ددرس‌گفتارها

خلاصهٔ کوتاه

جلسهٔ صد و بیست و یکم سلسلهٔ لقاء الله، بخش اول سخنرانی شب دوم قدر هزار و چهارصد و چهار حجت‌الاسلام بیات است. استاد بزرگ‌ترین مانع ظهور را عدم اجتماع قلوب اهل ایمان می‌داند و می‌گوید کار زمینه‌سازی از خود شخص شروع می‌شود: بخشیدن، حلال‌کردن و بیرون‌ریختن کینه، بی‌آنکه از دیگری توقع بخشش داشته باشد. از کنز الفوائد روایتی می‌آورد که پیامبر شبیه‌ترین مردم به خود را با هشت خوی معرفی می‌کند: حسن خلق، حلم، برّ به نزدیکان، شدیدترین حب به برادران دینی، صبر بر حق، کظم غیظ، نیکوترین عفو، و انصاف با نفس. تشبّه به پیامبر همان تلبّس به اسماء الله و «قربتاً الی الله» است؛ ربّ شخصی همان اسمی است که در وجود سلطنت گرفته و هنگام موت زیارت می‌شود. قرب نوافل و قرب فرائض، نسبت دنیا به ابد (صد تقسیم بر بی‌نهایت برابر صفر)، پاکی قوهٔ خیال به‌مثابهٔ ملکوت و برزخ وجود، نماز استغاثه به حضرت زهرا، و سخن خودمانی با خدا و امام عصر محورهای عملی جلسه‌اند. بحث لقاء الله در این شب‌ها جمع می‌شود تا نوبت منازل السائرین برسد.

فهرست مطالب

  • آغاز جلسه؛ استعاذه و استغاثه
  • بزرگ‌ترین مانع ظهور؛ تألیف قلوب
  • روایت کنز الفوائد؛ شبیه‌ترین مردم به پیامبر
  • تلبّس به اسماء؛ قربتاً الی الله
  • قرب نوافل و قرب فرائض
  • أحسنکم خلقاً؛ شیرینی معاشرت
  • أعظمکم حلماً؛ حلم در پس علم
  • أبرکم بقرابته؛ خیر به نزدیکان
  • أشدکم حبّاً للإخوان فی الدین
  • تکبّر؛ سر سوزن و خادمی در هیئت
  • أصبرکم علی الحق؛ حکومت و انفجار نور
  • اسم از آسمان می‌آید؛ دست‌بوسی در قوهٔ خیال
  • یا لیتنی کنت معکم؛ فقد نبی در نشئهٔ طبیعت
  • دستور آقای بهجت برای اشک
  • جلال دیوانه؛ کشف در رتبهٔ مثال
  • نماز استغاثه به حضرت زهرا
  • پاکی خیال و رؤیت امام عصر
  • أکظمکم للغیظ و أحسنکم عفواً
  • أشدکم من نفسه إنصافاً؛ امانت الهی به خودت
  • سخن با خدا و امام عصر؛ توحید صمدی

