یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین و من شر نفسي و من شر خلقک.
بسم الله الرحمن الرحیم.
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین.
الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
لطف کنید با حضور قلب با توجه.
ثواب اونهایی که از جمع ما رفتند و اسیر خاکند بد وارث و بی وارث از محبین امیرالمؤمنین، مادر و برادر من حقیر، حسین عاطفه عزیزم، شهید شهدای هیئتمون، آخرین کسی که از جمع ما به رحمت حق رفت حاج آقا پاکزادیان.
ثواب همشون یک صلوات هدیه کنید.
اللهم صل على محمد و آل محمد کما صليت على إبراهيم و آل إبراهيم في العالمین إنک حمید مجید.
ما در بحث لقاء الله رسیدیم به موضوع ارادت.
یه پرانتزی البته در بین بحث و ابتغوا الیه الوسيلة که فقر بود بین موضوع فقر.
ما موضوع فقر رو تمومش نکردیم.
تازه رسیدیم به سر فصلش و ان شا الله از همین کتاب صد منزل دلی که دست منه موضوع فقر رو بررسی خواهیم کرد.
اما یه پرانتزی باز کردیم که بگیم.
فکر میکنم شب آخر فاطمیه بود که عرض کردیم ما برای اینکه به لقاء الله برسیم و حجاب نورانی رو بندازیم نیازمند اراد هستیم.
ارادت ابتدای محبته.
ارادت به قول خواجه عبدالله سه مرحله داره.
یه مرحلهش فعلی بود، یه مرحلهش حالی بود، انقطاع حالی بود.
مرحله سومش حالت ذهول بود.
اگه یادتون باشه یعنی سرمستی.
یعنی شدت محبت.
این حالتی که در جلسات و هیئتها بعضا ایجاد میشه از خود بیخود میشی نسبت به حضرت زهرا، به امیرالمؤمنین، به امام حسین.
معلومه که از بیرون یه چیزی تزریق شد به تو.
تو اونی نیستی که اومدی تو هیئت نشستی.
این ارادت به تو تزریق شد و شدت گرفت.
وقتی این خیلی زیاد شد بهش میگن [نفس عمیق] این حالتی که ذهول ازش به ذهول یاد شده.
حالا ذهول رو دو تا راهکار داره برای اینکه ما این حالت رو در خودمون تقویت کنیم و نگه داریم.
اینجا وایسادیم که خواجه عبدالله [سرفه] میفرمود اولیش اینه "مع صحت الاستقامة" که سالک باید توی این منزل که قرار میگیره به شدت اهل استقامت باشه و آنی غافل نشه.
یعنی عقب گرد مطلقا.
پس رفت مطلقا.
باید اهل استقامت باشه، مستقیم باشه که البته خیلی سخته.
اصلاً این هیئتها رو همین موضوع پیر کرده.
ریش علمداران این هیئتها به جهت نداشتن استقامت توسط کارگزاران ری-- سفید میشه.
در شوره در، ا، اه، شورا هم سوره شورا هم هست یا شعرا که "فاستقم كما امرت" خب؟
اما "ومن تاب معك" نداره "ومن تاب معك" توی سوره هوده.
ولی پیغمبر فرمود سوره هود محاسن منو سفید کرد.
گفتند کدوم آیه از سوره؟
فرمودن "فاستقم كما امرت"ی که تو اون سوره است چون مـ-م "ومن تاب معك" پشتش داره.
خب تو که استقامت داری یا رسول الله و کسایی که "معک" همراه تو هستن.
اونا ریشه پیغمبر رو سفید کردن.
استقامت خیلی مهمه.
حالا اجازه بفرمایید که از حضرت آیت الله کمیلی خراسانی من فرمایش ایشون ذیل این موضوع رو براتون بخونم چون ایشون [سرفه] از شاگردان حضرت آقای حداد بودن.
نفسشون چاقه.
دیگه مثل من لاغر نیست.
برای همین ان شا الله [سرفه] همتون رو میسازه.
در خصوص "مع صحت الاستقامة" ایشون میفرمود:" [نفس عمیق] سالک باید کاملاً در تحصیل ارادت به معشوق خود پایدار بماند و هیچ گونه ریب، شک، ضعف، سستی و تنبلی به خود نشان ندهد چون کمترین ضعف و سستی بیشترین وسوسه شیطانی را در بر دارد.
اگر شما یک خرده سست شوی از آن طرف وسوسه نفس و شیاطین بر شما غلبه میکند.
شیاطین جن و انس منتظرند تا ببینند پای شما چه وقت میخواهد در مسیر حق بلرزد و چه وقت در شما تردید ایجاد میشود.
لذا خواجه فرمود اگر میخواهی ذهول پیدا کنی باید صحت استقامت در اراده را در خود داشته باشی و یک لحظه پا عقب نگذاری." یادمه که حدود سی سال پیش توی مهدیه چهارراه شهید مدنی یه شب جمعهای بود.
خیلی هم شلوغ بود تا تو خیابون هم بچهها وایساده بودن.
