛ تردد در آثار در دعای عرفه بعد مزار می‌آورد.
  • اگر صادقی تمنّای موت کن؛ اوج لذت ماده شهوت و شکم است و آخرش درد.
  • مولا خوشگوارترین خوردنی را عسل خواند که دفع بدن حیوان است؛ این کلمات برای امت آخرالزمان است نه برای زبان‌نفهم.
  • علامه در هزار و یک نکته: علم حساب و عدد از اعظم وسایل تقویت نفس مجرد است، به‌خصوص هندسه در تعدیل ذهن و فکر و قلم و بیان.
  • حکما گفته‌اند برای معرفت حقایق اشیا فکر را به ریاضی ورزش باید داد؛ ورزیدگان صاحب رأی صائب و نظر ثاقب و کم‌گو و گزیده‌گو و دیرگو و نیکوگو می‌شوند.
  • نفس مدبّر انسان است؛ نفس کل در فص حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیة حضرت زهراست. خیر کثیر حکمت است و خیر کثیر زهراست؛ حبس نفس دست خانم است.
  • دیرگویی سیرهٔ آیت‌الله بهجت بود: ساعت‌ها ذکر و حرم، بعد یک کلمه جواب. سؤال باید در وجود پخته شود وگرنه بیخود است.
  • سید ابن طاووس افلاطون و ارسطو را از انبیا شمرده؛ حرف را از زبان فهم باید شنید. آکادمی از افلاطون است؛ سردرش: هرکس هندسه‌دان نیست وارد نشود.
  • زحمت راه شرط درس است؛ از راه دور آمدن حجت است بر همسایهٔ هیئت.
  • استاد اشراقی: صاحبان همت به جایی می‌رسند؛ جان به لب رسید تا جام به لب رسید. ژست عارفانه به‌جای جهاد نفس نمی‌نشیند.
  • بچه همان می‌شود که خودت هستی؛ فاطمه است که فرزندش حسین می‌شود.
  • اولین رنگ در قوس نزول صلب پدر و رحم مادر است؛ اصلاب شامخه و ارحام مطهره. لا یمسه إلا المطهرون: اگر والدین طاهر نبودند دست به ولایت نمی‌رسید.
  • بقیه را گردن پدر و مادر نینداز؛ اصل کار را آن‌ها کردند. قیامت به نام مادر صدا می‌زنند؛ خادم‌تر به والدین پیش خدا عزیزتر است.
  • در برابر پدر و مادر باید خاک بود؛ علم و عرفان بهانهٔ جمع کردن ادب قبر نیست.
  • وفی السماء رزقکم وما توعدون؛ امشب تفضل حسین از اربعین بود. سر سفرهٔ علم بگو اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. فلینظر الإنسان إلى طعامه: امام باقر فرمود به علمت نگاه کن از که می‌گیری.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاءالله، فقر عارف، احتباس، قید تجرید، حبس نفس، ماده و تجرد، نفس مجرد، قوای ملکوتی، علم و معرفت، عرفان، هندسهٔ معرفت، آیات و مجالی و کلمات و اطوار، بعد المزار، تمنّای موت، نفس مدبّر، نفس کل، فص فاطمی، حکمت و خیر کثیر، کم‌گویی و دیرگویی، همت، قوس نزول، اصلاب شامخه و ارحام مطهره، قدر معلوم.

آثار و منابع: منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری (درجهٔ سوم فقر: صحت اضطرار و احتباس در قید تجرید)؛ هزار و یک نکته علامه حسن‌زاده آملی (تأثیر حساب و هندسه در تقویت نفس)؛ فصّ حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیة از فصوص و شرح حضرت استاد؛ دعای صباح (یا من دلّ على ذاته بذاته)؛ دعای ابوحمزه (بک عرفتک وأنت دللتنی علیک)؛ دعای عرفه سیدالشهدا (ترددی فی الآثار یوجب بعد المزار)؛ نهج‌البلاغه (سلونی قبل أن تفقدونی) و کلمات مولا دربارهٔ عسل و شهوت؛ نقل سید ابن طاووس دربارهٔ افلاطون و ارسطو؛ آکادمی افلاطون و سردر هندسه؛ سیرهٔ آیت‌الله بهجت در نماز و در حرم؛ زیارت وارث (اصلاب شامخة و أرحام مطهرة)؛ تفسیر امام باقر از عبس/۲۴ در کافی (علمه الذی یأخذه عمن یأخذه)؛ ذکر سفره اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان.

آیات یادشده: فاتحه/۱، فاتحه/۲، فاتحه/۵، ذاریات/۲۰، ذاریات/۲۲، ذاریات/۵۶، غاشیه/۱۷–۱۹، بقره/۹۴، بقره/۲۶۹، حجر/۲۱، واقعه/۷۹، عبس/۲۴.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.