نکات کلیدی

  • بزرگ‌ترین مانع ظهور عدم اجتماع قلوب اهل ایمان است؛ تا می‌توان باید تألیف قلوب کرد و هر کس از خودش شروع کند: ببخشد، حلال کند، بدی را ندید بگیرد و از دیگری توقع بخشش نداشته باشد.
  • روایت کنز الفوائد (جلد ۲، صفحهٔ ۱۱) شبیه‌ترین فرد به پیامبر را با حسن خلق، حلم، برّ به قرابت، حب شدید به اخوان دینی، صبر بر حق، کظم غیظ، أحسن عفو و انصاف با نفس معرفی می‌کند.
  • تشبّه به پیامبر تلبّس به اسماء الله است؛ «قربتاً الی الله» یعنی پیاده کردن اسم جامع الله در خود. ربّ پیامبر الله است چون جلوهٔ اتم همهٔ اسماء است.
  • حال در اخلاق مقام را می‌خواهد نه حال را؛ در عرفان حال خوب است: نسبت پایدار اسماء در وجود. دعای «غیّر سوء حالنا بحسن حالک» در فتوحات ابن‌عربی به همین معناست.
  • اسمی که در تو ظهور تام کند سلطان وجود و ربّ شخصی و اسم اعظم وجودی تو می‌شود؛ حداقل هنگام موت همان را زیارت می‌کنی. رتبهٔ نوری به میزان تشبّه به پیامبر است؛ اتم فقط اهل بیت است.
  • در قرب نوافل خدا سمع و بصر و دست و پای تو می‌شود؛ در قرب فرائض تو بالا می‌روی معراج و یدالله و اسم الله می‌شوی، نه اینکه خدا تنزل کند. همهٔ موجودات ظهور بسم‌الله‌اند.
  • حسن خلق یعنی با او نشستن و سفر و مؤانست شیرین است. حلم را علم می‌آورد؛ جهل پرخاش و بی‌صبری می‌آورد.
  • برّ به نزدیکان معیار قرب به پیامبر است؛ استاد از راه انداختن هیئت در خانه و دیدن یک‌بارهٔ خانواده در نماز جماعت مسجد یاد می‌کند.
  • شدیدترین حب به برادران و خواهران دینی مسانخت می‌آورد و شفاعت به معنای جفت‌شدن و مؤانست است نه پارتی‌بازی.
  • تکبر و غرور و خودشیفتگی راه همنشینی با پیامبر و معراج را می‌بندد؛ سر سوزن کبر بوی بهشت را هم نمی‌گذارد. خادمی گمنام — دیگ و جارو و شستن سرویس، کار شهید همت سحرها — چارچوب بی‌خود نفس را می‌شکند.
  • أصبرکم علی الحق: این حکومت تنها حکومت شیعهٔ اثنی‌عشریه پس از امیرالمؤمنین (و چند ماه امام حسن) است؛ حق است و انفجار نور، به تعبیر علامه فجر آخر و به تعبیر امام. قرآن یکپارچه حکم و محکم است؛ از حکومت خدا فرار ممکن نیست.
  • عمر دنیا نسبت به ابد، به قول علامه طباطبایی، هر عددی تقسیم بر بی‌نهایت است: صفر. صد سال را بر ابد تقسیم کن؛ تحمل یک‌صدم ثانیه است.
  • اسماء از آسمان می‌آیند رزق می‌شوند. دست پدر و مادر را در قوهٔ خیال ببوس؛ این رتبه باطن‌تر از نشئهٔ طبیعت است. طبیعت خیر و شر مشوب است؛ خیالِ پاک یکپارچه نور و ملکوت وجود است.
  • درک روضه از خیال است چون در کربلا نبودیم. کسی که طبیعتش آلوده است فقد نبی و ولی دارد و خیالش هم بی‌امام است. اگر از ملکوت وجود ارتباط بگیرد فیض می‌گیرد و در طبیعت هم همراه امام می‌شود؛ اشک از درون می‌جوشد نه از بیرون.
  • آقای بهجت به کسی که اشکش نمی‌آمد فرمود کاسه آب بگذار و به صورت بکش: فیلم نیست؛ اگر خیال آلوده باشد اشک از درون نمی‌جوشد و خشک می‌شود.
  • داستان جلال دیوانه: هنگام روضهٔ زهرا خود را پشت در خانه‌اش دید و در باز شد؛ رگه‌ای از کشف در رتبهٔ مثال. رتبهٔ مثال و ملکوت کار دست حضرت زهراست؛ به جبروت امیرالمؤمنین جز از طریق صدیقهٔ شهیده راه نیست.
  • نماز استغاثه به حضرت زهرا این شب‌ها کارگشاست. سجده‌اش واجب نیست؛ با «یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی» دست آزاد را به نیت کوبیدن در خانه‌اش به زمین بزن. صورت‌گری پاک، خیال آلوده به گناه را عوض می‌کند.
  • نفس و خیال که پاک شود عکس خود حضرت را انشا می‌کند؛ هنگام ظهور همان چهره را بازمی‌شناسی. راه‌ها در رسالهٔ سیر و سلوک سید بحرالعلوم است. بعد از آن دسترسی به عالم عقول از طریق زهرا و شهود.
  • أحسن عفو یعنی بخشیدن با آغوش، نه «بخشیدم دیگر قیافه‌ات را نبینم». انصاف با نفس: خودت ودیعه و امانت الهی به خودتی؛ حق بی‌ادبی به خودت نداری. «نمی‌فهمم» بدون فکر بی‌حرمتی است؛ امام صادق پرسید چه بهره از فکر برده‌ای که می‌گویی نمی‌فهمم.
  • گنج این شب‌ها صحبت خودمانی با خدا و امام عصر و زهراست، با زبان دل نه فیلم. شهید نصرالله به دستور رهبر با خدا محاوره‌ای حرف زد و فرج و نصرت دید. خدا از رگ گردن نزدیک‌تر است؛ بر اساس توحید صمدی تو خودت ظهور حقی. اگر خیال پاک باشد آقا کنار دستت می‌نشیند مثل پدری مهربان.

اصطلاحات و منابع

اصطلاحات: لقاء الله، تألیف قلوب، تلبّس به اسماء، قربتاً الی الله، اسم جامع الله، ربّ شخصی و اسم اعظم وجودی، حال عرفانی در برابر حال اخلاقی و مقام، جلوهٔ اتم اسماء، قرب نوافل و قرب فرائض، یدالله، ظهور بسم‌الله، مسانخت و شفع/شفاعت، حله‌های نور و رتبهٔ نوری، کبر به‌قدر سر سوزن، حکم و حکمت و حکومت، انفجار نور و فجر آخر، قوهٔ خیال و رتبهٔ مثالی و ملکوت و برزخ وجود، نشئهٔ طبیعتِ مشوب، فقد نبی و ولی، کشف و شهود، عالم عقول و جبروت، روح اعظم، توحید صمدی، کظم غیظ، أحسن عفو، انصاف با نفس و ودیعهٔ الهی.

آثار و منابع: کنز الفوائد کراجکی جلد ۲ صفحهٔ ۱۱ (روایت أشبهکم بی خلقاً؛ همخوان با کافی ج۲ ص۲۴۱ با اختلاف ألینکم کنفاً)؛ فتوحات مکیه ابن‌عربی در «غیّر سوء حالنا بحسن حالک»؛ منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری (مقصد بعدی پس از جمع لقاء الله)؛ رسالهٔ سیر و سلوک منسوب به سید بحرالعلوم و نقل علامه شعرانی؛ کتاب بانو مجتهده امین (نکته به شب بعد موکول شد)؛ دعای کمیل «لا یمکن الفرار من حکومتک»؛ دعای افتتاح «اللهم إنا نشکو إلیک فقد نبینا»؛ زیارت عاشورا «یا لیتنی کنت معکم فأفوز فوزاً عظیماً»؛ نماز استغاثه به حضرت زهرا «یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی»؛ سخن منسوب «ظهرت الموجودات عن بسم الله» و «الأسماء تنزل من السماء»؛ حدیث کبر «لا یدخل الجنة من کان فی قلبه مثقال ذرة من کبر»؛ تعبیر علامه طباطبایی از نسبت دنیا به ابد؛ تعبیر علامه و امام از لیلة القدر به‌مثابهٔ انفجار نور؛ دستور آیت‌الله بهجت برای آمدن اشک؛ حکایت شهید همت و خادمی گمنام؛ تشرف شهید سید حسن نصرالله و دستور رهبر به سخن گفتن با خدا؛ نامهٔ ناحیهٔ مقدسه در جدایی زمانی از جد.

آیات یادشده: فاتحه/۱، فاتحه/۵، علق/۸، نجم/۴۲، انشقاق/۶، قدر/۵، یس/۱–۲، ق/۱۶.


خلاصه توسط مدل از متن کتابیِ جلسه — نقل مستقیم طولانی از عربی لازم نیست.