وسط کمیل، اون موقع من وسط کمیل زیاد ارجاع میکردم.
وسط کمیل یعنی کمیلهای ما دو ساعت و نیم بود اون موقع.
تازه اینا نوجوون بودنا.
الان نگاه نکن چهل و پنج دقیقه سر تشریف جمع میره بعد وسط کمه گفتم آقا دامی رو برای ما پهن کردن دشمنان هرکی رو از نقطه ضعفش.
یکی رو از طریق پول، یکی رو از طریق شهوت، یکی رو از طریق مقام.
همینطور سر میدن.
مراقب باشین مخصوصا آدمایی که پرچمدارن، علم دارن.
اون موقع خیلی مرسوم نبود مثلا سخنرانی، مداحی چیزی رو بیارن از طریق پول یا شهوت سر بدن.
اما دیدین بعد از اون چقدر این اتفاق افتاد.
[مکث] کی این اتفاق میفته؟
وقتی من و شما متزلزل میشیم.
الان رمز رو داد دیگه کد رو داد.
ایشون فرمودن به محض اینکه سست شدید بدونید شیطون اومد.
همچی که مردد شدی حالا برم هیئت یا نرم؟
حالا الان برم حرم یا؟
خاک تو سرت کنن که هنوز تشخیص نمیدی که حرم اصلا قابل قیاس با هیچ جا نیست.
هیئت اهل بیت قابل قیاس با هیچ جا نیست.
مونده بره خونه دختر خالهش یا بیاد هیئت.
بره خونه پسر خالهش بازی کنه یا بیاد مثلا بره حرم.
[مکث]تو حقته که شیاطین بریزن سرت.
هنوز اولویتها رو نمیدونی.
[مکث] دومین نکته "و ملازمت رعایت علی تهذیب الادب." چقدر اینجا ما حرف داریم اینجا تو این نکته دوم و آخریش.
"و ملازمت رعایت علی تع-تهذیب الادب." باز راضی باشید که از خود استاد براتون بخونم.
"کار دوم آن است که سالک همیشه باید آداب راه، آداب مقابل استاد، رفیق و شئونات سلوک را رعایت کند.
بعد از آنکه سالک سالها در مسیر سلوک بود باید برایش روشن شود و بفهمد که باید چگونه رفتار کند.
به طور کلی باید ملازم رعایت باید، باید ملازم رعایت راه [مکث] به صورت مدام" یعنی یک آن غافل نشه "به صورت مدام داشته باشه و آن را رعایت نماید و غفلت نکند." ملازمت بر چه چیزی؟
بر چه چیزی باید ملازمت کنه؟
ملازمت به اینکه آداب سلوک را رعایت و حفظ کنیم.
وقتی از هیئت رفت بیرون فکر میکنه دیگه از مثلا حریم حرم دور شد.
[مکث] یادتونه اون شب مثال زدم؟
شما اصلا در، از تعلمه در مصباح العنس میخواست مثال بزنه ابدال چگونه بدل انشایی میکنند از بدنشون، از بدنشون.
هزاران بدل انشایی درست میکنند.
میره اقصا نقاط دنیا آدمها رو کمک میکنند.
اونام فکر میکنند امام زمان دیدن.
همون پنجاه و سه نفر.
خب.
[مکث] یادتونه مثالی که علامه زد چی بود؟
فرمود چطور شما قبول میکنی شما اینجا نشستی سر تا سر دنیا داره تو رو تو تلویزیون نشون میده، تو ماهواره نشون میده.
این چیزی شبیه به این.
تازه اون تکنولوژیش خیلی سطح پایینتر از این چیزیه که ما میگیم.
این چیزی که ما میگیم همیشه کاربرد داره ولی چیزی میتونه اونو از کار بندازه.
آنتن رو.
مانع بشه از مثلا گیرندگی.
نگی نرفتی جاهایی که اصلا آنتن نمیده؟
یه دستگاهی درست میکنند آنتن نده.
درست شد؟
حالا چه دستگاهی میتونه مقابله کنه با آنتن دهی کانال فیض الهی؟
[مکث] کسی میتونه جلوی فیض الهی رو بگیره؟
هر جا تو وسط جهنم هم که باشی تو میتونی با حضرت زهرا ارتباط بگیری.
مثل همون که مثالشو زدم تو کمر.
هفت هزار سال تو آتیش مگه نبود؟
یادش اومد گفت یا زهرا کشیدنش بیرون.
یعنی چی؟
یعنی ارتباط برقرار شد.
یعنی کانال وجودی فیض الهی که حضرت زهراست همیشه جاری و ساریه.
اون بسته نمیشه راهش.
چگونه قبول میکنی که طرف اینجاست تو میلیونها تلویزیون تصویرش داره پخش میشه؟
قبول نمیکنی که بتونه از خودش بدل انشایی از بدنش ایجاد کنه، ایجاد کنه همه جا باشه؟
چرا اینو نمیپذیری؟
الان تو قوه خیالت شما نمیتونی صورت موهوم اصلا یعنی وهمیه.
اصلا بیرون خارج از تو اصلا خروجش امکانپذیر نیست.
یعنی عقلانی نیست اصلا.
یه صورت عجیب و غریب چه میدونم یه دیو هفت سر در قوه خیالت میتونی انشا کنی یا نه؟
صورتشو، شکلشو ایجاد کنی.
خودت خالقی.
خلق کنی و ببینیش به تماشاشم بشینی.
میتونی دیگه این قدرت رو داری.
چگونه تو قوه خیالت میتونی این کارو بکنی؟
بیرون از قوه خیالت نمیتونی؟
بیرون تو قوه خیال که خیلی سختتره.
اگر دو، تو چهارتا وادی حکمت و عرفان رو درست بری جلو، میدونی تو قوه خیال خیلی سختتره ایجاد کردن اشکال تا بیرون از تو، تو مرتبه نازله که دنیاست.
[مکث] چگونه تو، تو خیالت میتونی بیرون از خودت نمیتونی؟
پیداست.
یه رمز داره.
یه فرمول داره مثل طی الارض.
فرمول داره.
فرمولشو بلد نیستی که امان از اینکه این فرمولها بیفته دست آدم کم ظرفیت.
بودن تو همین بهتون گفتم یه نفر و نصفی دو نفری.
آقا مثلا یه شبی فرمول طی الارض رو گفتیم که حدیثه من خودم نگفتم امام صادق فرموده رمزشو گفتیم تو یکی از سور قرآنه چیه و اینا.
آقا یه نفر تهذیب نفسش هم خوب رعایت کرده بود.
من با ایشون صحبت کردم، با خونوادش صحبت کردم.
دیدم درست میگن افتاده به طی، طی الارض.
رعایت کرده افتاده به طی الارض.
همین فرمولشو هم ما شنید رعایت کرد.
خب کار اینا فو-- اینا همش کد و رمزه خیلی راحت میشه.
منتها خب اون بی ظرفیت بود هرچقدر ما زیرمون دیگه نرسید بهش که متوقفش کنیم.
اصلا نیست دیگه.
همش این ور اون وره.
[خنده] خونواده بیچاره همشم دادشم سر ما میزنن فوششو به ما میدن.
آدم باید ظرفیت داشته باشه بعد همونجا نگرش میدارن.
حالا من منتظرم که متوقف بشه چون اینطوری نیست که همینطوری.
آقا خ-خدا عالم خدا داره.
خداست و خدایی میکنه.
این همه آدم میرن حرم امام رضا چهارتاش شفا میگیره.
هزاران نفر نمیگیرن.
خداست و خدایی میکنه.
امام رضا هم آقا بالا سرش هست.
خدا بالا سرشه.
اصلا همونجا نگرش میدارن.
و کسی که استفاده کنه از این نخود کیش میشا همونجا نگرش میدارن.
اگر کسی ادعا کرد بدونید که در هم-- حالا تکذیب هم نکنید.
نگید دروغ میگه ولی اینو بدونید که تو همون سطحه.
همونجاست.
خب پس این دومیش که خیلی مهمه.
چقدر دیگه وقت مونده؟
نکنه نمیگید دوباره.
یه دقیقه؟
خب تو یه دقیقه دو سه خط بخونیم.
میفرماید ملاحظت بر اینکه- تموم شده.
تموم شده؟
یه دقیقه ش تموم شد.
یه دقیقه بهمون بدید- حرف کدومتون رو قبول کنیم؟
[خنده] یه دقیقه وقت اضافه.
باشه.
به عشق بچه هایی که تو آشپزخونه زحمت میکشن، یه دقیقه وقت اضافه.
ملاحظت به اینکه ملاحظات به چی آقا؟
به اینکه آداب سلوک را رعایت و حفظ کنیم.
چون اگر بی ادبی از ما سر بزند، از چشم خدا میافتیم و ساقط و پرت میشویم.
آنقدر باید مراقبه را در خودمان تشدید کنیم که حتی یک عدد از آداب سلوک، آداب طریق و آداب ارادتی که مرید باید داشته باشد از دستمان نرود.
بعد مثال استادشون آقای حداد رو میزنن که یه نفر خیلی هم گوش بود و هوش بود و قشنگ مینوشتها خیلی اهله.
ولی بی ادبی میکرد.
چرا تو پرت میگفت مثل بعضیا.
بعد هرچی بهش تذکر میدادیم گوش نمیداد تا رفته رفته آقای حداد ایشون رو طردش کرد از جلسه و از خودش.
استاد تشخیص میده این کسی به دردش نمیخوره.
چه به خودش بگه چه نگه میونه طردش میکنه.
از چشم استاد میفته و طرد میشن.
عالم حساب و کتاب داره رفیق.
یه شب میای اینجا از اول تا آخر تو ق-آغوش امام زمانی، یه شب آقا از دور نگات میکنه میگه تو هم از دور منو نگاه کن.
حساب کتاب داره داداش.
همه چی حساب کتاب داره.
ما بیتوجهایم.
والحمد لله رب العالمین.
صلوات بفرستید.
اللهumma صل علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم